تبليغاتX
اسلام
اسلام
اسلام دقیقا عملکرد مسلمانان نیست بلکه برنامه ای است ربانی که مسلمانان بایدخود را با آن تطبیق دهند
 

همراه با غزه14cx7[1].gif

استاد عبدالرحمن پیرانی دبیرکل جماعت دعوت و اصلاح ایران

سُبحانَ الّذی أسْری بِعَبْدِهِ لیلاً مِنَ المَسْجِدِ الحرامِ إلى الْمَسْجِدِ الاَقْصَا الّذی بارَکْنا حَوْلَهُ لِیرِیهُ مِنْ ءایاتِنَْا اِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ
منزه است آن (خدایی) که بنده‌اش را شبانگاهی از مسجد الحرام به سوی مسجدالاقصی -که پیرامون آن را برکت داده‌ایم- سیر داد، تا از نشانه‌های خود به او بنمایانیم، که او همان شنوای بیناست.

و قَضَینا إلى بَنی اسرائیلَ فی الکتابِ لَتُفسِدُنَّ فِی الأرضِ مَرَّتَینِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبیرًا
در کتاب (تورات) به بنی اسرائیل اعلان کردیم که دوباره در زمین تباهی و فساد می‌ورزید و به برتری بزرگی نایل و عدوان و جور را به نهایت می‌رسانید.

اَلَمْ نُهْلِکِ الآخرِین

ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الآخرِین

کذالِکَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمینَ

آیا ما پیشینیان بزهکار تکذیب‌کننده دین را نابود نساخته‌ایم؟

و سپس پسینیان را دنبالش روانه نکرده‌ایم؟

با گناهکاران چنین رفتار خواهم کرد.


پیشگفتار

بسم الله ‌الرحمن ‌الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین الذی تکفّل بنصرة دینه و الحافظ على کتابه، و الصلوة و السلام على أشرف المرسلین و خاتمهم محمد بن عبدالله، الذی بشّرنا بظهور هذا الدین و استمراره الى أن یأتی أمر الله (أی الساعة) و دعانا الى التمسک و الاعتصام به و بسنّته المطهرة من خلال عقیدة التوحید التی وحدت الامّة بعد تفرق و تشرذم و رفعت من شأنها فی العالمین و على سایر اخوانه من النّبیین و على آله و اصحابه اجمعین.

در آستانه‌ی فرا رسیدن روز جهانی قدس هستیم. روزی که در آن ملتهای مسلمان همراه ملت مسلمان و بزرگ ایران و به نشانه‌ی همراهی و همدلی با ملت مبارز و انقلابی فلسطین هر کدام به گونه‌ای احساسات انسان‌دوستانه و مردمی خود را ابراز داشته و از ظلم و ستم غاصبانی که با پشتیبانی استکبار جهانی ملّت مسلمان فلسطین را تحت فشار قرار داده‌اند، انزجار و تنفر خود را اعلام می‌دارند.

بدین‌ترتیب مسأله‌ی فلسطین، یک موضوع جهانی و بین‌المللی است که دل تمام آزادگان و آزادی‌خواهان جهان را به خود مشغول کرده است. با این حال سهم جهان اسلام و مسلمانان بسی بیشتر از دیگران و مسؤولیت یکایک آنها در این باره به مراتب فراتر از اقوام و ملل دیگر است.

فاجعه‌ی دردناک غصب و اشغال فلسطین قبله‌ی اول مسلمین از ناگوارترین و تلخ‌ترین حوادثی است که تاریخ اسلام تاکنون به خود دیده‌است. با آنکه این حادثه اولین و تنها حادثه‌ی خونباری نیست که مسلمانان در سرگذشت پرفراز و نشیب تاریخی خود با آن روبرو بوده‌اند، و قبل از آن با حمله‌ی ددمنشانه‌ی مغولان، حادثه‌ی دلخراش مسلمانان اندلس، کشتار مسلمانان در هنگام استقلال پاکستان و ... هزاران هزار حادثه و فاجعه‌ی غیرانسانی دیگر روبرو شده‌اند، با این همه این حادثه از ناگوارترین حوادث تاریخ اسلام و مسلمین است. اگر چه مسلمانان در گذشته نیز با چنین فجایع و حوادث دلخراشی درگیر بوده‌اند اما هرگز این چنین طعمه‌ی غصب و اشغالی نشده‌اند که تمام موجودیت و هویت آنها را زیر سؤال ببرد و بر مفاهیم و اصطلاحات اعتقادی و عملی آنها نیز هزاران علامت ابهام و تعجب بگذارد.

به راستی که مسأله‌ی فلسطین مسأله‌ای است که یکباره تمام ادعاهای مسلمانان و سردمداران اسلامی را به چالش کشانده و آنها را در موضع انفعال قرار داده است. به طوری که گویی سهم آنها در مسأله‌ی فلسطین سهم یک ناظر بی‌طرف یا یک مؤید بی‌هدف است که بود و نبود فلسطین یا جهت‌گیری مسایل مربوط به آن چندان فرقی به حال برنامه‌ها و اصول موضوعه‌ی ایشان نمی‌کند!!!

اهالی جهان سیاست و سیاست‌بازان بین‌المللی نیز که همواره خود را ستایشگر پیکره‌ی زیبای آزادی و عدالت و دموکراسی و گفتگو می‌دانند در قبال مسأله‌ی فلسطین چنان دوگانه و متناقض عمل می‌کنند که گویی جهان و هر چه در آن است جز مشتی آدمک‌های بی‌جان و اراده یا عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی نیستند که جز با میل و اراده‌ی آن حضرات هیچ جنب و جوشی ندارند. غافل از اینکه با این رویه‌ی یک بام و دو هوا، نه تنها مشروعیت حکمرانی خود را زیر سؤال می‌برند، بلکه حقانیت مفاهیم مورد ادعایی را نیز که همواره سنگ آن را به سینه می‌زنند، چنان خدشه دار و مکدر می‌نمایند که در درازمدت آنها را با خلأ اصطلاحات روبرو خواهد کرد. با آنکه این گونه مجامع و مجالس از چندین کلمه و اصطلاح کلیشه‌ای و همیشگی نظیر "تأیید کرد"، "تأکید کرد" و "محکوم کرد" و ... یا حرف دیگری برای گفتن ندارند، با این حال حتی از نثار! چنین اصطلاحاتی هم در مورد مسأله‌ی فلسطین خودداری می‌کردند. گویی در محکومیت جنایات غیر انسانی صهیونیست‌ها و حامیان آنها تردید داشتند.

البته سرزدن چنین اموری از غیر مسلمان به علت بیگانگی آنها با روح دین اسلامی و امت مسلمان امری کاملاً طبیعی است و از آنان انتظاری بیش از این نمی‌رود اما اینکه خود مسلمانان در برخورد با مسأله‌ای که با کیان و موجودیت آنها در ارتباط است، عملکردی مشابه بیگانگان داشته باشند بسی مایه‌ی تعجب و تا حدود زیادی جای سؤال است. چگونه یک مسلمان می‌تواند، مسایل و مشکلات برادر و خواهر مسلمان خود را نادیده بگیرد؟ و بی‌توجه باشد؟ حل ناگواریهای زندگی آنها برایش فرقی نکند؟ چگونه راحت باشد وقتی که می‌بیند که همکیشان او در میان خروارها گلوله‌ی توپ و تانک لحظه‌ای آرام و قرار ندارند؟ چگونه می‌توان آرام گیرد در صورتی که قبله‌ی اول مسلمین و سرزمین معراج پیامبرش (ص) اسیر دشمن دین و عقیده‌اش باشد؟ و ... که پاسخ گفتن بدانها بسیار غیرت و شهامت می‌خواهد.

اکنون جای آن‌ است در وجود خودمان و در هویتی که مدعی آن هستیم، بازنگری کنیم تا ببینیم اعمال ما با عقایدمان تا چه اندازه همخوانی دارد؟ و ببینیم که آیا می‌توان با عقاید اسلامی خود این‌گونه اعمال، برخوردها و جهت‌گیری‌ها را توجیه نماییم؟...

پیش از هر چیز ما نوادگان «لا اله الاّ الله و محمد رسول الله» هستیم. این سخن عظیم و گران‌سنگی است که میان معتقدان خود پیوند و رابطه‌ی وسیع و وثیقی برقرار می‌نماید که در استحکام و قوت گمان نمی‌رود همتا و نظیری داشته باشد. این سخن و گفتاری است که زمانی برای اولین‌بار به زبان آورده شد که جهان و هرچه در آن است یکسره کهنه، نابود، خسته‌کننده، بی‌تحرّک، ایستا، آزارنده، جان‌فرسا، و ... بود. به طوری که اهل زمانه از وجود خود و اعمال و رفتاری که انجام می‌دادند کاملاً خسته شده بودند. تمام درهای گشایش و آسایش راستین به روی آنها بسته بود و همه از وضعیت موجود به ستوه آمده بودند و از صمیم وجود خود آرزومند سرزدن سپیده‌ی آزادی، اتحاد، تعاون، صلح و صفا و ... بودند و برای طلوع آن لحظه شماری می‌کردند؛ چرا که زندگی بر گردن آنها وبالی شده بود که هر لحظه از ته دل رهایی از دست آن را آرزو می‌کردند.

جهان به جولانگاه و تاختگاه قدرتهای مختلفی تقسیم شده بود که آسایش و راحتی را از چهره‌ی زمین و زمان برگرفته بودند. در چنین ایام و لحظاتی که خداوند آن را به ... شَفَا حُفْرةٍ مِنَ النّارِ... [1] توصیف می کند، نوری از افق رحمت الهی درخشیدن گرفت و به دلهای خسته، رنجور و ناتوان مردم جان تازه‌ای داد و از همه‌ مهمتر صفهای متفرق و پراکنده‌ی آنها را که نتیجه‌ی بلا فصل جدایی دلها از هم بود با هم متحد و یکپارچه ساخت و کاری کرد که پس از عداوت و دشمنی دیرینه‌ای که ناشی از محرومیت از هدایت الهی بود، برادر شوند و به فرمان قرآن: ... وَ اذْکُروا نِعْمَتَ اللهِ عَلَیکُمْ إذْ کُنْتُمْ أعْداءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إخْواناً...[2].

بدین ترتیب در سایه‌ی چنین نعمتی، جماعت و جمعیتی پدید آمد که همه با هم یک‌صدا و یک‌جهت تحت فرماندهی پیامبر عظیم‌الشأن اسلام حضرت محمد (ص) که برای آنان ... اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ...[3] بود، برای تحقق بخشیدن به رسالتی که عهده‌دار ابلاغ آن شده بود، آستینها را بالازده و با پشت‌سر نهادن موانع و مشکلات متعددی که در مسیر دعوت آنان قرار داشت، توانستند پایه‌های امپراطوری عظیم اسلامی را بنا نهند و بدین‌ترتیب به زمان و زمین اثبات‌کنند که برای جهان و جهانیان حرفهای تازه‌ای برای گفتن دارند. این است که خداوند آنها را با انحصاری‌ترین توصیف می‌ستاید و می‌فرماید: کُنْتُمْ خَیرَ اُمَّةٍ اُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ...[4].

