|
در نامه ای به حکام عرب
| ||
|
| ||
|
استاد محمد مهدي عاكف- مرشد عام إخوان المسلمين- در طی نامه ای به پادشاهان و حکام عرب آنها را از فتنه ای برحذر داشت که با سیاست های غلط تمام منطقه را غرق خواهد کرد و حد و حدود آن را جز خداوند کسی نمی داند. و این آخرین فرصت برای نجات است. استاد تاکید نمود که مشکل در مقاومت و اسرای صهیونیستی نیست ،بلکه اسرائیل قصد دارد به آرمان خود در برقراری حکومت از نیل تا فرات دست یابد و در این باره از وحشی ترین وسایل از جمله خونریزی ،اشغال خاک ،محاصره مردم و گرسنگی آنان دست می زند. استاد عاكف از حکومت های عربی خواست که دست کمک و یاری را به دست برادران لبنانی و فلسطینی بگذارند. وی در رد گفتگو در مورد نفوذ ایران می پرسد: پس نفوذ کشورهای عربی کجاست؟ او از نظام های حاکم خواست که مقاومت را سرزنش نکنند و به حق قانونی آن در جهاد به منظور دفاع از خاک و کرامت انسانی اعتراف کنند.با تاکید براینکه از حکام عرب می خواهم که در مورد معاهداتی که با دشمن صهیونیستی بسته اند تجدید نظر کنند و تصمیم بگیرند که آنها را ملغی کنند. مرشد عام همچنین گفت: ای حاکمان عرب اگر نمی توانید صدور اسلحه نفت را متوقف کنید،چنانچه قبلا هم این کار را کرده اید دستکم درآمد نفت را به ملت فلسطین و لبنان اختصاص دهید تا نگویند که دولت های ثروتمند نفتی با زخم های برادرانشان تجارت می کنند. در پایان استاد عاکف تاکید نمود که مقاومت خط اول دفاع از امت است ودر صورت شکست اگرچنانچه خدا بخواهد دشمن بزودی در منطقه استقرار خواهد یافت.
بسم الله الرحمن الرحيم السادة الملوك والرؤساء والأمراء العرب.. السلام عليكم ورحمة الله وبركاته وبعد، ففي هذه اللحظاتِ الحرجة والمنعطف التاريخي المهم الذي تتعرض فيه فلسطينُ ولبنانُ للغارات الوحشية وعمليات التصفية والإبادة وحصار الجوع والموت، فإننا نُوجه لكم هذا الخطابَ نيابةً عن شعوبنا العربية والإسلامية؛ قيامًا بواجبنا في التبليغِ والنصح، وإعذارًا إلى الله عزَّ وجل، ورغبةً منا في تحرُّكٍ فاعلٍ ومؤثرٍ يُنقذُ الأمةَ شعوبًا ومؤسساتٍ.. لا نبغي من وراء ذلك تسجيل مواقفَ أو تنافس على صدارةٍ أو زعامة، ونخشى أن تكون هذه الفرصة الأخيرة قبل أن تغرق المنطقة في فتنٍ لا يعلم إلا الله كيف نخرج منها. وكما تعلمون أن المشكلةَ ليست في المقاومةِ ولا في أسرِ ثلاثةِ جنود، وإنما في المشروع الصهيوني العنصري الاستيطاني التوسعي الذي يطمح إلى إقامة مملكة إسرائيل من النيل إلى الفراتِ ومستخدمًا في ذلك القوى الباطشة المدعومة من الغرب للتدمير والتخريب والقتل وسفك الدماء واغتصاب الأراضي وخطف آلاف المدنيين وتعذيبهم وحصار الشعبين الفلسطيني واللبناني لتجويعهم وتركيعهم وكسر إرادتهم. يا حكام العرب.. إنكم مسئولون بين يدي الله عز وجل ثم أمام شعوبكم عن حالِ الأمة، وما آلتْ إليه فإن كانت الأمة بخيرٍ كان ذلك في رصيدكم في الدنيا وميزان حسناتكم يوم القيامة. لقد قررها القرآن الكريم واضحةً جلية: ﴿مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا﴾ (فاطر: من الآية10) ﴿وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ﴾ (المنافقون: من الآية 8) وإنَّ عودةَ أمتنا حكامًا ومحكومين إلى الله وكتابه وسنة نبيه واعتصامهم بحبل الله المتين واتخاذ ذلك منهجًا للحياةِ والحكم، والامتثال لأوامر الله عزَّ وجلَّ في الدفاعِ عن حقوقِ الشعوب المستضعفة هو السبيل لتجاوز أزمات الدنيا والنجاة بين يديه يوم القيامة. إن الواجبَ يقتضي من الحكومات العربية أن تمد يد العون والنصرة للشعبين اللبناني والفلسطيني، وإذا كان هناك مَن يتذرع بالنفوذِ الإيراني للتخلي عن المقاومةِ اللبنانية فأين هو النفوذُ العربيُّ؟! وماذا فعل العرب وقد بلغوا اثنتين وعشرين دولة؟! ولماذا يقفون عاجزين عن حل المشكلة بل يتبنى كثيرٌ منهم السياسة الأمريكية إزاءها حتى بعد أن أعلن السيد عمرو موسى خيبة مساعيهم طيلة عشر سنوات بموت عملية السلام. وإذا كانت الظروفُ غير مهيأةٍ لذلك لأنَّ معظمَ الجيوش العربية لم تكن معدة لخوض حربٍ لردع العدوان على بلدٍ عربي آخر أو نصرة شعب مظلوم فإن بإمكانها أن تفعل الآتي: - أن تعلنوا أن المقاومةَ حقٌّ مشروعٌ فرضه الإسلامُ وكفلته القوانين والمواثيق والأعراف الدولية، وألا توجهوا اللومَ للمقاومةِ أو تثبطوا هِمَّتها، ففي ذلك تَحْطِيمٌ لإرادةِ المقاومة