تبليغاتX
اسلام
اسلام
اسلام دقیقا عملکرد مسلمانان نیست بلکه برنامه ای است ربانی که مسلمانان بایدخود را با آن تطبیق دهند

"سر خوردگی از سرمایه داری ، جای پای اقتصاد اسلامی "

 

 

با گذشت زمانی پس از جنگ جهانی و ظهور مکتب سرمایه داری که در حقیقت با حمایت از ثروت و سرمایه ، مایه داران اروپایی و غربی عمل می کند اینک شکاف های اساسی در بدنه سرمایه داری ظهور کرده است . ریشه یابی عوامل و زمینه های بروز نا آرامی های اخیر فرانسه و حتی تظاهرات گسترده ای که همه ساله بر ضد جهانی شدن، اقتصاد دنیا را در بر می گیرد ناشی از آن است که قانون کار و سرمایه دیگر پاسخگوی احساس هویت اقتصادی کارگران نیست .

چپ گرایان هم با مواضع خصمانه نسبت به سرمایه داران ، فضا را ملتهب تر کرده و قادر به حل معضل کار نشده اند ؛ این به کنار، که برخی دول مانند چین میانه ای از اشتراکی – سرمایه داری را برای خارج نشدن از گردونه اقتصاد جهانی بر گزیده اند،کشوری که هم اینک بیشترین نیروی کار را دارد و تهدیدی بالقوه و بالفعل  برای بازارهای اروپایی و آسیایی به شمار می آید .

مقررات جدید کار (CPE) که شامل کارگران زیر 26 سال است باعث محرومیت این قشر از هر نوع حمایت قانونی است . یکی از شرایط مقررات جدید استخدام طی دوره 2 ساله کار آموزی "دوره تحکیم و تکمیل " است که کار فرما مختار می شود در این مدت شاغلان زیر 26 سال با حرفه تخصصی ،علمی ،دانشگاهی  وهنری را اخراج کند .

بازگشت به ملی گرایی به عنوان عامل اتحاد که از دیر باز تمامیت  ملل اروپایی را شکل می داده اینک رفته رفته  با جهانی شدن(GLOBALITION) و به خصوص در وجه اقتصادی کارایی خود را از دست داده است. شاهد این مدعا آشوب هایی بود که چندی قبل اروپای یکپارچه را دربر گرفت .

چیزی که پیامد آن دستکم در فرانسه آن بود که  همه کارگران را با توجه به اختلاف ملیت و نژاد و مذهب(مهاجران) متحد ساخت و در نتیجه شیراک مجبور شد قانون جدید را لغو کند.

شکست سرمایه داری آن را به سوی گسترش توتالیتر و نظامی گری سوق می دهد،چیزی که در تقابل با دموکراسی های جهان سومی قرار می گیرد  وبرای تصاحب منابع پیرامونی  خود سعی در ابقای دیکتاتورها در خارج از غرب دارد.

این روحیه شوونیستی رو به جنگ دارد تا اولا منابع و مواد اولیه را غارت کند،در ثانی بازاریابی نماید و سوم آنکه اعتراضات کار و سرمایه جوامع خویش را پاسخ دهد.

اینجاست که من به این نکته توجه می دهم که،اندک اندک جای پایی برای بدیل سوم فراهم می شود. بدیلی که اقتصاد را با اخلاق و بینش و منش های مومنانه در هم می آمیزد و با لحاظ کردن حقوق و تکالیف به وضع چهارچوب هایی منحصر به فرد  می پردازد.

خلاصه ی گذرای بنود اقتصادی اسلامی را از پایان نامه فوق لیسانس  و دکترای استاد قرضاوی برمی شمارم.

1.مال و ثروت چنانچه در دست انسانهای سالم باشد مایه خیر و برکت است.

2.مالکیت حقیقی مال و ثروت متعلق به خداوند است و انسان در آن وکیل و نایب است.

3.کار و تجارت سالم وحلال بسیار مطلوب است و نوعی عبادت و جهاد به حساب می آید.

4.درآمدهای ناشی از کار و تجارت حرام،ممنوع و حرام می باشند.

5.اعتراف به مالکیت فردی و حمایت از آن.

6.به اشخاص مالکیت ثروت و منافع عمومی داده نمی شود.

7. مالکیت نباید بهانه ای برای وارد کردن زیان به مالکیت دیگران بشود.