البته این هم طبیعی‌ترین ثمره‌ی اعتقاد به وحدانیت الهی، رسالت پیامبر (ص) و الگو قرار دادن او و تحقق بخشیدن به لوازم و مصادیق اخوت اسلامی است؛ چرا که: (انما الْمؤمنونَ إِخْوَةٌ...)[5].

بدین‌ترتیب اعتقاد به (لا اله الا الله و محمد رسول الله) مؤمنان به نه تنها به هم مرتبط و هماهنگ ساخت بلکه آنها را با نیرو و توان خارق‌العاده‌ای وارد تمام میادین حرکت و فعالیت انسانی نمود و آنها را از حاشیه‌ی تاریخ خارج ساخت و جای مهم و درخوری را در متن و سرلوحه‌ی تاریخ جدید برای آنها احراز کرد.

اما همچنان که گفته شد، این امر در سایه‌ی اعتقاد به (لا اله الا الله) تحقق پیدا کرد نه فقط بر زبان آوردن آن. چنان اعتقادی که قلب را مالامال از یقین و عمل به مقتضای آن می‌نمود و البته چنین اعتقادی قطعاً زبان را نیز به تحرک وا می‌دارد. این اعتقاد، اصلی‌ترین عامل خلق شگفتیهای تاریخ اسلامی بود. و بدین ترتیب سزاوار تحقق‌یافتن وعده‌ی استخلاف الهی شد. آنها امتی بودند که با تمام وجود در تمام عرصه‌های عالم واقعی حضور داشت، با این حال در عالم ایده‌ها و اعتقادات خود نیز در پرواز بود.

اما امروز وضعیت به گونه‌ی دیگری شده است و فاصله‌ی عقیده و عمل طولانی‌تر از آن است که تصور می‌شود، شکافی چنان عظیم که باور کردنش چندان ساده و آسان نیست. فاصله‌گرفتن امت اسلامی از عقاید و آرمانهای اصیل اسلامی خود آنها را از هر لحاظ با بحران مواجه ساخته است و از همه مهمتر آنها را از هر لحاظ با بحران مواجه ساخته است و از همه مهمتر آنها را چنان گرفتار کرده است که حتی توان دفاع از موجودیت خود را نیز به آسانی ندارند. واقعیت اسفبار موجود جهان اسلام نمونه‌ی عینی و شاهد صادقی است که بدون هیچ شرح و تفسیری خود گویای همه چیز است.

زمانی که امت اسلامی از اخوت دست برداشت و با نادیده گرفتن سفارشهای اکید قرآن، سنت مطهر نبوی (ص) و علمای راستین امت اسلامی مبنی بر وحدت کلمه، راه تفرقه و جدایی را در پیش گرفت، عملاً زمینه‌ی شکست، اسارت و انحلال خود را فراهم ساخت و با این کار ناچار به پذیرش واقعیت‌هایی شد که قبلاً هرگز به آنها فکر نکرده بود.

گرفتار شدن امت مسلمان به دست اقلیتی که در تاریخ همواره مُهر ننگین ضعف و ذلت و خواری را بر پیشانی خود داشته است، گواهی است که نشان از اوج (و در حقیقت قعر) ضعف ملت مسلمان می‌باشد؟

اکنون جای آن است که مسأله‌ی یهود، صهیونیست‌ها، فلسطین و مسلمانان را یک بار دیگر به هم مرور کنیم و احساس ایمانی خود را در پیوند با آن محک بزنیم.

قدس در فهم و اندیشه‌ی انسان مسلمان، به عنوان قبله‌ی اول مسلمین و سومین حرم شریف، سرزمین اسراء و معراج پیامبر اسلام، محل نزول وحی، مهد ظهور رسالت آسمانی و ...، جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داده است.

در حال حاضر نیز با توجه به دشمنیهای دیرینه‌ی قوم یهود نسبت به مسلمانان، تجاوز صهیونیست‌ها و اشغال و آواره‌ ساختن ساکنان آن، ایجاد دولت صهیونیستی به عنوان پایگاه کفر و نفاق و آشوب در خاورمیانه و عاملی برای تضعیف ملتها و دولتهای منطقه و ...، توجه و حساسیت مسلمانان نسبت به قدس و مسایل آن چند برابر شده و اصولاً جهت دیگری پیدا کرده است.

از این‌رو فلسطین اولین و مهمترین مسأله‌ی امت اسلامی است و رابطه‌ی آن با جهان اسلام تنها یک رابطه‌ی عادی و برآمده از معادلات دیپلماسی یا حسّ همجواری و ...، نیست، بلکه برای مسلمانان آگاه و روشن‌فکری که از دید اعتقادی به جهان اسلام می‌نگرند، رابطه‌ی فلسطین با دنیای اسلام، رابطه‌ی یک عضو با اعضای یک پیکر واحد است.

ماهیت قوم یهود نیز آشکارتر از آن است که نیازی به تعریف داشته باشد. اما از آنجایی که مسأله به اسلام و مسلمین مربوط می‌شود، باید دید که این قوم در طول تاریخ اسلامی، چگونه برای مسلمانان جلوه کرده است.

خداوند متعال بارها در قرآن به معرفی سیمای حقیقی این قوم پرداخته و آنان را به عنوان بزرگترین دشمنان خدا، پیامبر و امت مسلمان شناسانده است و فرموده است: (لَتَجِدُنَّ اَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیهُودَ...).

این قوم نسبت به خداوند بزرگ و پیامبران الهی و پیروان اسلام مرتکب جرایم متعددی گشته اند که آوردن نمونه‌های عینی پرونده‌ی سیاه تبهکاریهای آنها در این مختصر نمی‌گنجد و در اینجا صرفاً به پاره‌ای از ستم‌ورزیهای آنها به صورت اختصار اشاره می‌شود.

الف) در حق خداوند بزرگ:

نسبت دادن فرزند به خداوند و ...

(قَالَتِ الیهودُ عَزیزٌ ابنُ الله)[6]

(انّ اللهَ فقیرٌ وَ نحنُ أغْنِیاء)[7]

(یدُ اللهِ مَغْلُولَةٍ...)[8]

ب) در حق انبیاء عظام الهی:

قوم یهود در حق رسولان نیز مرتکب جرایم فراوانی شده‌اند از جمله قتل انبیاء، تکذیب آنها، استهزا، لجاجت و ...

)وَإِذْ قُلْتُمْ یا مُوسَى ... ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَانُواْ یکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَیقْتُلُونَ النَّبِیینَ بِغَیرِ الْحَقِّ ذَلِکَ بِمَا عَصَواْ وَّکَانُواْ یعْتَدُونَ([9]

امام ابن کثیر در تفسیر این آیه فرموده است: «از ابن مسعود نقل شده که قوم یهود 300 نفر از پیامبران را شهید کرده‌اند»[10].

ج) جرایم قوم یهود نسبت به مسلمانان:

قوم یهود نسبت به مسلمانان نیز مرتکب جرایم متعددی شده‌اند که از زمان پیامبر (ص) شروع و تا کنون نیز ادامه دارد. آنها در طول تاریخ نسبتاً طولانی روابط خود با مسلمانان پی‌در‌پی حادثه آفریده و فساد ایجاد کرده‌اند.

از تکذیب پیامبر، نقض عهد و پیمان، ایجاد جنگ، خیانت یهود بنی قریظه و تلاش در جهت به قتل رساندن پیامبر و مسموم کردن وی گرفته تا شهادت عمر بن الخطاب و عثمان بن عفان و علی بن ابی‌طالب و تلاش در جهت ایجاد فتنه و اختلاف میان صفوف مسلمین. و ... تشکیل رژیم صهیونیستی و دولت غاصب در سرزمین فلسطین و تخریب مساجد و کشتار مسلمانان در صبرا و شتیلا و دیر یاسین و کشتار مسجد الخلیل و فرزندان انتفاضه خونین قدس و ... همه و همه گوشه‌ای از صفحات ننگین و سیاه کارنامه‌ی ظالمانه، غاصبانه و ستمکارانه‌ی قوم یهود و مدافعان و حامیان آنهاست که نشان از حقد و کینه‌ی دیرینه‌ی آنها و همدستانشان نسبت به دین و امت اسلامی است. جنایات صهیونیست‌ها در حق مسلمانان، چنان وحشیانه و نابکارانه بوده که بارها مردمانی از خود آنها که هنوز نور وجدان و انصاف در وجودشان رو به خاموشی ننهاده است و به انتقاد از عملکرد حامیان یهود و صهیونیست‌ها پرداخته‌اند. اعمالی که هیچ توجیه سیاسی یا مانور دیپلماسی و ...، نمی‌تواند لکه‌ی ننگ آن را از صورت کریه عاملان آن بزداید.

 

آمال و آرزوهای بزرگ قوم یهود

1) ‌ایجاد دولتی بزرگ در قلب دنیای اسلام، از نیل تا فرات.

2) ‌تقسیم دولت‌های عربی و اسلامی منطقه به چند دولت کوچک و ایجاد فتنه و اختلاف به نام اقلیت‌های قومی و مذهبی و ...

3) ‌تخریب مسجد الاقصی و انتقال پایتخت بدان جا و بنای هیکل سوم[11].

) ‌نابود ساختن اسلام و برداشتن روح دشمنی نسبت به قوم یهود.

 

برآورده شدن آمال قوم یهود

واضح است قوم یهود در تحقق بخشیدن به آمال بزرگ خویش موفقیت‌های بسیاری را کسب کرده است از جمله:

تشکیل حکومت غاصب صهونیستی در سرزمین فلسطین و مسلط شدن بر مسایل فرهنگی، اقتصادی و سیاسی امت اسلامی در خاورمیانه و برای تحقق این امر تضعیف باورهای دینی و به چالش کشاندن تعالیم آن و زیر سؤال بردن قضایای اخلاقی و ...، را در رأس برنامه‌های خود قرار دادند.

صهیونیست‌ها توانستند از طریق طرح و ترویج افکار مارکس، انگلس، داروین، فروید و ...، در اعتقادات اسلامی و فضایل اخلاقی شبهه ایجاد کنند و از این طریق بر باورهای دینی و اعتقادی مسلمانان لطمه وارد سازند.

در زمینه مسایل اقتصادی نیز اصولاً یهود قومی دنیاطلب و در جمع آوری مال و دنیا حریص و دارای اندیشه‌های فرصت‌طلبانه بوده است و به فرموده‌ی قرآن )وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَیاةٍ([12].

کافی است بدانیم هم‌اکنون بزرگترین صرافان و مالکین بورسهای جهانی یهودی‌اند و از این طریق توانسته‌اند بر اقتصاد جهان تأثیرگذار باشند.

از نقطه نظر سیاسی و تصمیم‌گیری و تأثیرگذاری در مسایل مهم جهانی و بین‌المللی هم دارای تأثیر فوق‌العاده‌ای هستند. تسلط کامل بر تصمیمات سیاسی آمریکا به عنوان قدرت قلدر جهان کنونی، وجود حدود 60 وزیر یهودی در دولت کلینتون و حضور بیش از 23 وزیر تام الاختیار در دولت‌های بزرگ مانند فرانسه، انگلیس، روسیه، ایتالیا و ...، نمونه‌ی بارز و گواه صادق اثبات این مدعاست.

