تبليغاتX
اسلام
اسلام
اسلام دقیقا عملکرد مسلمانان نیست بلکه برنامه ای است ربانی که مسلمانان بایدخود را با آن تطبیق دهند

ايمان گرايي و شكوفايي اقتصادي

 

همه شكواييه مشكلات اقتصادي،افزايش شديد تورم و افزايش نقدينگي را دارند و دولت ها سعي دارند تا با برنامه ريزي هاي اقتصادي از طريق درست موجب افزايش توليد و طبع كاهش تورم شوند.هنگامي كه سرمايه هاي به بخش هاي غير توليدي هدايت مي شود تورم افزايش مي يابد.اين يك سمت قضيه است اما از جانب ديگر اگر بخواهيم با نگرش ديني به اين مساله نگاه كنيم مي توان اين پرسش را طرح ساخت كه چرا در يك جامعه اسلامي  اوضاع چنين مي شود؟

جوابهاي زيادي به اين سئوال داده شده است.انسانها چون خليفه خداوند در روي زمين هستند مهمترين كاركرد آنها در زمين آباداني آن است تا همنوعان آنان بتوانند خداي يگانه را به خوبي عبادت كنند(و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون.ما اريد منهم من رزق و ما اريد ان يطعمون.ان الله هو الرزاق ذو القوه المتين.(ذاريات/56-58).

نتيجه ي كار سعادت اخروي است.

چنين است كه مي گويم ميان اقتصاد كه شاخص برجسته رشد آن توليد بيشتر است و احساس و كاركرد خليفه گي با تمام ويژگي هايش و عبادت رابطه وجود دارد.بيشي و كمي هر كدام بر آن ديگري اثر مي گذارد.اگر جامعه اي يافت شد كه توليد آن كم بود و اين امر ناشي از برنامه ريزي هاي غلط اقتصادي نبود؛مي توان گفت كه عيار ايمان و بندگي در آن جامعه كم شده است.

فرض كنيد يك مسلمان با آن آرمان(عمران-عبادت) وجود دارد؛در درجه نخست خود او سرمايه است و اگر اين كس به سرمايه اي دست يافت،سرمايه خود را در راستاي افزايش توليد و فاصله گرفتن از كنز و احتكار به كار مي گيرد،زيرا او مي انديشد كه اگر با نيت عبادت سرمايه ي خود را در جهت افزايش توليد و عمران به جريان بيندازد خداوند ضمانت روزي او را مي كند و بركت الهي همراه او مي شود پس نتيجه اين كار اهميت دادن به جامعه است و اينكه ديگران بايد از ثمرات و بركات توليدات او استفاده كنند و در ثاني او ثروت خود را در جهت فساد به كار نمي اندازد تا تلف شود.

مومن عابد،ماديگراي صرف نيست و همه چيز را دنيا نمي بيند كه فقط براي دنيا هزينه كند و نتيجه ي همه ي دسترنج خود را خرج كردن بيشتر بداند؛پس او صرفه جو و متعادل هم هست(ولا تجعل يدك مغلوله الي عنقك و لا تبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسورا.ان ربك يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر انه كان بعباده خبيرا بصيرا(اسرا/29و30)

مومن پيش از آنكه به فكر ساختن خانه اي در دنيا باشد آرزوي خانه اي در بهشت دارد(يا رب ابن لي بيتا في الجنه)،نه اينكه خانه ي دنياي خود را آبادان نكند كه پيغمبر او داشتن خانه ي بزرگ را دوست مي دارد.(اشاره به حديث نبوي).منظور آن است كه ترس از خدا و اميد به پاداش اخروي موجب مي شود كه مومن در كاركرد خود نسبت به رفاه و توليد دچار خبط نشود و به تروريست اقتصادي نشود كه با استفاده از انواع رانت ها ديگران را به زمين گرم بزند و عموم را دچار مشكل كند.

چرا انگيزه هاي ما در مورد مسائل مادي از روزنه ي حقير شهوت هاي بيمار نفساني مي گذرد؟

يك جواب اين است كه انگيزه ها بصورت نظام مند و قانونمند در راستاي فطرت الهي قرار نگرفته است.پس مي توان گفت كه اگر اقتصادمان خوب نيست يك دليلش آن است كه عيار ايماني و طاعتي ما خوب نيست و لو اينكه شب و روز عاداتي عبادت گونه انجام دهيم.

پس بايد همه ي تلاش ها را كرد تا هم مديريت درست اقتصادي داشت و هم اينكه همه ي امكانات و شرايط را براي ديندار كردن مردم بدان مفهوم متعالي كه پيشتر اشاره شد فراهم كرد.

