تبليغاتX
اسلام
اسلام
اسلام دقیقا عملکرد مسلمانان نیست بلکه برنامه ای است ربانی که مسلمانان بایدخود را با آن تطبیق دهند

ویژگی کار شیطانی

 

 

مهمترین و اساسی ترین حوزه فعالیت شیطان آنست که وسوسه ای به دل آدمی می اندازدکه مثل خوره به جان آدمیزادگان می افتد و تا به مرحله اقدام نکشاند ول کن نیست. هنگامی که شیطان دام خود را پهن می کند چشمان عقل آدمی بسته می شود و شهوت نفس بیدار می گردد. این بیداری مقتضی انجام فعل شهوانی (به معنای عام) است. پس چشمان حرکت می کند و به این طرف و آن طرف می نگرد و به محض آنکه سوژه(object) مورد نظر را به بصر سپرد در آن وقت است که فعالیت سیستم عصبی- عروقی و حرکتی آغاز می شود.

یک سوی دلت چون علوی و مربوط به روح است مقاومت می کند اما جنبه طینی استعداد دارد که تحت تاثیر وسایس قرار گیرد، پس می گوید :برو! برو! دستکم تا یکساعت آینده نمی میری! می توانی توبه کنی. در اینجاست که آدمی فریب می خورد وبه کار شیطانی دست می یازد.

 از آنجایی که کار شیطان دروغ، جلوه سازی و فریب است و با جریان راستین طبیعت تصادم دارد بدنبال  خود ناامنی، پریشانی روحی و آبروریزی ایمانی به دنبال دارد، اگر شخص به دام امروز وفردا بیفتد و تصویر و تصور خویش را با وساوس و دسایس شیطانی شکل دهد به مرحله یِ بی تفاوتی می رسد و برایش مهم نیست و اندک اندک انجام کار شیطانی برایش عادی جلوه می کند. در آن وقت شیطان برنامه ریزی بیشتری می کند تا وسوسه های بزرگتری را به او القا کند. اخلاق شیطانی سرتا پای آدمی را فرا می گیرد و شیطان مجسم می شود.عملکرد شیطان به گونه ای است که از قلب به جوارح می رسد و این هدف گیری بسیار دقیق است، بی تفاوتی قلب منجر به نوعی سنگ دلی می شود که نشانی آن این می شود که دیگر برابر آیات دیدنی وشنیدنی خداوند به گونه ای می نگرد که گویی آنها را نمی بیند و دل دیگر خشیت ندارد و لرزان نیست.

شیطان همه چیز آدمی را به غارت می برد و این غارتگری به مراتب سهمگین تر از حمله تموچین است که خاک ایران را به توبره اسبان کشید وگریه زنان و کودکان را موسیقی روح نواز دانست. اول سرمایه ایمان را از او می گیرد و چون ایمان به ضعف وستسی گرائید موجب اتلاف دنیا می شود. بسیار اشتباه است که گمان کنیم همراهی با شیطان موجب کسب دنیا و مادیات می شود. اصلاٌ سیاست شیطانی بهره کشی و استثمار است و تولید معنا ندارد، شیطان تولیدات مادی و معنوی را به سوی گسترش اخلاق شیطانی می برد پس همه ی آن مصرف می شود. پولی که هزینه کار های خلاف می شود خود خلاف می زاید و پشت در پشت می چرخد تا تباهی پیش آورد و صرف آن شود که  گویی آب در ماسه فرو می رود.

 هوس با معرفت سر ستیز دارد، اگر همه علوم مربوط به بدی و فحشا بودن کاری را بدانی باعث نمی شود که در دام آن کار نیفتی. درست است که علم مهمترین بخش مربو.ط به تغییر رفتار است اما با تکرار و تمرین خصال (تربیت) و ملکه شدن صفات است که می توان خود را از رذیلت دور داشت. پیامبر خدا در حدیثی می فرماید که مومن گناه را چونان کوهی می بیند که گویی بر سرش اصابت می کند اما کافر گناه را چون مگسی می بیند که از جلوی بینی اش رد می شود. اما اینکه مدعیان ایمان گناه را خرد و صغیر بینند امری است که فقط در زمان ما نمود دارد و این خیلی بد است و نشانه آن است که شیطان چنان گل وجود ما را غارت کرده است که خرزهره و خشخاش را بهترین گل دنیا می بیند.

