تبليغاتX
اسلام
اسلام
اسلام دقیقا عملکرد مسلمانان نیست بلکه برنامه ای است ربانی که مسلمانان بایدخود را با آن تطبیق دهند

درس هاي تربيتي  با پايان سال هجري

(۳)

بقلم: إسماعيل حامد

برگردان:عبدالغفور گردهاني

محصول سال تو

برادر دوست داشتني...ابن قيم رحمه الله مي فرمايد: "السنةُ شجرةٌ، والشهورُ فروعُها، والأيامُ أغصانُها، والساعاتُ أوراقُها، والأنفاسُ ثمرُها، فمن كانت أنفاسه في طاعة فثمرة شجرته طيبة، ومن كانت في معصية فثمرته حنظل، وإنما يكون الحصاد يوم المعاد، فعند الحصاد يتبين حلو الثمار من مرِّها".سال همانند درختي است كه ماهها شاخه هاي بزرگ آن وروزها شاخه هاي آن و ساعتها برگهاي آن و نفس ها ميوه هاي آن هستند،هر كس كه نفس هايش در طاعت بگذرد ثمره درختش پاك خواهد بود و هر كه آنها را در معصيت سپري كند ميوه ي درختش تلخ خواهد بود،روز برداشت محصول در روز معاد است،در نزد تو محصول شيريني ميوه را از تلخي آن نشان مي دهد.

 

در سال تو اينها گم شدند

 

1700*نماز فرض به جماعت،معادل 6018 ركعت،5300 ركعت نماز سنت همراه با وتر،420 ركعت نماز شب و تراويح وتهجد...چه ميزان از آنها را به جماعت خواندي؟چقدر از آنها را در صف اول گذراندي؟درجه خشوع تو چقدر بود؟آيا تو را به الله نزديك كردند؟

 

92*روز روزه ي دوشنبه و پنج شنبه..30 روز روزه ي ايام بيض،9 روز ذيحجه،روزه ي تاسوعا و عاشورا..چند روز روزه گرفتي؟چقدر از فضل آن بهره مند شدي؟رسول حبيب مي فرمايد: "ما من عبد يصوم يومًا في سبيل الله إلا باعد الله بذلك اليوم وجهه عن النار سبعين خريفًا".بنده اي كه يك روز را در راه خدا روزه بگيرد خداوند به خاطر همان يك روز صورتش را 70 سال از آتش جهنم دور نگه مي دارد.

 

12*ختم قرآن،آيا تو اين كار را كرده اي؟و در آن تدبر نموده اي؟آيا مي داني كه هر ختم تومعادل 5/3ميليون نيكي است.

 

130 هزار*صدقه بر تو واجب است،زيرا پيامبر صلى الله عليه وسلم مي فرمايد:كل سلامي من الناس عليه صدقةٌ كل يوم تطلع فيه الشمس ..در هر روز كه خورشيد بر تو طلوع مي كند بازاي هر سلامي كه مردم به تو مي كنند بر تو صدقه اي است.آيا آن را ادا كرده و بدان وفا نموده اي؟آيا موجب محكمي و نزديكي تو به پروردگار شده است؟يا حتي عزم و نيت آن را كرده اي؟

 

*ذكر الله عز وجل- "طوبى لمن وجد في صحيفته استغفارًا كثيرًا". بهشت از آنِ كسي است  كه در نامه ي اعمالش استغفار زيادي باشد.

 

*50حلقه ي  تربيتي هفتگي به منظور محقق ساختن "هيا بنا نؤمن ساعة"،بيا تا ساعتي ايمان خود را تازه كنيم؛كه اين علاوه بر ساير تجمع ها مي باشد..تا چه حد آنها را انجام دادي؟و تا چه ميزان به برادران و دعوت خود فايده رساندي؟

 

350*روز دعوت دادن به سوي الله،و امر به معروف و نهي از منكر؛در حالي كه پيامبر بزرگوار فضل آن را بيان مي كند: "من دعا إلى هدى فله أجرها وأجر من عمل بها إلى يوم القيامة" هر كس كه به هدايت دعوت دهد اجر اين كار و اجر كسي كه به آن عمل مي كند تا روز قيامت به او مي رسد.همچنين پپيامبر خدا صلي الله و عليه و آله و سلم مي فرمايد "لئن يهديَ الله بك رجلاً واحدًا خيرٌ لك من الدنيا وما فيها".اگر كه خداوند به وسيله ي تو تنها يك نفر را هدايت كند براي تو از تمام دنيا و آنچه در آن است بهتر است.

