تبليغاتX
اسلام
اسلام
اسلام دقیقا عملکرد مسلمانان نیست بلکه برنامه ای است ربانی که مسلمانان بایدخود را با آن تطبیق دهند

چرا به حماس کمک نمی کنند؟

 

اولین بار غرب بود که کمک های مرسوم خود را به فلسطینیان قطع کرد.آنها می گویند که کمک به یک حکومت تروریست باعث رواج هرچه بیشتر خشونت خواهد شد.

البته که ادای این گفتار گمراه سازی افکار عمومی جهان است،زیرا اگر دولتی بتواند بر مبنای همان دموکراسی مدعایی غرب با اقبال عمومی مردم خود مواجه شود و در پی آن باشد که خواسته افکار عمومی جامعه خود را که از او می خواهد در مقابل اسرائیل مقاومت کند محقق سازد آیا باید او را در محاصره اقتصادی قرار داد و یا اینکه در یک کشور که گفته می شود (اسرائیل دموکرات ترین کشور دنیاست!!) هرچه بیشتر به آن کمک کرد تا پایه های دموکراسی آن محکمتر شود.

نکته ای که به نسبت غرب در اینجا شایان توجه است آن است که دولت اسرائیل دوست غرب است و لابی های یهود در آمریکا چنان طرح ریزی شده است که دولت مخالف اشغالگری(حماس)نتواند نقش خود را ایفا کند ،پس تحریم روش مناسبی برای زمین گیر کردن این دولت می باشد.

نکته دیگری هم هست که غرب به خود اجازه نمی دهد  به حماس کند و آن این است که با توجه به حمایت آنان از پادشاهی های رایج عرب،که حامی منافع غرب در خاورمیانه اند؛روی کار آمدن حکومت های دموکراتیک درست بر ضد منافع غرب و طبعا در جهت منافع ملی پیش خواهند رفت.

اگر به جز اسلام گرایان ،ملی گرایان هم به حکومت می رسیدند و می خواستند در جهت منافع ملی گام بردارند وضع همان بود که پیشتر اشاره رفت.

حاکمیت های عرب هم عمدتا به دو علت به حماس اقبال باید و شاید نشان نمی دهند که این دو عامل عبارتند از:

1.آنها می ترسند که با قدرت گرفتن یک دولت مردمی که بر اساس شعارهای اسلامی و دفاع از حقوق مردم شکل گرفته است زمینه خیزش هایی از این دست در کشورهای خودشان راه افتد و در نهایت بساط سلطنت را برچیند.

2.کمک مالی به حماس به مفهوم به  رسمیت شناختن جنبشی است که وابستگی فکری خود را به جنبش اخوان المسلمین اظهار داشته است و تائید آن به منزله تائید احزاب اسلام گرایی است که در کشور خود یا مجوز فعالیت ندارند و یا اینکه با هزار و یک محدودیت سر می کنند و افراد شاخص آن به مناسبت های گوناگون در زندان به سر می برند.

با توجه به هزینه های حمایت  سیاسی و اقتصادی از حماس حاکمان عرب دوست دارند که این مساله را با سکوت برگزار کنند و اگر اندک کمکی هم می کنند به قصد راضی کردن افکار عمومی مسلمانانی است که در کشورشان زندگی می کنند.

اما یک نکته را نباید از نظر دور داشت که ؛

اولا ،دوستی با فلسطین و فلسطینیان با توجه به آموزه های دین اسلام قدمتی کهنه در قلوب مسلمانان جهان اسلام دارد و در ثانی  حکام از این قاعده قرآنی غفلت ورزیده اند که وعده خداوند مبنی بر(تلک الایام نداولها بین الناس)قطعا محقق خواهد شد.

قدرتهای جهانی هم ره به جایی نخواهند برد ،زیرا آنها در تناقضی شگرف گیر افتاده اند که جمع نقیضیین است.آنها از یک سو رسالت جهانی خود را برقراری و حمایت از نظام های دموکراتیک در دنیا می دانند و از دیگر سو تمام تلاش خود را در زمین گیر کردن حاکمیت های برآمده از خواست عمومی  به کار می بندند و از دیکتاتورها حمایت می کنند. البته بر ما واضح است که حمایت از دیکتاتورها بدان خاطر صورت می گیرد که ساختن با حاکم جور در جهت منافع قدرتها بسیار مفید است ،چیزی که حاکمیت های مردمی به آن اجازه نخواهد داد.آمریکای لاتین زیاد دور نیست. 

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 توسط عبدالغفور

خطرات جزئی نگری در دین

 

چقدر تنم می لرزد از این آدم هایی که گوشه ای از مسجد می نشینند و شروع به خواندن احادیثی مشخص از پیامبر اکرم(ص)می کنند.خودم در طی یک هفته چندین بار حدیثی را در مورد فضایل وضو شنیده ام ،در حالی که وقتی به قرآن مجید نگاه می کنم بیشتر از یک آیه در مورد وضو نمی بینم.

اتفاقی که برای آن جمع گوشه نشین! می افتدآن است که انها همه ی دین را در پاره ای از احکام می بینند و از اسلام به عنوان یک کل غفلت می کنند.این غفلت لزوما به حرکاتی از این دست می انجامد:

اولا ؛ شخص چون تنها در این فضا بالیده است به این گمانه می افتد که همه تعالیم رسول در همان محدود خلاصه شده است و این نوعی کوچک کردن تعالیم رسولی است که احادیث او در مجموعه ای گرانبها شامل صحیح بخاری،صحیح مسلم،مسند ابوداود،مسند ترمذی،نسایی،ابن ماجه،الموطاء و مسند احمد گردآمده است.

همین افراد اگر حدیثی بشنوند که با  آنچه تاکنون شنیده اند متفاوت باشد ولو از حیث اسناد به رسول الله هیچ مشکلی نداشته باشد در صحت و سقم آن دچار تردید می شوند و چه بسا نقل کننده آن حدیث را به چوب بی مهری و دگراندیشی بزنند،در حالی که این حقیر به هیچ وجه  بر این باور نیستم که این فرد دوم دگراندیش باشد.چرا که این شرایط و فضایی است که او را دگر اندیش می نمایاند،دگر اندیش کسی است خلاف مصلحت دین می اندیشد،هرچند مثنوی این وادی خروارها است.

ثانیا؛ علاوه برکوچک کردن ومسخ تعالیم رسول گرانقدر آن است که این افراد چون محدود شنیده اند،در نتیجه از نظر بینشی محدود می مانند و چون تساهل وحشتناکی در فهم احادیث پیش آمده است برداشتی کاملا سطحی از این تعالیم حاصل می شود و به کار گیری قاعده الاهم فالاهم صورت نمی گیرد.

برای او همان چیز مهم است و اولویت دارد که آن را شب و روز به تکرار می نشیند و فی المثل اگر از شورا وحقوق نکته ای بگویی یا حدیثی خارج از مرسوم تربیون بیاوری و لو در رکن عقاید باشد بیگانه ات می پندارند.

عده ای دیگر حکایات صحابه را می خوانند،آن هم نه از وجهی کامل که بر تمام زندگی صحابه نظر کند بلکه با آوردن گوشه ای از زندگی آن بزرگواران گذر می کنند و می روند تا از همان گوشه، اغلب زندگی خود را رنگ کنند.آنان به  شرح و بررسی موشکافانه سیره پیامبر و صحابه که بتواند قاعده ای عملیاتی در برابر این همه هجمه به زندگی مسلمانان در آورد اقدام نمی کنند.

چنین است که فهم از سیره و سنت پیامبر وصحابه  فهمی خاطی می گردد و شخص با حفظ و پاسداشت پاره ای از ظواهر رفتاری ،گمان می کند که  همین او را بس است و نهایت تکلیف به همین جا ختم می شود.

او ممکن است برای وضو گرفتن آنقدر وسواس داشته باشد که با تصور این که آب به فلان قسمت نرسیده است وضو را چند بار تکرار کند اما اهمیتی به حفظ زبان از ناروا گفتن به مسلمان دیگر که از قضا او هم تابع امر همین پیامبر و از خیر امت است نمی دهد.

این است که چنین روالی در کل به نفع مسلمانان نیست،زیرا چهره دین را مشوه می کند و در ثانی این مسلمانان جزئی نگر قادر نخواهند بود که در فراگرد تمدنی اسلام نقش خود را ایفا کنند.

حداکثر همت آنان برخورد سلبی با تمدن غرب خواهد بود و به جای نقد و برگرفتن جدید مفید منطبق با آئین اسلام،همه آن مظاهر را درسته نفی می کنند و یا چون جزئی می اندیشند گمان می کنند که اگر اسلحه برگیرند حقوق مسلمان اعاده می شود.