عند شعوبنا، وتخويفٌ لها بالآلة العسكرية الصهيونية، وهي أمور لا تخدم قضايانا المصيرية. - أن تبادروا بإغاثةِ الشعبين اللبناني والفلسطيني بالمساعدات والمؤن الإنسانية اللازمة. - أن تعيدوا النظرَ في المعاهداتِ المجحفة التي تمَّ توقيعها مع العدو واتخاذ الإجراءات لتجميدها ثم إلغائها. - أن تقوموا بإنهاء كافة مظاهر التطبيع مع العدو الصهيوني، وتفعيل إجراءات المقاطعة للصهاينة والشركات التي تدعم العدو أو تتعاون معه. - أن تُفسحوا المجالَ أمام الشعوب لمناصرةِ الشعبين الفلسطيني واللبناني بكل الوسائل وتقديم المساعدة المادية بما في ذلك التطوع دفاعًا عن الأمة. وإذا لم تتمكن الحكومات من استخدام سلاح البترول بوقفِ تصديره كما حدث من قبل فلا أقل من توجيه فائض عائدات النفط المتحقق بسبب الأحداث الأخيرة لصالح الشعبين الفلسطيني واللبناني حتى لا يقال إن دول البترول الغنية تتاجر بجراح أشقائها. وإن مما يعين على القيامِ بتلك الواجبات التي ذكرناها أن تعقد الحكومات معاهدات سلامٍ مع شعوبها فذلك أولى من معاهداتِ السلام مع الأعداء، وأن تتصالح مع شعوبها، إذ ليس للحكومات ظهيرٌ ولا نصيرٌ بعد الله -عز وجل- غير شعوبها؛ لا الولايات المتحدة ولا الاتحاد الأوربي ولا غيرهما. يا حكام العرب.. أعلنوها وأنتم على أبوابِ قمتكم المرتقبة أن القمةَ المقبلةَ هي لمناصرةِ فلسطين ولبنان بكل الأشكال، ولمعاقبة الصهاينة الغاصبين. أعلنوها واضحةً أن الدول العربية تراجع مواقفها السياسية والاقتصادية وتبني علاقاتها الإقليمية والعالمية وتتخذ مواقفها من مختلف القوى الإقليمية والدولية طبقًا لمواقف تلك القوى من العدوان على فلسطين ولبنان، ليشعر الجميع أننا بالفعل جسدٌ واحدٌ إذا اشتكى منه عضو تداعى له سائر الجسد بالسهر والحمى. أما شعوبنا العربية والإسلامية فإننا على ثقةٍ في أنها ستظل على موقفها الثابت الراسخ المؤيد للحق والرافض لمشروع الهيمنة الصهيوأمريكي؛ لأنها تعلم جيدًا أبعاد المشروع الصهيوني وخطره على المنطقة بأسرها، وأن المقاومةَ هي خط الدفاع الأول الذي لو انهار- إن قدَّر الله- لانساح العدو في المنطقة كما حدث إبان الغزو المغولي، كما أن الشعوب تحترق شوقًا لتحرير القدس السليب والصلاة في المسجد الأقصى أولى القبلتين وثالث الحرمين ومسرى النبي صلى الله عليه وسلم. ولن تتخلى شعوبنا عن واجبها تجاه إخواننا في فلسطين ولبنان بالدعاءِ والتضرع إلى الله، والتبرع بالمال والنفس، ومعاداة ومقاطعة العدو وأعوانه. نسأل الله سبحانه وتعالى أن يوفقكم ويشرح صدوركم لاتخاذ القرارات التي تثلج صدور الشعوب وتُوفِّرَ لها العزةَ والكرامةَ وتحقق لها النصر والمنعة بإذن الله. محمد مهدي عاكف |
فضیلت سوره های قرآن
این بررسی نمایانگر آن است که سوره هایی خاص از قرآن به نسبت بقیه آیات از ارزش خاصی برخوردارند،بدون انکه از اهمیت و فضل کلام آسمانی چیزی کم شود.چرا که قرآن کتابی است که از سوی خدا آمده است تا برهانی بر مردم باشد و آنها را از ظلمات شرک و کفر به جاده امن ایمان و اسلام رهنمون گردد(شوری/52-تغابن/8).![]()
قرآن شفای دلهای بیمار و دردهای جامعه انسانی است(اسراء/82 و یونس/57 و فصلت/44) و سراسر رهنمود و اندرز است(ص/1 و بقره/2 و ق/45).
مع الوصف قرآن را نباید چونان نسخه پزشک برای درمان دردهای جسمانی بکار برد،هرچند هرکس که به فرامین و دستورات آن دست آویزد به سلامت روانی و به تبع آن جسمانی هم دست خواهد یافت.
به اختصار از خلال بازبینی احادیث صحاح و سنن به نتایج زیر دست یافتم.
1.هر کس که دو آیه آخر سوره بقره را هنگام شب بخواند این برای او کافی است(صحیح بخاری/5040 و صحیح مسلم/808 وابوداود/1397 و ترمذی/2884).
همچنین تلاوت این سوره موجب زنده بودن منزل و فراری دادن شیطان می گردد(صحیح مسلم/780 و ترمذی/2880).
البته قابل ذکر است که در جایی پیامبر خدا(ص) از سوره فاتحه و دو آیه آخر سوره بقره به نورهایی یاد کردند که به پیامبری پیش از او داده نشده است(صحیح مسلم/806 و نسایی 2/138).
2.پیامبر خدا(ص) هر شب قبل از خواب سوره های توحید،ناس و فلق را می خواندند(صحیح بخاری/5016 و 5017) چه به حال عادی بود و یا مشکلی داشت.
3.سوره توحید(قل هو الله احد) معادل ثلث قرآن است(صحیح بخاری/5013).
4.پیامبر خدا(ص) سوره فتح را دوست داشتنی تر از هر چیزی می دانست که آفتاب بر آن طلوع کند(صحیح بخاری/5012).