 

تاریخ قدس

شش‌هزار سال قبل از میلاد حضرت مسیح (ع) عربهای سامی‌نژاد در فلسطین اقامت گزیدند. در هزاره‌ی سوم قبل از میلاد، کنعانی‌های عرب در آنجا استقرار یافتند که به همین علت، فلسطین به سرزمین کنعان شهرت یافت.

این سرزمین مقدس در طول تاریخ، بارها مورد تجاوز و تهاجم اقوام و حکومت‌های مختلف قرار گرفته است. اقوامی که یا خود در آنجا اقامت نموده‌اند و یا سرزمین‌ قدس را به محدوده‌ی جغرافیایی حاکمیت خود الحاق کرده‌اند. اینک به مهمترین حوادث در تاریخ این سرزمین اشاره‌ی مختصری می‌شود.

1.  سال 1 هـ.ق/ 636 م: فتح فلسطین توسط سپاه اسلام بر رومیان و فراهم آمدن زمینه فتح شام.

2.  سال 17 هـ.ق/ 638 م: فتح فلسطین توسط سپاه اسلام در زمان خلافت عمر فاروق (رض).

3.  سال 93 هـ.ق/ 1099 م: اشغال قدس توسط صلیبی‌ها و تشکیل حکومت و انتخاب قدس به عنوان پایتخت.

4.  سال 83 هـ.ق/ 1187 م: جنگ حطین، شکست صلیبی‌ها و پیروزی سپاه اسلام به رهبری صلاح الدین ایوبی.

5.  سال 68 هـ.ق/ 1260 م: نبرد عین جالوت که در آن مسلمانان به فرماندهی مظفّر قُطُز بر لشکریان تاتار پیروز شدند.

6.  سال 922 هـ.ق/ 116 م: جنگ مرج دابق پیروزی عثمانیها به رهبری سلطان سلیم‌ اول بر سرزمین شام که طی آن فلسطین جزئی از قلمرو حاکمیت عثمانیها گردید و این حاکمیت تا چهار قرن تداوم داشت.

7. سال 1336 هـ.ق/ 1917 م: جنگ جهانی اول و شکست حکومت عثمانی توسط متفقین و به دنبال آن اشغال قدس توسط انگلیسی‌ها و صدور اعلامیه مشهور بالفور در تاریخ 2/11/1917 میلادی، که خواستار سرزمینی مختص قوم یهود در فلسطین شد.

8.  سال 1368 هـ.ق/ 198 م: اعلان تشکیل دولت صهیونیستی بر 78 درصد از اراضی فلسطین.

9. سال 1378 هـ.ق/ 1967 م: جنگ حزیران میان اعراب و فلسطین و استیلای کامل رژیم صهیونیستی بر سایر سرزمین فلسطین و کناره باختری... .

10. سال 108 هـ.ق/ 1987 م: شروع انتفاضه و قیام مردمی فلسطینی‌ها که هم اکنون نیز شعله‌های آن در سراسر عالم مشاهده می‌شود.

 

جایگاه قدس در آینه‌ی قرآن و سنّت

سرزمین قدس و مسجد الاقصی در بین مسلمین از جایگاه رفیعی برخوردار بوده و پس از مکه معظمه و مدینه منوره، سومین کانون توجه و عنایت مسلمانان بوده و هست.

این سرزمین پر برکت در طول تاریخ و در ارتباط با بعثت انبیاء و جانشینی انسان و حمل رسالت و آزمون پیروان ادیان آسمانی، دارای نقش اساسی و محوری بوده است. به همین سبب در قرآن مجید و سنت مطهر آیات و احادیثی در وصف و اهمیت آن آمده است، که در زیر به بعضی از آنها اشاره می‌شود.

الف) آیات مبارکه:

1- )سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ([13]

2- )وَنَجَّینَاهُ وَلُوطًا إِلَى الْأَرْضِ الَّتِی[14] بَارَکْنَا فِیهَا لِلْعَالَمِینَ([15]

3- )فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِی مِن شَاطِئِ الْوَادِی الْأَیمَنِ فِی الْبُقْعَةِ[16] الْمُبَارَکَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَن یا مُوسَى إِنِّی أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ([17]

4- )یا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِی کَتَبَ اللّهُ لَکُمْ([18]

5- )وَالتِّینِ وَالزَّیتُونِ وَطُورِ سِینِینَ وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ([19]

6- )وَاسْتَمِعْ یوْمَ ینَادِ الْمُنَادِ مِن مَّکَانٍ قَرِیبٍ([20]

منظور دمیدن اسرافیل در صور است، که هنگامه‌ی رستاخیز است و همگان را به زنده شدن فرا می‌خواند.

چنانچه در حدیث شریف آمده است، سرزمین فلسطین محل حشر و نشر و جایگاه حسابرسی نهایی است، که اسرافیل در بیت المقدس و بر فراز صخره ندا در می‌دهد.

7- )فِی بُیوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَیذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ([21]

ب) احادیث:

1- عن أنس (رض) قال: قال رسول الله (ص):

(أتیت بالبراق فرکبته حتى اتیت بیت المقدس فربطته بالحلقة التی یربط فیها الانبیاء، ثم دخلت المسجد فصلّیت فیه رکعتین ثم عرج بی الى السماء[22].)

انس (رض) روایت می‌کند که پیامبر (ص) فرمود:

براق –وسیله‌ای که پیامبر (ص) در سفر اسراء و معراج و پیمودن آسمان بر آن سوار بود- برایم آورده شد. بر آن سوار شدم تا به بیت المقدس رسیدم. پس آن را به حلقه‌ای بستم که پیامبران بدان می‌بستند. وارد مسجد (بیت المقدس) شدم و دو رکعت نماز به جای آوردم. سپس به عروج در آسمان برده شدم.

2- عن ابی هریرة (رض)، قال: قال رسول الله (ص):

(لا تشدُ الرحالِ إلى ثلاثة مساجد: المسجد الحرام و مسجد الرسول و مسجد الاقصى[23].)

آهنگ سفر و باربندی جایز نیست مگر به قصد زیارت و عبادت در سه مسجد: مسجد الحرام (مکه)، مسجد پیامبر (مدینه) و مسجد الاقصی (فلسطین).

3- عن میمونة مولاة النبی قالت: قلت یا رسول الله (ص): (أقتنا فی بیت المقدس، قال ارض المحشر و المنشر، ائتوه فصلوا فیه فانّ صلوةً فیه کالف صلوةٍ فی غیره...[24].)

از میمونه جاریه پیامبر (ص) روایت شده که گفت: گفتم ای رسول خدا (ص) در مورد بیت المقدس ما را راهنمایی و ارشاد فرما. فرمود: سرزمین حشر و نشر، بدانجا بروید و در آنجا نماز به جای آورید، همانا که به جا آوردن یک نماز در آن، برابر هزار نماز در جای دیگر می‌باشد. تمامی آیات و احادیث مذکور، در خصوص سرزمین فلسطین و بیت المقدس، بیانگر منزلت رفیع و ارزشمند آن می‌باشد. کما اینکه این سرزمین عزیز، بخش عظیمی از تاریخ ادیان آسمانی را به خود اختصاص داده است.

این سرزمین، مکان اسرا و عروج پیامبر (ص)، اولین قبله‌ی مسلمین و سومین حرم شریف، جایگاه نزول آیات و ورود ملائک و سرزمین نور و رحمت و برکت است.

سرزمین پیامبران بزرگواری چون حضرت ابراهیم، حضرت اسحاق، حضرت یعقوب، حضرت یوسف، حضرت لوط، حضرت سلیمان، حضرت داود، حضرت صالح، حضرت زکریا، حضرت یحیی و حضرت عیسی (ع) می‌باشد.

همچنین سرزمین ائمه‌ی بزرگواری چون امام شافعی (غزه) امام حافظ عَسقلانی (عسقلان)، امام ابن قدامه مَقدَسی (بیت المقدس) و امام احمد بن حسین رملی (شهر رمله) می‌باشد.

 

سخن بزرگان درباره‌ی قدس

از سخنان صلاح الدین ایوبی قبل از فتح قدس!

پروردگارا! از وسایل و ابزار مادی و بشری جهت پیروزی دینت قطع امید کرده و جز مدد جستن از تو و چنگ‌زدن به ریسمان نصرتت و اعتماد بر بخشش و بزرگواریت، چاره‌ای نیست که تنها تو مرا کفایت می‌کنی و تو بهترین پشتیبانی. (صلاح الدین ایوبی)

زمان آن فرا رسیده است که همه مسلمانان جهان صرف نظر از نژاد، زبان و فرهنگ، و تنها بر اساس غیرت و باور دینی، برای یاری رساندن به قدس اسیر، دست به دست هم داده و متحد شوند.

(شیخ ابوالحسن ندوی)

قضیه‌ی فلسطین هیچگاه به فراموشی سپرده نمی‌شود؛ چرا که یاد و خاطره‌ی آن تا ابد در دل هر مسلمانی زنده است. آیا امکان دارد یک میلیارد مسلمان، فلسطین را به فراموشی بسپارند؟ مردمان در راه عقیده جان می‌دهند، ولی هیچ عقیده‌ای به خاطر زندگی آدمی نمی‌میرد. (شیخ علی طنطاوی)

من از هر اقدامی که در راستای خدمت به قدس شریف و مسجد الاقصی صورت پذیرد و جامعه‌ی اسلامی را به اهمیت آن واقف نماید، و موجب بیداری امت اسلامی و ایفای وظایف خطیرشان نسبت به آزادی قدس گردد، استقبال می‌نمایم. (شیخ یوسف قرضاوی)

پدر و مادرم فدایت باد ای جایگاه اسرای پیامبر (ص) چه گرانقدر است منزلت تو در نزد ما، ای مسجد دربند! و چه گرانبها است حرم تو! چقدر مشتاقم که در حریم امن تو نماز بگزارم، آن هنگام که از هر قید و بندی آزادی. (دعوتگر بزرگ: زینب غزالی)

 

حادثه‌ی اسراء و معراج

(پیوند زمین با آسمان)

معجزه‌ی أسراء هم از طریق قرآن و هم از طریق سنت اثبات می‌شود. حادثه‌ی منحصر به فردی که تنها نسبت به پیامبر عظیم‌الشأن اسلام حضرت محمد (ص) اتفاق افتاده است. با وجود اینکه در مورد کیفیت وقوع آن اختلاف‌ نظرهایی وجود دارد، اما جمهور مسلمین بر عروج همزمان روح و جسم مبارک پیامبر اتفاق نظر دارند.

این حادثه زمانی اتفاق می‌افتد که حضرت (ص)، به شدت مورد اذیت و آزار قریش قرار می‌گرفت. خداوند به سبب تکریم و تثبیت پیامبر و نشان دادن قدرت و عظمت و نشانه‌های خویش، وی را به میهمانی خود دعوت فرمود.