این گونه افراد نمی توانند حتی مسلمانان دیگر را درکنار خود تحمل کنند وچه بسا کینه آنان را به دل گیرند وآنان را متهم کنند که از نظر ایمانی به نسبت خود در مرتبتی پایین قرار دارند.

فرقه گرایان خود را نسبت به سواد اعظم مسلمانان متمایز می بینند و نوعی غرور ونگاه از بالا به سایرین دارند که این نگاه در صحنه اجتماعی باعث شکاف هر چه بیشتر خواهد شد و نیروهای بسیاری از مسلمانان هرز خواهد رفت.

چنین است که صاحب این قلم بر این باور پای می فشارد که اگر می خواهیم متمسک به این دین باشیم بایستی همان گونه که خداوند متعال می فرماید(ادخلوا فی السلم کافه..)به صورت کامل وارد دین شویم.

اگر قرآن می خوانیم تمامی آیات آنرا مورد توجه قرار دهیم و اگر حدیث رسول گرامی را می خواهیم بخوانیم اولا همه احادیث رسول خدا(ص)را در برنامه درس و حلقه خود قرار دهیم و در ثانی ظرف های مکان و زمان برای هرچیز را در نظر داشته باشیم تا بتوانیم ضمن وحدت در مفاهیم بنیادی و اصول اعتقادی ،مسلمانانی کارآمد و فعال باشیم ،به گونه ای که هرکس به سهم خود قادر باشد نقش خود را در تمدن سازی اسلامی ایفا کند.

ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 توسط عبدالغفور


چگونه در محل کار به سوی الله دعوت دهیم ؟!

برگردان:عبدالغفور گردهانی

 

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله والصلاة والسلام على رسول الله … وبعد
امور زیر باعث می شود که به توفیق الهی بتوانیم در محل کار خود همکاران را به سوی خداوند متعال فرا خوانیم که به طور خلاصه به آنها اشاره می کنم.


1- اخلاق نیکو
اخلاق نیکو دعوتی در حالت سکوت به دین خداوند عزوجل است که پیامبر خود را برای ( إنما بُعثت لأتمم صالح الأخلاق ) تکمیل مکارم اخلاقی فرو فرستاده است.


2- اخلاص در کار و الگوی نیک
اخلاص در کار و الگوی نیک ،دعوتی است که همکاران را به سوی خدا می خواند،به خصوص اگر از سوی یک مسلمان پایبند به دینش باشد.او به صورت غیر مستقیم تعالیم دین خود را منتشر می کند.


3- توجه به همکاران مرتبط از نظر کار،بدون اهمال سایرین

منظور از این همکاران،کسانی است که با تو در انجام کار مشترک هستند و ارتباط کاری نزدیکی با آنها داری تا اینکه اولا مورد اعتماد آنها قرار گیری و در ثانی این کار ضامن عدم برخورد تو و آنان باشد.

 

4- تلاش در جهت کسب اعتماد و محبت سایرین

کسانی که تو را دوست دارند از تو حرف شنوی خواهند داشت.برای کسب محبت آنان نسبت به خود راههای مختلفی وجود دارد که می توان کارهای زیر را نام برد:

بخشیدن خطاهایشان،کمک مادی و معنوی در جهت حل مشکلات آنها،یاری رساندن به آنها،طلب خیرخواهی،مشارکت و همدلی در خوشی ها و ناراحتی آنان.

 

5- هماهنگی میان کار و حرف  و بالعکس

این کار باعث می شود که الگویی باشی که مردم از او پیروی می کنند زیرا هرکس که عملش برخلاف سخنانش باشد مردم در پذیرش نصایح و تعالیم او خودداری خواهند کرد. ( كبر مقتاً عند الله أن تقولوا مالا تفعلون )


6- توزيع کالاهای دعوی و تربیتی میان آنها مانند ( نوارها ، کتابها ، سی دی ها و ...)
این که چه هدیه ای به همکاران بدهی به طبیعت کار و سطح فرهنگی آنان  برمی گردد ، زیرا هدیه دادن کتاب و نوار باعث شده است که قلوب بسیاری به سوی اصلاح برود. دلالت کننده برخیر همانند انجام دهنده آن است.


7- نوشتن روزنامه های دیواری
در این کاغذها : احكام شرعی – فتواهی فقهی – پندهای ایمانی - اخبار اسلامي – سخنرانی های دعوی - دروس علمي می توان قرار داد و هرچند وقت یک بار آنها را عوض کرد.

 

8- بحث و گفتگوهای هدفمند
می توان با همکاران در مورد دیدگاه اسلامی راجع به امور اطراف بحث و گفتگو کرد و در این مورد از اقوال و سخنان افراد مورد اعتماد مسلمان استفاده نمود و در این مورد نباید طوری گفتگو شود که به نحوی حس مخالفت با عالمی خاص  پدیدار شود و البته گفتگوهای دو نفره بسیار مفیدتر از گفتگوهای جمعی با چند نفر است.


9- آوردن بسیاری از مجلات اسلامی که محتوای آنها به سوی موفقیت و بالابردن مکانت همکاران در دو دنیا منجر شود.

به همکاران این مجلات را معرفی کنید و البته از برخی مجلات مفید به زبان عربی می توان مجلات ( الدعوة - الأسرة - البيان - الشقائق - جودي - المجتمع - الإصلاح - الأصالة - التوحيد - مجلة البحوث الإسلامية …
)را نام برد. از سایر مجلاتی هم که رویه آنها طوری است که به هیچ قومیتی و ملیتی توهین روا نمی دارند هم می شود استفاده کرد.


10- نصيحت به صورت فردی
اگر می خواهیم نکته ای را به یکی از همکاران گوشزد کنیم باید بسیار بپرهیزیم که آن نصیحت را در جمع سایرین انجام دهیم زیرا امام شافعی رحمه الله علیه می فرماید که:
تعاهدني بنصحك في انفرادٍ وجنبني النصيحة في الجماعة
فإن النصح نـوعٌ من التوبـ ـيخ لا أرضـى اسـتماعه

با خودم عهد کردم که تو را به تنهایی نصیحت کنم و از نصیحت کردن در جمع بپرهیزم

زیرا نصیحت نوعی توبیخ است که هیچ کس از شنیدن آن راضی نیست.
همانطور که نصیحت در کار معروف و دوری از منکر مفید است نصیحت کاری هم مطلوب است.


11- تبسم
تبسم قفل های قلب را باز می کند ( وتبسمك في وجه أخيك صدقة ) الحديث ،یعنی تبسم بر چهره برادر نوعی صدقه دادن است.


12-
مشاركت در شادمانی های همکاران
این کار باعث می شود که همکاران احساس کنند که تو جزئی از آنان هستی و در شادی و غم آنان شریک می باشی،از این رو پذیرای تو می شوند و قبولت دارند.

از جمله این شادی ها می توان؛

تبریک اعیاد و سایر مناسبت های شخصی،همدردی در فقدانهای و مصایب آنان ،زیارت بیماران آنها،کمک به حل مشکلات آنان و احوال پرسی از حال آنان.

 

13- دیدار فردی
دیدارهای فردی وسیله ای برای جذب و هدایت به حق است ،البته به شرطی که در اوقات مناسبی انجام گیرد و بر فرد سنگین نباشد و شرایط خاص او در دیدار لحاظ شود.


14- تقديم هديه
هدیه باعث نزدیکی قلب ها می شود،و حتما لزومی ندارد که نوار یا کتاب باشد.پیامبر(ص)می فرماید: (تهادوا تحابوا) هدیه بدهید تا شما را دوست بدارند.


15- موعظه مناسب در محل کار
می توان این کار را بر اساس مکان و زمان مناسب مانند بعد از نماز انجام داد.


16- سفرهای خارج از محیط کار
می توان برنامه های مختلفی را برای این اردوها در نظر گرفت؛مانند دعوت از یک عالم و سخنرانی ،مسابقات فرهنگی مناسب،آماده کردن نوار و کتاب و ..


17- ملاقات دست جمعی
دعوت از همکاران جهت ملاقات با یک عالم دینی یا دعوتگر


18- برپایی مسابقات دوره ای
این مسابقات می تواند هفتگی یا ماهیانه باشد و به منظور تشویق افراد جایزه ای در نظر گرفته شود.سوالات طوری طراحی شود که زمینه بحث و مطالعه و یا گوش دادن به نوار و یا نگاه کردن به برنامه خاص دینی را در پی داشته باشد.