 

50*هفته كه در آن مي توان صله رحم و ديدار نزديكان را انجام داد،به والدين نيكي كرد،به بيماري كمك و از او ديدار كرد و همچنين نيازهاي مسلمانان را برآورده كرد..آيا تو توانستي اين كارها را انجام دهي؟چقدر از اين اعمال را فقط به خاطر خدا انجام دادي و آنها رابا خودخواهي يا چشم و هم چشمي با ديگران قاطي نكردي؟يا اينكه براي كسب شهرت و يا تبليغات  يا همجواري با سفيهان انجام دادي؟

 

سپس نگاه كن كه عمل تو چه حجم و اندازه و اثري داشته است؟ميان نيكي ها و بدي هاي خود سبك سنگين كن؛و سپس نگاه كن چقدر نيكي را ترك كرده و چقدر به دست آورده اي؟ سفارش ابن مسعود رضي الله عنه را به ياد داشته باش "ما ندمتُ على شيءٍ ندمي على يومٍ غَربت شمسه.. نقص فيه أَجلِي، ولم يزدد فيه عملي". بر هيچ چيزي به اندازه ي روزي كه بر من خورشيد غروب كرد نادم و پشيمان نشدم..از اجل من كم شد و بر عمل من افزوده نشد.

 

دقيقه هاي گرانبها

 

برادر دوست داشتني..قلب تو در سال 40 ميليون بار زده است با نظمي شگفت انگيز و بي مانند و دقتي بي حساب،همچنانكه 11 ميليون دم و بازدم داشته اي ؛همه ي اينها در 500 هزار دقيقه صورت گرفته كه يك سال تو مي شود..چه شعر گرانبهايي:

دَقَّاتُ قَلْبِ المَرْءِ قَائِلَةٌ لَهَ   إِنَّ الْحَيَاةَ دَقَائِقٌ وَثَوَاني

ضربانهاي قلب انسان به او مي گويد كه زندگي  همان دقيقه ها و ثانيه ها است.

 

واجبات بيشتر از اوقات هستند و مسلمان حسابگر هر ثانيه و دقيقه ي گرانبها از عمرش  مي باشد،شبِ گران قيمت؛ "دقائق الليل غالية فلا ترخصوها بالغفلة"، دقيقه هاي شب گرانبها هستند آنها را به غفلت مگذرانيد.تو در 5 دقيقه از عمرت مي تواني اعمال بيسار بزرگ و ارزشمندي را انجام دهي:

 

*زندگي با قرآن:20 بار سوره حمد يا 40 بار سوره اخلاص،يا سوره ملك،واقعه يا حم سجده؛كه تلاوت هر يك اجري بزرگ دارد،يا اينكه يك حزب از قرآن را تلاوت كني.

 

*از جمله كساني باشي كه خداوند را بسيار ياد مي كنند:50 بار بگويي "لا إله إلا الله وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد، وهو على كل شيء قدير ، يا"سبحان الله وبحمده  200 بار،يا"سبحان الله وبحمده، سبحان الله العظيم،100بار ، يا"سبحان الله، والحمد لله، ولا إله إلا الله، والله أكبر 100 مرتبه، يا "لا حول ولا قوه إلا بالله150 بار،يا "سبحان الله وبحمده عدد خلقه، ورضا نفسه، وزنة عرشه، ومداد كلماته 60 دفعه، يا 100 بار بر پيامبر خدا صلي الله و عليه و سلم درود بفرستي،بر هر كدام از جملات فوق در احاديث صحيح اجر بزرگي وعده داده شده است.

 

*ارتباط با افراد جامعه:با تلفن صله رحم را برقرار كني  يا به والدينت نيكي كني يا به مسلماني سلام كني و حالش را بپرسي يا اينكه جملات پاكي بنويسي و smsكني،يا دستانت را به سوي آسمان بلند كني و براي خانواده و همسايگانت هر آنچه مي خواهي دعا كني،يا به نيكويي شفاعت برادر خود را بكني،يا به كمكِ فرد گرفتار بپردازي و نياز آني او را برآورده كني،يا دست پيرمردي را بگيري و از خيابان عبور دهي؛ياصدمه ديده اي را به بيمارستان برساني و يا خار و خاشاكي را از سر راه مردم برداري.

 

*تكليف دعوت خود را انجام دهي:امر به معروف و نهي از منكر كني،يا بحثي را پس از نماز مطرح كني،يا در حين گفتگوهاي موقع جابجايي و سفر انديشه اي را منتقل كني،يا در شبكه اينترنت  كلمات پاكي را منتشر كني،يا در يكي از جلسات موضوع مهمي را به شراكت بگذاري،يا يك نامه ي دعوي از طريق ايميل به دوستانت بفرستي،يا در يك راي گيري شركت كني كه به موجب آن دين و دعوت خود را ياري كني و ....