از معجزه‌ی معراج می‌آموزیم که:

1.   مسجد الحرام و مسجد الاقصی در پیوندی مقدس و ملکوتی، با هم مرتبط می‌باشند، و ختم رسالات انبیا توسط خاتم را نوید می‌دهد.

2.   دعوت پیامبر به مهمانی معراج هنگام آزار و اذیت –مخصوصاً در سفر طائف- نشانگر تکریم خداوند به منظور تجدید عهد و تقویت اراده‌ی فرستاده و امین و رسول خود و نمایاندن آیات و نشانه‌های قدرت و عظمت در گستره‌ی آسمانها بود.

3.   در واجب‌شدن نمازهای پنجگانه بر امت محمد (ص)، هنگام مهمانی آسمانی، حکمتی نهفته است. گویی خداوند بزرگ به امت محمد(ص) ندا می‌دهد:

گرچه اجازه ندارید و نمی‌توانید مانند رهبر و پیشوایتان محمد با روح و جسمتان به ملکوت آسمانها و تا سدره‌المنتهی پرواز نمایید، اما می‌توانید با انجام نمازهای پنچگانه در طول شبانه‌روز، چندین‌بار با دلهایتان به سوی من پرگشایید و با فاصله‌گرفتن از مطامع فانی دنیوی و آرزوهای نفسانی، شاهد عظمت و وحدانیت خدایتان باشید. تا نسیم دلنواز آرامش بر گلستان وجودتان بدمد و به سعادت امروز دنیایی و فردایی آخرت نایل آیید.

شبی بر نشست از فلک برگذشت

به تمکین و جاه از ملک در گذشت

چنان گرم در تیه قربت براند

که در سدره جبریل از او بازماند

بدو گفت سالار بیت الحرام

که ای حامل وحی! برتر خرام

چو در دوستی مخلصم یافتی

عنانم ز صحبت چرا تافتی؟

بگفتا فراتر مجالم نماند

بماندم که نیروی بالم نماند

اگر یک سرِ موی برتر پرم

فروغ تجلی بسوزد پرم[25]

 

احکام ویژه‌ی مسجد الاقصی

(استحباب عزم سفر بیت المقدس و زیارت آن)

علمای اسلام بر مستحب بودن سفر به قدس شریف، جهت زیارت بیت المقدس و ادای نماز و قرائت قرآن و دعا و اعتکاف در آن، اتفاق نظر دارند.

با توجه به فرموده‌ی پیامبر بزرگوار اسلام، قدس در ردیف حرمین شریفین (مکه و مدینه) از جهت اختصاص عزم سفر کردن و رفتن به سوی آنها جهت زیارت و نماز خواندن و ... قرار دارد.

در صحیح بخاری آمده است که پیامبر (ص) و یاران وی مدت 17 ماه به سمت بیت‌المقدس نماز می‌گذاردند.

انما یسافر الی ثلاثة مساجد

الکعبة و مسجدی هذا و مسجد ایلیاء (صحیح مسلم شرح امام نووی9/168)

نماز و دعا و ذکر و قرائت قرآن و اعتکاف و روزه و ... .

در رویات صحیحی از پیامبر آمده است که:

حضرت سلیمان (ع) هنگام بنای بیت المقدس سه چیز را از خداوند درخواست نمود÷

پس دوتای آنها را به او داد، امیدوارم که سوم را هم به او عطا نماید:

مسأله ملکان ینبغی لاحد بعده فأعطاه ایاه

و مسأله حکماً یدا طیء حکمه فأعطاه

و مسأله من أتی هذا البیت لا یرید الا الصالة فیه، أی یخرج من الذنوب کیوم ولاته أمه و قال رسول‌الله و انا ارجو ان یکون قد اعطاه الثالثة.

احکام ویژه مسجد الاقصی

با توجه به بیانات پیامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) در خصوص قدس شریف و قرار دادن آن در ردیف حرمین شریفین (مسجد الحرام، مکه و مسجد النبی-مدینه) از جهت اختصاص عزم سفر، علمای اسلام بر مستحب بودن سفر به سرزمین فلسطین به منظور زیارت قدس و ادای نماز، قرائت قرآن، ذکر، دعا، اعتکاف و بست احرام در آنجا اتفاق نظر دارند.

در صحیح مسلم آمده است:

إنّما یسافِرُ إلى ثلاثة مساجد

الکعبة و مسجدی هذا و مسجد ایلیاء[26]

در روایتی دیگر: تَشَدُّ الرِحالُ إلى ثلاثة مساجِدَ.[27]

و حاکم در صحیح خود از پیامبر روایت می‌کند که:

همانا سلیمان علیه السلام هنگامی که بیت المقدس را بنا نهاد، سه چیز را از خداوند درخواست نمود، دو تای آنها را به او عطا فرمود، امیدوارم سومی را نیز به او داده باشد.

سَاَلهُ مُلکاً لا ینبَغی لأحدٍ بَعْدَهُ فَاَعْطاهُ ایاهُ، و سَاَلَهُ حُکْماً یواطیءَ حُکمَهُ فَاَعْطاهُ و سَاَلَهُ مَن أتى هذا البیتَ لا یریدُ إلاّ الصّلوة فیه أن یخْرُجَ مِنَ الذُّنوبِ کَیوْمٍ وَلَدَتْهُ اُمُّهُ

طبرانی و بزّار از ابی درداء روایت می‌کنند که پیامبر فرموده است:

الصَّلوة فی المسجِدِ الحرامِ بِمِأةِ الفِ صلوة، وصلوة فی مسجدی بألفِ صلوة، و الصلوةُ فی بیت المقدسِ بِخَمسمأةِ صلوة.[28]

ثواب یک نماز در مسجد الحرام برابر است با صدهزار نماز، و در مجد من (مسجد النبی) با هزار نماز، و در بیت المقدس با پانصد نماز.

امام احمد در مسند از ام سلمه آورده است:

مَن أحرمَ مِنَ البیتِ المَقْدِسِ غُفِرَ لَهُ ما تقدَّمَ مِن ذَنْبِهِ.[29]

کسی که به منظور انجام مناسک حج، از بیت المقدس اقدام به بستن احرام نماید گناهان پیشین او بخشیده می‌شود.

فلسطین سرزمین شهدا

شاید بتوان گفت کمتر جایی را می‌توان یافت که همچون سرزمین قدس، به خون پاک شهیدان رنگین نشده باشد. و این خود از یک طرف نشانه تجاوزات مکرّر دشمنان نسبت به این سرزمین مقدس در طول تاریخ اسلام می‌باشد، و از طرف دیگر بیانگر منزلت و جایگاه آن نزد مسلمانان و مبارزه و تلاش آنها در جهت حفظ و دفاع و آزادی آن در برابر دشمنان تجاوزگر.

الف) هنگام فتح شام در زمان خلیفه‌ی دوم حضرت عمر فاروق (رض)، به فرماندهی ابو عبیده و خالد بن ولید، که تعداد زیادی از اصحاب بزرگوار به درجه رفیع شهادت نایل آمدند و خون پاکشان در سرزمین بیت المقدس به نشانه‌ی اخلاص و ایمانشان، به یادگار ماند.

ب) هنگام سقوط قدس به دست صلیبی‌های کینه‌توز در سال 93 هـ.ق /1099م نیز دهها هزار نفر شهید شدند. کافی است بدانیم که صلیبی‌ها یکبار هنگام ورود به مسجدالاقصی هفتادهزار نفر را قتل‌عام کردند. آن هم به بیرحمانه‌ترین شیوه‌ها، از قبیل بریدن سر، به صلیب‌کشیدن، پاره‌کردن شکم و سوزاندن در آتش.

ج) هنگام فتح بیت‌المقدس توسط سردار سرافراز اسلام، صلاح‌الدین ایوبی، هزاران سرباز فداکار اسلام، جان خود را فدای قدس شریف نمودند.

هـ) هنگام تهاجم مغول‌های تاتار به سرزمین‌های شرق اسلامی.

و) سقوط بغداد و ورود به شام، مسلمانان در جنگ و پیکار عین جالوت در سال 68 هـ.ق /1260م هزاران شهید را به سرزمین اسراء تقدیم کردند.

در زمان تهاجم فرانسویان به فلسطین در سال 121 هـ.ق/1799م به فرماندهی ناپلئون بناپارت، صدها نفر از مسلمانان شهید شدند.

و بالاخره با اشغال فلسطین توسط انگلیسی‌ها در سال 1336 هـ.ق / 1917م و فراهم آمدن زمینه استقرار و اسکان گروه‌های یهودی در سرزمین قدس، دسته‌های مجاهد بسیاری به مقابله با آنها پرداختند که شهدای متعددی حاصل مبارزات مکرر آنهاست.

در طول چهل سال گذشته نیز هر روز شاهد پرپر شدن گلهای دیگری از بوستان فلسطین و گلستان شهدا هستیم. از شهید عزالدین قسام گرفته تا شهید فتحی شقاقی شهید سیدعباس موسوی، و از شهید عماد عقل و محمد عباش گرفته، تا محمد جمال‌الدره و ساره خردسال‌ترین شهید فلسطین.

از قتل عام مدرسه‌ی بحر البقر گرفته تا صبرا و شتیلا و قانا و کَفَر قاسم و از کشتار حرم ابراهیمی گرفته تا کشتار مسجدالاقصی...

آری قافله‌ی شهدا یکی پس از دیگری به ملکوت اعلا می‌پیوندند و روح پاک خود را فدای قدس شریف و بیت المقدس می‌نمایند تا قدس و مسجدالاقصی همچنان آزاد و سرافراز باقی بماند.

آنچه گذشت، صرفاً حکایت و قصه نبود. شعر و تاریخ و سرگذشت هم نبود، بلکه صفحات زرین و درخشان از تاریخ ملتی بود که ریشه در اعماق اعتقاد و اصالت دارد. ملتی مبارز و آزادیخواه که تنها به جرم نپذیرفتن ظلم و تأیید نکردن غصب و اسارت محکوم به مرگ است.

آنچه گذشت سخن از تنهایی جانکاه ملتی بود که برای احقاق حق خود از کمترین حمایتی برخوردار نیست. ملتی که از یک طرف قربانی جنایت دشمنان و از سویی فدای خیانت دوست‌نمایان شده است. سخن از فلسطین، نجوای شاعرانه و مناجات عارفانه‌ی همه‌ی انسانهای آزاد اندیش و حق طلبی است که هیچ‌گاه حقیقت را قربانی هیچ گرایش و منفعتی نمی‌کنند. سخن از فلسطین...

سخن از الخلیل است، از ابراهیم (ع) و همسرش ساره.

از مرم دختر عمران و فرزندش عیسای عمران (ع)

از نابلس، سرزمین پربرکت انجیل و زیتون.

از غزّه، از دیار امام شافعی (رض)

از یافا، زیبای ناآرارم اقیانوس آرام.

از قبله‌ی اول مسلمین و سوّمین حرم شریف.

از سرزمین عروج پیامبر عظیم‌الشأن اسلام.