19-استفاده از  فرصت های طلایی
تذکرات و یادآوری های مناسب را در فرصت هایی مثل مرگ یکی از نزدیکان همکارو یا دچار شدن به مشکل  انجام داد.

 

برادر و خواهر مسلمان!

با خور عهد کن که مواظب  آنچه  می کاری باشی و آنرا آبیاری کنی.

 

و بدان که:


( إنك لا تهدي من أحببت ولكن الله يهدي من يشاء )

تو هر که را که بخواهی نمی توانی هدایت کنی ولی این خداست که هرکس را که بخواهد به راه حق رهنمون می شود.

 

http://saaid.net/afkar/27.htm

ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385 توسط عبدالغفور

پیش نیاز اسلام

 

یکی از مهمترین فاکتورهای مربوط به آدمی آنست که قدرت تمیز در او فعال باشد و به واسطه این تمیز که از آن به عنوان قوه عقلیه یاد می شود و در اثر باروری به حکمت منتهی می شود،مقوله ای است که  قدرت انتخاب را در انسان افزایش می دهد.

انتخاب گری عاملی مهم در پذیرش مفاهیمی است که فرد را قادر می سازد که میان شبهات و شهوات تعادل برقرار سازد. این انسان متعادل می تواند منافع و مضار را بسنجد و از دیدی واقعی برخوردار باشد.

عمده مشکل از آنجاست که انسان چون در ناموازنه نیروهای خداداد گیر می افتد عملا و منطقا توانایی انتخاب در او سخت می شود.

خداوند در کتاب آسمانی خود با بیان آن که کورکورانه از آداب و رسوم پدران و نیاکان خود پیروی نکنید،می خواهد به ما بگوید که عامل موثر در انتخاب آن است که اشخاص در ایده های خود مستقل باشند و البته که در جامعه هم زمینه های لازم برای آنکه مردم«قدرت انتخاب»داشته باشند فراهم آید.

از این رو در تاریخ گسترش اسلام در میان ملل،هیچ گاه مسلمانان را سایر ملت ها را مجبور به پذیرش این آئین ننموده اند  و بلکه با برقراری عدالت که در حقیقت باعث باروری علم و حکمت گردیده است زمینه را برای آن فراهم کرده اند که مردم بتوانند میان شر مکاتب غیر دینی و خیر مکتب اسلام تمایز قایل شوند و این دین همام را بپذیرند.

پس مولفه های مربوط به کتابت و نگارش مهم قلمداد می شوند و خداوند  صاحب بیان،خواندن را مقدمه معرفت«رب اکرم» بر می شمارد:

«اقرا باسم ربک الذی خلق»

بخوان به نام پروردگاری که تو را خلق کرده است.

خداوند به قلم و آنچه که با آن نوشته می شود سوگند یاد می کند،قسمی که بیانگر اهمیت کار است.

«ن. والقلم و مایسطرون»

حال که چنین است پس آموزش و علم آموزی اهمیتی به سزا درپذیرش اسلام دارد.هم اینک می توان گفت که یکی از علل توجه اروپاییان به اسلام آن است که در آن جامعه علم به حد فراوان بازتولید می شود و مردم  با مطالعه و تحقیق از دانش کافی برخوردارند ودر سطح ملی بودجه کلانی به آموزش و پرورش اختصاص می یابد تا سواد آموزی  علمی گسترش یابد،اما در جهان اسلام آمار بیسوادن بسیار بالاست و هم از این رو است که  به راحتی فریب می خورند و دنبال هر کسی که شهدی کوچک در دکان داشته باشد راه می افتند و از سوی دیگر گرایش های تند و گاه خشونت آمیز  پیش می آید. در واقع معضل آن است که قدرت انتخاب مردم  بسیار پایین آمده است.

پس برای رواج اسلام و اسلام گرایی در جوامع خود؛

1.دول مسلمان هر آنچه را که مربوط به آموزش می شود رشد و توسعه دهند.

2.فرهیختگان و روشنفکران با روشنگری های لازم به تغذیه فکری مربیان و معلمان  بپردازند.

3.معلمان باید احساس کنند که علم، کرم الهی به بشریت به منظور تسخیر مظاهر زندگی بخش است و از این رو کار آنان در رشد و توسعه پایه های مختلف امری اساسی است.

4.نهادهای مدنی با برپایی همایش ها و کنفرانس ها و تلاش های اجتماعی مقدور به هر صورت ممکن دیگر در آگاه سازی و فرهنگ سازی عمومی اقدام کنند.

5.دعوتگران دین خدا و مربیان به تربیت نسلی از آموزگاران بپردازند که آنان موجوداتی متعادل بین شهوت و خشم و عقل باشند.

6.فرهنگ کتاب و کتاب خوانی به هر شکل ممکن گسترش یابد.

ارسال در تاريخ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385 توسط عبدالغفور

پائولو کویلو نویسنده برزیلیایی غرب را متهم نموده که در پی آن است که چهره اعراب و مسلمین را مسخ کند

«نویسنده مشهور برزیل آقای پائولو کویلو گفته است که تغییرات پیش آمده در جهان پس از حادثه 11سپتامبر2001غیرممکن است که بتواند حجابی بر پرتو فرهنگ عربی باشد و دوستی با این فرهنگ را علی رغم تشویش افکنی های غرب دچار مشکل سازد.

کویلو  دوستی خود را با فرهنگ و تمدن اعراب  مخفی نمی کند.در حالی که او نویسنده ای است که کتابهایش در جهان بیشترین فروش را داشته اند. او تاکید می کند که:از اعتراف به این امر شرمنده نیست در حالی که می داند مورد تهمت قرار خواهد گرفت.

نویسنده برزیلی می گوید: "شرق همان شرق می ماند و فرهنگ آن به علت پیش آمدن رخدادهای بسیاری که غرب مسبب آن است به انتها نخواهد رسید،آنها در پی آن هستند که چهره دلخواه خود را از اسلام،اعراب و تمدنشان ترسیم کنند.

کویلو از جمله کسانی است که به موضع گیری های ضدجنگ معروف است.او از کسانی است که خطاب به جرج بوش در مخالفت با حمله به عراق نامه ای تحت عنوان (خیلی ممنون!آقای بوش)نوشته است.

کویلو از جمله کسانی است که تاثیر فرهنگ عربی و اسلامی در بسیاری از کتابهایش هویداست و و در بسیاری از آنها از فرهنگ اسلامی و مشرق الهام گرفته است.

بالطبع تاثیر او از فرهنگ اسلامی و عربی مربوط به عرب های مقیم برزیل و مطالعه ادبیات عرب مانند کتاب هزار و یک شب و ادبیات صوفیانه می باشد.»

http://www.ikhwanpress.com/general-news.htm

 

اینجانب به عنوان کسی که تقریبا تمامی آثار پائولو را خوانده است کاملا بر این باور صحه می گذارد و در تایید این خبر ضمن معرفی آثاری از او که الهام گرفته از اسلام و رفتارهای مسلمانان است به ذکر مواردی چند می پردازد.

پائولو در رمان کیمیاگر که کتابی مملو از نماد است داستان سفر یک جوان را به مصر برای دستیابی به گنجی وعده داده شده تصویر می کند که فرهنگ اعراب و مسلمانان را در مواجه با محیط خود نشان می دهد.

در این کتاب  از اسلام و دستورات مذهبی سخن رفته است که به نقل از ترجمه دوست عزیزم آرش حجازی چاپ دهم در سال 1384 به ذکر پاره ای از این موارد می پردازم.

او در صفحه 93 می نویسد:

پیامبر قران را به ما داد و در دوران هستی مان تنها پیروی از پنج قانون را برای ما تکلیف کرده.مهم ترین شان این است که تنها یک خدا وجود دارد.بقیه اینها هستند:نماز پنج بار در روز،روزه در ماه رمضان،صدقه به فقرا. پنجمین تکلیف هر مسلمان یک سفر است.ما باید دست کم یک بار در زندگی به شهر مقدس مکه برویم.

در صفحه 148 آمده است:

جوان پرسید:کسی را می شناسید که درمانگر دردهای اهالی باشد؟

مرد که به وضوح از این بیگانگان ترسیده بود،پاسخ داد:

الله همه دردها را شفا می بخشد.شما در جستجوی جادوگرها هستید.

پائولو در صفحه 173 در مورد تقدیر از زبان آن جوان می گوید:

الله لشکریان را آفرید،و پرندگان را نیز.الله زبان پرندگان را برمن آشکار کرد.همه چیز به یک دست نوشته شده.

بیگانه گفت:در مورد پیشگویی ها احتیاط کن.هنگامی که چیزی رقم خورده باشد،دیگر نمی توان از آن پرهیز کرد.