 

ارسال در تاريخ سه شنبه نهم بهمن 1386 توسط عبدالغفور

درس هاي تربيتي  با پايان سال هجري

 (۲)

بقلم: إسماعيل حامد 

برگردان:عبدالغفور گردهاني

 

درنگي با نفس

حادثه طبيعي مهمي از زمان وداع با خورشيد در آخرين روز ماه ذيحجه اتفاق افتاده است،زماني كه دروازه سال جديد هجري گشوده مي شود،حادثه اي كه محتاج تامل و تدبر است؛و آن اين است كه برادر ايماني صادقانه در برابر نفس خود بايستد،زيرا صدق عامل نجات است و از نفس خود حسابرسي كندچون اين حساب نرم تر از يوم الحساب است.هركس از خود بپرسد:مادامي كه شمارش به ذره و هر حرفي و بر هر چيزي است كه قلب را زنده مي كند پس چرا من نفس خود را در مقابل هرچيز محاسبه نكنم؟

حسن بصري رحمه الله مي گويد "ابنَ آدم.. إنك تغدو أو تروحُ في طلبِ الأربَاح، فليكن همُّك نفْسَك؛ فإنك لن تربح مِثْلها أبدًا".اي فرزند آدم همانا تو صبح يا شب مي كني در طلب سود،پس هم و غم خود را نفست قرار ده زيرا هيچ چيزي هرگز مانند آن به تو سود نمي دهد.

از اينرو است كه ما در پايان سال قديم و آغاز سال جديد نياز داريم كه خودمان را محاسبه كنيم،ابن قيم رحمه الله مي فرمايد:

"المحاسبةُ أن يميِّز العبد بين ما لَه وما عليه، فيستصحب ما لَه ويؤدي ما عليه؛ لأنه مسافرٌ سَفَرَ من لا يعود".

محاسبه براي بنده آنچه را كه به نفع اوست وآنچه راكه بر عليه اوست مشخص مي كند،پس با آنچه كه براي اوست همراه شود و آنچه را كه بر عليه اوست برجا بگذارد زيرا او مسافر سفري بي بازگشت است.

 اين درنگ چنان است كه ما به سوالات بسياري كه دور ما مي چرخد پاسخ دهيم:

سالمان را چگونه گذرانديم؟

اوقات آن را چگونه سپري كرديم؟

رابطه ما با خدايمان چطور بود؟..آيا بر انجام فرايض مواظبت كرديم و از نهي ها خود را دور نگه داشتيم؟

آيا در مورد خانه ها و اجتماع خود تقوا را رعايت كرديم؟

آيا خداوند را در همه ي اعمال و شوون خود مراقب ديديم؟

آيااعمال خود را مخلصانه براي او انجام داديم؟

آيا فكر كرديم كه كارهاي خود را مجدانه انجام دهيم؟

آيا پرچم امت خود را برافراشته كرديم؟براي اين دين چه كرديم؟

چه مقدار از اوقات خود را به دينمان اختصاص داديم؟

چه تعداد شخص را به خاطر خدا و دعوت او دوست داشتيم؟

آيا از دعوت و رهبران آن دفاع كرديم؟يا خودمان همراه مطبوعات و كسان ديگر برعليه دعوت شديم؟

آيا حركات و اعمال وگفته ها و نوشته هايمان را مطابق قواعد دعوت ضابطه مند كرديم؟

چند بار به كمك و ياري برادران مستضعف و زندانيان ظلم و دروغ در روي زمين شتافتيم؟

 چه تعداد نماز را با جماعت در مسجد خوانديم؟

بهره ي ما از تامل و تدبر در تلاوت قران چقدر بود؟

ماهي چند بار كلام خدا را ختم كرديم؟يا اينكه جزدر رمضان آن را تلاوت ننمود ايم؟

آيا در طول اين سال چيزي از آن را حفظ كرده ايم؟

آيا همت  ما در دنيا به دست آوردن لقمه ي ناني بود كه ما را سير كند يا چيزي كه بنوشيم و يا لباسي كه بپوشيم يا در جستجوي مكاني باشيم و يا جايگاهي كه بدان افتخار كنيم؟

آيا همت ما در اتلاف وقت در امور بيهوده مباح يا غير مباح شد؟يا اينكه همت ما صرف امور بلند و درجات متعالي گرديد؟

آيا از جمله كساني بوديم كه مي گويند و عمل نمي كنند؟يا از جمله ي كساني كه خود را از جانب خود اسوه و الگو مي كنند؟ ..و آيا و  آياهاي ديگر؟.