8.تلاش برای بیشتر گردانیدن  ثروت و درآمد به شرطی که با اخلاق و مصلحت عمومی منافات نداشته باشد،مانعی ندارد.

9.تلاش برای خود کفایی و رهایی از وابستگی اقتصادی یک مسئولیت است.

10.پرهیز از اسراف و تبذیر.

11.ضرورت همکاری میان مردم جامعه.

12. تلاش برای هرچه بیشترکم نمودن فاصله های طبقاتی میان مردم.

هرچند این به معنای آن نیست که اقتصاد را اسلامیزه کنیم ،چراکه بسیاری از اقتصاد دانان مسلمان براین باورند کهفرمول های اقتصادی حاصل تلاش انسان برای برقراری معیشت در جوامع است.

نکته مورد بحث اینجانب در این باره آن است که نگره اسلامی  صلحی بینابین سرمایه داری و کمونیستی فراهم می آورد تا عدالت این جوهر مفقود نظام های اقتصادی مرسوم،با حمایت های وجدانی و به عنوان فرایندی پاکساز(قانون زکات) باعث گردش درست کار و سرمایه گردد و اقتصادهای اطلاعاتی مبتنی بر بورس و سهام را به سمت و سوی تولید واقعی پیش ببرد.

در این فراگرد بهره مندی های هر فرد و سهم خواهی سرمایه دار تعدیل شده و شکاف های اجحاف با رساندن ثروت به لایه های فرودست متناسب تر می گردد.   

 

 

نگاه کنید به:

 

1. فقه الزکاه.تالیف دکتر یوسف قرضاوی.

2.دورنمای جامعه اسلامی.همان مولف.

3.هفته نامه تامین.شماره اخیر.فروردین ماه 85.

4.سلسله مقالاتی در مورد جهانی شدن از سایت های اسلام اون لاین و الجزیره.

ارسال در تاريخ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 توسط عبدالغفور

سالگرد تولد نبی رحمت در سال1427هـ

برگردان:عبدالغفور گردهانی

 

 

الحمد لله، والصلاة والسلام على رسول الله..

 

در هر سالی ما تولد پیامبر خدا(ص) را تهنیت می گوییم ،در حالی که مکر و حیله دشمنان بر اسلام و کشورهای اسلامی در حال افزایش است.

اما در این سال ما در حالی تولد پیامبر(ص)را تبریک می گوییم که  هجوم به شخصیت پیامبرخدا(ص) به شکل تمسخر و آزار به ساحت مقدس او به صورت علنی علاوه بر سایت های اینترنتی که شب و روز به اهانت او مشغول اند در صفحات مجلات و نشریه ها و در شکل کاریکاتور نمود یافته است. 

ما می دانیم که آنها کسانی هستند که به رسول الله ایمان ندارند،اما جای شگفتی از مردمی است که خود را صاحبان دین و اخلاق می دانند و به پرستندگان بودا و گاو و منکران خداوند توهین روا نمی دارند ؛اما تلاش آنان هجوم بر اسلام و پیامبر این دین است..دینی که صاحبان آن دین به اخلاق و احترام به همه پیامبران  مشخص می شوند. 

ای أمير المؤمنين.. امت چه بقایی دارد پس از آنکه به پیامبرش توهین کنند؟!

 

قاضي عياض در كتاب (الشفا في شمائل صاحب الاصطفا) وشرح امام نور الدين قاري در كتاب (شرح الشفا)، در بخش چهارم از ص 60 تا ص 543 بخش چهارم می نویسد:

در حکم کسی که پیامبر(ص) را خوار شمارد یا به او دشنام دهد احکام بسیار و دلایل قاطعی در این مساله و فروع آن وجود دارد،اما از جمله آثار بیداری بخش آن این جمله کوتاه است که امام مالک فرزند انس ،امام دار الهجره و صاحب مذهب مشهور مالکی بیان فرموده است، در هنگامی که خلیفه أميرَ المؤمنين هارون الرشيد از او حکم کسی را پرسید که رسول الله(ص)دشنام بدهد. امام مالك بن أنس گفت: "ای أمير المؤمنين.. امت چه بقایی دارد پس از آنکه به پیامبرش توهین کنند؟! " سپس امر کرد که کسی که این کار را کرده است کشته شود،پس کشته شد.