جوان گفت:من فقط یک لشکر دیدم.نتیجه نبرد را ندیدم.

این چنین است که نویسندگانی که به حقیقت وجود و روح جهان دست پیدا می کنند هرگز نمی توانند از چیزی که نه تنها قلب و فکر آنان که بلکه سرتاسر هستی را در برگرفته است  سخن نگویند.

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 توسط عبدالغفور
آری خواهم آمد

و بر دستان مهربان تو یاس سپید خواهم ریخت

خواهم آمد

..و بهار را با خود خواهم آورد

دوست من!

وقتی که در بهاری اما بهاری نیستی ،چه داری که بگویی

وقتی که آسمان ابری است،اما در قلب تو باران نمی بارد

وقتی که کلمات مظلومانه می روند و گوشه ای کز می کنند و چنان به تو نگاه می کنند که دوست داری همچنان همان گوشه بنشینند

دیگر چه بگویی..

اما اگر صاحب کلمات توفیق دهد

خواهم آمد

در حالی که اینجایم

و اینجا دور نیست.

پشت دریا شهری است..

 

ارسال در تاريخ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 توسط عبدالغفور

شکر گزاری خرما

 

 

در گذشته یکی از رسوم محلی در مناطقی که خرما بوفور عمل می آید ، آن بوده است که وقتی مردم از دانه های خرما جهت خوردن استفاده می کردند،هسته های آن را جمع کرده ودر محفظه هایی نگهداری می کردند و سپس این دانه ها را در جاهایی که زمین اندک نمی داشت بر زمین می ریختند و یا می کاشتند.

نتیجه این کار ،رویش نوعی خرما بوده است که به اصطلاح نه و نه ماده بوده است و از نظر جنسی خنثی بوده است.البته چندین گونه از این خرما به عمل می آمده است که از نظر مزه و شیرینی و شیره خرما به نسبت خرما های بارور شده بسیار در سطح پایینی قرار داشته است. از این نوع خرما بیشتر برای تغذیه دام ها استفاده می شد.

نکته جالب توجه آن کار ،این بوده است که مردم بر این باور بوده اند که  خرما نعمت خداست و هیچ چیز آن نباید دور ریخته شود و از آن استفاده بهینه بشود. این همان چیزی است که در مدیریت های امروز به عنوان قاعده افزاینده بهره وری نام دارد.

مردم به صورت سنتی بدون آگاهی از اصول مدیریتی این کار را با اعتقاد به سپاسگزاری از نعمتی که خدا در اختیار ما قرار داده است انجام می دادند.

نکته ای که دوست دارم به آن اشاره کنم ،این است که اگر چنانچه بسیاری از قواعد زندگی امروزین با نگره شکر گزاری توامان شود ضمانت اجرایی آن افزایش می یابد،زیرا که معتقدات مردم بزرگترین و کارا ترین عامل در نتیجه دادن برنامه هاست.

ارسال در تاريخ یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 توسط عبدالغفور
وظایف امت اسلام در قبال رسول الله(ص)
 

 

منبــــع: اینترنت
ترجمه وتلخیص: حیدر رحمانپورـ لارستان
لیسانس ادبیات عرب ـــ دبیر

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مقدمه:
اولین رکن از ارکان اسلام، شهادتین است، یعنی گواهی دادن به اینکه هیچ معبود، فرمانروا و فریادرسی نیست جز الله و محمد(ص) فرستاده خداست.
تحقق یافتن قسمت دوم از شهادتین یعنی گواهی به رسالت پیامبر اکرم(ص) زمانی عملی می‌شود که ما به عنوان یک مسلمان به وظائفی که در قبال آن حضرت داریم، عمل کنیم و جهت اجرای آن وظائف تلاش کنیم در این صورت است که ایمان شخص کامل و نیمه دوم کلمه شهادتین تحقق پذیرفته است. در غیر این صورت گواهی‌اش ارزشی ندارد؛ چرا که منافقین هم گواهی به رسالت آن حضرت می دادند(منافقون/1) ولی گواهی آنها مقبول واقع نشد و نفعی برای آنها دربرنداشت چرا که به مقتضیات و معنای آن گواهی(شهادت) عمل نکردند.



بنابراین مناسب است به برخی از وظائفی که امت اسلام در قبال پیامبر عظیم‌الشأن خویش برعهده دارد، اشاره کنیم و راهکارهایی جهت یاری و نصرت رسول ‌الله ارائه دهیم تا هر شخصی بنا به توان و موقعیت و جایگاه خویش به آن وظائف عمل نماید. باشد که دراین مقطع حساس زمانی که دشمنان اسلام، جسارت اهانت به ساحت مقدس آن حضرت(ص) را به خود داده‌اند ما به گوشه‌ای از وظائف ایمانی خویش در قبال آن حضرت(ص) عمل نموده باشیم.


الف) وظایف فردی:
1- فهم صحیح دلائل نبوت آن حضرت(ص) و اینکه آن حضرت فرستاده رب‌العالمین است دلیل اصلی آن قرآن‌کریم می‌باشد؛ چرا که گواهی به صدق نبوت آن حضرت داده است.
2- توجه به این مطلب که همچنانکه خداوند از قرآن محافظت نموده است، از سنت پیامبر نیز محافظت کرده است؛ به‌وسیله تلاش گسترده و عظیمی که علما در طول تاریخ در این رابطه به خرج داده اند که در طی آن احادیث صحیح از ضعیف و موضوع تشخیص داده و آن احادیث را با دقیق ترین اصول که منحصر به امت اسلام است جمع‌آوری نموده‌اند.
3- محبت ورزیدن نسبت به آن حضرت از طریق توجه به صفات ظاهری و اخلاقی آن حضرت(ص) و خواندن شمایل و خصلتهای ویژه آن حضرت و اینکه کمال بشری در صورت و سیرت آن حضرت خلاصه شده است."آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری" و مقدم شمردن محبت آن حضرت بر محبت زن و فرزند و پدر و خویشتن.
4- در نظر گرفتن حق عظیمی که آن حضرت(ص) بر گردن هر یک از ما دارد؛ چرا که او بود که دین خداوند را به طور کامل و به بهترین وجه به ما رسانده و رسالتش را به طور کامل تبلیغ نموده و امانت الهی را ادا نمود و امت را نصیحت کرد.
5- نسبت دادن هر خیر دنیوی و اخروی که موفق به انجام آن می شویم به پیامبر(ص)؛ چرا که بعد از توفیق خداوند ایشان در رساندن آن خیر به ما واسطه بوده و ما را به آن راهنمایی نموده است.
6- رعایت کردن ادب در رابطه با پیامبر از جمله: او را با اسم مخاطب قرار ندادن بلکه با یا رسول الله، یا نبی الله. بلند نکردن صدا در حضور او و در روضه مطهر آن حضرت(ص).
7- گرامی داشتن و یاری و نصرت آن حضرت(ص) در مقابل هر کسی که قصد توهین به آن حضرت را داشته باشد؛ چرا که خداوند می فرماید:(لتؤمنوا باللهِ و رسولِهِ و تعزّروه و توَقِّروهُ) تا به خدا و رسولش ایمان بیاورید و او را نصرت و یاری کنید و او را گرامی بدارید.
8- صلوات فرستادن بر پیامبر هرگاه نام او برده شود، خصوصاً بعد از اذان، روز جمعه، و در همه اوقات باید توجه داشته باشیم که ثواب بسیار زیادی دارد. چرا که پیامبر می فرماید:(مَن صَلَّی علیَّ مرّةًً واحدة صلّی الله بها عشرة) "کسی که یکبار بر من صلوات بفرستد خداوند بر او ده بار صلوات می فرستد".
9- خواندن سیره صحیح پیامبر(ص) و درس گرفتن از حوادث سیره و حکمت‌ها و عبرت‌های آن و مطابقت دادن با زندگی و وضعیت امروزی.
10- آموختن سنت و راه و روش آن حضرت(ص) و پیروی کامل از سنت پیامبر چه در امر واجب یا مستحب. قرائت احادیث صحیح همراه با درک و فهم.
11- نهایت پرهیز از مسخره کردن به چیزی از سنتهای پیامبر(ص).
12- دشمن داشتن هر کسی که نسبت به پیامبر یا سنتش انتقاد کند یا آن را نپذیرد.
13- دوست داشتن اهل بیت آن حضرت(ص) که شامل همسران و ذریـه آن حضرت می شود؛ و تقرب جستن به خداوند با محبت ورزیدن به آنها و عمل به سیره آنها.
14- دوست داشتن و محبت ورزیدن به اصحاب و یاران پیامبر خصوصاً خلفای راشدین و گرامی داشتن آنها چرا که آنها شاگرد پیامبر بوده اند و احترام به آنها احترام به پیامبر است و توهین به آنها توهین به پیامبر است و اعتقاد به اینکه مرتبه آنها در علم و عمل و منزلت در نزد خداوند از سایر افراد امت بالاتر است.
15- دوست داشتن علما و ارج نهادن به آنها به خاطر جایگاه و اتصالشان به میراث نبوت؛ چرا که علما وارثان پیامبر هستند؛ پس باید آنها را گرامی داشت و این یکی از حقوق پیامبر بر گردن امتش می‌باشد.

