تبليغاتX
اسلام
اسلام
اسلام دقیقا عملکرد مسلمانان نیست بلکه برنامه ای است ربانی که مسلمانان بایدخود را با آن تطبیق دهند

خدايا خودت كمك كن!

 

 

 

متاسفانه اوضاع در غزه بسيار بغرنج است.با شروع مجدد درگيري هاي فتح و حماس و بيش از 200 كشته از طرفين هم اينك ابومازن به آقاي سلام فیاض وزير پيشين اقتصاد امر كرده است كه دولت فوق العاده جديد را در فلسطين تشكيل دهد. پيش از ظهر امروز وي  دولت جديد را با 12 وزير معرفي نمود و در اولين اقدام اعلام داشت كه كليه حسابهاي دولت اسماعيل هنيه را مسدود خواهد كرد.

دولت ايالت متحده به دولت جديد وعده داده است كه حصار اقتصادي را از بين خواهد برد.ايهود اولمرت امروز ظهر به واشنگتن سفر كرده است تا شرايط  جديد مواجهه را  با فلسطينيان را بررسي كند. از سوي ديگر اعلام شد كه اسراييل خود را براي يك حمله گسترده به فلسطين آماده مي كند.كشورهاي اروپايي هم دولت جديد را به رسميت شناختند.جمهوري اسلامي ايران اعلام داشته است كه بايد بر اساس انتخابات گذشته كه حماس قدرت را به دست گرفت احترام گذاشت.

هم اينك در فلسطين دو دولت بر سر كار است:يكم دولتي كه بر اساس مراجعه به آراي عمومي و تحت اشراف ناظران بين المللي بر سر كار آمده است و از مجلس قانون گذاري راي اعتماد گرفته است. اين دولت ،دولتي اسلامي است و به جريان ميانه روي بيداري اسلامي تعلق دارد.هيچگاه دولت اسرائيل را به رسميت نشناخته است و گردانهاي الاقصي آن همچنان به عمليات خود بر عليه مواضع اسراييل ادامه مي دهند.

در طي چند روز اخير نيروهاي حماس  كنترل اكثر كرانه غربي را در دست گرفته مهمترين مركز امنيتي فتح را متصرف شده اند.آنها طي اقدامي سمبوليك  به رايس اعلام كردند كه پس از اين با آنها طرف است.

اين دولت از ابتداي تشكيل خود با مشكلات داخلي و خارجي دست و پنجه نرم كرده است.وزراي آن توسط دولت اسرائيل دستگير شده اند و جز چند كشور محدود كسي آن را به رسميت نشناخته است.گذشته از انجام نشدن مبادلات اقتصادي  ميان داخل و خارج حتي كمك هاي خيريه به مردم فلسطين با هزار و يك دشواري در حال انجام است.از سوي غرب حماس به عنوان دولتي تروريست شناخته شده است.

دوم دولت فتح؛اين دولت پيش از انتخابات بر سركار بوده است اما در دور جديد مردم آن را انتخاب نكرده اند.رويه اين دولت ملي است و اعضاي آن گرايش سكولار دارند.محمود عباس به اين دولت وابستگي دارد زيرا وي جانشين عرفات است كه جنبش فتح را تاسيس كرده است.رويكرد سياسي دولت دوستي با جهان غرب و طرفدار مذاكره با اسراييل است.اعضا و كارمندان وابسته به فتح از همان ابتداي برسركار آمدن دولت هنيه بناي ناسازگاري با دولت جديد را گذاشتند.آنها در اعتراض به محاصره اقتصادي تظاهرات برقرار نمودند و افكار عمومي را بر عليه دولت جديد مشوش ساختند.كارمندان فتح بر سر كارهاي خود حاضر نشدند در حالي كه محاصره اقتصادي در فلسطين در اوج خود بود. در اقدامي ديگر  آنها به سهم خواهي از دولت جديد پرداختند و خواستار  مشاركت در دولت هنيه شدند.در حالي كه مالوف همه دولت ها آن است كه نخست وزير وزراء را به مجلس معرفي نموده و مجلس به آنها راي اعتماد مي دهد. همه اين وزراء از فيلتر مجلس گذشته بودند و مجلس صلاحيت آنها را بررسي نموده بود.درگيري و مشكل تراشي از حالت سخن خارج شد و طرفين و طرفدارانشان به درگيري نظامي پرداختند كه تعداد زيادي از دو طرف كشته شدند. دولت حماس براي آنكه درگيري هاي داخلي را كم كند پيشنهاد تشكيل دولت و حدت ملي را پذيرفت و دولت خود كنسل اعلام نمود و طي توافق مكه دو طرف  بر آن شدند كه دولتي جديد متشكل از اعضاي فتح و حماس بر سر كار آيد. اين دولت تشكيل شد و همه اميدها به سوي آن رفت كه اوضاع سياسي رو به آرامش خواهد رفت و  محاصره اقتصادي برداشته خواهد شد. اما گويا غرب بر اساس قانون همه يا هيچ با ادعاي وجود حماس در اين مورد كاري انجام نداد. حملات اسرائيل هم دوباره شروع شد.