5.تلاوت سوره کهف موجب شد که ابری قاری را سایه کند و بقدری پایین آید که نزدیک بود اسب آن مرد فراری شود.رسول الله از آن ابر به عنوان آرامشی یاد کردند که هنگام تلاوت قرآن نازل می شود(صحیح بخاری/5011).
6.بزرگترین سوره که از آن به عنوان سبع مثانی هم یاد شده است ،سوره حمد است(صحیح بخاری/5006).
7.تلاوت آیه الکرسی در هنگام خواب موجب حفظ الهی و فراری دادن شیطان می شود(صحیح بخاری/5010).
8.حفظ ده آیه اول سوره کهف موجب محافظت از دجال می گردد(صحیح مسلم/809).
9.تلاوت سوره ملک موجب شفاعت و بخشایش تلاوت کننده آن می شود(ابوداود/1400 و ترمذی/2893 و امام نووی هم این حدیث را در ریاض الصالحین آورده است).
منابع:
1.تفسیر نور. دکتر مصطفی خرمدل.
2.صحیح بخاری.
3.صحیح مسلم.
4.سنن ترمذی.
5.سنن ابوداود.
6.ریاض الصالحین امام نووی دمشقی.
7.سنن نسایی.
8.سنن ابن ماجه.
طرائف(2)

* معلّی که یک صوفی است می گوید: به برخی از زاهدان در مورد فسادی که در قلب خود می یافتم شکایت بردم.
گفت:آیا به چیزی نگاه کرده ای که نفس تو بدان مایل شود.
گفتم:آری!
گفت:چشمت را حفظ کن زیرا اگر آنرا رها کنی تو را به مکروه می اندازد و اگر توانستی بر آن چیره شوی سایر جوارح تو تحت فرمان خواهند بود.
* از یکی از صالحان پرسیدند: انسان چه هنگام صالح می شود؟
گفت:هرگاه نصیحت درقلب،صدق در زبان و عمل در جوارح خود را نشان دهد.
* از امام شافعی(رح) پرسیدند:
چه چیزهایی مردان را ضایع می کند؟
گفت:زیادی کلام،پخش کردن راز و اطمینان به هرکس.
+ابوبکر رازی می گوید:
طاعت در خزائن خداوند متعال قرار دارد. کلید آن دعا و دندانه های آن روزی حلال است،اگر کلید دندانه نداشته باشد در را باز نمی کند و اگر درب خزانه باز نشود چگونه به طاعاتی که در ان است دست می یابیم!
سختی ها سه اثر دارد؛ پاک کننده از گناهان بزرگ و از بین برنده گناهان کوچک و یادآوری به اهل صفا.
*به برخی از حکما گفتند:
دور اندیشی چیست؟
گفت:گمان بد!
-صواب چیست؟
گفت:مشورت!
-به نظر شما چه چیزی قلب ها را دور هم جمع می کند؟
گفت:بخشش و روی گشاده(صورت زیبا)!
گفته شد:احتیاط چیست؟
گفت: اندازه نگه داشتن در حب و بغض!
*امام رفاعی می گوید:
سر مال تو قلب و وقت توست،اگر قلبت را به احساسات گمانها مشغول داری و وقتت را تلف کنی پس چه هنگام سود خواهی برد،تو که سر مالت از بین رفته است!
*امام ابن قیم می گوید:
هیچ عملی در نزد خدا پذیرفته نمی شود مگر آنکه فقط برای او و درست باشد .خالص آن است که تنها رضای او طلب شود و صواب آن است که موافق با سنت رسول الله (ص)باشد.
*استاد احمد زین می گوید:
همه ما راه رسیدن به خدا را جستجو می کنیم.در حالی که طریق در میان ما..در داخل ما و در زندگی ماست..ما فراموش می کنیم که خداوند در میان درگیریهای زندگی ماست..در اینجا راهی زیبا،سرشار از رحمت و خیر و نور و برکت و مغفرت وجود دارد..راه ما ما را از مشکلات نجات می دهدو از مشغولیت ها ما را دور می سازد و دردهای ما را محو می کند.
*سلیمان بن حکیم می گوید:
به من آزادی بدهید سپس مرا به مرگ فرا خوانید.
با علما منشینید مگر آنکه از 5 چیز به 5 چیز دیگر فراخوانند:
از شک به یقین
از تکبر به تواضع
از دشمنی به محبت
از ریا به اخلاص
و از رغبت به زهد.
*یحیی بن معاذ می گوید:
به اندازه دوستی ات با خداوند مردم تو را دوست می دارند.
به اندازه ترست از خداوند مردم از تو می ترسند.
و به اندازه مشغول بودن ات به خداوند مردم به کار تو مشغول می شوند.
*نیشابوری می گوید:
مردم را با میزان خودت مقایسه نکن،بلکه خودت را با ترازوی مومنین وزن کن تا فضل آنان و افلاس خود را بدانی!
انسانهای غافل در زیر سایه حلم خدا زندگی می کنند.
ذکر کنندگان در زیر سایه رحمت خدا زندگی می کنند.
عارفان در زیر سایه لطف خدا زندگی می کنند.
راستگویان در نزدیکی خداوند زندگی می کنند.
محبان در انس با خداوند و شوق به سوی او زندگی می کنند.
* فضیل بن عیاض می گوید:
علامت های بدبختی 5 چیز است:
قساوت قلب،خشکی چشم،کمبود حیا،میل به دنیا و آرزوی دور و دراز.
*دروازه های سعادت عبارتند از:
چشمت را عادت ده بر نگاه عبرت آموز و بیداری و دور دیدن..
دستت را عادت ده به قدرت و حرکت و سخاوت..
قلبت را عادت ده به اخلاص و صدق و امانت..
ضمیرت را عادت ده به پاکی و صفا و سلامت..