ب) وظایف اجتماعی و خانوادگی:
16- تربیت فرزندان بطوریکه پیامبر(ص) را دوست بدارند.
17- تربیت فرزندان به گونه ای که در همه حالات از پیامبر(ص) پیروی کنند و به او اقتدا نمایند.
18- تهیه کتاب، نوار، CD و فیلمهایی از زندگی و سیره پیامبر جهت استفاده خانواده و فرزندان.
19- تشویق فرزندان به حفظ اذکار نبوی و تطبیق روزانه آن با زندگی خویش.
20- تشویق فرزندان به اختصاص دادن قسمتی از مخارج روزانه به خاطر تطبیق عملی برخی از احادیث پیامبر(ص) مثل سرپرستی ایتام، غذا دادن به نیازمندان، یاری کردن محتاجان.
21 – برگزاری مسابقات خانوادگی در مورد سیره پیامبر(ص) و آشنا کردن خانواده با زندگانی آن حضرت(ص).

ج) وظایف آموزش و پرورش و مراکز علمی:
22- کاشتن نهال محبت پیامبر(ص) در قلب کودکان و نوجوانان به وسیله آشکار نمودن حق پیامبر بر امتش.
23- برگزاری سخنرانی‌های متعدد پیرامون جوانب مختلف شخصیت آن حضرت(ص).
24- تشویق مسؤولین تألیف در آموزش و پرورش و مراکز علمی در مورد اضافه کردن ماده درسی سیره نبوی به برنامه های درسی.
25- تشویق پژوهشگران جهت بحثهای علمی پیرامون سیره نبوی در مدارس و دانشگاهها و تألیف کتابهایی در موضوعات سیره نبوی از قبیل: شمایل نبوی، غزوات و غیره.
26- تلاش در برپایی نمایشگاههایی در مدارس و دانشگاهها در مورد شناساندن پیامبر و طراحی نقشه های جغرافیایی که بیانگر نشأت و پیشرفت اسلام باشد.
27- اختصاص دادن قسمتهایی از کتابخانه مدارس و دانشگاهها به کتابهای سیره و آنچه مربوط به پیامبر(ص) باشد.
28- تلاش جهت تألیف دائرةالمعارف با ارزش و سودمند در مورد سیره نبوی بطوریکه یکی از مراجع مهم در سیره به حساب آید و ترجمه آن به زبانهای زنده دنیا.
29- برگزاری مسابقات سالانه جهت دانشجویان و دانش آموزان در مورد سیره نبوی و اختصاص جوائز ارزشمندی به آن.
30- برپایی اردوهایی جهت جوانان که در طی آن محبت پیامبر(ص) و تعلق و ارتباط به سنت آن حضرت در دلها جای گیرد.

د) وظایف ائمه مساجد ـ دعوتگران و طلاب:
31- بیان ویژگیهای دعوت و رسالت آن حضرت(ص) از قبیل: اینکه او با دین حق و آسان مبعوث شده و محور اصلی دعوتش هدایت همه مردم و منحصر کردن هرگونه عبادت به ذات باری‌تعالی است.
32- تلاش جهت هدایت مردم و آشنا کردن آنها با سنت نبوی با هر نژاد و قبیله‌ای که باشند.
33- بیان صفات خَلقی و خُلقی آن حضرت قبل و بعد از رسالت.
34- بیان فضائل آن حضرت و ویژگیهای امتش به شیوه‌ای مطلوب و جذاب.
35- بیان موضعگیری آن حضرت(ص) در رابطه با خانواده، همسایگان و یاران گرامی‌اش رضوان‌الله‌علیهم.
36- بیان و روشن کردن چگونگی برخورد آن حضرت با دشمنانش از قبیل اهل کتاب، مشرکین، منافقین.
37- توجه به شیوه و راه و روش آن حضرت در تربیت یارانش و بیان اینکه چگونه آنها در سایه تربیت نبوی در طول تاریخ شاگردان بی‌نظیری شدند.
38- بیان راه و روش زندگی آن حضرت در زندگی روزمره.
39- اختصاص دادن خطبه‌هایی در نماز جمعه به بیان سیره نبوی و صحنه‌هایی از زندگی پیامبر(ص).
40- توضیح و تبیین آیاتی که در مورد شخصیت آن حضرت است.
41- اختصاص حلقه های حفظ سنت نبوی(احادیث نبوی) در کنار حلقه های حفظ قرآن کریم در مساجد.
42- تصحیح مفاهیمی از سنت نبوی که در نزد عامه مردم اشتباه فهم شده است و دعوت به تمسک به احادیث صحیح پیامبر با زبانی ساده.
43- بیان فتوای علما در مورد کسی که به پیامبر(ص) توهین و بی احترامی کند.
44- پرهیز از اینکه در وسایل سمعی، بصری، کتاب‌ها، مقالات، سخنرانی‌ها در ستایش از پیامبر(ص) غلو و زیاده روی شود و بیان احادیثی که از این کار منع کرده است. پیامبر می فرماید:(لا تَطَرونی کما أطَرَتِ النصاری ابن مریم)"در ستایش از من زیاده‌روی نکنید و منزلت مرا بیش از حد بالا نبرید همچنانکه مسیحیان در مورد شخصیت حضرت عیسی زیاده‌روی و غلو کردند".
45- تشویق مردم به قرائت سیره پیامبر(ص) از مصادر اصلی آن و معرفی آن منابع.
46- زدودن شبهات، اباطیل و تهمت‌های ناروایی که پیرامون شخصیت آن حضرت به یاوه‌سرایی پرداخته‌اند.

هـ) وظایف روشنفکران، نویسندگان و روزنامه نگاران:
47- برجسته کردن شخصیت آن حضرت و ویژگیهای امتش از طریق انتشار آن و بیان آن در مناسبت‌های مطبوعاتی و فرهنگی.
48- مقابله با مطبوعات و رسانه های غربی و یهودی که نسبت به آن حضرت(ص) اسائه ادب می کنند و پاسخ دادن به شبهات و اباطیل آنها.
49- اجرای مصاحبه‌های مطبوعاتی با افراد منصف غیر مسلمان و صحبت کردن پیرامون پیامبر(ص) و رسالتش.
50- برپایی کنفرانس‌ها و همایش‌های فرهنگی جهت نشان دادن راه و روش و سیره پیامبر(ص).
51- نوشتن مقالات، داستان‌ها و کتابچه‌هایی پیرامون شخصیت آن حضرت(ص).
52- پیشنهاد به مسؤولین روزنامه‌ها و مجلات جهت اختصاص صفحاتی از مجلات به آیات و احادیثی که دلالت بر وجوب محبت پیامبر(ص) دارد و یا نوشتن حوادثی از سیرت.
53- پیشنهاد به مسؤولین کانال‌های ماهواره‌ای جهت تخصیص برنامه‌هایی درباره سیره نبوی و چگونگی رفتار آن حضرت با همسران، فرزندان و یارانش و همچنین چگونگی برخورد او با دشمنانش و بیان صفات خَلقی و خُلقی آن حضرت(ص).
54- تشویق مؤسسات تولید فیلم، جهت تهیه CD و فیلمهای ویدئویی که سیره پیامبر را به شیوة جالب و حرفه‌ای به تصویر بکشد.
55- تشویق کانال‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای جهت تولید و عرضه فیلم‌های کارتونی که بیان کننده شمایل پیامبر و داستان‌هایی از سنت نبوی برای کودکان و نوجوانان باشد.