 با هر كدام از آنها چه مي خواستيم و چه اراده اي داشتيم؟..آيا قصدمان خدا و آخرت بود؟يا ريا و تعريف و تمجيد مردم؟

اين است كه به حسابهاي خود مراجعه كنيم و مسير خود را تعديل ،نيت خود را اصلاح ، پيمان خود را تجديد و همت خود را محكم كنيم. 

 

به سوي او باز مي گرديم

 

برادر عزيز..براي عمر دو سمت وجود دارد:يك طرف قبل از تولد است و سمت قبل از روزي است كه دارد سپري مي شود،هرچه از سال مي گذرد شخص از زمان تولد خود دور مي شود و به روز رجوع به مولاي خود نزديك مي شود.هنگامي كه انساني به دنيا مي آيد در عمر خود دچار انهدام و از اجل مي كاهد.تقويمي كه ما آن را به ديوار زده ايم و پر ورق است در هر روز ورقه اي از آن كنده مي شود و در پايان سال جز قابش چيزي نمي ماند كه گواه بر از بين رفتن عمر است.اين عمر من و توست،مجموعه اي از روزها و شبها كه هرگاه روزي يا شبي مي گذرد از عمر ما كم مي شودو همچنين بهره ي ما از زندگي دچار نقصان مي شود،سپس لحظه اي مي آيد كه ديگر نيستيم و به سوي الله بازمي گرديم.

 

حسن بصري رحمه الله مي فرمايد: "يا ابن آدم.. إنما أنت أيام، كلما مضى منك يوم مضى بعضك"؛ اي فرزند آدم ..همانا تو خود روزها هستي،هر آنچه از تو مي گذرد روزي است كه قسمتي از تو را با خود مي برد.بدون شك اين بازگشتي به سوي خداست و ايستادن در پيشگاه او و سوال و جواب در محضر او،براي آن روزچه فكري كرده اي؟ از آن روست كه فرزند عمر رضي الله عنه ما را نصيحت مي كند كه: "إذا أمسيت فلا تنتظر الصباح، وإذا أصبحت فلا تنتظر المساء، وخذ من صحتك لمرضك، ومن حياتك لموتك"، اگر به شب رسيدي منتظر صبح نباش و اگر به صبح رسيدي انتظار شب را مكش ،از سلامتي خود استفاده كن قبل از آنكه بيمار شوي و از زندگي خود قبل از آنكه از دنيا رحلت كني.

اي برادر عزيز اگر دچار فتور و سستي شدي و نفس تو در مقابل طاعت از خود سنگيني نشان داد روزي را به خود ياآوري كن كه در برابر خداي خود مي ايستي و جز عمل صالح چيزي ديگر براي تو سود ندارد.بياد داشته باش توصيه فضيل بن عياض رحمه الله را كه فرمود:"تحسن فيما بقي يُغفرْ لكَ ما مضى؛ فإنك إن أسأت فيما بقي، أُخِذتَ بما مضى وما بقي، والأعمالُ بالخواتيم"،در آنچه باقي مانده است به نيكويي عمل كن تا آنچه را كه از دست رفته است بپوشاند،اگر تو باقي مانده را به بدي بگذراني هم گذشته از دست رفته است و هم باقي مانده و نتيجه ي اعمال به پايان آنها است.

 ابن رجب- رحمه الله- هم به تو مي گويد: "يا مَن يفرح بكثرة مرور السنين عليه، إنما تفرح بنقص عمرك"،اي كسي كه با گذشت ساليان زياد عمر شادماني مي كني،آگاه باش كه تو به كوتاه شدن عمرت خوشحال هستي.

أبو سليمان داراني هم مي گويد: "مَن كان يومه مثل أمسه فهو في نقصان"، كسي كه امروزش مانند ديروز باشد ضرر كرده است .

داودطائي هم مي فرمايد: "إنما الليل والنهار مراحلُ ينزلها الناس مرحلةً مرحلةً، حتى ينتهيَ بهم ذلك إلى آخر سفرهم، فإن استطعت أن تقدم في كل مرحلة زادًا لما بين يديها فافعل، فإنِّ انقطاع السفر عن قريبٍ، فاقضِ من أمرك، فكأنك بالأمر قد بغتك".همانا روز و شب  مركب هايي هستند كه مردم را ايستگاه به ايستگاه پياده مي كنند تا اينكه به وسيله آنان سفرشان پايان پذيرد،اگر كه مي تواني در هر مرحله توشه اي براي پيش رو برداري اين كار را بكن زيرا سفر به زودي تمام خواهد شد،در مورد كار خود انديشه كن گويي تو در كار خود طغيان نموده اي.