سخن از قلب دنیای اسلام است. آنجا که برادران و خواهرانمان هر روز ما را به یاری می‌خوانند.

سخن از مبارزه حق و باطل است.

سخن از سنگ است، از خون، از نبرد آهن و گوشت.

در فلسطین قلمها جز خون نمی‌نویسند، کتابها جز آزادی نمی‌آموزند و دستها جز سنگ نمی‌جویند.

آنجا فریادها همیشه به گوش می‌رسد، تا بلندای ایثار و شهادت.

مردمانش، مردمانی صبور، مبارز، و مجاهدانی خستگی‌ناپذیر.

دستانشان، دستانی بر آسمان و چشمانشان، چشمانی منتظر که برای تحقق وعده‌ی حق و پیروزی نهایی، لحظه‌شماری می‌کنند.

همین دیروز بود که ابوعبیده و خالد بر قدس گذشتند، و خلیفه راشد عمر بن خطاب (رض) پس از فتح قدس به نوشتن معاهده مبادرت نمود. هنوز صدای تکبیر سپاه صلاح‌الدین ایوبی از کوچه‌پس‌کوچه‌های بیت المقدس به گوش می‌رسد!

یاد آن ایام و روزها بخیر!

عذرا یا صلاح الدین عذرا!

صلاح الدین عذراً هجرنا
مبادئ دیننا و بها الفتوح

ترکنا ما به سدنا و قدنا
فعدنا فی المحافل نستریح

فعذراً یا صلاح الدین عذراً
فهذی حالنا و لمن نبوح


ما چه کرده‌ایم؟

اکنون زمان آن رسیده است که احساس ایمانی خود را نسبت به مسأله‌ی فلسطین محک بزنیم و میزان اهمیت آن را از دیدگاه خود برآورد کنیم. اکنون زمان عملی‌کردن حرفها فرا رسیده است و زمان آن است که اعتقاد به وحدانیت الهی و رسالت پیامبر (ص) را عملاً اثبات نماییم و به انتظار ثمر‌بخشی اخوت اسلامی بنشینیم.

دیرگاهی است که فلسطین تنهاست. دیگر به ستوه آمده و کاسه‌ی صبرش پر شده است. اکنون فلسطین چشم به راه‌گامهای استواری است که برای حمایت از اهداف انتفاضه و خواسته‌های برحق مردمش، برداشته می‌شود.

فلسطین نیازمند مردمان معتقد، مجاهد و توانمندی است که بار دیگر پرچم با شکوه و پیروز مندانه

لا اله الا الله و محمد رسول الله را در جای جای سرزمین توحید و نبوت برافراشته کنند.

فلسطین به ما می‌گوید: ای امت محمد (ص) ما عزیزترین‌هایمان را برای آزادی قبله فداکرده و می‌کنیم.

از شهدای جنگ یرموک گرفته تا شهید عزالدین قسام و شهدای انتفاضه قدس.

قدس هر روز ما را به یاری فرا می‌خواند و به ما نهیب می زند که: عزیزان ما را یکی پس از دیگری در مسلخ فلسطین به خاک وخون می‌کشند!

با این حال دمی از پا نمی‌نشینیم و نمی‌گذاریم انقلابمان هرگز به خاموشی بگراید. انقلاب ما انقلابی نیست که در نتیجه‌ی یک حکومت نابهنگام به وجود آمده یا محصول تمایلات شخصی باشد. انقلاب ما تجلی آگاهانه‌ی ضرورتهای عینی جامعه‌ی ماست و جلوگیری از آن همانند ممانعت از تند‌بادهای سهمگین غیرممکن است.

ما می‌دانیم که قدس از آنِ ماست و روزی به دامان امت اسلامی بازگردانده می‌شود. می‌دانیم روزی فراخواهد رسید که سیل اشک و خون و دعا و حماسه و جهاد، کاخ بیدادگر رژیم غاصب صهیونیستی را ویران خواهد کرد. روزی که مسجد الاقصی و بیت المقدس و فلسطین، سرزمین صلح وامان باشد و آن روز در روزشمارِ صالحان زمین، دیر نخواهد بود.

ما به حقانیت مبارزه‌ی خود و به نصر الهی ایمان داریم. ما معتقدیم این حق مشروع یک ملت است که در سرزمین خود آزاد باشد و حق تعیین سرنوشت خود را داشته باشد. ما می‌دانیم که جهان‌بینی دشمنان ما آنقدر محدود و تنگ است که تنها ظواهر حیات دنیوی را در بر می‌گیرد و آنها حاضر نیستند به هیچ قیمتی لذتهای دنیوی و آمال حقیر خود را از دست بدهند. بنابر این کافی است ما به رسالت خود «ایمان» بیاوریم و به حقانیت را همان «اعتقاد» داشته‌باشیم و حقیقت دعوت نبوی را چون چراغی بر فرازراه مد نظر داشته باشیم. در این صورت به یاری خدا پیرو و سربلند هر دو جهان خواهیم بود. دوستان ما و همه‌ی کسانی که به نوعی دلشان به حال ما می‌سوزد و به حقانیت مبارزه و جهاد ما اعتقاد دارند، تا زمانی که چنین اندیشه‌ای نداشته باشند، کاری از دستشان برنمی‌آید...

آری این چنین است برادر!

این ندای جاوید فلسطین و دعوت فراگیر آزادی خواهان آن است. اکنون ما نیز به عنوان افرادی از این امت و شاگردان و سربازان مکتب محمدی (ص) برخیزیم و گامی فرا پیش نهیم.

برخیزیم و با برداشتن سلاحهایی که با هدایت قرآن مسلّحند به حمایت از مسلمانان مظلوم فلسطین بپردازیم.

ما نوادگان قرآن و پیروان فرامین خداو بیانات پیامبر اسلام و فرزندان صلاح‌الدین‌ها هستیم. نگذاریم دستهای آلوده و قدمهای ملوّث دشمنان قسم‌خورده‌ی اسلام وایمان، بیش از این آزادانه سرزمین مقدس اسلامی را زجر بدهند.

ما از خواب‌گران برخاسته‌ایم و با بیداری اسلامی خود می‌رویم تا فضیلت‌های فراموش شده و کرامت‌های پایمال شده‌ی خود را دوباره احیاء نماییم.

ما خواب آنهایی را که آرزوی ذلت و اسار مسلمانان و سرزمین‌های اسلامی را در سر می‌پرورانند، آشفته می‌کنیم.

ما به دعوت قرآنی «وَ اعْتَصِموا بِحَبْلِ اللهِ جَمیعاً و لا تَفَرَّقوا» لبیک می‌گوییم و با چشم پوشی از اختلافات جزئی و جانبی، حول محور فلسطین که اولین و مهم‌ترین قضیه‌ی دنیای اسلام است، متحد می‌شویم زیرا ما فرزندان مشروع دین وامتی هستیم که همواره از غیر ممکن‌ها، ممکن ساخته است.

تا کنون نیز هر کدام از ما تا جایی که توانسته و به هر صورتی که برایش مقدور بوده است، به این امر توجه داشته است، اما انی دیگر کافی نیست؛ چرا که مبارزه‌ای بی‌امان درگرفته و ملّتی تنها، با دشمنی به اسلحه‌های پیشرفته و حمایت شده از جانب استکبار جهانی درافتاده است. حال که چنین است ما نیز به کاروان جهادگران مسلمانی بپیوندیم که شهادت در راه خدا بزرگترین آرزوی خود می‌دانند.

از این پس در راه دفاع از حقوق حقّه‌ی ملّت مسلمان فلسطین از هیچ کوششی فروگذار نکنیم و حتی اگر لازم باشد از کالاها و مصنوعات کارخانه‌های آنها نیز استفاده نکنیم و آنهایی را که سرزمین اسلامی را به عنوان بازاری برای فروش محصولات خود قلمداد می‌کنند ناکام گذاریم؛ همچنانکه در هیم اواخر فقهای مسلمانی نظیر دکتر یوسف قرضاوی حکم تحریم پاره‌ای از کالاهای آمریکایی و اسرائیلی را صادر فرموده و عملاً فروشندگان آنها را با ورشکستگی مواجه ساخته‌اند.

البته این هم در تاریخ اسلام امر تازه‌ای نیست. ما پیروان و فرزندان مسلمانانی هستیم که سه سال در شعب ابی‌طالب عملاً مشرکین زورگو را تحریم کردند، (هر چند که در ظاهر خود آنها زندانی و مورد تحریم بودند) ولی در آخر آنها را شکست دادند.

در پایان برای مجاهدان شهید فلسطینی دعا می‌کنیم که ان‌شاءالله روحشان در جوار رحمت الهی آسوده، جانشان مالامال از تنعم و لذت جاودانگی و راه پاکشان پررهرو باد!

پروردگارا! به خواهران و برادران ایمانی ما در فلسطین، صبر و استقامتی عطا کن که سستی و رخوت در مبارزه، بر آنان راه نیابد.

الهی! سرزمین عزیز قدس را که خود بارها از پاکی و آبادانی و صلح و امان آن یاد کرده‌ای، از لوث غاصبان وارهان!

خداوندا! به امت اسلامی چنان بینشی عطا کن، که به دور از هر گونه تعصب و نژادپرستی و تنگ‌نظری و بی‌تفاوتی، ملت مسلمان فلسطین را تا پیروزی نهایی، یاری رسان باشند.

وَ لَینْصرَنَّ اللهُ مَنْ ینْصُرُهُ إنَّ اللهَ لَقَوِی عزیزٌ.[30]

یاری اندر کس نمی‌بینم یاران‌را چه شد؟

دوستی کی آخر آمد، دوستداران‌را چه شد؟

آب حیوان تیره گون شد، خضر فرخ پی کجاست؟

خون چکید از شاخ گل، باد بهاران‌را چه شد؟

کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی

حق شناسان‌را چه حال افتاد، یاران‌را چه شد؟

لعلی از کان مروّت برنیامد سال‌هاست

تابش خورشید و سعی باد و باران‌را چه شد؟

شهریاران بود و خاک مهربانان این دیار

مهربانی کی سرآمد، شهریاران‌را چه شد؟

گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند

کس به میدان در نمی‌آید، سواران‌را چه شد؟

صدهزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست

عندلیبان‌را چه پیش آمد، هزاران‌را چه شد؟ «حافظ»


فرازهایی از معاهده خلیفه دوم عمر بن خطاب پس از فتح فلسطین که هم اکنون نیز در کلیسای القیامه قدس موجود است.

بسم الله الرحمن الرحیم

این امان‌نامه‌ای است که بنده‌ی خدا و امیر مؤمنان عمر، به مردم ایلیاء (قدس) داده است. که بر اساس آن نباید به جان و مال و معابد و کلیساهای آنان تعرض شود و مردمان شهر مورد اذیت قرار گیرند. همچنین نباید کلیساهای آنان اشغال یا تخریب شده و به صلیبشان اهانت شود واز ارزش و اعتبار پول و دارایی آنان کاسته شود.