جسمت را عادت ده بهسبکی و عمل و نشاط..
*یزید بن ملهب به همراه پسرش معاویه مسافرت می کردند که در بادیه به زنی برخوردند که آنها را مهمان نمود و برایشان گوسفندی کشت و آن دو غذا خوردند.
یزید به پسرش گفت:
چقدر پول داری؟
گفت:صد دینار.
یزید گفت:
همه را به او بده!
پسرش گفت:
پدر! او زنی فقیر است و به اندکی راضی می شود و ما را هم نمی شناسد.
یزید گفت:
اگر او به کم راضی می شودفما جز به زیاد راضی نمی شویم و اگر او مرا نمی شناسد من خودم را می شناسم!!
*نام محمد در دنیا بیشترین تعداد را دارد و تعداد کسانی که محمد نام دارند به 12 میلیون می رسد که اگر اسم پدر و جدها را به آنها بیفزاییم به 50 میلیون می رسد.
*ابراهیم بن ادهم پیاده به حج می رفت.مردی که سوار برشتر بود او را دید و شناخت و به او گفت:
کجا می روی ای ابراهیم!
گفت:
به حج.
مرد گفت:سواری تو کجاست؟ راه طولانی است.
گفت:
من مرکب های زیادی دارم که تو آنها را نمی بینی.
مرد گفت:آنها کدامند؟
ابراهیم بن ادهم گفت:
اگر مصیبتی به من دست دهد بر مرکب صبر سوار می شوم!
اگر دچار سختی شوم بر مرکب شکر سوار می شوم!
اگر از جانب خدا امری بر من پیش آید بر مرکب رضا سوار می شوم!
مرد گفت:پس با برکت خداوند پیش برو.تو سواره ای و من پیاده!
طرائف

ترجمه:عبدالغفور گردهانی
* ریشه خطاها
کبر؛که ابلیس را به آن جایی که باید برساند رسانید.
حرص؛که آدم را از بهشت بیرون انداخت.
حسد ؛که به یکی از فرزندان آدم جرئت داد تا دیگری را بکشد.
هر کس که از این سه شر خود را بازدارد از تمام شر دور می ماند زیرا که کفر از کبر و معاصی از حرص و بغی و ظلم از حسد بر می خیزد.
*توشه
مردی از حسن بصری (رض)پرسید:
راز زهد تو در دنیا چیست؟
فرمود:چهار چیز؛
دانستم که روزی مرا کسی غیر از من نمی خورد،پس قلبم اطمینان یافت.
دانستم که کارم را کسی غیر از من انجام نمی دهد؛پس تنها خودم آن را انجام دادم.
دانستم که خداوند بر احوال من آگاه است؛پس شرم کردم بر این که مرا در حال گناه ببیند.
دانستم که مرگ منتظر من است پس توشه ای را به منظور ملاقات با پروردگارم فراهم کردم.
*گفته اند که
هر کس که از سه چیز خود را دور داشت رستگار شد:
دوری از شر موجب عزت است.
دوری از بخل عامل شرافت است.
دوری از کبر موجب کرامت است.
*امام علی(ع)
به حضرت علی رضی الله عنه گفتند:
فاصله مشرق و مغرب چقدر است؟
فرمودند:مسیر یک روز خورشید.
گفتند:
فاصله بین آسمان و زمین چقدر است؟
فرمودند:
دعای مستجاب.
پرسیدند:
خداوند چگونه با وجود کثرت مردم آنها را مورد محاسبه قرار می دهد؟
فرمودند:
همانگونه که با وجود کثرت روزیشان می دهد.
*اساس نعمت ها
اول؛نعمت اسلام که دیگر نعمت ها بدون آن کامل نگردد.
دوم؛نعمت سلامتی که زندگی به غیر از آن لذتی ندارد.
سوم؛نعمت غنا؛که به جز آن گذران زندگی نمی شود.
*منبع :
مختارات اسلامی.استاد حلمی عبدالمجید.
کلیدهای پیروزی
کلید عزت: اطاعت خدا و رسول(ص).
کلید رزق:تلاش به همراه استغفار و تقوا.
کلید بهشت:توحید.
کلید ایمان:تفکر در نشانه های خداوند و مخلوقات او
کلید نیکی:راستی
کلید قلب زنده:تدبر در قران،زاری در سحرگاهان،ترک گناهان.
کلید علم:به نیکویی پرسیدن و به نیکویی مطلب را گرفتن.
کلید فتح و پیروزی:صبر.
کلید رستگاری:تقوا.
کلید افزایش:شکر.
کلید میل به آخرت:زهد در دنیا.
کلید اجابت:دعا.
اگر توانستی با کلیدهای فوق قفل های مقابل را بازکنی قفل حیات تو گشوده می شود و دیگر تو را نه خوفی است و نه اندوهی و این سر زندگی جاودانه در بهشت برین است.
@نشانی کلیدها و قفل ها را در قران کریم بیابید!
میوه های دعوت پیامبر(ص)
دکتر مصطفی خرمدل در میان علاقه مندان تفسیر قرآن کریم چهره شناخته شده ای است. او تاکنون اغلب مجلدات تفسیر بزرگ استاد شهید سیدقطب(فی ظلال) را به فارسی برگردانده است و یک جلد تفسیر گران سنگ موسوم به تفسیر نور که روش تفسیر قرآنی به قرآنی را دارد تالیف کرده است.
وی در این تفسیر از 46 منبع تفسیری بهره جسته و خوشه ها چیده است که می توان از جمله آن تفسیرها به اضواءالبیان شنقیطی،اعراب القران محی الدین درویش،البیضاوی،التحریر و التنویر ابن عاشور،ابن کثیر،تفسیر کبیر فخر رازی،تفهیم القران مودودی،جلالین،فی ظلال،المنار رشید رضا،المیزان طباطبایی،نوین شریعتی و...نام برد.
