قربانیان خشونت های کور
او که از مسجد آمده و بعد از انفجار در کمک به مجروحین حضور داشته است از دستها و پاهایی می گوید که قطع شده اند،خونهایی که بر در و دیوار مسجد پاشیده شده است و مجروحانی که در بدترین حال بستری اند و خانواده هایی که مات و مبهوت در احساساتی بینابین خشم،نفرت،درماندگی و ..بسر می برند.کسانی که از مردم عادی و شرکت کننده در مراسم مذهبی بوده اند و قربانی این حادثه مرگبار قرار گرفتند،آنها چه گناهی داشته اند؟ آیا به جرم گرایش مذهبی باید کشته شوند؟آیا باید تاوان کدام کار انجام نداده را پس دهند؟ دل هر مسلمان متعادل دینداری می لرزد.چگونه می توان ناراحت نبود و عمیقا متاسف نبود،البته نه فقط از این حادثه که به نگرشی که به خود اجازه می دهد مردمی را بکشد تا به منافعی دست یابد.حال این منافع چه دنیوی باشد که به وضوح محکوم است و چه منافع به اصطلاح خودشان اخروی که به بهشت می روند!! در حالی که دین جز در سه حال کشتن را روا نمی داند:
1.زنای محصنه
2.قتل نفس
3.مرتد از دین و مفارق از جماعت
هیچگاه پیامبر خدا(ص) نگفته است که به خاطر عقیده و مرام کسی را بکشند که هر کس در انتخاب آیین خود آزاد هستند .
آنگونه که در تعریف خشونت آمده است:خشونت اعمال روش های غیرمسالمت آمیز و غیر قانونی برای تغییر ساختارهای فرهنگی،سیاسی و اجتماعی در جامعه است. خواه این رفتارها از سوی دولت ها باشد و یا گروهها و احزاب و اشخاص. همه و همه بیش از آنکه اصلاح آورد فساد می آورد.مثلا ما مجاز نیستیم که در قبال قتل یک نفر بیش از یک نفر را بکشیم و آنهم پس از آنکه در دادگاهی عادلانه و توسط دولت اسلامی جرم ثابت شد و او از آن دفاع کرد می توان حد را جاری کرد.
تفاوت فیزیولوژیک،خانوادگی و شخصی موجب فرهنگ های گوناگون می شود که هیچ گریزی از آنها نیست.هیچگاه به زور نمی توان نگرش ها را عوض کرد،از طرف دیگر هر مجموعه ای در محدویت هایی بسر می برد که همه حقایق در دست او نیست و نیاز به تعامل است تا نگرش ها و رفتارها بسوی کامل تر شدن پیش برود.
میتوان با گفتگو،باورمندی به نقد،باور به تغییر،التزام به قرارداد اجتماعی و تاکید بر اموزه های اخلاقی مثل آخرت اندیشی،حکمت تدریجی،صبر،ایثار،فرو خوردن خشم،گذشت،دوری از غیبت،پرهیز از سوء ظن،پیوندهای عاطفی،رواج نوع دوستی،رعایت حقوق مساوی شهروندان زمینه های خشونت را از بین برد.
این گونه حوادث نشانگر چند چیز است:
1. جامعه ما نا متعادل و ناموزون است که هر کس به خود اجازه می دهد هر چه بگوید و هر کاری بکند و لو آن کار موجب خشم و ناراحتی خداوند و مردم شود و هر کس را که با این نگرش مخالف باشد بی احترامی کرده و حتا بکشد.
2. مسجد هم دیگر خانه ای امن نیست،جایی که سجده گاه مومنان و کانون آرامش باشد.خانه هایی نا امن در صورتی امن می شود که خداوند عبادت شود و متاسفانه مردم هراس دارند که به مسجد بروند و این فوق العاده دردناک است.
3. درگیری های فرقه ای،قومی و مذهبی را دامن می زند که موجب نا امنی اجتماعی می شود.دیگر کسی میل به فعالیت اجتماعی نمی کند.
4. گرایش های خشن را گسترده تر می سازد،محال است که خشونت و انتقام آرامش و خنک شدن دل به همراه داشته باشد در حالی که خداوند متعال توصیه به عفو و گذشت دارد.
5. این کارها خشونت و سنگدلی را گسترش می دهد: ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ(بقره/74)
6. فتنه گرانی که خوراک و حیات آنها در نا امن کردن اوضاع است دست به کار خواهند شد و مردم از هر قومیت و مذهبی باید خویشتن دار و هوشیار باشند.
در هر حال و با هر منطقی چه دینی و چه انسانی اقداماتی از این دست محکوم است و مرتکبین آن به قهر خداوند در دنیا و آخرت دچار خواهند شد.چنانچه خداوند متعال می فرماید:
و من یقتل مومنا متعمدا فجزاءه جهنم..
وظیفه مومنان هم حفظ آرامش و صبر است،زیرا خشونت امری محکوم به شکست است و اقداماتی انجام داد که روز به روز زمینه های خشونت را در جامعه از بین برد که به برخی از آنها اشاره شد.
باشد که هموطنان ما این گونه مظلومانه و بی گناه کشته نشوند.
نگاه:رویکردها و راهکارهای جماعت دعوت و اصلاح ایران از سایتwww.islahweb.org