آنان در اجرای مراسم دینی خویش آزادند و نباید به هیچ کدامشان آسیبی رسانده شود، و نباید یهودیان در کنار آنان در بیت المقدس سکونت گزینند...


منابع و ارجاعات
--------------------------------------------------------------------------------

[1] - آل عمران – 103: « ... گودالی از آتش...».

[2]- همان: «... و نعمت خود را بر خود به یاد آورید بدانگاه که (برای همدیگر) دشمنانی بودید و خدا میان دلهایتان (انس و الفت برقرار و آنها را به هم) پیوند داد. پس (در پرتو نعمت او برای هم) برادرانی شدید...».

[3] - الاحزاب – 21: «... سرمشق و الگوی زیبا...».

[] - آل عمران – 110: «شما (ای پیروان محمد!) بهترین امتی هستید که به سود انسانها آفریده شده‌اید...».

[] - الحجرات – 10: «فقط مؤمنان برادر همدیگرند...».

[6] - توبه / 30.

[7] - آل عمران / 181.

[8] - مائده / 6.

[9] - بقره/61.

[10] - برای اطلاع بیشتر در این خصوص ر.ک: البقره /61، 78 و النساء / 1؛ المائده / 70 و آل عمران / 21.

[11] - منظور از هیکل معبد است که تا کنون دو بار تخریب شده و اکنون در تلاشند تا برای بار سوم آن را بنا نهند و مقدمات آن را با کشیدن تونل شروع کرده‌اند.

[12] - بقره/96.

[13] - الاسراء /1: «تسبیح و تنزیه خداوندی را سزاست که بنده‌ی خود ـ‌محمدـ را شبانگاهی از مسجد الحرام به مسجد الاقصی ـ‌سرزمینی که پر از خیر و برکت نموده‌ایم‌ـ برد.»

[14] - روح المعانی ج17 ص 70؛ تفسیر کبیر، امام فخر رازی ج 8 صص 19-160.

[15] - الانبیاء/71: «و او (حضرت ابراهیم) و لوط (برادرزاده‌اش) را از مکر و شر کافران رستگار و به سرزمینی گسیل داشتیم که آن را برای جهانیان پرخیر و برکت ساخته‌ایم.»

[16] - روح المعانی ج 20 ص 72؛ تفسیر کبیر، امام فخر رازی ج8 ص 9.

[17] - القصص / 30: «هنگامی که موسی کنار آن (آتش) آمد، از کنار سرزمینی راست در منطقه مبارکی (کوه طور) از میان درختی ندا برآمد: ای موسی! من خدایم، پروردگار جهانیان.»

[18] - المائده/21: «ای قوم من! به سرزمینی وارد شوید که خداوند ورود بدانجا را برای شما مقدر فرموده است.»

[19] - التین/1-3: «سوگند به انجیر و زیتون و سوگند به طور سینین (کوهی در صحرای سینا که حضرت موسی (ع) بر فراز آن به مناجات با خداند می‌پرداخت) و سوگند به این شهر دارای امن و امان (شهر مکه).»

[20] - ق/1: «گوش فرا ده (ای محمد)، روزی که ندا دهنده (اسرافیل)، از جای نزدیکی ندا در می‌دهد.»

[21] - النور/36: «در خانه‌هایی (مساجد) که خداوند اجازه داده است تا بپا داشته شوند و نام مبارک او ذکر شود؛ سحرگاهان و شامگاهان به تنزیه و تقدیس او می‌پردازد» ـ‌عکرمه فرمود: «اشاره است به چهار مسجد: کعبه، مسجد قباء، مسجد مدینه و بیت المقدس است ابن کثیر ج ص27؛ فخر رازی ج 8 ص 398.»

[22] - به روایت مسلم (1/1) کتاب ایمان (7) باب الاسراء برسول الله، شماره (29).

[23] - به روایت امام بخاری (3/86)(20) کتاب فضل الصلوة فی مسجد مکه و المدینه شماره حدیث (1189) و امام مسلم در (2/201) کتاب حج باب لات شد ... شماره (11).

[2] - به روایت امام احمد (6/63)، امام ابوداود (1/31) کتاب الصلوه (1) باب من السرج فی المساجد شماره (7) و امام ابن ماجه (1/1)، مصباح الزجاج (1/20) صیغ و رجاله ثقات.

[2] - سعدی شیرازی

[26] - صحیح مسلم، شرح نووی 9/168.

[27] - صحیح مسلم، شرح نووی 9/168.

[28] - الهیثمی، مجمع الزوائد /7.

[29] - مسند امام احمد 6/299.

[30] - الحج/0: و قطعاً خدا به کسی که (دین) او را یاری می‌کند، یاری می‌دهد، چرا که خدا سخت نیرومند شکست‌ناپذیر است.


به نقل از:

http://www.kilashin.blogfa.com/post-1622.aspx


 

ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط عبدالغفور

 مقاومت اسلامی.. بشارتی برای مؤمنين

 همراه با غزه14cx7[1].gif


بقلم: د. محمد صادق

برگردان:عبدالغفور گردهانی


آنچه امروز در غزه می گذرد وضعیت امت را پس از آن نشان می دهد،زیرا موفقیت مقاومت اسلامی نقطه شروع زوال فسادی است که بر همه مقدرات ملل مسلط شده است  و ثروتشان را از بین می برد و اراده آنها را منکوب کرده و با دشمن او دست دوستی داده است،در حالی که بایستی همانگونه که خداوند امر کرده است آنرا دشمن بگیرد و با او یار و هم پیمان نشود.

همه سیاست های او در این جهت است و گام به گام در این مسیر حرکت می کند. رابطه متقابل آنها چنین است و از این رو در قدس در مقابل هر آنکه مخالف این رویکرد بردگی  تسلیم شدن است می ایستد،یهود هم می داند که هر اقدامی بر علیه مقاومت پس از اطمینان از هم پیمانان صورت می گیرد..حال که چنین است جنگ بر علیه غزه  شکلی از اشکال یک جنگ جهانی است؛آیا آنها می توانند مقاومت کنند؟!  

 بلی این سوره اعراف است که در تصویرهایی به منظور کشف طبیعت یهود از آنها سخن می گوید.،اینکه چگونه خداوند آنها را از دست فرعون و قومش نجات داد،چگونه خود و سازه هایشان را نابود کرد و سپس با چشمه های آب به آنها نعمت داد و به آنها امر کرد که در حالی سجده کنان وارد شهر شوند بگویند "حطةً"؛ تا  خداوند آنها را ببخشد﴿فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ﴾ (اعراف: آيه 162) پس كسانى از آنان كه ستم كردند سخنى را كه به ايشان گفته شده بود به سخن ديگرى تبديل كردند پس به سزاى آنكه ستم مى‏ورزيدند عذابى از آسمان بر آنان فرو فرستاديم ، آنها بر نافرمانی خود افزودند و بر شریعت خداوند حیله ای ساز کردند آن هنگام که نباید روز شنبه ماهی می گرفتند تا اینکه خداوند آنها را به شکل میمون در آورد و بر آنها غضب کرد ﴿وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ﴾)اعراف: 167(و [ياد كن] هنگامى را كه پروردگارت اعلام داشت كه تا روز قيامت بر آنان [=يهوديان] كسانى را خواهد گماشت كه بديشان عذاب سخت بچشانند آرى پروردگار تو زودكيفر است و همو آمرزنده بسيار مهربان است

 همین آیه بشارت به وعده خداوند است،زیرا گروه مسلط بر یهود موجود است و برای همین امر مهم بخصوص بر انگیخته شده است ،پس بیایید که رای و نظر علما را در تفسیر این آیه دنبال کنیم:

 آیه انتقام از یهود را بعد از نافرمانی امر پروردگار وعده می دهد (تَأَذَّنَ)  دلالت بر قسم دارد و قسم از جانب خدای تعالی به عزت و عظمت و علم و قدرت اوست،خدای سبحان بر نفس خود واجب کرده است که بر یهود مسلط شود (مَنْ يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ)، علما استدلال کرده اند  که قسم با لام در جواب آن است (لَيَبْعَثَنَّ)،قدرت کلام دال بر وعید نزدیک به اجرا و عملی شدن حتمی است.

  قَسم  به همه بشریت و بخصوص مومنین اعلام کرده و خبر می دهد که مشیت خداوند این چنین قرار گرفته است،حکمی که کسی نمی تواند آن را برگرداند و جلویش را بگیرد،خداوند هیچگاه از برتری طلبی یهودغافل نیست،در فواصلی از تاریخ بطور عارضی قدرت گرفته است که سریعا مومنین آن را از بین برده اند. 

 (ابن عباس) می فرماید: ﴿مَنْ يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ﴾ اشاره به محمد صلى الله عليه وسلم وامتش دارد، و این را بزرگ مفسران هم گفته اند.قرطبی تاکید می کند که آنها امت اسلام هستند زیرا تنها امت جاودان تا قیامت است.برخی گفته اند این دلالت بر عموم مردم دارد. وضعیت یهود هم در زمین آن بوده که به گروههایی تقسیم شده و خداوند گروهی از مردم را بر آنها مسلط کرده است (مَنْ يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ) .

سياق آیه تاکید می کند که تسلط بر آنها چشاندن عذاب و سختی بر آنهاست]و این امری است که در طول زمانها و در محیط های مختلف بر سر آنها آمده است و تاریخ موید این مساله است. اما پس از آنکه بدنبال همراهی جهانی و عربی موفق به تشکیل دولت شدند ،دستشان به ابزارهای فساد و برتری طلبی گشاده گشت.آنها دشمنی جز مومنان صالح ندارند و آن جمع گروهی است که مطابق وعده خداوند بر آنها مسلط خواهد شد.

                                                                                                    ناتمام

ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 توسط عبدالغفور

واجبات ده گانه برای هر فرد در یاری به غزه

 همراه با غزه

14cx7[1].gif


بقلم: شيخ عبد الخالق شريف

برگردان:عبدالغفور گردهانی


 کمک مسلمان به مسلمان دیگر یک واجب شرعی است.