 حال که چنین است بایسته است که خود را از تنهایی به دور داریم زیرا که تنهایی فقط زیبنده خداست و انسان چون نیازمند همدم است اگر نمونه انسانی خود را نیابد با شیطان همراه می شود پس ضرورت دارد که برادران و خواهران مومن با همدیگر همراه و همگام باشند تا چون دیواری سربی سد راه وساوس شیطان گردند. دوم آنکه سر کشیدن زهر و تجربه آن معنا ندارد، زهر شناسی خود را با آموره های قرآن و سنت که قوی کردیم دیگر مفهومی ندارد که تلخی را تجربه کنیم، باید بدانیم که مرگ قلب بسیار خطرناک تر از سکته قلبی است که آن یکی معنا و مفهوم زندگی را می گیرد و مسخ می کند واین یکی تنها مرگ جسمانی می دهد که فرجام هر زنده ای جز خداوند است. سوم آنکه برای بیدار کردن چراغ دل و ریختن سوخت اتمی تقوا (سوخت برای مقاصد صلح آمیز!) به انجام عبادات چون نماز و روزه و ... بپردازیم تا بتوانیم در هنگام وسوسه مقاومت کنیم.

 عمده مشکل آن  است که در هنگام وسوسه ها تیز بینی خود را از دست می دهیم پس رواست که به قیام شب رو آوریم که استواری گفتار و کردار می بخشد.

 

ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 توسط عبدالغفور

بیانیه اتحاد جهانی علمای مسلمان در حمایت از مقاومت شجاعانه‌ی لبنان و فلسطین

ترجمه: پایگاه اطلاع رسانی اصلاح
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اتحاد جهانی علمای مسلمان، مقاومت شجاعانه¬ی فلسطین و لبنان را که در قالب مقاومت برحق و مشروع در برابر تمام اشکال اشغال¬گری تبلور یافته، تبریک می¬گوید. اسلام و دیگر آیین¬های مذهبی، حق مقاومت را به رسمیت می¬شناسند و همچنین قوانین مصوب ژنو و دیگر قطعنامه¬های سازمان ملل و سایر سازمانهای بین¬المللی به آن صراحت دارند. اتحاد جهانی تاکید دارد که این مقاومت بازنمود یکی از نجیب¬ترین مواضع گذشته و حال امت به شمار می¬آید و بر تک تک افراد ما، اعم از فرمانروایان و شهروندان واجب است به هر شکل که می¬توانند از آن پشتیبانی کنند. اتحاد جهانی همه را به ریشه¬دار ساختن مفهوم جهاد مالی، جانی، قلمی و دیگر ابزارهای موجود، بر اساس پیروی از مشی پیامبر مبنی بر تشویق مومنان به پایداری در جنگ، یادآور می¬شود. اتحاد جهانی همچنین از مواضع زبونانه برخی افراد که از آنان اتخاذ چنین مواضعی انتظار نمی¬رفت، بهت¬زده و غافلگیر شد.

 

اتحاد جهانی مایل است به صاحبان این مواضع و دیگر فرزندان امت یادآور شود که چنین پیکارهایی که فرزندان شجاع مقاومت تا اعماق آن فرو می¬روند، در واقع اجابت خواست خداوند است که می¬خواهد به‌رغم ناخرسندی تبهکاران، حق را برکرسی نشاند و باطل را نابود کند و پلیدی را از پاکی بازشناساند و پلیدی‌ها را یکجا در جهنم اندازد.