و) وظایف مؤسسات خیریه و تبلیغاتی:
56- تشکیل کمیته‌ای که عنوان آن کمیته«یاری و نصرت رسول الله(ص)» باشد.
57- اختصاص اماکنی در نمایشگاه‌ها و کنفرانس‌های محلی و بین‌المللی که در آن مؤسسات شرکت دارند، جهت عرضه کتاب‌ها و فیلم‌هایی که خصائص رسالت محمدی را بازگو نمایند.
58- اختصاص جایگاه دائمی جهت توزیع فیلم‌ها، کتاب‌ها و نشریاتی که پیرامون شخصیت رسول گرامی(ص) تدوین شده است.
59- اختصاص جوائز ارزشمند به کسانی‌که در سال بهترین خدمت به سنت و سیره نبوی انجام داده باشند، و برپایی مراسم سالیانه جهت بزرگداشت آنها.
60- چاپ و انتشار کتاب‌ها، مجلات و فصلنامه‌هایی که بیشترین اهتمام آن به تعالیم اسلام و سیره نبوی و خصائص و محاسن امت اسلام باشد، به زبان‌های زنده دنیا.
61- اختصاص صندوق‌های خیریه جهت هزینه کردن در مورد نصرت پیامبر(ص) از قبیل تألیف، ترجمه و ایجاد سایت‌های اینترنتی.

ز) وظائف عاملین و مسؤولین شبکه‌های اینترنتی:
62- آموزش و تربیت افرادی متخصص که عهده‌دار بیان محاسن دین اسلام و دیدگاه اسلام نسبت به کلیه پیامبران و سایر موضوعات مرتبط با این بر روی شبکه جهانی اینترنت باشند.
63- ایجاد سایت‌ها، یا پنجره‌هایی در سایت‌های موجود که به سیره پیامبر توجه کند و رسالت جهانی اسلام را بازگو نماید.
64- مشارکت در گفتگوهای سازنده و آرام، با غیر مسلمانان و دعوت از آن‌ها جهت مطالعه و تحقیق پیرامون شخصیت رسول الله(ص) و دین اسلام.
65- همراه نمودن نامه‌هایی که از طریق پست الکترونی ارسال می شود به احادیث و مواعظ نبوی.
66- تهیه نشریات الکترونی هر از چند گاهی در مورد شخصیت رسول الله(ص) و دعوتش خصوصاً در مناسبت‌ها و حوادث جدید.
67- دادن اطلاعات و داده‌ها به موتورهای جستجوگر مشهور درباره کتاب‌ها یا سخنرانی‌هایی که در مورد پیامبر اکرم(ص) وجود دارد.

ح) وظایف حکومت‌های اسلامی و ثروتمندان مسلمان:
68- کمک و پشتیبانی از فعالیتهای تبلیغی مربوط به سیره نبوی و تعالیم اسلامی.
69- چاپ برچسب‌هایی که حاوی احادیث و مواعظ نبوی باشد.
70- کمک به ایجاد کانال‌های ماهواره‌ای و ایستگاه‌های رادیوتلویزیونی که در مورد دین اسلام و نبی اکرم(ص) به زبان‌های مختلف خصوصاً انگلیسی برنامه پخش کنند.
71- اجاره کردن ساعاتی از رادیوتلویزیون‌های خارجی برای پخش برنامه‌های اسلامی.
72- ایجاد مراکز و مؤسساتی جهت تحقیق و پژوهش پیرامون سیره نبوی و ترجمه آن به زبان‌های زنده دنیا.
73- ایجاد موزه‌ها و کتابخانه‌های تخصصی در مورد سیره و میراث نبوی.
74- چاپ و نشر کتاب‌ها، فیلم‌ها و برنامه‌های مطبوعاتی در مورد دین اسلام و اخلاق و شمایل نبوی به چند زبان خصوصاً انگلیسی.
75- کمک به مسابقات فرهنگی در مورد سیره نبوی و تخصیص جوائز ارزشمند به آن.
76- مقابله با کشورهایی که اجازه می‌دهند که به نبی اکرم(ص) اهانت شود یا از آن حمایت می کنند از طریق: قطع رابطه سیاسی، تحریم کالاهای آن کشور، تحریم صادرات نفت به آن کشورها و غیره.
http://www.islahweb.org

ارسال در تاريخ شنبه نهم اردیبهشت 1385 توسط عبدالغفور
ما درختان جنگل را بریدیم و از آنها کاغذ و قلم ساختیم.

سپس با قلم بر روی کاغذها نوشتیم:

زنده باد درخت!!

وقتی خواستیم  این کاغذها را در میان درختان پخش کنیم هیچ درختی زنده نبود.

پس قلم ها را از شدت تاثر شکستیم و کاغذها را سوزاندیم.

پس از آن بود که هوا آلوده شد.

ارسال در تاريخ شنبه نهم اردیبهشت 1385 توسط عبدالغفور

 

19 وسيلة برای کاستن از نگاه

برگردان:

عبدالغفور گردهانی

 

محمد صالح المنجد

 

خداوند متعال می فرماید : ( قل للمؤمنين يغضوا من أبصارهم ويحفظوا فروجهم) (النور/30 

به مردان مومن بگو که از نگاه خود بکاهند و شرمگاه خود را حفظ کنند.

خداوند متعال می فرماید: { وإذا سألتموهن متاعاً فاسألوهن من وراء حجاب ذلك أطهر لقلوبكم وقلوبهن } (الأحزاب/53).

اگر از زنان پیامبر(ص)چیزی را خواستید از پشت حجاب بخواهید،زیرا این کار برای قلبهای شما و آنان بهتر است.

 

جرير بن عبد الله (رض) می فرماید : سألت رسول الله صلى الله عليه وسلم عن نظر الفجاءة فأمرني أن أصرف بصري .از رسول الله (ص) در مورد نگاه ناگهانی پرسیدم.به من امر کرد که نگاهم را برگردانم.

رواه مسلم ( 2159 ) .

 

1 –آگاه باش که خداوند از کار تو اطلاع داردو تو را می پاید،او تو را می بیند و بر تو محیط است؛نگاه خیانتکار را می بیند،همسایه ات نمی داند اما خداوند می داند. پس می فرماید: { يعلم خائنة الأعين وما تخفى الصدور} (غافر/19) .

خداوند چشمهای خیانتکار و آنچه را در دل پنهان می دارید،می داند.

 

2-از خداوند کمک بخواه و خود را در برابر او و در مواجهه با دعایش قرار بده.: { وقال ربكم ادعوني أستجب لكم } (غافر/60) .

پروردگارتان می گوید که اگر مرا بخوانید شما را اجابت می کنم.

 

3-بدان که هر نعمتی که تو داری از جانب خداست،و باید که شکر گذار باشی؛شکر نعمت بصر آن است که آن را از حرام محافظت نمایی.

آیا پاداش احسان جز احسان است؟!

 خداوند می فرماید: { وما بكم من نعمة فمن الله} (النحل/53).

هر نعمتی که شما دارید از جانب خداست.

 

4-با نفس خود جهاد کن و او را به فرو کاستن از نگاه ،صبر بر آن و دوری از یاس و ناتوانی عادت ده.

چرا که خداوند متعال می فرماید : { والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا } العنكبوت / 69 .

کسانی که در راه ما تلاش کنند ما راههای هدایت را به آنها نشان می دهیم.

پیامبر(ص)هم می فرماید " … ومن يستعفف يعفه الله ، ومن يستغن يغنه الله ومن يتصبر يصبره الله … " رواه البخاري ( 1400 ).

هر کس که عفت به خرج دهد،خداوند او را عفیف می گرداند،و هر کس که طلب بی نیازی کند،خداوند او را غنی می گرداند،و هر کس که صبر پیشه کند،خداوند او را صبور می گرداند.

 

5 – اجتناب از جاهایی که انسان می ترسد که در آنجا دچار فتنه نگاه شود.مانند رفتن به بازارها،نشستن در سر راهها.

پیامبر(ص)می فرماید– " إياكم والجلوس في الطرقات، قالوا : مالنا بدٌّ، إنما هي مجالسنا نتحدث فيها، قال : فإذا أبيتم إلا المجالس، فأعطوا الطريق حقها، قالوا : وما حق الطريق، قال : غض البصر، وكف الأذى… " رواه البخاري ( 2333 ) ومسلم ( 2121 ) .

بر شماست که در گذرگاهها ننشینید.گفتند:ای رسول خدا(ص)چاره ای نداریم،آنها مجالسی است که در آنها گفتگو می کنیم. فرمودند:اگر در مجالس نشستید،پس حق راه را بدهید. گفتند:حق راه چیست؟ فرمودند:فرو کاستن از نگاه، و دست داشتن از آزار..

 

6 –بدان که تو آزاد نیستی که در هر شرایط و احوالی به نگاه حرام دست بزنی،چه دوست بدی تو را به آن فرا خواند و یا عواطف و احساساتی در قلبت شکل بگیرد؛زیرا که در هر زمان و مکانی باید مراقب نگاه خود از حرام  باشی.