او که عضو هیئت علمی دانشگاه کردستان نیز هست دو کتاب دیگر ترجمه کرده است :الله نوشته سعید حوی وعنایت یزدان غریزه حیوان.
استاد خرمدل که به دعوت دومین همایش دانشجویان اهل سنت در تاریخ 14 تیرماه 1385 در زاهدان -که به همت دارالعلوم مکی برگزار شده بود- حضور به هم رسانید و علاقه مندان را مستفید ساخت.
نکات نغز این سخنرانی را گلچین نموده ام تا اندکی از نور قرآنی بر جان ما هم بتابد.
1.ما چون انسان هستیم،پس باید علم بیاموزیم و چون در کاروان انبیاء روان هستیم با کل کائنات جلو می رویم تا به بهشت برسیم و این افتخار ماست.
2.عمر طلاست وباید همچون زرگر آن را جمع کنیم.
3.همه ما فرزند اسلام هستیم،نه فرزند قوم خود.
4.رسول خدا(ص)نور است که اگر بوته وجود ما به نور محمدی بخورد به گل تبدیل می شود.
5.نور(پیامبر)نور(قرآن) را از سوی نور(خدا) آورده است.
6.اگر کسی مطیع خداوند نباشد،به مرحله سنگ می رسد(وقودها الناس و الحجاره).
7.نماد کفر که شیطان است خداوند را به خوبی می شناسد و به او ایمان دارد اما عمل ندارد.
8.نخستین واژه پیامبر اسلام(اقرا)بود و خداوند به خواندن و قلم سوگند یاد کرد(ن. والقلم و مایسطرون). خوانش ما این است:به نام خدا و در راه خدا.
9.رهاوردهای پیامبر(ص):قرآن و اسلام.
10. ما از ده به توان دوازده موجود زنده ساخته شده ایم. در هر سلول46 کروموزوم و در هر کروموزوم میلیونها ژن(کامپیوتر)وجود دارد.
11.دسته های انسانی:*)سه گروه بهشتی:الف)اصلا نام خدا به گوش او نرسیده باشد.
ب)تبلیغ رسول به او رسیده اما درست درک نکرده است ج)تبلیغ به او رسیده و پذیرفته و عمل نموده است .
*)گروه جهنمی :تبلیغ به او رسیده و پذیرفته اما عمل نمی کند (کافر).
12. اتحاد نیروی ضعیفان است .
مورچگان را چون بود اتفاق شیر ژیان را بدرانند پوست
13. وجه امتیاز ما در این دین دو چیز است :الف)علم:هل یستوی الذین یعلمون و الذین ... ب)عمل به علم :ان اکرمکم عند الله اتقاکم .
14. اسلام دین زرنگ ها است نه تنبلان،مرد آن نیست که مرد دنیا باشد و یا تنها مرد آخرت بلکه مرد آن است مرد دنیا و آخرت باشد .
15.انسانی که احساس کند نمی میرد دنیا را پر از نور می کند.
16. در اسلام که انسان متولد شد نابودی محض وجود ندارد .
17. شرایط شفاعت کنندگان :
الف)خداوند از او راضی باشد و آنان هم از خداوند خشیت داشته باشند (انبیاء28)
ب)خداوند به آنها اجازه شفاعت بدهد (نبا 38)
ج)شفاعت کنندگان جز آنچه خداوند بگوید نگویند(همان )
18.باید در خیرات و حرکت بسوی بهشت و مغفرت خداوند با هم مسابقه دهیم .
در نزد خداوند یک مثبت می شود ده مثبت،هفتصد مثبت و حتی بیشتر اما یک منفی تنها یک منفی است علاوه بر همه اینها فرشتگان برای مومنان طلب رحمت و مغفرت می کنند .
گفتگو با رسول خدا(ص)

1. ای رسول،ای بشیر و ای نذیر و ای طلوع فرخنده..تو از سرزمین گرم و سوزان عربستان برخاستی و همه ی نقشه های جغرافیایی را درنوردیدی و مومنان را به کشور خوش و آب و هوای بهشت رهنمون شدی...تولد تو ابتدا در سرزمین عربستان نبود،بلکه ابتدا در سرزمین قلوب ولادت یافتی و با باران رحمت و ابر مودت فرش بهشت را بر سراچه دل کشیدی و از آن زمان به بعد بود که این باغ،شعر و فکر رویاند و در ارض واقع گوش جان را سرمست ساخت.
2.مقتدیان تو از مسجد مدینه به مسجد زمین سجده بردند و همراه رکوع خویش در برابر خدای تو پشت طاغیان و باغیان را خم نمودند و آرام آرام نوای بسم الله و لااله الا الله را در گوش همه زمان ها و مکانهای مقدور زمزمه کردند.
3.ای محمد امین..تو اول مزمل را خواندی و سپس جامه ی بر سر کشیده را به کناری افکندی و برخاستی و ترساندی و به بزرگداشت خدای خود پرداختی..و خود را از هرگونه ناپاکی پاکیزه و طاهر داشتی..پلیدی ها را زدودی و برای رضای خدا بخشیدی و در برابر آزارها صبر در پیش گرفتی.
4.امروزه روز که هزار و چهارصد و اندی از تولد تو گذشته است هنوز در میان ما زنده ای و چراغ دعوت تو پرتوافکن است و از سنت و سیره تو انرژی می گیرد و گرما بخش قلوب و نشاط انداز افکار است..شرک زمان ما هم بسیار مدرن تر شده است و بتان این زمانه از قالب حجم بیرون جسته اند وآن چنان متمدنانه ژست می گیرند که گویا بهشتیان فقط همینانند.
5.دعوتگران این زمانه هم با تاسی به چشمه سار وحی و نبوت فرزند زمان خود شده اند و با استخراج قواعد از دعوت تو به قاعده شده اند.آنها از مسجد تا پارلمان رفته اند و با روش تلقین،دراینترنت وماهواره منهج بحث و درس را به کار گرفته اند.