خداوند پیشاپیش به مؤمنان در خصوص افراد زبونی که مسلمانان را در شرایط دشوار در برابر دشمن تنها می¬گذارند هشدار داده و فرموده است:
«
إذْ یقول المنافقون والذین فی قلوبهم مرض غَرَّ هؤلاء دینُهُمْ، ومَنْ یتوکّل على الله فإنّ الله عزیزٌ حکیم»"آنگاه که منافقان و بیماردلان می¬گویند: اینان را آیین¬شان فریب داده است؛ اما هرکس بر خدا توکل کند، بی¬گمان خداوند پیروزمندِ فرزانه است."

شکاکان را نیز چنین خطاب کرده است:
«
أتخشونهم فالله أحق أن تَخْشَوْهُ إن کنتم مؤمنین» "آیا از آنان می¬هراسید؟ پس خدا سزاوارتر است که از او بهراسید؛ اگر مؤمن هستید."

خطاب به سپاهیان پیکارگر نیز چنین فرموده است:
قاتلوهم یعذبهم الله بأیدیکم، ویُخْزهم، وینصرکم علیهم، ویَشْفِ صدورَ قوم مؤمنین، ویُذْهِبْ غیظَ قلوبهم «با آنان بجنگید خدا آنان را با دستان شما شکنجه می¬کند و خوارشان می¬کند و شما را برآنان پیروز می‌کند و سینه گروهی مومن را خنک می¬کند و خشم دلهایشان را می¬برد».

اتحاد جهانی همچنین به امت اسلام در خصوص توطئه¬ی بزرگی که در کوشش برای خلع سلاح مقاومت مردم فلسطین و لبنان نمایان شده، هشدار می¬دهد و وجدانهای بیدار تمام مسؤولان را نهیب می¬دهد که در اتخاذ مواضع خدا از خدا بترسند و به سوی اجرای نقشه¬های دشمنان امت در راستای ایجاد راه برون رفت برای نیروهای اشغال¬گر، گام برندارند. تا بدین گونه آنان از شکست خفت‌بار رهایی یابند و منافع نومحافظه¬کاران آمریکا را که تمام طرح‌های خود را از پروژه صهیونیسم برمی¬گیرند و در راه کامیابی آن می‌کوشند، تحقق بخشند. اتحاد جهانی، اعضای مقاومت فلسطین و لبنان را که در عملیات شجاعانه¬ای، شماری سربازان دشمن را به اسارت درآوردند، طبق تصریح وزیر خارجه رژیم صهیونیستی، تروریست نمی¬داند و آنان را جنگ‌آوران مبارز می¬شناسد. حاصل این تصریح آن است که سربازان اسرائیلی اسیر شده بدست مقاومت فلسطین و لبنان و دیگر سربازانی که به یاری خدا در آینده اسیر خواهند شد، اسیر جنگی خواهند بود و قراردادهای بین¬المللی مرتبط با اسیران بر آنان منطبق خواهد شد. در این قراردادها نیامده که دولتی که سربازانش به اسارت رفته¬اند، می¬تواند سرزمین‌های طرف مقابل را درنوردد و تاسیسات مدنی و ساختارهای اساسی آن را بکوبد. از تصریح فوق همچنین می¬توان نتیجه گرفت که هدف گرفتن شهروندان بیگناه و کوبیدن تاسیسات مدنی و حیاتی کاری که امروزه نیروهای صهیونیست در سطحی گسترده و زیر نگاه جهان متمدن انجام می¬دهند، اقدامات تروریستی تلقی می¬شوند. می¬دانیم که نیروهای مقاومت از موشکباران تاسیسات پتروشیمی دشمن، از بیم وقوع فاجعه¬ای انسانی خودداری کرده‌اند.