ارسال در تاريخ یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 توسط عبدالغفور

عمر گرانمايه در اين صرف شد..

 

يك لامپ عمر مفيدي دارد و پس از ساعت هاي مشخصي كاركرد مي سوزد و بي فروغ مي گردد.اما به راستي عمر مفيد آدمي چند ساعت است؟

اگر عمر متوسط آدمي را 60 سال در نظر بگيريم آن وقت 525600 ساعت بعد از تولد بي فروغ مي گردد.

اما براستي عمر مفيد آدمي به اين بستگي دارد كه در لحظه چكار بايد بكند...بزرگترين كاري كه يك آدم بايد انجام دهد عبارت است از ؛شناختن استعدادهاي خود.

اين كار باعث مي شود كه بتوان عمر خود را بر اساس استعدادهاي خود در بازه زماني تقسيم كرد و سپس شروع به كار نمود.بدين ترتيب انجام هر كار در زمان مشخص موجب مي شود كه فردا روز حسرت از دست دادن عمر را نخوريم.گاهي چنان است كه پس از مرگ كسي تازه شستمان خبردار مي شود كه ديگر چيزي به خط پايان نمانده است و متوجه مي شويم كه جوانها هم مي ميرند،بدون انكه توانسته باشند استعدادهاي خود را بارور سازند.

اگر ما قيمتي بر زمان خود بگذاريم هرگز سعي نخواهيم كرد كه آن را تلف كنيم. قيمت وقت ما بدان بستگي دارد كه ما چه كار سرنوشت سازي را براي خود در آن زمان برنامه ريزي كرده باشيم.

اگر روزي فقط يك ساعت براي خود كنار گذاريم مي توانيم در سال 260 ساعت معادل 32 روز كاري داشته باشيم كه به توفيق خدا مي توان در آن كارهاي زير را انجام داد:

1)حفظ چندين جزء قران كريم

2)آموختن روشهاي تند خواني

3)كسب مهارتهاي ويژه

4)داشتن زيباترين حياط در محله

5)آموختن يك زبان خارجي

6)نوشتن يك كتاب

7)بدست آوردن يك مدرك

8)كسب يك درآمد جديد

مهم است كه كار مورد علاقه خود را كشف كرده و به كار كردن در آن زمينه بپردازيم.

جالب است كه بدانيم ما در عمر متوسط خود تنها 2 سال مطالعه مي كنيم و10 سال به تماشاي تلويزيون پرداخته و 20 سال عمر را در خواب به سر مي بريم.

اين يك فاجعه است..

تلويزيون چيز زيادي به ما نمي آموزد،در خواب هم كه كاري نمي توانيم انجام داد،وقت مطالعه مان از 60 سال تازه 2 سال است كه اگر خوانش ساليانه مردمي در اينجا را سالي يك صفحه در نظر بگيريم ديگر 2 سال هم بدست نمي آيد!

گفتيم كه راه باروري استعداد ها شناختن خود است،اما بايد بدانيم كه شناخت خود بي كمك ديگران كاري به غايت دشوار است،پس يكي از كارهاي ما مي تواند اين باشد كه همان قدر كه به وقت خود اهميت مي دهيم براي وقت مردم هم ارزش قائل شويم.

اگر ما كار خود را به درستي انجام ندهيم معنايش اين است كه در واقع بارهايي بر دوش بقيه گذاشته ايم و اين ستم در حق بقيه است زيرا آنها توان محدودي دارند و از سوي ديگر بارور كردن استعدادهاي ديگران را به تاخير مي اندازيم و بدين ترتيب جامعه انساني و اسلامي رشد بايسته اي نخواهد كرد.

يكي از مهمترين دردهاي جانكاه بشر حسرت فقدان است و اين تنها مربوط به اين جهان  نيست و سر ديگرش به جهان آخرت هم كشيده مي شود..در هر دو جا به علت عملكرد نامناسب شآن خود نعمت هاي زيادي را از دست مي دهيم و اين عامل موجب حسرت خوردن مي شود.

براي حسرت خوردن عنصر اختيار نقش مهمي بازي مي كند،آنجا كه در ميان خوب و بهتر و يا بدتر و بد تصميم مي گيريم..حسرت زده كه اي كاش انتخاب هاي بهتري مي كردم تا به نعمتي كه درخور آن انتخاب بوده دست مي يافتيم.اين چند مثال مشتي از ميان خروار است:

1.حسرت خوردن كافر به خاطر آن است كه منزلت انساني خود را در پيشگاه الهي از دست مي دهد(نبا/38-40)

2.انجام ندادن كار خير حسرت آفرين است(فجر/24)

3.اصحاب شمال  به خاطر كاركرد بد خويش در دنيا حسرت مي خورند(حاقه/25تا27).