 

ما با قران کریم زندگی می کنیم که ما را به حق در مورد کسانی که به آزار نبی کریم صلى الله عليه وسلم می پرداختند راهنمایی می کند-

 

:﴿إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمْ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا(احزاب57

 

کسانی که خدا و پیغمبرش را(با کفر و الحاد و سخنان ناروا) آزار می رسانند،خداوند آنها در دنیا و آخرت نفرین می کند(و از رحمت خود بی نصیب می گرداند)وعذاب خوار کننده ای برایشان تدارک می بیند.

 

﴿وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾ (توبه: 61)

 

کسانی که فرستاده خدا را می آزارند ،عذاب دردناکی دارند.

 

﴿وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا﴾ )(احزاب: 53)

 

 شما حق ندارید پیغمبر خدا را آزار دهید،و هرگز حق ندارید که بعد از مرگ او همسرانش را به همسری خویش درآورید.این کار در نزد خدا(گناهی نابخشودنی و)بزرگ است.

اگر استهزاء کنندگان رسول الله صلى الله عليه وسلم از مسلمانان باشند تنها در آنها علامت بیماری قلب ظاهر می شود و دلیل فاسد آنان پنهان می ماند اما اگر به غیر از مسلمانان این کار را کنند خداوند انچه را که در قلبشان پنهان می دارند آشکار می کند.

 

﴿قَدْ بَدَتْ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمْ الآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ(118) هَاأَنْتُمْ أُوْلاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلا يُحِبُّونَكُمْ وَتُؤْمِنُونَ بِالْكِتَابِ كُلِّهِ وَإِذَا لَقُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُمْ الأَنَامِلَ مِنْ الغَيْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ(119) (آل عمران)

 

..دشمنانگی از دهان آنها آشکار است،و آنچه را در دل دارندبزرگتر است(از بدسگالی هایی که آشکار می سازند).ما نشانه هایی را(که بتوانبا آنها دشمن را از دوست باز شناخت )برای شما بیان کردیم اگر اهل عقل و درایت هستید.

هان!( ای مومنان!) این شمایید که آنان را(به خاطر قرابت یا صداقت یا مودت)دوست می دارید،و ایشان شما را(به خاطر تعصب دینی خود)دوست نمی دارند،و شما به همه کتابهای (آسمانی)ایمان دارید(اما آنان به کتاب آسمانی شما ایمان ندارند).و وقتی که با شما برخورد می کنند(برای گول زدنتان به دروغ)می گویند:ایمان آورده ایم ،اما هنگامی که تنها می شوید،از شدت خشم برشما سرانگشتان خود را به دندان می گیرند،بگو:با(درد همین)خشمی که دارید(بترکید و)بمیرید،بی گمان خداوند از انچه در درون سینه ها می گذرد آگاه است.

 

اینان وآنان  اگر بدانند که  مومنین نیرومندند و پاسخشان را می دهند ،می گویند که:

 

﴿وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ) (توبه: 65)

 

اگر از آنان (درباره سخنان ناروا و کردارهای ناهنجارشان )بازخواست کنی می گویند:(مراد ما طعن و مسخره نبوده وبلکه با همدیگر)بازی و شوخی می کردیم.بگو:آیا به خدا و آیات او و پیغمبرش می توان بازی و شوخی کرد؟!

 

اما سرانجام کار آنان را قران کریم چنین وصف می کند:

.1 ﴿لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلاَّ قَلِيلاً (60) مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلاً (61) سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً (62) (احزاب)

 

اگر منافقان و بیماردلان و کسانی که در مدینه(شایعات بی اساس و اخبار دروغین پخش می کنند و)باعث اضطراب(مومنان و تزلزل دین ایشان)می گرداند،از کار خود دست نکشند،تو را بر ضد ایشان می شورانیم و بر آنان مسلط می گردانیم،آنگاه جز مدت کوتاهی در جوار تو در شهر مدینه،نمی مانند(و بلکه در پرتو شوکت اسلام از آنجا رانده می شوند).

(آن وقت ایشان)نفرین شدگان و (از رحمت خدا محروم و)رانده شدگانند،هر کجا یافته شوند،گرفته خواهند شد و پیاپی به قتل خواهند رسید.

این سنت الهی ،در مورد پیشینیان (و گذشتگانی هم که با انبیاء خودچنین رفتار ناهنجاری داشته اند)جاری بوده است و در سنت خدا دگرگونی نخواهی دید.