سرنوشت اسیران نیز برابرقراردادهای بین¬المللی در چارچوب توافق پایان جنگ یا هنگام دستیابی به آتش‌بس ـ که دولت فلسطین پیشنهاد کرد و دشمن نپذیرفت ـ روشن خواهد شد. بی¬گمان همه کودکان، زنان و مردان و برخی وزیران و نمایندگان منتخب مردم که در زندان رژیم صهیونیستی به سر می¬¬برند برخلاف همه عرفها، قراردادها و تعهدات ربوده شده¬اند. در بین آنان هیچ سربازی فلسطینی یا لبنانی نیست که نیروهای صهیونیست در جنگی اسیر کرده باشند.
اتحاد جهانی از دنیای متمدن انتظار دارد که موضعی متناسب با تمدن اتخاذ کنند و با متجاوز و کشور مورد تجاوز، یکسان رفتار نکنند و بدانند که هرگاه صبر ملت‌های مستضعف و تحت ستم به درازا بکشد، منجر به انفجاری خواهد شد که تر و خشک را با هم خواهد سوزاند.

دکتر محمد سلیم عوا
دبیرکل اتحاد جهانی علمای مسلمان

 

ارسال در تاريخ جمعه بیستم مرداد 1385 توسط عبدالغفور

زیبا دخت شرمگین

لبنان من

ای سرزمین زیتون ولیمو

لبنان من

ای جان من

تو زیبا دخت شرمگینی

چشم می دوزم بر نگاه اخگرت

ای پاره تن!

ای دختر من

ای نو عروس  ملک عرب

که خراشید این گونه ات؟

که می خواهد  بشکند شرمت

بشکند دستش.

وای..من..

مسلمانان کجایید

غیرت به تاراج بردند

پرده شرم را با شره بشکستند

وای..

کجا رفته ست مجدتان

کجا رفته ست اشکتان..آه تان

صلاح الدین کجایی؟

فاتح تاریخ..

از اینان که من می بینم

و ازینان که می رقصند با نفت

کاری برنمی آید

بیا..کاری بکن ..کارستان

اندکی روح..اندکی دل..اندکی خشم

اندکی ترس ..نه از دشمن..از خدا

اندکی عشق..اندکی شعر.

ما سخت محتاجیم

ما سخت محتاجیم

سخت محتاج.

ارسال در تاريخ چهارشنبه هجدهم مرداد 1385 توسط عبدالغفور

پیشگفت مترجم:

برادر و خواهر ایمانی!

 چقدر دلم می خواهد که همگی در کنار هم برادران و خواهران ایمانی در بهشت های برین در کنار و روبروی هم بنشینیم و از عجایب و غرایب آن دنیا بهرمند گردیم و بعد سرمان را بالا بگیریم و به چهره رب العالمین نظاره کنیم.نمی دانم در آن لحظه زنده خواهیم ماند و یا از فرط شوق صدبار و  هزاران بار خواهیم مرد.

برکن جامه و دستار و پیرهن

اینجا کجاست

من کجایم

تو که را می نگری

من پر شوقم

من آماده پروازم

جان چه سنگین است

پوست چه محکم چسبیده است

بیا با من ..دستانت را به من ده

تا به فراسو..تا به خدا

به حمد خدا همه در حد خود به شناختی از پروردگار دست یافته ایم.نک هنگام پایداری بر صراط مستقیم است.13 سال بیشتر به برپایی قیامت هرکدام از ما نمانده است.13 سال مفید در مدت 60 سال عمر که می توانیم عبادت کنیم .پس اندکی بیش نمانده است.

 

 

استقامــت : تعريف  ومنزلت آن

 

علي بن عبدالعزيز الراجحيalt1@maktoob.com

برگردان: عبدالغفور گردهانی agordahani@yahoo.com

 

معنى استقامت: استقامت عبارتست از سلوک صراط مستقیم ،ودین استوار،بدون تمایل به چپ و راست  که در این قاعده همه طاعات می گنجند،چه طاعت های ظاهری و چه طاعات باطنی  و همه منع های ظاهری و باطنی شریعت قرار می گیرند (1).
استقامت بینابین زیاده رویی و کوتاهی است،دو امری که شرعا از آن دو نهی شده ایم.

مداومت بر استقامت و کوتاهی از آن

مؤمن خواهان استقامت مداوم است و از این رو در هر رکعت نماز آن را از خداوند می طلبد: { أهدنا الصراط المستقيم }(2) ..خدایا ما را به راه راست هدایت فرما.