6.ای رسول مکرم تو چهار وظیفه اصلی شهادت،بشارت،انذار و دعوت را در راستای قول خداوند به بهترین صورت انجام دادی.
یا ایها النبی انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا. وداعیا الی الله باذنه و سراجا منیرا(احزاب/45و46).
...اینک؛
توشه ای فرا راه داعیان است تا عالم به دعوت خود باشند و مسلح به ترغیب و ترهیب و تبشیر و تنذیر،خالصانه برای خدا و مقتدا به هدی تو پیش روند.
7.ای رسول خدا..ای دوست داشتنی ترین مخلوق خدا..
فداک امی و ابی..پدر و مادرم به فدای تو باد..فدای تو باد که پهلوهایت را حصیر می آزرد و دلت را نافرمانی مردم..فدای تو باد که وقتی می آمدی اشک شوق در چشمان مدینه جمع می شد و دلها بسویت پر می کشید..طلع البدر من ثنیات الوداع..من فدای تو باشم ..که از دین هرچه مانده است به پاس تلاش های شبانه روزی تو بوده است..در حالی که امروز ما خود را با زیور دنیا سرگرم می کنیم و در حق دین تو چه کوتاهی ها که نمی کنیم..فدای چشمان تو باد که از ترس خدا اشک می ریخت در حالی که همه گناهانت بخشیده شده بود..فدای پاهای تو باد که شبها تا دیرهنگام به تهجد می ایستاد وورم می کرد..فدای دستان تو باد که شمشیر بر می گرفت و گردن مشرکان را می زد..
8.ای رسول خدا..چرا شرمنده نباشیم از روی تو که ؛در محشر به شفاعت ما برمی خیزی و مهر تو در آنجا هم نسبت به ما ادامه دارد..چگونه نگاه کنیم در روی تو که با دنیا آبروی خود برده ایم وقلب خویش به شیطان سپرده ایم..کمترین حق تو را که فرستادن صلوات است ترک می کنیم و به آهنگ های ناموزون خود را سرگرم می کنیم.
9....اشک و آه..
10..چشم به گنبد خضرا و آرزومند زیارت ..
11..اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و علی ال ابراهیم انک حمید مجید.اللهم بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم انک حمید مجید... اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و علی ال ابراهیم انک حمید مجید.اللهم بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم انک حمید مجید.....تا ده بار در هر صبح و شام ادامه دارد.
برنامه روزانه برای تربيت روحي متعادل
دکترعلي بن عمر بادحدح
ترجمه:عبدالغفور گردهانی
۱-مواظبت مرتب بر ادای نمازهای پنج گانه در مسجد محله به صورت جماعت با رسیدن به تکبیر اول ؛
نماز اولین چیزی است که در روز قیامت از آن پرسیده می شود،اگر نماز درست شد بقیه کارها اصلاح می شود.
2-ادای سنتهای قبل و بعد نماز؛در حدیث قدسی آمده است :
( وما تقرب إلي عبدي بشيء أحب إلي مما افترضت عليه وما يزال عبدي يتقرب إلي بالنوافل حتى أحبه فإذا أحببته كنت سمعه الذي يسمع به وبصره الذي يبصر به ويده التي يبطش بها ورجله التي يمشي بها وإن سألني لأعطينه ولئن استعاذني لأعيذنه وما ترددت عن شيء أنا فاعله ترددي عن نفس المؤمن يكره الموت وأنا أكره مساءته) [صحيح البخاري رقم6137/ ج5/ص2384 ].
3- ادای اذکار بعد از نماز؛و در بقیه اوقات و به خصوص صبح و شام.
4- مداومت بر اذكار لا إله إلا الله ، استغفار ، وتسبيح وتحميد وتهليل وتكبير، وصلوات بر پیامبر صلى الله عليه وسلم ، که در حدیث آمده است:
(من لزم الاستغفار جعل الله له من كل ضيق مخرجا ومن كل هم فرجا ورزقه من حيث لا يحتسب) [سنن أبي داود، رقم/1518/ ج2/ص85 ]،
وقال أبي بن كعب للنبي صلى الله عليه وسلم: يا رسول الله إني أكثر الصلاة عليك فكم أجعل لك من صلاتي فقال ما شئت قال قلت الربع قال ما شئت فإن زدت فهو خير لك قلت النصف قال ما شئت فإن زدت فهو خير لك قال قلت فالثلثين قال ما شئت فإن زدت فهو خير لك قلت أجعل لك صلاتي كلها قال: (إذا تكفى همك ويغفر لك ذنبك) [سنن الترمذي ج4/ص636 وقال حديث حسن صحيح ].
این ادکار باید به اندازه بدون افراط و تفریط باشد.ابن تیمیه رحمه الله می فرماید:هرگاه من اذکار را ترک می کردم نیروی روحی ام تحلیل می رفت.
5- مدوامت بر تلاوت قرآن با تدبر وتفكر ولو مقدار ان کم باشد، مثلا یک صفحه بعد از هر نماز. زیرا خداوند می فرماید: {ومن أعرض عن ذكري فإن له معيشة ضنكاً.. } .
6- مدوامت بر قيام الليل ولو با دوركعت قبل ازخواب، اگر موقع سحر و پیش از نماز صبح باشد فضیلت بیشتری دارد.
7- رو آوردن صادقانه بسوی الله و زاری در هنگام سجود و دعا کردن در هر زمان و به خصوص در اوقات اجابت دعا.پیامبر صلى الله عليه وسلم چنین دعا می کرد:
(اللهم إني أعوذ بك من الهم والحزن وأعوذ بك من العجز والكسل وأعوذ بك من غلبة الدَّين وقهر الرجال).
8- دادن صدقه اگرچه کم باشد زیرا صدقه بلا را دفع می کند.