اوضاع دوباره بحراني شد. در يك خبر كه از صداي آمريكا پخش شد گوينده صراحتا اشاره نمود كه دولت اسراييل به فتح كمك نظامي مي كند. نوعي نفاق سياسي كه مخالف واضح منافع مردم فلسطين است .

 

الصورة غير متاحة

 

 اين پرسش ها را چه كسي پاسخ خواهد داد:

1.چرا دولت مردمي حماس كه با انتخابات بر سر كار آمد نه از سوي كشورهاي اسلامي و نه از سوي غرب و نه از سوي گروه فتح به رسميت شناخته نشد؟

2.چرا فتح با دولت جديد همكاري نمي كند؟چه كسي پشت پرده نمي گذارد دولت وحدت ملي كه بارقه عزت و اميد فلسطيني هاست شكل بگيرد؟

3.چرا اعراب   و غرب دولت فوق العاده فعلي را كه از سوي مجلس موجود راي اعتماد نگرفته و از لحاظ عرف سياسي غيرقانوني است به رسميت مي شناسند و به دولت دموكراتيك حماس روي خوش نشان نمي دهند؟

4.آيا مگر اسرائيل در حال فروپاشي است؟آيا منافع غرب در خاورميانه به خطر افتاده است؟آيا در فلسطين بايد عراق و افغانستاني ديگر ساخت؟

5.چه عاملي باعث مي شود كه فتح آرمان هزاران شهيد براي آزادي فلسطين را برباد دهد؟آيا خود آنها در مبارزه ها كشته نداده اند؟مليت فلسطيني فارغ از گرايش ديني در ذهن آنان چه حجمي را اشغال مي كند؟

6.چه كساني پشت پرده سود مي برند؟غرب،اسرائيل و حكام غيرمردمي عرب؟!

7.تكليف مردم چه مي شود؟آيا هر روز بايد دولتي جديد تشكيل داد  و امنيت جاني و رواني و اقتصادي مردم را به مخاطره انداخت؟

8. چرا ايالت متحده امريكا قول مساعد همكاري در جهت برداشته شدن محاصره اقتصادي به دولت فوق العاده مي دهد؟

9.آيا دولتي كه بر اساس اسلاميت شكل مي گيرد خطرناك است و بايد آن را به هر طريق ممكن از صحنه روزگار محو كرد؟

10.آيااز بين رفتن اسرائيل امنيت جهاني را به خطر مي  اندازد؟خاورميانه چگونه خواهد شد؟

 

شواهد نشان مي دهد كه دولت فعلي حماس با خطرناكترين وضع خود مواجه است.مگر مي شود با يك دنيا طرف شد؟فقط خداوند بايد كمك كند؟

والله غالب علي امره و لكن اكثر الناس لايعلمون.

خداوند قدرت خود را نشان خواهد داد؟خداوند مسلمانان را خوار نخواهد كرد زيرا مي فرمايد:كتب الله لاغلبن انا و رسلي.

همه دعا كنيم كه خداوند مكرهاي دشمنان را به خودشان برگرداند...و مكروا و مكر الله و الله خير الماكرين.

ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 توسط عبدالغفور

اسلام ومدرنيته

 

اين مطلب خلاصه مقاله اي است كه اينجانب در نسبت ميان اسلام و مدرنيسم چند سال قبل نوشته ام.

 

مدرنيسم از واژه ي لاتيني مدرنوس(modernus) گرفته شده است كه به معني اين اواخر مي باشد.

ديدگاه واحدي در تعريف از مدرنيته وجود ندارد،اما از لحاظ تاريخچه مي توان سه برش را براي آن در نظر گرفت:

1.قرن 16 تا پايان قرن18 كه مرحله ناداني نسبت به اوضاع خويش خوانده مي شود.

2.مرحله دوم از خيزش 1790(انقلاب كبير فرانسه) شروع مي شود  كه تلاطم هاي انفجاري در تمامي جنبه ها صورت مي گيرد.