طبیعت انسان چنان است که در امری که بدان مکلف شده است و یا از آن بازداشته شده است کوتاهی می کند و این به معنای خروج از استقامت است .

شریعت انسان را بسوی چیزی راهنمایی می کند که او را به راه استقامت بازگرداند،از این رو خداوند بطور مستقیم می فرماید: { فاستقيموا إليه واستغفروه } آیه(3)..بسوی پروردگارتان راست و استوار باشید و از او طلب بخشایش کنید.  

این آیه اشاره دارد که به ناچار انسان در وظیفه ای که بدان امر شده است کوتاهی می کند و این کوتاهی با استغفاری که مقتضای آن توبه و بازگشت به حالت استقامت است جبران می شود.
پیامبر صلى الله عليه وسلم می فرماید:(اتق الله حيثما كنت ، وأتبع السيئة الحسنة تمحها)(4)..تاجایی که می توانی از خداوند پروا داشته باش و بدنبال انجام گناه کار نیکی انجام ده تا اثر آن را محو سازد.

درجاتی که بنده آنها را خواهان است

پیامبر صلى الله عليه وسلم می فرماید:( سددوا وقاربوا)(5) ،سداد به معنای:دستیابی به حقيقت استقامت است ،یا اینکه همه سخنان و کارها و اهداف درست باشند.
و : ( قاربوا ) یا: تلاش کنید تا به مرحله سداد دست یابید،اگر تلاش کردید و به استواری در گفتار و کردار و اهداف دست نیافتید نزدیکی به آن را از دست نداده اید.
پس دو مرتبت است که بنده آنها را خواهان است: سداد یا استقامت ،اگر نتوانست به آن برسد پس مرتبه نزدیکی است ، و به غیر از این دو افراط و تفریط است و شایسته مومن نیست که از این دو مرتبت جدا باشد و بلکه تلاش کند که به بالاترین از این دو دست یابد ،همانند کسی که هدفی دارد و در جهت دستیابی بدان تلاش می ورزد ،یا به آن می رسد و یا به هدف خود نزدیک می شود تا اینکه سرانجام به آن دست می یابد. (6).

أهميت استقامت
بر اهمیت استقامت امور زیر دلالت دارند.

  با استقامت حقیقت خلقت انسان و جن که همان عبودیت ذات سبحان است محقق می شود و در پی عبادت بنده به موفقیت و رستگاری می رسد.
2ـخداوند متعال پیامبرش صلى الله عليه وسلم و همه پیروانش را به محقق ساختن آن امر کرده است و می فرماید  : { فاستقم كما أمرت ومن تاب معك } آیه(7) یعنی همان گونه که تو و کسانی که همراه با تو هستند امر شده اید استوار و پابرجا باشید ،

 در جای دیگر می فرماید: { فلذلك فأدع واستقم كما أمرت ..} آیه(8) پس از این دعوت دادی استقامت بورز همچنانکه امر شده ای..
خداوند پیامبرانش را هم به استقامت کردن فرا خوانده است ،چنانچه در مورد حضرت موسی و برادرش (ع)می فرماید: { قد أجيبت دعوتكما فاستقيما .. }آیه(9)
3ـ از دیگر چیزهایی که بر اهمیت استقامت دلالت دارد این است که رسول الله صلى الله عليه وسلم  به سفيان بن عبد الله الثقفي ـ رضي الله عنه ـهنگامی که پیش او آمد و از او خواست که به او کلامی بیاموزد که با آن دیگر از احدی سوال نکند فرمودند: ( قل آمنت بالله ، فاستقم )بگو به خدا ایمان آوردم،سپس بر این استقامت کن(10)