9- حرص بر حضور در دروس علمی وگوش دادن به موعظه های علماء ودعوتگران که در مورد احیای قلوب و تذکر به عقل و بالابردن همت باشد.
10- کار در جهت خدمت به مصالح عمومی مسلمين به هر صورت ممکن،تا مسلمانان خوشحال شوند و خاطرشان آسوده گردد.
وصلى الله على نبينا محمد وعلى آله وصحبه وسلم تسليماً كثيراً.
شیشه افکار
1. هر مشکلی ارتفاع معینی دارد،اما انسان حد مشخصی ندارد پس می تواند که از قله هر مشکلی بالا رود و بدین ترتیب وقتی بربلندای مشکلی قرار گرفت از دور سواد مشکلی بزرگتر پدیدار می شود،زیرا مشکلات کوچک به چشم نمی آیند و او چون استعداد بالارفتن از کوه مشکل را یافته است انرژیی را در خود می بیند که مشکل بزرگتر پیش رو را کوچک می بیند و احساس لطیف توانمند بودن سرتاپای او را فرا می گیرد.
2.من و شما ممکن است تفاوت های اندکی باهم داشته باشیم اما روحی داریم که سرچشمه آن خداوند بی همتاست.پس ارواح ما می توانند با هم و در نتیجه با روح جهان مرتبط باشند و احساسات عالی انسانی را بروز و ظهور دهند،پس من شما را دوست می دارم و شما مرا.
3.سلاح شیطان وسوسه است که از جاهایی بسیار ظریف کم کم تمام انسان را می پوشاند پس محتاج انیم که هر لحظه به خداوند پناه ببریم تا در لحظات غفلت شیطان نتواند وسوسه ای از انبانش به دل ما فرو ریزد.
وسوسه ی شک را با تمرین مراتب سه گانه یقین(عین الیقین،علم الیقین و حق الیقین) از بین ببریم و وسوسه ی احساس حقارت را با معرفت ابعاد وجود ی آدمی.
4.هرنقطه از جهان می تواند اقیانوسی باشد،به شرط آن که ما خود را در آن بیندازیم. وقتی خودت را با تمام وجود در چیزی انداختی هرچه بیشتر در آن فرو روی آن را بزرگتر و عمیق تر می یابی و البته که اندک اندک به اندازه حجم مورد نظر بزرگ می شوی(قانون ارشمیدس). من از منتسکیو بسیار متشکرم که گفت انسان مانند رودخانه است،وهرچه عمیق تر باشد آرامتر است،اما می گویم اگر انسان هر چه بیشتر به اقیانوس تبدیل شود عمیق تر و البته هم سونامی گونه و پر خطرتر خواهد شد و البته مانند زمین هرچه خطی تر بشود بزرگی آن کمتر احساس خواهد شد.آدمی چون بزرگتر شده است نه خود این را احساس می کند و نه دیگران.
اقیانوس گونه شدن جز خداوند زیبنده کسی نیست.
4 . وقتی مشتم را بالا می برم طرف مقابلم خود را جمع می کند،آخر او فکر می کند که ضربه من چون نیرویی است که در واحد کوچک سطح جمع شده است مخرب است اما به راستی چنین نیست به دو دلیل؛اول از همه این است که او به کلاس بدن سازی نرفته است و دوم آنکه مشت من اگر باز شود نیروی چندانی ندارد.پس بهتر است که او سعی کند که مشت مرا باز کند.
5.عشق سرچشمه آزادی و آزادی سرچشمه عشق است و آدمی را از قید و بندها فارغ البال می کند.اگر دیدی که چیزی به اسم عشق تو را اسیر قواعد خاص می کند و قدرت انتخاب های عالی تر را از تو می گیرد،بدان که آنچه به دنبالش راه افتاده ای سراب است و چند لحظه دیگر که بیدار شدی چیزی از آن برجا نمی ماند.
این همان است که باباطاهر گفت(پسندم آنچه را جانان پسندد).جان جانان به آزادی های ما احترام می گذارد و اصلا به همین خاطر ما را اشرف کرده است.
6.ما در گفتگو های به خصوص روشنفکری عادت بسیار بدی داریم،چون که سعی می کنیم برابهام ها بیفزاییم.این کار وقت زیادی را از ما تلف می کند و نتایج عالی تری هم نخواهیم گرفت.پس تا جایی که ممکن است باید تلاش کنیم کلمات ما واضح تر باشند تا سرچشمه بینش ها و منش ها گردند.
7.وقتی دعا می کنیم فضای حسی خود را مملو از حضور خداوند می سازیم،در حالی که خداوند در همه جا هستاما ما تا دعا نکنیم قابلیت ایستادن در در پیشگاه قدسی او را نمی توانیم درک کنیم.
معنی احسان هم دعا کردن در مقام حضور است.
آینه افکار

در دنیا هیچ چیز تصادفی وجود ندارد،حتی آنچه را که ما به اشتباه گاهی به عنوان تصادف یاد می کنیم نشان دهنده نظمی خاص است که ما از سر آن سر در نیاورده ایم .اگر ملاک برای صدفه بودن آن باشد ناگهانی رخ داده،بایستی گفت که انباشت اشیاء و روابط در نهایت منجر به آن شده است.مثلا یک لامپ عمر محدودی دارد و عمر آن مربوط به محیط،ساختمان و عناصر موجود آن است.ترکیدگی آن به هر علت که یک سانحه تصادفی برداشت شود مستلزم حوادثی زنجیره ای است که در ماقبل اکنون سیر خود را طی کرده باشد.واژه تصادف اشتباهی مصطلح است که علی رغم واقعی بودن راست می نماید.
