تبليغاتX
اسلام
اسلام
اسلام دقیقا عملکرد مسلمانان نیست بلکه برنامه ای است ربانی که مسلمانان بایدخود را با آن تطبیق دهند

  رمزگشایی 

 

هیچ چیز جهان اتفاقی و بی خود نیست.هر روز گلها سر بر می آورند.زیر خاک دنیایی فعل و انفعال از موجودات زنده و غیر زنده در جریان است.روی خاک در کره زمین  در عالم انسان ،حیوانات ،گیاهان و غیر زنده  هر لحظه داستانهایی در حال پیش آمدن است که  آنقدر زیادند که هیچ نویسنده ای قادر به نوشتن همه آنها نیست.در بالای زمین،در سیارت و ستارگان،در آن کهکشانهای دور  در هر کسری از ثانیه اتفاقی در حال رخ دادن است.آنسوتر در ورای آسمانهای دور دنیایی شگفت انگیز وجود دارد که از حقیقت آن کسی خبر ندارد.جهانی جادویی که خوب البته واقعیت دارد،زیرا عقل و علم و وحی هر سه بدان گواهی می دهند. من و نه غیر از من ناتوان از توضیح چیستی آن هستیم.نهایتا می گوییم که هست و بر این یقین محکم پافشاری می کنم. می توانیم گوشمان را به زمین بچسبانیم و به پچ پچ جوانه ها در زیر خاک گوش بسپاریم..می توانیم چشمان خود را از عادت های روزمره به دنیایی از شگفتی های هستی باز کنیم و انسان بودن خود را توسعه دهیم.باور کنیم که در زیر این آرامش زنجیره ای از اتفاقات بکر وجود دارد که اگر آنها را می دانستیم جور دیگری زندگی می کردیم. همه ما می توانیم از این روزمرگی های کشنده خود را خلاص کنیم و انسان دقیقه پیش نباشیم.تنها دانستن و کسب اطلاعات کافی نیست.بایستی بتوانیم زیر مجموعه اطلاعات خود را ترکیب کنیم و در اثر این ازدواج اطلاعات اندیشه هایی جدید به وجود آوریم که مبنای عمل برای تقویت حس این دنیایی بودن  ما شوند.میان این دنیا و دنیاهای دیگر،غیب و شهادت مرزی وجود ندارد. مرزی که هست میان خود ما و خود ماست.مایی که بسته مانده ایم و باکدهاییکه در دست خود ماست از اتفاقات رمزگشایی نمی کنیم.چه اندکند آدمیانی که  این کلیدها را پیدا می کنند و رازها را قفل گشایی می کنند.چه اندکند آدمیانی که تنها به گل نگاه نمی کنند و بلکه پیچش مو را می بیینند.چه بسیار کم هستند کسانی که تنها نمی بینند و بلکه دیده ها را فهم و بصارت می کنند. جای دوری نرویم..به رفتارهای نزدیک ترین کسان خود نگاه کنیم..پا به پای کودکان خود راه برویم و دنیایی از شگفتی را نظاره کنیم.تغییرات گل پشت بالکن را روز به روز رصد کنیم..به تغییر صدای ماشین توجه کنیم.به قیافه آدمها موشکافانه نگاه کنیم.لحظات  و لو در حد یک ساعت خود را از تکرار و واگویه افکار و حرفهای این و آن و روتین زندگی خود خلاص کنیم .خوب دیدن و عمیق دیدن را تمرین کنیم.به فیلم علمی تخیلی نگاه کنیم.بگذاریم کودکان ما تخیل خود را به کار گیرند.مانع فکرهای خنده دار نشویم.به حماقت خودمان بخندیم. متاسفانه رکودهای ما بیشتر از آنکه در حوزه کار باشد در حوزه اندیشه است و فقدان مکانیسمی که بتواند اگر فکری وجود داشت آن را به رفتاری تبدیل کند که منشا زایش افکار و اعمال تازه باشد. برای رشد ایده های تازه باید بچگی را یکبار دیگر تکرار کنیم زیرا متاسفانه ما در بزرگی کاذب خود در جا می زنیم.

ارسال در تاريخ جمعه بیست و ششم تیر 1388 توسط عبدالغفور

تا شقایق هست..

زندگی باید کرد

چون امید هست

چون راه هست

چون  روز هست

چون  ماه هست

خورشید می درخشد

آخرت هست

خداوند عادل بی همتا هست

قلب هست

نور هست

راز هست

خوبی هست

اندیشه هست

زندگی هست

باید زندگی کرد

سر را بالا گرفت و بندگی کرد

سر پیش خالق فرود آورد

و عزت را به استکبار نفروخت

آری چشم هست

چشمه می جوشد

آتشفشان احساس خاموش نیست

باغ هست

بار هست

یار هست

همدل و همراز هست

یاد هست

نان هست

شور هست

شعر هست

تحلیل هست

خاک هست

باد هست

طوفان هست

مرگ هست

هماورد بی همتا است

قانون حق هست

شمع هست

احساس هست

شب هست

نور قرمز هست

کودکی هست

بازیهای کودکی هست

شاه بازی،سبیل آتشی هست

مهر هست

ناهید و زهره هست

ظهر هست

عصر هست

ایمان هست

کورسوی اخلاق هست

اخلاص هست

سوز پر شور هست

خدا هست

یک دنیا امید

یک بام سبز

لاهیجان سبز هست

شمال هست

دریای آبی هست

هست ها هست

کمبودها نیست

نیست ها نیست

ارسال در تاريخ جمعه پنجم تیر 1388 توسط عبدالغفور