تو مجاز نیستی که با توجه به فساد جامعه خود را توجیه کنی و یا با احساس این توانایی که به فتنه نمی افتم نگاه حرام را دنال کنی.  

خداوند می فرماید: { وما كان لمؤمن ولا مؤمنة إذا قضى الله ورسوله أمراً أن يكون لهم الخيرة من أمرهم ومن يعص الله ورسوله فقد ضل ضلالاً مبيناً } (الأحزاب/36).

زن و مرد مومن را نشاید که اگر در کاری خدا و رسول خداوند قضاوت کردند برای خود اختیاری در نظر گیرد و هرکس که از فرمان خدا و رسولش سرپیچی کند در گمراهی آشکاری افتاده است.

 

 

7-انجام دادن نوافل بسیار ، زیرا انجام دادن نوافل زیاد موجب توانایی انسان بر انجام فرایض می گردد و باعث می شود که جوارح بنده حفظ شود.خداوند متعال در حدیثی قدسی می فرماید: "… وما يزال عبدي يتقرب إليَّ بالنوافل حتى أحبه، فإذا أحببته كنت سمعه الذي يسمع به، وبصره الذي يبصر به، ويده التي يبطش بها، ورجله التي يمشي بها، وإن سألني لأعطينه، ولئن استعاذني لأعيذنه … " البخاري ( 6137 ) ...تا هنگامی که بنده با انجام دادن نوافل به من نزدیک می شود به گونه ای که او را دوست می دارم،اگر او را دوست بدارم،برایش گوشی می شوم که با آن بشنود و برایش چشمی میشوم که با آن می بیند،و برایش دستی می شوم که با آن می گیرد،و برایش پایی می شوم که با آن راه می رود،اگر از من چیزی بخواهد به او می دهم و اگر به من پناه آورد به او پناه می دهم...

همنشینی با افراد برگزیده  باعث می شود که هر فرد از خصلت های خوب آنها بهرمند گردد و هرد فردی بر دین دوستش می باشد.

 

8– بیاد داشته باشیم که زمین بر گناهی که انجام می دهیم گواهی خواهد داد: { يومئذ تحدث أخبارها } (الزلزلة/4) .

در آن روز زمین اخبار خود را بیان خواهد کرد.

 

9- بیاد داشته باشیم که فرشتگان اعمال ما را ثبت می کنند: { وإن عليكم لحـافظين . كراماً كاتبين . يعلمون ما تفعلون } (الانفطار/ 10 –12) .

بر شما محافظانی گمارده شده است که نویسندگانی بزرگوارند وآنچه را که شما انجام می دهید می دانند.

 

10-برخی از نصوص قرانی ،مبنی بر نهی از رها کردن نگاه رابه خاطر داشته باشیم.خداوند می فرماید: { قل للمؤمنين يغضوا من أبصارهم} (النور/ 30 ).

ای پیامبر به مومنان بگو که از نگاه خود بکاهند.

 

11–دوری از نگاه بیهوده ، جز به چیزی که به آن نیاز داری به چیز دیگر نگاه مکن ، و نگاهت را به راست و چپ نگردان ؛ با تاثیر این نگاه فتنه آلود در چیزی می افتی که نمی توانی  با سرعت از آن خود را خلاص کنی.

 

12–ازدواج مناسب ترین راه درمان است،چرا که پیامبر(ص)می فرماید" من استطاع الباءة فليتزوج ، فإنه أغض للبصر وأحصن للفرج، ومن لم يستطع فعليه بالصوم فإنه له وجاء " أخرجه البخاري ( 1806 ) ومسلم ( 1400 ) .

هرکس که توانایی اش را دارد ازدواج کند،زیرا ازدواج موجب کاستن از نگاه و پاکی شرمگاه می شود،هرکس هم که توانایی ازدواج ندارد پس باید که روزه بگیرد زیرا گرسنگی موجب  حفظ او می شود.

 

13–انجام دادن کارهایی که خداوند ما را به آنها امر کرده است؛از جمله نماز،زیرا خداوند می فرماید: { إن الصلاة تنهى عن الفحشاء والمنكر ..} (العنكبوت/45) .

هماان نماز از بدی و فحشا جلوگیری می کند.

 

14– حوری های بهشتی را در نظر داشته باشیم زیرا کسی به آنها دست می یابد که در مقابل آنچه خداوند آنها را حرام قرار داده است صبر پیشه کند.: { وكواعب أترابا } (النبأ/33) .

زنانی زیبا که تازه پستانهایشان سبز شده است.

 پیامبر(ص) هم می فرماید" … ولو أن امرأة من أهل الجنة اطلعت على أهل الأرض لأضاءت ما بينهما ولملأته ريحاً، و لنصيفها على رأسها خيرٌ من الدنيا وما فيها " رواه البخاري ( 2643 ) .

اگر اهل زمین از حال یکی از زنان بهشت اطلاع می یافتند،میانشان نورانی می شد و بوی خوش او زمین را پر می کرد،نقاب چهره شان بهتر از دنیا و همه چیز آن است.

 

15– نقایصی را که سوژه دارد و مدفوعات و ادرارهای میان احشای او را در نظر داشته باشیم...؟! 

16–نفس خود را در هر لحظه  مورد حسابرسی قرار داده و در جهت فرو کاستن از نگاه تلاش کنیم و بدانیم که دستیابی به چیزهای نیک زحمت دارد. 

17–به یاد داشته باشیم که درد و حسرتی به دنبال این نگاه می آید و در نظرمان باشد که به دنبال چشم چرانی آثار بدی برای ما برجا خواهد ماند.

 

18- تلاش در جهت اصلاح نزدیکان،از این نظر که به آنها توصیه کنیم کهاز پوشیدن لباسهایی که پوشیده های بدن را ظاهر می کند و زیبایی هایشان را برای سایرین آشکار می سازد خودداری کنند.مانند؛طرریقه لباس پوشیدن،رنگهای جلب توجه کننده،طرز راه رفتن،نازک کردن صدا و ...

 

19– دور کردن خاطره ها و وسواس  ها پیش از آنکه تصمیم بگیری،سپس به مرحله عمل بپرداز.هرکس که از همان ابتدا مواظب  نگاهش باشد از بسیاری از آفات غیر قابل شمارش در امان می ماند،اگر نگاه به چیزی به صورت پی در پی صورت گیرد،در قلبش چیزی کاشته می شود که به سادگی نمی تواند بعدا آنرا از بین ببرد.

 

در پایان؛

ای برادر فاضل،بدان که نعمت چشم از جمله نعمت هایی است که خداوند به موجب دادن آن نعمت بر انسان منت گذاشته است تا شکرش را به جا آورند و  هرچه که این نعمت با زبان  شکرگذاری شود باز هم کم است ،شکر نعمت صرفا با زبان نیست و بلکه به آن است که نعمت را در جایی به کار ببری که خداوند حلال قرار داده است و مواظبت کنی که که در حرام نیفتی .

نگاه به محارم ضررهای زیادی دارد که همین بس که تو از کوتاهی کنندگان به شمار می آیی و برایت کافی است که دچار زجر نفس می شوی ،هنگامی که بدانی چشمان خدا تو را می بیند.او چشم های خیانتکار را می بیند: {يعلم خائنة الأعين وما تخفي الصدور}.

 

خداوند من و تو را از فتنه های آشکار و نهان محافظت نماید و از حال همدیگر باخبر سازد.

ارسال در تاريخ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385 توسط عبدالغفور

زیبایی

 

 

زیبایی و نشاط  دو هدیه آسمانی اند که خداوند آنها را از جانب خود و از اخلاق زیبای خود سرشته و به زمینیان تقدیم کرده است. به راستی چه چیزی زیباتر از خداوند وجود دارد،هنگامی که جمال دل آرای او را در صحنه قیامت نظاره گر می شویم زیبایی مطلق را شاهد می شویم.

وجوه یومئذ ناضره.الی ربها ناظره(قیامت/22و23).

چهره هایی در آن روز شادمان هستند،چهره هایی که به سوی پروردگارشان نگاه می کنند.

همه زمینیان فراتر از یک زیبایی نسبی نخواهند رفت اما همین زیبایی نسبی ما را با دیدی دنیوی سیر می کند،ولی اگر مومن باشی هرگز سیر نخواهی شد و بلکه فقظ مبهوت و سرگشته خواهی شد.

دوست دارم پاره ای از این زیبایی ها را از دید مومنان بازتاب دهم تا اهل هنر بدانند که حضیض ها و پستی ها،لحظاتی که انسان گیر هوای نفس است و چون پر کاهی بدین سو  و آن سو می رود به هیچ وجه مصداق زیبایی حقیقی نیستند.