3.در قرن بيستم در هنر و انديشه شاهد تغييراتي هستيم.

تجلي گاه عمده مدرنيته عقل است و در دو حيطه عقل ابزاري و عقل انتقادي جمع مي شود كه اولي عامل به وجود آورنده تكنولوژي و دومي سرمنشاء همه جستجوهايي است كه براي رسيدن به خودمختاري فرد و آزادي او صورت مي گيرد.

عقل مدرن مشروعيت خود را در خود فرد مي يابد و منظومه معرفتي بيروني را طرد مي نمايد.

مدرنيته در حوزه هاي مختلفي   چون فلسفه،علم،جامعه،تاريخ،فرهنگ،سياست،اخلاق،ادبيات و هنر اثر گذاشته است.

مدرنيته در مقابل سنت((tradition قرار مي گيرد كه منظور از آن باورها و هنجارهاي سخت و استواري است كه از گذشته در ما ريشه دوانده و بر ما و رفتار ما تاثير گذاشته و آنها را سوق مي دهد.

در فلسفه انديشه مدرن به شالوده شكني و سكولاريسم(دنيوي سازي)؛در علم به تلاش تجربي در زمينه هاي مختلف؛در جامعه شناسي به فرديت بخشي اجتماعي؛در فرهنگ به منِ چند بعدي؛نيست انگاري فعال و عام و منفعل سازي از پايين رسيده است.

سياست به دموكراسي و ناسيوناليسم(خود معين سازي)؛در شهرسازي به همزماني شهروند باعمل فوري و سرعت سالاري و در فلسفه ي اخلا به وفاداري به انسانيت متمدن مدرن انجاميده است و بالاخره در دينداري به انسان محوري رسيده است.

ما به عنوان شرقي و مسلمان از نظردانشوران مدرنيته جوامع دگرسالار هستيم(كاستوردياس).

در انديشه سكولار خود محوري به جاي خدامحوري قرار گرفته و اديان از بين رفته اند.

از ديدگاه اسلامي انسان وجود بلندي دارد و كاركردهاي او عبادت،امانت،عمارت و شهادت است و در راستاي عمارت از عقل مبتني بر شارع بهره مند است و به خودشيفتگي نمي رسد.

انسان مخلوق است و در اين زمينه منحصر به فرد باقي مانده است.اصل شورا ولايت مومن بر مومن را متبلور مي سازد و امر به معروف و نهي از منكر ضامن صيانت از دموكراسي اوست.قانون الهي از اوليگارشي ليبرال جلوگيري مي كند و آزادي تا حد بندگي خداوند متوقف مي شود.

مبناي حقوق بشر هم حق شرعي است،نه حق طبيعي كه به  منفعت گرايي رسيده است.مفهوم كار هم با مفاهيم ايمان،تقوا،استخلاف،ابتلا و شكر مرتبط است. به جاي برابري در اسلام برادري نشسته است كه بر ديگري اهميت مي دهد.

در اسلام انفصال ميان بودن و شدن وجود ندارد و سختي و آساني همراه يكديگرند،بنابر اين نگرش مثبت به زندگي هر كس نسبت به جهان بيرون و درون خود در صلح است.

هنر اسلامي ازآبشخور حقايق عالم وجود سرچشمه مي گيرد و تاثيرات مومنانه محبت با خدا،جهان آفرينش،مردم،و زندگي سعادتمندانه در دنيا و آخرت را در قالب هنر مي ريزد.

اخلاق مدرن بر پايه فرديت بخشي مبتني بر منفعت است در حالي كه اخلاق اسلامي رباني و انساني بوده و با خودپرستي سر ستيز دارد.

چنين است كه اسلام ميان سنت و مدرنيسم توازن برقرار نموده و ثبات را در محل جاودانگي و دوام و انعطاف پذيري را در جاهاي احساس نياز به نو شدن و دگرگوني به كار مي بندد. ثبات و پافشاري در اهداف و آرمانها،در اصول و كليات ودر ارزش هاي ديني و اخلاقي است اما نو شدن و تجديد در ابزارها و روشها،در فروع و جزئيات و در اشكال و قالب ها و كارهاي دنيوي و علمي است.

مدنيت اسلامي بر عقيده توحيد،امنيت سه گانه جان و مال و آبرو،علم شرعي و كوني،عمل جمعي،آزادي،عدل و احسان،اصلاح و جهاد استوار است كه ضامن بقاي آنست.

 

 

منابع:

 

1.ايران و مدرنيته.دكتر رامين جهانبگلو.

2.نقد عقل مدرن . دكتر رامين جهانبگلو.