اسباب استقامت و وسایلی که ثبات در آن کمک می کند
مهمترین سبب که موجب استقامت می شود آن است که خداوندبخواهد بنده ای راهدایت  کند و سینه اش را برای اسلام گشاده دارد و او را برای انجام طاعت و عمل صالح توفیق دهد.خداوند می فرماید{ قد جاءكم من الله نور وكتابٌ مبين(15) يهدى به الله من اتبع رضوانه سبل السلام ويخرجهم من الظلمات إلى النور بإذنه ويهديهم إلى صراطٍ مستقيم }(11) یعنی از جانب خداوند نور و کتابی روشنگر آمده است تا به وسیله آن دسته ای از پیروانش را که از آنها راضی است به راههای اسلام رهنمون گردد و به اذن خودش از تاریکی ها بسوی نور ببرد وآنها را به راه راست هدایت کند.
اخلاص برای خداوند متعال و پیروی از رسول الله صلى الله عليه وسلم . خداوند می فرماید: { وما أمروا إلا ليعبدوا الله مخلصين له الدين .. } آیه(12) امر نشدند مگر آنکه خداوند را مخلصانه پرستش کنند.
استغفار وتوبة.
خداوند متعال رستگاری و نجات را در توبه می داند و می فرماید: { وتوبوا إلى الله جميعاً أيه المؤمنون لعلكم تفلحون}(13)ای مومنان همگی بسوی خدا بازگردید تا شاید رستگار گردید.
محاسبه نفس:
خداوند می فرماید:{ يأيها الذين آمنوا أتقوا الله ولتنظر نفسٌ ما قدمت لغدٍ وأتقوا الله إن الله خبير بما تعملون}(14)ای مومنان از خداوند بترسید وهرکس بنگرد که برای فردای نفس خود چه آماده کرده است،و از خداوند بترسید که همانا خداوند از آنچه می کنید آگاه است.
علامه ابن كثير رحمه الله تعالى می فرماید:قبل از آنکه به حساب نفس شما برسند به محاسبه آن بپردازید و نگاه کنید که هریک از شما  برای نفس خود در روز معاد و عرضه به خداوند متعال چه اعمال صالحی ذخیره کرده اید (15).
محاسبه موجب می شود که مسلمان میل به جاده استقامت را حفظ کند.
مداومت برنمازهای پنج گانه به جماعت:
زیرا نمازها پل ارتباطی بنده و پروردگار و عامل ترک فحشا و منکر  است ، خداوند می فرماید: { إن الصلاة تنهي عن الفحشاء والمنكر }آیه(16)همانا نماز انسان را از فحشا و منکر دور می سازد.
طلب علم:منظور از علم،علم قرآن و سنت است، زیرا این کار وسیله معرفت خداوند متعال،کتابش و سنت پاک رسول او صلى الله عليه وسلم می باشد.
انتخاب همنشین نیک: زیرا همنشین صالح همراهش را به انجام طاعت و طلب علم وا می دارد واو را از خطاها بازمی دارد.در حالی که همراه بد عکس این کارها را انجام می دهد.خداوند متعال می فرماید: { الْأَخِلَّاء يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ }(17)چه بسا دوستانی که در روز قیامت با همدیگر دشمن می شوند ،جز متقین.
حفظ جوارح از محرمات: مهمترین آنها حفظ زباناز دروغ و غیبت و سخن چینی و.. است وهمچنین حفظ بصر از محرمات . اما باید کلام الهی را پیش چشم قرار داد که: { ولا تقف ما ليس لك به علم إن السمع والبصر والفؤاد كل أولئك كان عنه مسئولاً }(18)از چیزی که بدان علم نداری پیروی مکن که همانا چشم و گوش و دل  همگی در برابر آن مسئولند..
پیامبر هم که صلوات خدا بر او باد می فرماید: ( من كان يؤمن بالله واليوم الآخر فليقل خيراً أو ليصمت )(19)هرکس که به خدا و روز آخر ایمان دارد به نیکویی سخن بگوید و یا ساکت باشد.
شناخت گامهای شیطان به منظور پرهیز از آنها:
خداوند متعال می فرماید: { يأيها الذين آمنوا لا تتبعوا خطوات الشيطان ومن يتبع خطوات الشيطان فإنه يأمر بالفحشاء والمنكر}(20)ای مومنان از گامهای شیطان پیروی مکنید،زیرا هر کس از گامهای شیطان پیروی کند او را به فحشا و منکر امر می کند.