خداوند متعال می فرماید: ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْوَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللهِ وَالَّذِينَ آوَوا وَنَصَرُوا أُوْلَئِكَبَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهَاجَرُوا مَا لَكُمْمِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهَاجِرُوا وَإِنْ اسْتَنصَرُوكُمْ فِيالدِّينِ فَعَلَيْكُمْ النَّصْرُ إِلاَّ عَلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْمِيثَاقٌ وَاللهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (72) وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْأَوْلِيَاءُ بَعْضٍ إِلاَّ تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الأَرْضِ وَفَسَادٌكَبِيرٌ (73) وَالَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللهِوَالَّذِينَ آوَوا وَنَصَرُوا أُوْلَئِكَ هُمْ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ (74﴾انفال

كسانى كه ايمان آورده و هجرت كرده‏اند و در راه خدا با مال و جان خود جهاد نموده‏اند و كسانى كه [مهاجران را] پناه داده‏اند و يارى كرده‏اند آنان ياران يكديگرند و كسانى كه ايمان آورده‏اند ولى مهاجرت نكرده‏اند هيچ گونه خويشاوندى [دينى] با شما ندارند مگر آنكه [در راه خدا] هجرت كنند و اگر در [كار] دين از شما يارى جويند يارى آنان بر شما [واجب] است مگر بر عليه گروهى باشد كه ميان شما و ميان آنان پيمانى [منعقد شده] است و خدا به آنچه انجام مى‏دهيد بيناست (72) و كسانى كه كفر ورزيدند ياران يكديگرند اگر اين [دستور] را به كار نبنديد در زمين فتنه و فسادى بزرگ پديد خواهد آمد (73) و كسانى كه ايمان آورده و هجرت كرده و در راه خدا به جهاد پرداخته و كسانى كه [مهاجران را] پناه داده و يارى كرده‏اند آنان همان مؤمنان واقعى‏اند براى آنان بخشايش و روزى شايسته‏اى خواهد بود (74)

در برابر ادای این واجب شرعی بسیاری از مسلمانان پیگیر اوضاع و اخبار فلسطین ملتهب ،کسانی که قلبهایشان سرشار از درد و حسرت مسلمانان غزه است می پرسند که:چه کار می توانیم بکنیم در حالی که راه کمک   و ایستادگی در خندق جهاد در کنار برادرانمان به روی ما بسته است؟

بسیاری از مسلمانان هم از این رو که هیچ کاری نمی توانند انجام دهند حتی از فکر کردن بدان خودداری می کنند و دچار یاس می گردند.

در این مجال در پیش برادران مسلمان خود ده واجب عملی را می گذاریم که می توانند به برادران خود در غزه کمک کنند:

 

1.با التزام و پایبندی خود به برنامه الهی و اقامه فرایض و شعایر اسلامی در خود،خانواده و محیط اطرافمان خداوند را یاری رسانیم.همچنین تلاش کنیم که بسیار به ذکر خداوند بپردازیم و مشغول تلاوت قران در هر احوالی باشیم.

 

خداوند متعال می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَالَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ.وَأَطِيعُوا اللهَ وَرَسُولَهُ وَلا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَرِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (46﴾انفال

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چون با گروهى برخورد مى‏كنيد پايدارى ورزيد و خدا را بسيار ياد كنيد باشد كه رستگار شويد (45) و از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد و با هم نزاع مكنيد كه سست‏شويد و مهابت‏شما از بين برود و صبر كنيد كه خدا با شكيبايان است (46)

 

2.قنوت ودعاء  در نمازها و بخصوص در نماز شب ،در نیمه آخر شب ،زیرا که خداوند متعال در آن هنگام فرود می آید و ندا می دهد که: "هل منسائل فأعطيه

آیا سوال کننده ای است تا به او عطا کنم.

 

3.رشد عاطفه برادری میان خود و برادران مجاهد مسلمان ،این همان رابطه ای است که دشمنان اسلام سعی دارند که آنرا ضعیف کنندو عقیده مسلمانان را سست کنند و مردم هر شهری را به امور خود مشغول کنند تا اینکه توجهی به یاری برادران خود نداشته باشند.

خداوند متعال می فرماید: ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْوَاتَّقُوا اللهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ﴾حجرات: ١٠)در حقيقت مؤمنان با هم برادرند پس ميان برادرانتان را سازش دهيد و از خدا پروا بداريد اميد كه مورد رحمت قرار گيريد .

 

خداوند متعال باز هم می فرماید:  ﴿إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْفَاعْبُدُونِ﴾انبياء: ٩٢

اين است امت‏شما كه امتى يگانه است و منم پروردگار شما پس مرا بپرستيد .

 

شيخان از پیامبر خدا صلىالله عليه وسلم نقل می کنند که:

الْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِكَالْبُنْيَانِ؛ يَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضًا، مثال مومن نسبت به مومن دیگر همانند ساختمانی است که برخی از ان بعضی دیگر را محکم می کند.

همچنانکه امام مسلم از رسول خدا صلى اللهعليه وسلم نقل می کند که:

مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْوَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ؛ إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌتَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى"

مثال مومنین در دوست داشتن و ترحم و دلسوزی نسبت به یکدیگر همانند یک جسد است که اگر عضوی دچار مشکل شود سایر اعضا با تب و درد او را همراهی می کنند.پیامبر خدا صلى الله عليهوسلم می فرماید: "من لم يهتم بأمر المسلمين فليس منهم . کسی که اهتمامی به امور مسلمان نداشته باشد از آنها نیست.

 

4جهاد بامال: این حق هر مسلمانی است که نمی تواند به طور مستقیم  در جنگ شرکت کند و به فلسطین و غزه برود،این جهاد همه مسلمانان در سرزمین های اسلامی و عربی و بقیه جاها است.

5.نشر قضية فلسطین وبیان آن در خانه،در محل کار،در خیابان و هر جایی که امکان داشته باشد زیرا این امر در گفتگوهای مردم اولویت دارد.قضیه فلسطین قضیه ای اسلامی است و جنگ تنها در میان حماس به عنوان یک نیروی جهادی مسلمان و دشمن صهیونیستی  نیست بلکه درگیری میان برنامه اسلامی است که خداوند ما را مکلف به حمل آن نموده است و برنامه استعماری است که می خواهد امت را خوار کند تا در مقابل دشمن زانو زند و راه عزت و آزادی را ترک کند.

 

.6تعريف کردن اصل قضیه فلسطین برای نسل تازه دختران و پسران خود؛داستان اشغالگری صهیونیستی برای سرزمین های اسلامی و غصب  اموال و دیار مسلمانان و اینکه آزادسازی این سرزمین مبارک واجب شرعی است که بر گردن همه ماست که خداوند در مورد آن از همه ما سوال خواهد کرد.تا نسلی از کودکان مسلمان پدید آید که ابعاد حقیقی قضیه فلسطین را درک کنند.دانشجویان و طلاب را تشویق کنیم که با روزنامه های دیواری ومجلات قضیه فلسطین و ابعاد تاریخی و دینی آن را تشریح کنند.  

7.قطع خرید و فروش کالاهای صهیونیستی-آمریکایی؛این یکی از صورتهای جهاد مالی می باشد که بدون کوچک شمردن کار آن را انجام دهیم.این امر باید در حد ضرر رساندن به موسسات صهیونیست ها متوقف نشود و بلکه علاوه بر آن به احیای معانی اعتماد به نفس در امت و دوری از عادتهای غربی در پوشاک و خوراک منجر شود و تولیدات اسلامی و وطنی حمایت شود تا به خود اکتفا کنیم.

استاد بنا رحمه الله در بیست و یکمین واجب از واجبات برادر عامل می فرماید: "أن تخدم الثروة الإسلامية العامة بتشجيع المصنوعات والمنشآتالاقتصادية الإسلامية، وأن تحرص على القرش فلا يقع في يد غير إسلامية مهما كانتالأحوال، ولا تلبس ولا تأكل إلا من صنع وطنك الإسلامي"،ثروت عمومی اسلامی در تولیدات و فرآورده های اقتصادی اسلام به کار گرفته شود و مواظب باشیم که حتی یک ریال از مسلمانان در هیچ حالی از احوال دست غیر مسلمان نباشد،و جز از لباس و خوراکی که ساخته وطن اسلامی باشد استفاده نکنیم.

قطع اقتصادی واجب شرعی است،همانگونه که اهل علم فتوا داده اند.

 

8.مشارکت مثبت در فعالیتها و اعمالی که موید ملت فلسطین و مقاومت و دفاع از برنامه آزادسازی آن باشد،شامل تظاهرات،برنامه ها،نوشتن مقاله در مجلات و روزنامه ها و توزیع کتابها و بروشورهای محتوی شرح قضیه فلسطین و مشارکت در باشگاههای اینترنتی به منظور کوشش برای تداوم  تلاش ملت فلسطین.

 

9.نامگذاری خیابانها و فرزندان به اسامی شهدا و رهبران فلسطینی و زدن عکس ها و وصیت های آنان در منازل.

 

10.بالا بردن روحیه جهاد در نفس با تلاوت آیات و احادیث جهاد و تفسیر آنها و شناخت فضیلت جهاد و شهادت و نشر داستانهایی در مورد شهادت طلبی و یادآوری آنها به کرات.

 

ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و سوم دی 1387 توسط عبدالغفور

دعا برای مجاهدان غزه

  همراه با غزه

14cx7[1].gif

ای برادر مسلمان !با این دعاها با برادران خود در مقاومت غزه  شریک باش :

 

اللهم حرِّك رياحك، وأنزل غيثك، وثبِّت جندك واكسر عدوَّك.

 شکل دیگر این دعا چنین است:

 * اللهم يا ذا القوة والعزة.. انصر إخواننا في غزة.

 

* اللهم انصر دينك وكتابك وسنة نبيك وعبادك المجاهدين في فلسطين.

 

* اللهم كن لإخواننا في غزة وليًّا ونصيرًا، ورِدْءًا وظهيرًا، وكالئًا وكافيًا ومُعينًا، وانصرهم يا ربنا نصرًا مبينًا.

 

* اللهم فُكَّ حصارهم، وتولَّ أمرهم، واجمع شملهم، وقوِّ بأسهم، وانصرهم على عدوك وعدوهم، وامنحهم أكتاف الصهاينة المعتدين، وانصرهم على أعداء الملة والدين، من الأمريكان الظالمين والصهاينة المغتصبين.

 

* اللهم أعنهم ولا تُعِنْ عليهم، وانصرهم ولا تنصر عليهم، وخذِّل عنهم ولا تخذلهم، وادفع عنهم ولا تدفعهم، ومكِّن لهم ولا تمكِّن منهم، وامكر لهم ولا تمكر بهم يا خير الماكرين.

 

* اللهم إنهم خائفون فأمِّنهم، ومغلوبون فانصرهم، وجياعٌ فأطعمهم، وعراةٌ فَاكْسُهُم، وحفاة فاحملهم، وقد تخلَّى عنهم القريب والبعيد فلا تتركهم.

 

* اللهم اشْفِ مرضاهم، ودَاوِ جرحاهم، وارحم أراملهم وأيتامهم، وثبِّتْ أقدام مجاهديهم، وامْلأْ باليقين قلوبهم، وبالثقة في نصرك نفوسَهم، واجعل النصر في أيمانهم وفي ركابهم، وسدِّدْ رميهم، وارْمِ لهم بقوتك يا قوي يا متين.

 

* اللهم من أعانهم فأعنه، ومن نصرهم فانصره، ومن مدَّ لهم يدًا بالإحسان فامْدُدْ له يدك بالإحسان، ومن خذلهم فاخذله، ومن مكر بهم فامكُرْ به، ومن مدَّ إليهم يدًا بالإساءة والعدوان فاقطع يديه، وَأعْمِ عينيه، واجعله عبرةً للمعتبرين.

 

* اللهم افتح لهم فتحًا مبينًا، وانصرهم نصرًا عزيزًا، وأثبهم فرجًا قريبًا، ولا تُشْمِتْ بهم الأعداءَ والحاسدين والمنافقين.

