تبليغاتX
اسلام
اسلام
اسلام دقیقا عملکرد مسلمانان نیست بلکه برنامه ای است ربانی که مسلمانان بایدخود را با آن تطبیق دهند

دعوت اسلامي،سنت گرايي،مدرنيسم و پست مدرنيسم

 

بيش از 70 سال است كه در جهان اسلام گفتمان بيداري اسلامي رواج يافته است و عمدا حركت هاي اسلامي آن را به دوش مي كشند. هرچند ديگر مفهوم بيداري مفهومي عام شده است اما به نسبت قرائت هاي سنتي نو مي نمايد و بسياري را مجذوب خود كرده است.

ويژگي و در واقع بالندگي بيداري اسلامي از آن رو است كه اسلام را در 6 ويژگي طرح مي كند:ربانيت،واقع گرايي،شموليت،شفافيت،هماهنگ ميان سنت گرايي و تجدد و جهاني بودن.

بيداري اسلامي از آن رو كه بر اصالت،ثبات،حقيقت و حرمت تاكيد مي ورزد سنت گراست و از آن جهت كه به خلق فروع ها،روش ها و نو آوري در آنها مي پردازدمدرن است.

بيداري اسلامي چون براي دعوت دادن از رويكرد گفت و گو گرايانه و دگرگويانه(hetrologue)بهره مي گيرد به پست مدرنيسم(postmodernism) نزديك مي شود اما به نظرمي رسد با برخي مولفه هاي جهان مدرن از قبيل جهاني شدن(globalization) به جاي جهاني سازي،مركزيت زدايي غرب(decentralization of the west)،عاميت ،فراگيري و وحدت سازگار باشد اما طبيعي است كه بي اعتقادي نسبت به كلان روايت ها(increduility toward meta narratives)،سكولاريسم(secularism)،خود متعين سازي و خود محوري به جاي خدا محوري را بر نمي تابد.در مدرنيته به قول نيچه به مرگ خدا و در پست مدرنيسم به مرگ انسان(subjective) رسيده ايم اما در بيداري اسلامي كه برآمده از شرايط جهان مدرن است ما در شكل سنت گرايانه خدا و انسان را در بالاترين مقام تكريم داريم.

بيداري اسلامي با علم به عنوان شاخص تسخير در هستي با مدرنيته هم پوشاني دارد اما در وجه علوم انساني عقل را افسرده تر از آن مي داند كه به چيستي هستي بپردازد.  اسلام گرايان بيداري اسلامي هم اينك به واسطه بستر دموكراتيك كشورهاي خود به قدرت مي رسند كه با ارزش جهان مدرن تقابلي ندارد.آنها كار سازمان يافته را كه تلاشها را كاناليزه مي كند و به تقسيم كار مي پردازد به عنوان يك رويكرد مدرن پذيرفته اند.بيداري اسلامي ضمن بهره گيري از بسياري اختصاصات جهان مدرن نقد از محيط و خود را به عنوان راهكار پيشرفت در امور خود و صيانت از مقوله هاي اسلامي پذيرفته و به آن مبادرت مي ورزد. در بيداري اسلامي اشخاص مقدس نيستند كه بي نياز از نقد باشند اما اسلوب  نقد دقيقا همان هايي نيستند كه در دموكراسي ها به كار گرفته مي شود .در اين نگرش جان و مال و آبروي انسان لحاظ مي شود.

بد نمي دانم كه اصول انجمن تحكيم ادبي وفكري دكتر عبدالحميد ابراهيم استاد زبان و ادبيات و مدير دانشكده زبان و ادبيات  مينا را نقل كنم كه تجدد ويژه را براي سنت ويژه معرفي مي كند.

1.مفهوم تحكيم مبتني بر اصول ثابت در ميراثي است كه نشان دهنده ويژگي هاي مردم ماست و نگرشهاي آنان را نسبت به هستي و ماوراي آن منعكس مي كند.

2.مفهوم ميراث در نزد آن بر ميراث عربي اسلامي به عنوان آخرين طبقه از تمدنهاي منطقه تاكيد دارد،تمدني كه عناصر مفيد و بادوام تمدنهاي گذشته را در بر دارد.

3.ميراث با گذشته فرق مي كند،آن بخش ثابت و زنده اي است كه نسلهاي آينده آن را همچون ژنهاي وراثتي به ارث مي برند.اما گذشته ممكن است نيازهاي روزمره و متغير باشد.

4.عنصر دين جوهره ي اصلي تمدن منطقه  است و ساختار انساني آن را منعكس مي كند،وجدان،رفتار و زندگي واقعي ان است و مفهومي سكولاريستي نيست.

5.ميان اكثريت ها و اقليت ها نقاط مشترك قابل تاكيد وجود دارد و جوهره ي تمدني است كه همه در آن مشاركت دارند.

6.شرط فضاي باز فرهنگي اين است كه باب آن به روي همه فرهنگ ها باز باشد  تا آنچه را مي پسندد برگيرد و آنچه را نمي پسندد پس زند.

7.تجدد از ريشه هاي سنت سر بر مي آورد،لذا ويژگي سنت را بر نوگرايي مي افزايد و اين غير از آن تبعيتي است كه ما را در آخر صف قرار مي دهد.

8.روشنگري بايد از اشخاص و ريشه هاي ميراث خودمان سرزند تا كه نوري باشد خودي.

9.تمايل شديد به غرب كه به زيان ميراث اسلامي است درمان شود تا جامعه شناسي ما از ابن خلدون شروع شود نه از دوركيم،روان شناسي از غزالي نه فرويد،ادبيات مقارن از جاحظ نه مكتب فرانسوي،داستان از حريري نه بالزاك و چخوف،شعر نو از موشحات نه از اليوت و هنر تجسمي از خط عربي نه از اروپا.

 


منابع:

1. دكتر محمد عماره .چكيده انديشه هاي اسلامي.ترجمه مجيد احمدي.انتشارات ايلاف.شيراز1382.

2. ابراهيم الديب .المحاور المحترف.ام القري.2005.

3.دكتر قرضاوي.ويژگي هاي كلي اسلام.جليل بهرامي نيا.نشر احسان.تهران1379.

4.گلن وارد.پست مدرنيسم.علي مرشدي زاد.قصيده سرا.تهران 1384.

5.ديويد لايون.پسامدرنيته.محسن حكيمي.انتشارات آشيان.1380.

 


مي تواند خيلي ادامه داشته باشد.....

ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 توسط عبدالغفور