اما براستي ما حسرت چه چيزي را مي خوريم؟!

______________________________________-

 

نگاه به:

مديريت و رهبري در تشكل هاي اسلامي.دكتر هشام الطالب.سيد علي محمد رفيعي.نشر قطره.چاپ اول.1380.

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 توسط عبدالغفور

سخن خدا و رسول خدا را اجابت كنيد

 

محمد السيد

 

ترجمه:عبدالغفور گردهاني

 

 

بخش دوم

 

اينك با توجه به آنچه گفتيم ما در كجا قرار داريم؟

آيا ما بر دروازه هدايت رسول  خدا(ص) در حال حركت هستيم و يا خير؟

يا اينكه به جشن گرفتن  تولد پيامبر و ايراد خطبه هاي شيرين اكتفا كرده ايم؟

و آيا مهار زندگيمان را رها كرده ايم كه هوا ها آن را حركت دهند و اخلاق نادرست وتعاملات و امور عقب افتاده ي همراه با شك و ترديد ما را رهبري كنند؟

حتا گاهي جشن هاي تولد را چنان برگزار مي كنيم كه براي اظهار شادماني ،با كارهايي پر است كه برخلاف نهج و روش رسول خدا(ص) است.

چنانچه با ديده ي بصيرت به بسياري از اين پديده ها در كشورهاي عربي و اسلامي نگاه مي كني تعجب شگفت انگيزي تو را در بر مي گيرد نسبت به غضب پروردگار و پيامبرش.

گفته مي شود كه دوستدار هر كسي مطيع اوست.چنانچه ما رسول خدا(ص)را چنانچه حق محبت اوست دوست مي داريم و به خاطر تولد يا هجرتش جشن مي گيريم بايد از آنچه دور و بر ما مي گذرد فرياد غمناك بلندي سر دهيم. مخالفت ها و دور بودني كه از سنت رسول خدا(ص)در همه ي مجال هاي زندگي خود داريم..كجاست آن توصيف هايي كه جعفر طيار در حضور نجاشي بر شمرد؟

از مردم به صدق و راستي سئوال نمود و سئوالها را هم به صدق و دقت پاسخ داد..سپس هر كدام از آنها بر اساس التزام به سيره و هدايت پيامبر خدا(ص) عمل كرد و اين آن معيار است كه ميزان دوستي حقيقي هر يك از ما را  نسبت به پيامبر خدا(ص) نشان مي دهد .

اما پرسش ها عبارتند از:

1)ما نسبت به توحيد خالص كجا قرار داريم؟

2) ما نسبت به عبادت و طاعت مخلصانه كجا هستيم؟

3) ما نسبت به پيروي كامل از رسول خدا(ص)در زندگي و قوانين و ارتباطات اجتماعي خود كجا قرار داريم؟

4) ما نسبت به برقراري ارتباط خويشاوندي و نيكي با همسايگان و دست برداشتن از كارهاي حرام و جنايت كجا قرار داريم؟

5)در زندگي روزمره ي ما چه قدر صدق و اخلاق نيكو وجود دارد؟

6)تا چه حد از كارهاي فاحشه و دروغگويي و خوردن مال يتيم و ساير مردم به صورتهاي باطل مانند غش و رشوه و كم فروشي و گران فروشي و..دوري مي كنيم؟

7)كجاست آن عبادت خاشعانه كه پل ارتباطي ميان بنده و پروردگارش است تا بتواند در زندگي روزمره در صراط مستقيم دلخواه خداوندگار ما را نگه دارد؟

8)آيا تلاش مي كنيم كه با دقت تمام حرام و حلال را كه خدا و رسولش تشريع كرده است مواظبت كنيم تا به حلال آراسته شويم و از حرام در همه ي دقايق زندگي خود دور بمانيم؟

سئوالها بسيارند و مشتاقيم كه چنان باشيم كه خداوند و رسول بزرگوارش خواسته اند،اما اگر نگاه گذرايي به خانه ها و خيابانها و موسسات عمومي و خصوصي و رسانه ها و امور اخلاقي و شرعي خود بيندازيم بايستي از شدت شرم نگاهمان را فرو اندازيم.