آدمهایی که می آیند و می روندچه می دانند که آن کودک گوشه خیابان به درک بسیار عمیقی از سردی ،گرمی،فقر و بی بند وباری رسیده است که ممکن است یک تحصیل آکادمیک هم موفق به چشش آن نشده باشد. این اوست که می داند که محبت چیست و زندگی در کنار پدر و مادری که نداشته است چه لذتی دارد. او پدر و مادر بالقوه آینده است که شاید همین درک او را به این نتیجه برساند که وقتی جامعه حق او را به روشهای متعارف و با مهربانی نمی دهد پس می تواند با رفتارهای غیر مدنی و سرقت پول،تجارت محبت و تاراج سرمایه های مادی و معنوی دیگر نه تنها سر بار نباشد بلکه برجامعه سوار هم بشود.
زخم ها وقتی سر باز می کنند که به اندازه کافی آماس کرده باشند و دیگر در قالب فضا-زمان و مکان نگنجند.کار ما این نیست که وقتی زخمی سر باز کرد آلودگی های اطراف زخم را پاک کنیم،بلکه مهمترین کار ان است که فشار درون زخم را کم کنیم تا به جایی نرسد که آن همه آلودگی به بار آورد.البته اگر بی توجهی به خرج دهیم و به درمان برخی عفونت ها نپردازیم مجبور به جراحی می شویم که البته هزینه زیادی را به ما تحمیل می کند. اما درست ترین اقدام آن است که اجازه ندهیم هیچ زخمی به وجود آید،آخر از قدیم گفته اند همیشه پیشگیری بهتر از درمان است.
وسائل تغيير و ساختن
محمد صلاح الدين
عبدالغفور گردهانی
در نشر دعوت اسلامی و اصلاح اوضاع مردم بر اساس شریعت اسلامی بسیار مهم است که وسایل و ابزارهای رسیدن به این اهداف بر اسلام تطبیق داده شود که:
آیا این وسایل شرعی هستند؟
آیا سرانجام ما را به هدف مورد نظر می رسانند؟
و آیا در هرچیز مطابق با الگوی رسول اکرم از ابتدای دعوت اسلامی تا هنگام انتشار و قدرت گرفتن آن گام برمی داریم و یا خیر؟ خداوند معادله تغییر را در کلام خویش چنین بیان می دارد:
پیامبر (ص)می فرماید: "ابدأ بنفسك ثم بمن تعول" (عون المعبود على سنن أبي داود).ابتدا از خودت شروع کن و سپس به کسانی بپرداز که بر آنها سرپرستی داری.پس نقطه شروع خود و سپس خانواده است و بعد جامعه و جهان. چنین است که پیامبر اکرم (ص)از همان ابتدای نزول وحی راه دعوت اسلامی را ترسیم کرده اند.
ناگزیر انسان باید تغییر را از خودش شروع کند تا اطرافیانش،تا اینکه بتواند دیگران را اقنتاع کند. خداوند می فرماید
پیامبر صلى الله عليه وسلم می فرماید: "إن هذا الدين متين فأوغل فيه برفق" (مسند الإمام أحمد)،این دین متین است پس با رفق و نرمی آن را نگه دارید.با دستیابی به فرد سالم و الگو دورنمای جامعه دلخواه راشکل دهیم.
پس لازم است که دعوتگر به سوی خدا اول خود را با علم بیاراید تا اینکه مردم را بسوی جهل فرا نخواند تا اینکه خود گمراه نشود و سایرین را هم گمراه نکند. خداوند متعال می فرماید:
لازم است در مسیر دعوی خود بر طریق رسول الله(ص)گام بگذاریم که بهترین و بزرگترین اسوه است ،از این رو باید نسبت به واقع خود ،مجراهای آن،آینده معرفت داشته باشیم. همچنین باید بدانیم که ساختن مرحله به مرحله صورت می گیرد،پس ترتیب اولویت ها و توجه به نتایج به قدر امکانات را مد نظر داشته باشیم.
درستی هدف به تنهایی کفایت نمی کند ،بلکه لازم است که وسیله هم شرعی باشد تا به نتایج مطلوب برسیم ویا دستکم با ضرر مواجه نشویم که بسیار خطرناک است و بر اساس قاعده فقهی از میان دو چیز مضر آن را که ضرر کمتری دارد انتخاب کنیم.
در اینجا به عمل کسانی اشاره می کنم که خود در کشورهای افریقایی شاهد آن بوده ام.در آنجاکسی بود که سالیان عمرش را به دور از خانواده و وطن و وسایل رفاهی به خاطر دین و رواج اندیشه اش به سر برده بود.
جوانان پرشور ممکن است خود را در طریقی بیندازند که در آن مسیر روح و خودشان را قربانی کنند بی آنکه اطمینانی برای دستیابی به نتایج باشد.اما کم یدا می شوند کسانی که بتوانند همانند آن فرد سختی ها را تحمل کرده و صبر در پیش گیرند و در گذر زمان بر حقیقتی که بدان قائل بوده اند پابرجا و استوار بمانند.
هنگامی که ما به حقیقت دعوت خود و مستلزمات آن می اندیشیم،می فهمیم که دعوت ما دعوت عقیده و فکر است و دعوت شمشیر و اکراه نیست.نگاه کنید که رسول الله(ص)چگونه 13 سال تمام در مکه به دعوت توحید می پرداخت در حالی که بت های قریش در سمت راست و چپ او موجود بودند. او به انهدام بت های سنگی امر نکرد تا زمانی که دوگانه پرستی و شرک را از قلوب برداشت.نتیجه این کار آن شد که صاحبان اصنام وقتی به اقناع عقلی و قلبی دست یافتند خود بت ها را سرنگون ساختند. خلاصه مطلب آن است که :دعوت اسلامی و نهضت تمدنی اسلامی که در حال شکل گیری است چاره ای ندارد جز انکه در پروسه ی خودبه رسول گرامی اسلام اقتدا کند و این کار به پایبندی به روش میانه ، وسط و... صورت می گیرد زیرا جنگ ما جنگ افکار است،جنگ شمشیر و اجبار نیست.
http://www.almujtamaa-mag.com/Detail.asp?InSectionID=78&InNewsItemID=189100