 

3.علم چيست،فلسفه چيست.دكتر عبدالكريم سروش.

4.هرمونتيك كتاب و سنت.محمد مجتهد شبستري.

 

5.مشاركت سياسي زن.دكتر عزت هبه رئوف.

6.فرد و حكومت در شريعت اسلام.دكتر عبدالكريم زيدان.

 

7.دورنماي جامعه اسلامي.دكتر يوسف قرضاوي.

8.خلافت و ملوكيت.ابوالاعلي مودودي.

 

9.ويژگيهاي ايدئولوژي اسلامي.سيدقطب.

10.عصر سنت گريزي.چارلز هندي.ترجمه عباس مخير.

11.هنر چيست.لئو تولستوي.

 

12.جاهليت قرن بيستم.محمد قطب.

13.درس هاي تاريخ.آريل و ويل دورانت.

 

14.جهان امروز و فردا.علي اكبر كسمايي.

15.اصلاح تفكر اسلامي.دكتر طه جابر العلواني.

 

16.ويژگي هاي كلي اسلامي.دكتر قرضاوي.

17.مجله كيان.شماره49و50.

18.مجله المجتمع.شماره1389.

ارسال در تاريخ جمعه یازدهم خرداد 1386 توسط عبدالغفور

منشور وبلاگ «پرستار ويژه»

 

 

تولد يكي از سخت ترين مراحل حيات است و با درد و رنج شديدي براي مادر وبحراني براي كودك توامان است اما چون عبوراز يك مرحله پست به مرحله اي عالي تر است و بركات و ثمرات بي شماري هم در پي دارد بسيار ارزشمند است.

اگر تولد يك نوزاد چنين است ساير ولادت ها هم كمابيش از چنين وضعي برخوردار است كه از جمله تولد يك وبلاگ جديد در زمينه پرستاري است.تولد يك كار فرهنگي نوعي حيات است كه مي تواند بركات زيادي در پي داشته باشد والبته خالي از اشكال هم نمي تواند باشد.

ايده اين كار از مدتها قبل در روياهاي من بوده است كه كاري حرفه اي در اين زمينه انجام دهم و هم به دانش خود بيفزايم و هم گامي كوچك در جهت توسعه اين حرفه چه از نظر علمي و چه از وجه اجتماعي و عملي بردارم.

حاصل اين انديشه همين است كه از اين پس مي آيد و ادامه حيات خود را مديون نگاهي جستجوگر است كه از چشمان پرستاران بالاخص و ساير مردم به عموم بيرون مي تراود.

اما همانگونه كه براي هر كاري اصولي است كه موجب استواري كار مي شود،در نظر دارم كه چارچوب هايي را براي خود تعريف كرده و سپس به ادامه كار بپردازم كه از اين اصول به عنوان منشور وبلاگ ياد مي كنم.

1.خداوند مظهر علم و زيبايي است و شايسته اين مقام الهي بوده است كه انساني بيافريند كه مي تواند ابداع كند و قوانين طبيعت را جهت تسخير خود كشف و مهار كند،پس خداوند هميشه بالاترين جايگاه را اشغال مي كند و انسان موجودي است مكرم.

2. عمران زمين و استعمار آن در صورتي محقق مي شود كه انسان بتواند استعدادهاي بالقوه خويش را به فعليت درآورد.

3.تامين سلامت جسماني و رواني انسان و پرستاري از آن نه تنها كاري فاخر است بلكه موجب  قرب الهي وتامين سعادت در دو جهان است.

4.پرستار به عنوان يكي از مهمترين اعضاي تيم سلامت هم انسان است با تمام ويژگي هايي كه خداوند از انسان به صورت عموم ياد مي كند،پس نگاه به او نگاهي انساني خواهد بود.

5.افزايش دانش موجب تسهيل كار پرستاري خواهد شد،پس دانش آموزي اگر در چين هم باشد و از هر كس ،بايد آموخت.

6.وبلاگ به تمام تلاشهايي كه توانايي حرفه اي و منزلت اجتماعي پرستاري را ارتقا بخشد به ديده تحسين نگريسته و نويسنده از دريچه ي نگاه خود جهت بازتاب و يا بسط آنها اقدام خواهد كرد.

7.همراهي وبلاگ با دست اندركاران فعال در بهبود وضعيت پرستاران به معناي موافقت صد در صد با آنان نيست بلكه مشي مستقل خود را دنبال خواهد كرد.

 

 

 http://parastarevejeh.blogfa.com

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه دوم خرداد 1386 توسط عبدالغفور