آري! آمال ما بسيار است اما اين آرزوها در ميان اين نگاه و آن نگره سرگردان است و اين همان چيزي است كه قرآن كريم را از ما دور كرده است و سنت را نصوصي كرده است كه تنها بر عقل ها عرضه مي كنيم تا تصديق يا تكذيب كنند و آيات خدا را مشمول جدل هاي بيزانس در شبكه هاي ماهواره اي نموده ايم تا آدمهاي بيكار سرگرم شوند؛همان هايي كه به سبب رفتار و اقدامات و نظريات آنها امت ها شكست خورده اند..

اين پيامبر امي است كه ما را صدا مي زند ،من پيامبر رحمت و هدايت هستم و براي همه ي انسانها فرستاده شده ام و ساير پيامبران به من خاتمه يافته اند و اين آخرين فرصت براي خلاصي شماست.

آيا ما به نداي رسول بزرگ خدا اجابت مي گوييم تا زندگي  و كيان و بزرگي خود را با نور مبين او برپا داريم؟!

تا اينكه اين سخن خداوند متعال را محقق سازيم كه فرمود:

اي كساني كه ايمان آورده ايد به نداي خدا و رسولش اجابت گوييد،هنگامي كه ان را اجابت مي كنيد شما را زنده  مي گرداند.

 

 

رساله الاخوان.شماره 547. بيستم ماه ربيع الاول 1429 هجري.

 

 

 

ارسال در تاريخ سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 توسط عبدالغفور

سخن خدا و رسول خدا را اجابت كنيد

محمد السيد

 

ترجمه:عبدالغفور گردهاني

 

خداوند متعال مي فرمايد: ومن الليل فتهجد به نافله لك عسي ان يبعثك ربك مقاما محمودا(اسرا/79) معني آيه:

در پاسي از شب از خواب برخيز و در آن نماز تهجد بخوان.اين يك فريضه اضافي(و افزون بر نمازهاي پنجگانه) براي تو است.باشد كه (در پرتو اين عمل)خداوند تو را به مقام ستوده اي(و مكان برجسته اي در دنيا و آخرت كه موجب ستايش همگان باشد) برساند(و مقام شفاعت كبري را به تو ارمغان دارد).

بر دروازه تو نسل ها گذشته اند،خدا و فرشتگانش به تو درود مي فرستند و خداوند به تو چيزي را داده است كه به احدي از مردم جهان نداده است(ولسوف يعطيك ربك فترضي)(ضحي/5)

معني آيه:

و پروردگارت به تو(بهروزي و پيروزي و نعمت و قدرت)عطا خواهد كرد و تو خشنود خواهي شد.

اي سرور ما!

پر از شوق مي شوم آن هنگام كه تو به مقام محمود نزد پروردگارت دست مي يابي.

سوگند به خدا كه ما با تو و پروردگار تو رستگار مي شويم و به شفاعت تو در نزد پروردگار مهربان ذوالجلال كه بر سر ما منت دارد به رستگاري مي رسيم.

هنگامي كه ما را به دعا فرا مي خواني و زبانهاي ما را با كلمات شفابخش مرطوب مي سازي(ومن الليل فتهجد به نافله لك عسي ان يبعثك ربك مقاما محمودا).

اين (عسي) نشانه زيادتي و محقق شدن است و اين دعا كه ما را آموخته اي(و ابعثه اللهم مقاما محمودا الذي وعدته...)همانا نجات ما بود،ما بندگان پيرو تو كه به درگاه خداي تو ناچيز و فقيريم و به شفاعت حبيب رحمت و هادي خود محتاج.

سخنان حضرت جعفر طيار رضي الله عنه در مقابل نجاشي و گروه قريش به رياست عمرو عاص قبل از مسلمان شدن او پيش چشم ماست.جعفر نيكو ترين تعبير و كاملترين خلاصه را پايه هاي دعوت ارائه فرمود:

«اي پادشاه! ما قومي جاهل بوديم كه بت مي پرستيديم،گوشت مردار مي خورديمفاعمال فاحشه انجام مي داديم،رابطه اجتماعي را مي گسستيم و همسايه را از ياد مي برديم وقوي ما ضعيف ما را مي خورد تا اينكه خداوند از بين ما پيامبري را مبعوث كرد كه نسب و راستگويي و امانت داري و فراست او را مي شناختيم؛ما را به توحيد و بندگي خداوند فرا خواند و ما و پدرانمان هر آنچه را از جمله سنگها و بتها كه مي پرستيديم رها كرديم. ما را به راستگويي امر كرد و به اينكه امانت دار باشيم و صله رحم به جا آوريم و با همسايه خوش رفتاري نماييم و دست از كارهاي حرام و خونريزي دست بداريم،ما را از كارهاي فاحشه و دروغگويي بر حذر داشت  و همچنين ما را از خوردن مال يتيم و تهمت به زنان پاكدامن منع كرد.به ما امر كرد كه خداي يگانه را بپرستيم و به او شريك نياوريم،به نماز و زكات و روزه امرمان كرد.پس ما سخن او را راست پنداشتيم و به او ايمان آورديم و در آنچه كه از دين خدا با خود آورده بود از او پيروي كرديم ..ما خدا را پرستيديم و به او شريك نياورديم،آنچه را كه بر ما حرام كرده بود حرام كرديم و حلال او را حلال پنداشتيم..»