ثمرات استقامت

خداوند می فرماید: { إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ (30) نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ{31} نُزُلاً مِّنْ غَفُورٍ رَّحِيمٍ }کسانی که گفتند پروردگار ما الله است و سپس بر این استقامت ورزیدند،فرشتگان بر آنها نازل می شوند و به آنها می گویند نترسید و اندوهگین مباشید و آنها را به بهشت موعود وعده می دهند و به آنها می گویند ما در زندگی دنیا و آخرت دوستان شما هستیم و در بهشت آنچه دلتان بخواهد و مایل باشید آن شماست.این چیزی است که از سوی خداوند بخشنده مهربان برایتان نازل شده است.

از این آیه و آیات دیگر ثمرات استقامت آشکار می شود:
اطمینان قلب به خاطر اتصال مداوم به الله عزوجل.
استقامت به اذن الله صاحب خود را از وقوع در معاصی،لغزشها،امور سطحی و کوتاهی در طاعات باز می دارد.
در هنگام مرگ فرشتگان بر او نازل می شوند و هنگام خارج شدن از قبر به آنها می گویند: { ألا تخافوا ولا تحزنوا}به خاطر اتفاقاتی از آخرت که در پیش است نهراسید و اندوهگین نباشید ،زیرا شما از دنیا تنها مال و فرزند و خانواده را ترک کرده اید.
دوست داشتن مردم واحترام گذاشتن به آنها و رسیدگی به امور مسلمانان چه بزرگ و یا کوچک ،به خاطر آنکه حرص بر طاعت و اخلاق نیک وجود دارد.
5ـ خداوند به متقیان وعده داده است در بهشت از نیکویی  آنچه دلشان بخواهد و لذت چشمشان در آن باشد و زبانشان طلب کند فراهم کرده است.





----------------------------

مآخذ:
(1) جامع العلوم والحكم ، شرح الحديث الحادي والعشرين.
(2) آية : 6 من سورة الفاتحة.
(3) آية : 6 من سورة فصلت.
(4) رواه أحمد 5/153، 158 ، والترمذي ، كتاب البر والصلة ، باب ما جاء في معاشرة الناس 4/312، رقم(1987) ، وقال: حسن صحيح ، والحاكم 1/54، وقال : صحيح على شرطهما ، ووافقه الذهبي ، وأنظر جامع العلوم والحكم ، حديث رقم (18).
(5) رواه البخاري ، كتاب الرقاق ، باب القصد 11/294 ، ح(6463 ، 6464) ، ومسلم ، كتاب صفات المنافقين ، باب : لن يدخل أحد الجنة بعمله 4/2171 ح (2817).
(6) أنظر: جامع العلوم والحكم ، حديث(21) ، ومدارج السالكين لابن القيم ، منزل الاستقامة ، وشرح النووي على مسلم ( الحديث السابق ).
(7) آية 15 من سورة الشورى.
(8) آية 112 من سورة هود.
(9) آية 89 من سورة يونس.
(10) رواه مسلم ، كتاب الإيمان ، باب جامع أوصاف الإسلام 1/65 رقم(38) ، وهذا لفظه في النسخة المطبوعة ، وإن كان اللفظ المشهور: ( ثم استقم ) ، وعليه شرح النووي وغيره ، والله أعلم.
(11) آية 15 ، 16 من سورة المائدة
(12) آية 5 من سورة البينة
(13) آية 31 من سورة النور.
(14) آية 18 من سورة الحشر
(15) أنظر تفسير ابن كثير جـ4 ص 342.
(16) آية 45 من سورة العنكبوت.
(17) آية 67 من سورة الزخرف.
(18) آية 36 من سورة الإسراء.
(19) متفق عليه ، صحيح البخاري ، كتاب الرقاق ، باب حفظ اللسان 1/308، ح(6475) ، ومسلم ، كتاب الإيمان ، باب الحث على إكرام الجار 1/68 ، ح (47 ، 48)..
(20) آية 21 من سورة النور.
(21)
الآيات 30 ـ 32 من سورة فصلت.