چه شادی لطیف و نوازش دلپذیری در عمق جانمان می وزد ،هنگامی که کودکی معصوم در 8 سالگی، سن تکلیف،دستان پر مهر خود را به سوی آسمان نیلگون دعا پرواز می دهد و اشک چشمان را بر گونه های ماه می ریزد که ؛خدایا! مرا به بهشت ببر... و من به او می گویم :دخترکم ! اگر که می خواهی به بهشت بروی باید، که بخواهی و بخواهی و مرتبا دعا کنی.

..و زن این موهبت الهی چه در شکل همسر یا مادر و یا دختر و خواهر آنقدر زیباست که ادیبان و دانشوران هزاران صفحه مطلب برایش نوشته اند و کتاب بزرگ عشق بسیار پرحجم شده است.

لحظه ای که یک زن به روی شوهرش لبخند می زند و مطابق قول رسول چون اورا می بینی شادی تو را در بر می گیرد..آه! که چه لحظه زیبایی است و چه فرحتی در روح می دمد..نه ،این چهره های عبوس در هم رفته از برخی زنان که تنها حطام دنیا گره از چین های رخسارشان می گشاید و چون که بهره مادی به اتمام رفت آن گوشه چشم و غمزه ساختگی دود خواهد شد.. ونه این آرایش های غلیظ بی روح که بعضی وقتها آدم ترس برش می دارد.

آن عذرای عمران هم که خواهر ماست در دینداری ..بسیار زیباست،با آن معصومیت نجیب و پارسایی و پیراستگی شگفت انگیزش که استحقاق آن را یافته است که خداوند او را به سخت ترین امتحان بیازماید و جبرئیل امین را بسویش بفرستد.. و او از شدت عفت بترسد و بگوید..یا لیتنی مت قبل هذا  و کنت نسیا منسیا(مریم/23).ای کاش!پیشتر از این لحظه مرده بودم و جزو فراموش شدگان گردیده بودم..آری عذرای مریم بسیار زیباست..نمی توانی جز مریم بنامیش که تا گفتی مریم،مری و ماریا و ماریه و..گل مریم همه و همه پیش تو حاظر می شوند.نیک می دانید که منظورم این رنگها و لعاب ها نیست ،و بلکه از آن روحی است که در پس همه این ظواهر وجود دارد. بسیار زیباتر از این زن که به پشیزی گوهر جان را می بازد و با حیا بیگانه است.

دوستی می گفت:هیچ می دانی ملاک زیبایی سیاهان چیست؟

درنگ کردم و عقلم قد نداد.

گفت:به کلفتی لبهایشان!

کاری ندارم که این صرفا یک شوخی است ،اما هرکسی می تواند چیزی را معیار زیبایی بداند و مثلا بگوید:اندام کاری و تنومندشان!

اما نکته در اینجاست که لیلای سیه چرده  به چشم مجنون زیباست و فرهاد آن چنان مسحو زیبایی شیرین شده که کندن البرز برایش بسیار شیرین بوده است.

..و این خواهر دینی در زمان ما ،در جایی که همه و همه دنبال مد و لباس و آراستن ظاهرند،همیشه در پی آن است که خود را با زیور دین بیاراید بسیار زیباست..ولو هراسمی داشته باشد و از هر قومی باشد.

او آنقدر زیباست که گویی حوری سپید از بهشت به زمین آمده است و یا فروغی رخشان از آفتاب تابان است که به جهان مرده از احساس ،حسی دلپذیر از نور و شوق می بخشد و مهر ماه را در سینه می کارد و چنان دوستش داری که گاه یادت می رود که او  خواهر نسبی تو نیست!

و اما اگر این خواهر زیباست به خاطر آن است در زیبایی دین بالیده است و لباس تقوا و کرامت انسانی را پوشیده است..پس دین هم زیباست،آن قدر زیبا که با قوانین خود همه چیز زندگی را زیبا کرده است.

اینکه هر جا می روی تو را فقط و فقط به خاطر آنکه بنده خدایی تحویل می گیرند و با چهره ای مهربان و بشاش با تو برخورد می کنند واقعا زیباست.

اینکه می بینی مسلمانان با نظم و ترتیب دور حرم ابراهیمی پروانه وار و لبیک بر لب طواف می کنند و حول شمع عارض رب العالمین همراه با فرشتگان بیت المعمور می گردند بسیار زیباست!

و اینکه زمین هم چون انسانها به طواف مشغول است ،و خورشید به سوی جایگاهش در حرکت است ؛و هستی در حال گسترش است،و شب که پرده بر سر می کشد  و چون نگهبانی عورتهای ما را نهان می دارد،...

دیگر از چه بگویم ..که هر چه هست زیباست..واصلا همه هستی زیباست زیرا صاحب هستی خود در اوج زیبایی است.

 

                               مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

                                                     قضای آسمان است این،دیگرگون نخواهد شد

ارسال در تاريخ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385 توسط عبدالغفور

ای مرگ تو را دوست دارم

 

 

 

ای مرگ!

تو را دوست دارم

و تو را هر روز تشییع می کنم

آخر اگر تو نبودی زندگی ام بی ارج می شد

ای مرگ!

تو را دوست دارم

زیرا باعث می شوی لحظات را قدر بدانم

چون«بودن»

که گاه«بودم»را می کنی«نابود»

ای مرگ!

تو را دوست دارم

چونکه مرا به خدایم نزدیکتر می کنی

و فرصتی برای تماشا  فراهم می سازی

ای مرگ!

تو را دوست دارم

زیرا لذتها را درو می سازی

و سرمستی ها و گردن فرازی ها را درمان

و ستمدیدگان را تیر خلاص

ای مرگ!

بازهم تو را دوست دارم

زیرا که مفاهیم از تو می زایند

عشق،خلوص،شهادت

ای مرگ!

تو را دوست دارم

زندگی ام مدیون شماست!

می توانستی به سراغم آیی و نیامدی

از تو سپاسگزارم

..وتو را به خدا می سپارم.

ای مرگ!

تو را دوست دارم

زیرا اگر تو نبودی کسی نمی مرد

آنوقت چه باید می خوردیم

و چه باید می پوشیدیم

ای مرگ!

ای منهدم کننده لذتها

ای فریاد آه ها ،واویلا ها

زیاد دور مشو

آدمها بی جنبه بسیارند.

ای مرگ!

تو را دوست دارم

چون تو هم کشته شوی

و من جاوید بمانم

و هرگز از تو نترسم.

ای مرگ !

تو را دوست دارم

چونکه همراه بسیار داری

که تو را دوست می دارند

همچون جان شیرین!

جان برکف

سلام بر تو

ای مرگ!

ای جسارت بخش

که بهشت در پس کوه احد می باشد

و من شامه خوبی دارم

نفس ها زیادی است

می رزمم و می تازم

و البته هرگز که نمی بازم.

ای مرگ!

تو را دوست دارم

چونکه مرا درمانی

غافل که شدم به تو رو می آرم

مغرور که شدم

سرکش که شدم

به تو رو می آرم

ای که درد مرا تسکینی

ای که رازهای مرا می پوشانی

ای مرگ!

تو را دوست دارم

زیرا هدیه حضرت سبحانی

تو خودت نیست بدی

کن فیکون گشتی

ای مرگ!

تو را دوست می دارم

که به ما صبر می آموزی

و عزیزان را جدا می سازی

و رهسپار خدا می سازی

البته ...که بد نیستی

چون که «نیستی» نیستی

در دل خویش زندگی سازی

محبوب به محبوب رسانی.

ای مرگ!

تو را دوست دارم

که به من روح لطیفی می بخشی

و قلب رقیقی

و فکر سپیدی

و فهم دقیقی.

ای مرگ!

تو را دوست دارم

که لباسهای سپید می پوشانی

و تعلق های جهان ، معلق می سازی

ای مرگ!

پیشتر آی

تو مرا کشتی

آخر ترا دوست دارم

چون نعمت ذات خدایی

درست مثل برفهای سپیدی

و روی زمین را می پوشانی.

ای مرگ!

تو را دوست دارم

که قدرت بسیاری داری

و کسی بر تو چیره نخواهد شد

و لو پادشاه جهان باشد

و البته غیر خدا باشد.

ای مرگ!

تو را دوست دارم

که به مهر تمام ولطف مدام

به آسانی و به آرامی

می کشی روح را به نشاط.

تو همه ؛حتی نیچه ی کافر را فانی می سازی

جز خدا که می ماند و می ماند

 و نمی میرد و نمی میرد.

  

ارسال در تاريخ شنبه دوم اردیبهشت 1385 توسط عبدالغفور