آنچه را كه حضرت جعفر  رضي الله عنه گفت خلاصه ي دعوت خداوند است كه شامل اين قسمت ها است:

1)توحيد خداوند و توجه به او

2)دوري از شرك و پرهيز از كارهاي شرك آلود و آنچه كه شيطان آرايشگري مي كند.

3)اطاعت از خدا و رسولش در حلال و حرام

4)پيشكش كردن قرباني و تحمل تكاليف در راه او تا پيروزي يا شهادت

5)تمسك به اخلاق فاضله و عمل براي از بين بردن كارهاي مذموم و فاسد و تعامل بر اساس اخلاق نيك و پسنديده با مردم.

پس رسالت حضرت محمد صلي الله و عليه وسلم يك رسالت عملي فردي و اجتماعي است كه شايسته است زندگي دنيا را فاضل كنيم تا براي انسان امن باشد و بدين وسيله بتواند به ساحل آخرت در يك زندگي ابدي به سعادت برسد.

اين رسالت غني داراي مباديي است كه انسان را نجات مي دهد،مردم را فرا مي خواند كه زندگاني دنياي خود را بالاتر از پايه ها و آداب  و روابط خود بنا نهد.

در اين كار موفقيت بزرگي قرار دارد(يا ايها الذين امنوا هل ادلكم علي تجاره  تنجيكم من عذاب اليم.تومنون بالله و رسوله و تجاهدون في سبيل الله باموالكم و انفسكم ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون.يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنات تجري من تحتها الانهار ومساكن طيبه في جنات عدن ذلك الفوز العظيم)(صف/10-13).

معني آيه:

اي مومنان !

آيا شما را به بازرگاني و معامله اي رهنمود سازم كه شما را از عذاب بسيار دردناك(دوزخ)رها سازد؟

(و آن اين است كه)به خدا و پيغمبرش ايمان مي آوريد و در راه خدا با مال و جان تلاش و جهاد مي كنيد.اگر بدانيد اين براي شما(از هر چيز ديگري)بهتر است.

(اگر اين تجارت را انجام دهيد،خدا)گناهانتان را مي بخشايد و شما را به باغهاي بهشتي داخل مي گرداند كه از زير(كاخها و درختان)آن جويبارها روان است و شما را در منازل و خانه هاي خوبي جاي مي دهد كه در باغهاي بهشت جاودان ماندگار،واقع شده اند.

كاميابي و رستگاري بزرگ همين است.

اين آيه نامه اي است كه در آن قران كريم به طورخلاصه  هدف مهم بعثت رحمه للعالمين را آورده است.چنانچه خداوند متعال مي فرمايد:(انا ارسلناك شاهدا و مبشرا و نذيرا)(فتح/8)

معني آيه:ما تو را به عنوان گواه و مژده رسان و بيم دهنده فرستاده ايم.

 هدف به طور واضح بيان شده است.

اين همان چيزي است كه به زندگي هدايت يافته خوشبخت دنيوي و موفقيت در زندگاني خوب اخروي اشاره دارد(لتومنوا بالله و رسوله و تعزروه و توقروه و تسبحوه بكره و اصيلا)(فتح/9)

معني آيه:

(ما محمد را به سوي شما مردمان فرستاده ايم)تا به خدا و پيغمبرش ايمان بياوريد و خدا را (با ياري دادن دينش)ياري كنيد و او را بزرگ داريد و سحرگاهان و شامگاهان به تسبيح و تقديسش بپردازيد.

.

پس ابتداي دعوت توحيد،دوم تمجيد،سوم تسليم و چهارم صلح با نفس و جامعه است و ديگر (خالق الناس بخلق حسن)_با مردم به نيكي برخورد كنيد-.در ميان اين دو آنست كه رخساره  به احسان در  نفس و ديگران بيارايي كه حبيب ما مصطفي فرمود:

(خيركم من يرجي خيره و يومن شره)(ترمذي-ابويعلي). بهترين شما كسي است كه به خيرش اميدوار باشيد و از شرش در امان.

دنباله دارد

ارسال در تاريخ یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 توسط عبدالغفور