ارسال در تاريخ یکشنبه هشتم مرداد 1385 توسط عبدالغفور

برادر عزیز..ای عزیز کرده خداوند

 

1.برادر مسلمان! اگر روزانه فقط یک گناه انجام دهی آیا می دانی که تعداد گناهان تو در ده سال چقدر می شود؟ آری..بیش از 45000گناه.پس از خداوند بترس و بیشتر از این استغفار کن.

 

2.برادر عزیز..چه هنگام فجر صادق در حیات تو برخواهد دمید..چه هنگام توبه خواهی کرد و به سوی خداوند باز خواهی گشت؟!

 

3.برادر مسلمان! پیامبر خدا(ص) فرمودند:مومن لعنت کننده نیست(ترمذی)..پس مواظب زبانت باش و خشمگین مشو و از شر شیطان به خدا پناه ببر.

 

4.برادر عزیز!مالک بن دینار می گوید:از هر همنشینی که در او خیری نیست بپرهیز..درست نگاه کن ،چه کسی با تو می نشیند..میزان پیش روی توست.

 

5.خداوند متعال می فرماید: والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا(عنکبوت/69) پس ای عزیز خداوند! برخیز..با مال و جان و اندیشه و نظر و کلمات در راه خدا جهاد کن!

 

6.برادر مسلمان!..آیا هیچ میدانی که رسول خدا(ص)فرمودند:هرکس که مواظب دهان و میان دو پایش باشد من بهشت را برای او تضمین می کنم(بخاری)..پس فلیقل خیرا او لیسکت..نیکو بگو یا ساکت باش..ونگاهت را پایین بینداز..زیرا نگاه مقدمه آن صفت بهیمی زناست.

 

7.برادر مسلمان! خداوند چشم را آینه قلب قرار داده است،هنگامی که یکی نگاه خود را فرو می اندازد قلبش شهوت و میل به آن را فرو می گذارد و اگر نگاه خود را رها کند قلبش هم شهوت را رها می کند.

 

8.برادر مسلمان دنیا همانند خواب است..مانند ابر می گذرد،ساعتی از روزگار است که سپری می شود!آیا هیچ میدانی سفر شروع شده است و بزودی پایان خواهد یافت!

 

9.برادر بزرگوار!تو فرزند اسلام هستی ...چه چیزی برای او آماده کرده ای؟..عمرت،جوانی ات،مالت،علمت،...کدامیک را؟!

 

10.برادر مسلمان! یحیی بن معاذ می گوید: فرزند مسکین آدم اگر همان قدر که از فقر می ترسید از آتش می ترسید وارد بهشت می شد! تو در کجای این راه بهشت قرار داری؟..در ایستگاه امر به معروف و نهی از منکر..در ایستگاه ادای حقوق خداوند  و یا در ایستگاه دوری از گناهان؟

 

11.برادر مسلمان دعوتگر! دعوت به سوی خدا امر مهم و بزرگی است..تنگی جا  و کمی تحرک و بسیاری نگهبانان موجب نشد که حضرت یوسف(ع) در زندان بر حسب امکان و به سادگی دعوت ندهد؟..آیا نشنیده ای که گفت: یا صاحبی السجن ءارباب متفرقون خیر ام الله الواحد القهار(یوسف/39).

 

12.برادر مسلمان! سعید بن مسیب می فرماید : شیطان از هر چیزی مایوس می شود که انسان را وسوسه کند جز اینکه از طریق زنان وارد شود..پس به هوش باش!

 

13. برادر دلبندم! آیا می دانی که پیامبر تو(ص) می فرماید:باید زیاد خدا را سجده کنی،زیرا سجده نمی کنی مگر این که با هر سجده ای خداوند یک درجه مقام تو را بالا می برد و خطایی از تو را محو می کند(مسلم).

ارسال در تاريخ چهارشنبه چهارم مرداد 1385 توسط عبدالغفور