 

* اللهم اشْفِ بنصرهم صدور قوم مؤمنين، وَأَذْهِبْ بنصرهم غيظَ قلوب الموحِّدين، وَاخْزِ بنصرهم الحاسدين المنافقين.

 

* اللهم اكنُفهم بركنك الذي لا يُرام، واحفظهم بعزك الذي لا يُضام، واكلأهم بعينك التي لا تنام، وارحمهم بقدرتك عليهم.

 

* اللهم بعلمِك الغيبَ وقدرتِك على الخلق اكتب لهم نصرًا مؤزَّرًا، واجعل جهادهم منصورًا مُظفَّرًا.

 

* اللهم مُنزِلَ الكتاب، ومُجرِيَ السحاب، وهَازمَ الأحزاب، اهزم الصهاينة الظالمين، وانصر إخواننا عليهم بقوتك يا قوي يا متين.

 

* اللهم عليك بالظالمين اليهود.. افعل بهم ما فعلت بعادٍ وثمود، وأنزل عليهم بأسك الذي لا يرد عن القوم المجرمين، واجعلهم وما يملكون غنيمة للمجاهدين.

 

* اللهم زلزل الأرض تحت أقدامهم، واملأ بالرعب قلوبهم، وشتِّتْ شملهم، واجعل بأسهم بينهم شديدًا، واشغل بعضهم ببعض، واكْفِنا وإخوانَنا شرَّهم بما شئت وكيف شئت.. إنك على كل شيء قدير.

 

* اللهم لا ترفع للصهاينة وأعوانهم راية، ولا تحقِّق لهم هدفًا ولا غاية، واجعلهم يا ربنا للناس آية، وأَرِنَا فيهم عجائب قدرتك وآيات قوتك.

 

* اللهم إن الصهاينة قد بغَوا على العباد وطغَوا في البلاد فأكثروا فيها الفساد، فصُبَّ عليهم يا ربنا سوط عذاب، واطمس على أموالهم واشْدُدْ على قلوبهم، وشُلَّ أيديَهم، وأَعْمِ أبصارهم كما أعميت بصائرهم، ورُدَّ كيدهم إلى نحورهم، واجعل تدبيرهم تدميرًا لهم، واجعل دائرة السوء تدور عليهم، ومكر السيئ يحيق بهم يا قوي يا متين.

 

* اللهم دَمِّرْ عليهم تدميرًا، وتَبِّرْهم تتبيرًا، ودمِّر عليهم في بَرِّكَ وبحرِكَ وجوِّكَ يا رب العالمين.

 

ارسال در تاريخ شنبه بیست و یکم دی 1387 توسط عبدالغفور

روز عزت امت

14cx7[1].gif

 همراه با غزه

روزهاي سختي در پيش داريم،روزهايي كه از زمين و هوا آتش مي بارد. در چنين روزهايي  2 نيروي بسيار مهم و سرنوشت ساز در مقابل هم قرار گرفته اند.در يك سو اسراييل است كه جهاني از مادي گرايي و غرب كه نماد تمدن مادي است پشت آن قرار گرفته است. اسراييلي كه از نوامبر1917م. با اعلاميه بالفور توسط وزير خارجه انگليس در فلسطين ابراز وجود كرد.

رژيم اشغالگر در بازه زماني 90 ساله با پشتيباني انگليس و جامعه جهاني و خيانت كشورهاي عربي توانست  همه سرزمين را اشغال كرده و 5 ميلون انسان را آواره كند.

در ديگر سو حماس قرار دارد .نيرويي اسلامي كه از ميان آتش و خون برخاسته است و با نگاهي تمدني و نه صرفا حذفي پرچم جهاد را به دوش گرفته است،همان پرچمي را كه عمر بن خطاب و صلاح الدين ايوبي بر افراشته بودند.

پشت  حماس يك امت است و خدايي قهار كه مي تواند كن فيكون كند. آنها مرگ را بيشتر از زندگي ذلت بار دوست دارند.

آنها ايستاده اند تا وعده خداوند را محقق كنند: كتب الله لاغلبن انا و رسلي ان الله قوي عزيز(مجادله/21).. هم اينك بند بند سوره حشر در حال تطبيق است.

در سال چهارم هجري يهوديان در محله اي در مدينه ساكن بودند و نقشه ترور پيامبر خدا(ص) را مي كشيدند اما رسول خدا با الهام از خيانت آنان آگاه شد و خود هم عهد و پيمان را با آنان باطل كرد.

َإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ (انفال/58)

 پس از آن محله يهوديان را محاصره كرد و سه يا ده روز به آنان مهلت داد كه از آن جا بكوچند. اما منافقان مدينه و در راس عبدالله بن ابي يهوديان را تحريك كردند كه مقاومت كنند و قول همكاري دادند.

زماني كه وزير امور خارجه اسراييل در مصر با مبارك به طور ضمني توافق حمله به غزه را مي گرفت در نوار غزه محمود عباس و دولت خود گردان زمينه را براي ورود رژيم صهيونيستي آماده مي كردند تا به خامي حكومت وابسته اي همانند افغانستان را به آنها بسپارد.

يهوديان در دژهاي خود سنگر گرفتند و پيامبر خدا به امر پروردگار دستور داد درخت هاي خرماي آنان ا قطع كنند.محاصره 22 شبانه روز طول كشيد و منافقان عليرغم وعده خود به كمك يهوديان هيچ كمكي به آنان نكردند.ترس به دل يهود افتاد و از پيامبر خدا خواستند كه آنها را نكشد و بلكه آنها را تبعيد كند.آنها اموال خود را بار شتران كردند و از ترس اينكه مبادا اموال ديگرشان دست مسلمانان بيفتد خانه هايشان را با دست خود خراب كردند.برخي از آنان به خيبر و عده ديگر به شام رفتند.

سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداي عزيز و حكيم است  ،و زمين از آن همان كساني كه تسبيح خداوند را مي گويند،همانگونه كه خداوند در سال چهارم هجري چنين كرد.

لحظه اي در تحقق اين امر ترديد ندارم،زيرا شان حكمت خداوند هرگز اجازه نخواهد داد كه دشمنان او پيروز شوند.

(1) هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ دِيَارِهِمْ لأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنْ اللَّهِ فَأَتَاهُمْ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمْ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الأَبْصَارِ (2)

كسي گمان نمي كرد كه يهود  از مدينه بيرون روند.هم اينك در ذهن بسياري از مسلمانان مي چرخد كه مگر مي توان يهودي را كه دنيايي پشت آن ايستاده است شكست داد و از فلسطين بيرون راند،آنان در مورد قدرت خداوند دچار سوء فهم هستند. جالب است بدانيم كه بسياري از مردم كه بصيرت كافي ندارند فكر مي كنند كه به علت ضعف مسلمانان اين سنت خداوند محقق نمي شود اما بايد نيك بدانيم كه اين خداست كه به وسيله جمعي ديگر از مومنان پاكباز كه هم اينك سلاح به دست گرفته اند محقق خواهد شد. خداوند بيان مي دارد كه قدرت مادي نمي تواند موجب نجات يهود شود همان طور كه به دژها پناه برده بودند.

وَلَوْلا أَنْ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ الْجَلاءَ لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابُ النَّارِ (3) ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَمَنْ يُشَاقَّ اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (4)

 يهود نه تنها در دنيا كه بلكه در آخرت هم خوار و ذليل خواهد شد.

ما در برابر اين آيه درنگ مي كنيم كه مسلمانان درختان خرماي مرغوب يهوديان را قطع كردند ، مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ..و با اين كار حسرت از دست دادن اموال را به يهود مي چشاند.مگر يهودي به جز مال به چيز ديگري انديشيده است،پس شرط ماندن او در جايي طمع ثروت است.سرزمين مقدسي كه خداوند به آن بركت داده است.

سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنْ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّه هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ(اسرا/1)

بايد مسلمانان شريان هاي مالي يهود را قطع كنند.نبايد با يهود معامله كنند .نبايد به آنها نفت بفروشند.آنها اگر مي توانند با سلاح جهاد كنند و اگر نمي توانند جهاد مالي كنند و چيزي به يهود كافر ندهند.

وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمْ الْمُفْلِحُونَ (9) وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالإِيمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلاًّ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ.

ما  پي آمدگان پس از مسلمانان نخستين بايد اهل ايثار باشيم و از اموال خود ببخشيم و براي برادران مجاهد خود دعا كنيم. اين همه غل چيست كه نسبت به برادران ايماني خود به خرج مي دهيم تا آنها را ناكارامد جلوه دهيم.براستي ايثار ما در مقابل ايثار آنان كه جان خود و فرزندانشان را در اثر بمباران هاي رژيم غاصب از دست مي دهند چقدر است.صبر و تاني ما در مقابل دشمن چه اندازه است. دلهاي ما بايد نسبت به همديگر پر از رافت و رحمت باشد.ما با هم خويشاونديم و در يك صف قرار داريم. امام ما سيد المرسلين است.نداي ما در سرتاسر هستي مي روند.ما وارثان پيامبران هستيم كه رحمت آورده اند و براي برقراري آن با جان و مال خود جهاد كرده اند. اين است كه بايد بارها و بارها بگوييم كه:

رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالإِيمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلاًّ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ.

منافقاني را كه صف ما را سست مي كنند رها كنيم.آنها از پشت به ما خنجر مي زنند،آنها با كافران برادرند.منافقان دروغگويي كه همانند يهود فقط به فكر منافع و دنياي خود هستند.كساني مانند محمود عباس و دولت خيانت پيشه اش با دست آويز قرار دادن صلح حقوق ملت فلسطين را دو دستي به يهود مي دهند تا منافع خودشان تامين شود،آنها شديدا از خداوند مي ترسند كه مبادا ماهيت كثيفشان آشكار شود.

نمي بيني كه خداوند چگونه آنها را رسوا مي كند:

 أَلَمْ تَرى إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لإِخْوَانِهِمْ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَلا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَداً أَبَداً وَإِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (11) لَئِنْ أُخْرِجُوا لا يَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَلَئِنْ قُوتِلُوا لا يَنْصُرُونَهُمْ وَلَئِنْ نَصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الأَدْبَارَ ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ (12) لأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِمْ مِنْ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ.

هم اينك در اسراييل سفارديم هاي شرقي و اشكنازي هاي غربي و يهوديان فلاشا و آفريقايي ها و مهاجران روس  از حقوق يكساني برخوردار نيستند و اين موجب كينه و عداوت بين آنها است.امري كه هميشه ميان يهود وجود داشته است.

لا يُقَاتِلُونَكُمْ جَمِيعاً إِلاَّ فِي قُرًى مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَرَاءِ جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ

عزت و عظمت تنها از ان خداوند و مومنان است.

و این خطاب به ماست:

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (18) وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُوْلَئِكَ هُمْ الْفَاسِقُونَ (19) لا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ الْفَائِزُونَ (20) لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (21)

خداوند عزیز هم حکیم است و اندکی فتح را عقب می اندازد.

 هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ (22) هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ (23) هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الأَسْمَاءُ الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ْبِ (24)

 

ارسال در تاريخ جمعه بیستم دی 1387 توسط عبدالغفور