 

يكي از سلف مي فرمايد: "كيف يفرح في هذه الدنيا من يومُه يهدم شهرَه، وشهرُه يهدم سنتَه، وسنتُه تهدم عمرَه؟!، كيف يفرح من عمرُه يقوده إلى أجلِه، وحياتُه تقوده إلى مماتِه؟!".چگونه در اين دنيا شادماني كه روزش ماهش را از بين مي برد و ماهش سال را و سالش عمر تو را؟! چگونه احساس خوشحالي مي كني از عمري كه تو را به سوي مرگ راهنمايي مي كند و از حياتي كه تو را به سوي ممات فرا مي خواند؟

 

ارسال در تاريخ شنبه ششم بهمن 1386 توسط عبدالغفور

درس هاي تربيتي  با پايان سال هجري

 (۱)

بقلم: إسماعيل حامد 

برگردان:عبدالغفور گردهاني 

يك سال گذشت

روزها و ماههاي سال هجري چه زود گذشت!!چه چيزي با اين سرعت مي گذرد؟ما ديروز از سال جديد استقبال مي كرديم و امروز آن را وداع مي گوييم،آيا بركت روزها رفته است و ما آن را احساس نكرده ايم؟!

 

يك سال از كل عمر ما گذشت و دقايق و ثانيه ها ،ساعات و روزهاي  آن قرباني شدند،گذشت در حالي كه گويي ماهي بيشتر نبود،با شيريني و تلخي ،با شادماني و غم ها،با سرور و مشغوليت ها،با لذائذ و دردها.

بيهوده گذرانان به بيهودگي سپري كردند،عده اي با شهوت راني لذت بردند،صالحان با جديت كار كردند و كارگزاران با اخلاص سپري كردند،هركسي در روز جزا بضاعت خود را خواهد ديد. خداوند متعال مي فرمايد:﴿وَأَنْ لَيْسَ لِلإِنسَانِ إِلاَّ مَا سَعَى (39) وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى (40) ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الأَوْفَى (41) (نجم.

 

سال گذشت، در حالي كه هشدارباش ها و يادآوري هاي برگ هاي تقويم گوش را مي نوازد، ما هر روز برگ ها را پاره كرديم در حالي كه دقيقه ها و ثانيه ها به ما مي گفتند كه زندگي جز دقيقه و ثانيه ها نيست.هلال هر ماه در نمو و كامل شدن خويش تا كوچك شدن و گم شدنش به ما يادآوري مي نمود،فصل هاي سال و دگرگوني هاي متنوع آن براي ما عبرتناك بود،همه و همه ي اين اشارات باعث مي شود كه از خود بپرسيم كه در سال گذشته چه ميزان عمل صالح براي روز جدايي ذخيره كرده ايم؟

 

رسول حبيب صلى الله عليه وسلم به ما يادآوري مي كند كه در برابر مولاي خود مي ايستيم تا به 4 سوال جواب دهيم "لا تزول قدما عبد يوم القيامة حتى يُسأل عن أربع: عن عمره فيما أفناه، وعن شبابه فيما أبلاه، وعن ماله من أين اكتسبه وفيما أنفقه، وعن علمه ماذا عمل به"،از عمر،از جواني،مال و علم.خداونددر روز محشر از ما مي پرسد كه با عمرمان چه  كرده ايم؟آيا آن را در خدمت دينمان فنا كرديم؟يا در راحتي و غفلت وجدال؟خداوند از ما درباره دعوتمان خواهد پرسيد..آياما براي دعوت كار كرديم و به سوي آن فراخوانديم؟يا از جمله مشكوك ها بدان و طعن زنندگان به رهبران آن بوديم؟؛خداوند در مورد جسممان از ما سوال خواهد كرد..آيا آن را در طاعت و عبادت و حركت بدني به كار گرفتيم؟يا آن را در لهو و لعب دچار كرديم؟

 

يك سال كامل سپري شد،چه مقدار كارها انجام داديم كه آنها را از ياد برده ايم،ولي در نزد الله محفوظ مانده است و در دفتر اعمال ما ثبت شده است و فردا رونمايي خواهد شد ﴿ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ﴾ (بقرة: 281)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه چهارم بهمن 1386 توسط عبدالغفور