 

.2  ماهیت گروه دیگر را که از اهل کتاب (يهود ونصارى)هستند خداوند در مورد یهود چنین بیان می دارد:

 

﴿فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَلا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَى خَائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلاَّ قَلِيلاً مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ (13) مائده)

 

اما به سبب پیمان شکنی ایشان،آنان را نفرین کردیم و از رحمت خود محروم داشتیم و دلهایشان را سخت نمودیم(بگونه ای که دلیل و اندرز بدان راه نمی یافت)،آنان سخنان را تحریف و بخش فراوانی از انچه(در تورات بود و)بدیشان تذکر داده شده بود،ترک کردند(این خوی پلید هنوز هم در چنین قومی وجود دارد و تو)همیشه می توانی خیانتی(تازه)از آنان ببینی،مگر عده کمی از ایشان(که به تو ایمان آورده اند و خیانت پیشه نیستند).پس از آنان درگذر و (بد سگالی ها و دوروییهایشان را)نادیده بگیر،که خداوند نیکوکاران را دوست می دارد.

 

وأما مسیحیان:

 ﴿وَمِنْ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمْ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمْ اللَّهُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ (14) (مائده).

 

و از کسانی که می گویند:ما مسیحی هستیم(و ادعا دارند که یاران مسیح می باشند نیز )پیمان گرفتیم (که به انجیل عمل کنند و خدای را به یگانگی بستایند و محمد را پیغمبر واپسین بدانند)اما آنان قسمت قابل ملاحظه ای از آنچه را بدانان تذکر داده شده بود به دست فراموشی سپردند؛لذا به پاداش ان تا دامنه قیامت،میان(گروههای مختلف )ایشان  کینه و دشمنی افکندیم(و تا روز رستاخیز پیوسته فرقه های مسیحی همدیگر را کافر و ملعون می نامند و یکدیگر را دشمن می دارند)و خداوند(در آن روز)ایشان را از آنچه کرده اند آگاه خواهد ساخت(و پاداش اعمالشان را خواهد داد).

 

خداوند حقیقت رسول کریم را برای اهل کتاب چنین توضیح می دهد:

 

 ﴿يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنْ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنْ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ (15) )مائده(

 

ای اهل کتاب!پیغمبر ما(محمد)به سوی شما آمده است.بسیاری از چیزهایی را برایتان روشن می سازد که از کتاب(تورات و انجیل )پنهان نموده اید،و از بسیاری از چیزها(و مطالبی که پنهان ساخته اید و فعلا مورد نیاز نیست)صرف نظر می نماید.از سوی خدا نوری(که پیغمبر است و بینش ها را روشنی می بخشد)و کتاب روشنگری (که قران است و هدایت بخش مردمان است) به پیش شما آمده است.

 

با توجه به اینکه آنان رسول الله را می شناسند،

﴿الَّذِينَ آتَيْنَاهُمْ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ (146)(بقره)

 

آنان که بدیشان کتاب(آسمانی)داده ایم،او را(که محمد نام و پیغمبر خاتم است،خوب)می شناسند،بدانگونه که پسران خود را می شناسند،و برخی از آنان  بی گمانحق را(از جمله پیغمبری محمد و قبلگی کعبه را) پنهان می دارند،در حالی که می دانند.

 

جنگ و درگیریی که ما نباید از آن غافل شویم:

 

﴿وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنْ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنْ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنْ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ (120) (بقره)

 

یهودیان و مسیحیان هرگز از تو خشنود نخواهند شد،مگر اینکه از آئین (تحریف شده و خواسته های نادرست ایشان)پیروی کنی. بگو:تنها هدایت الهی هدایت است. و اگر از خواستها و آرزوهای ایشان پیروی کنی،بعد از آنکه علم و آگاهی یافته ای (و با دریافت وحی الهی،یقین و اطمینان به تو دست داده است)،هیچ سرپرست و یاوری از جانب خدا برای تو نخواهد بود(و خدا تو را کمک و یاری نخواهد کرد).

 

از این آیه درک می کنیم که:

1 . یهودیان و مسیحیان تنها در صورتی از ما راضی خواهند شد که دنباله رو و پیروشان باشیم.

2.حق همان است که خداوند آن را به سوی پیامبر ما محمد صلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلم ارسال کرده است.

3.باید تلاش کنیم که دروازه قلب آنان را به دین حق اسلام بگشاییم تا از یاری خداوند دور نشوند

این آرزوی آینده ماست که به خواست خداوند محقق خواهد شد،هرچند امت مسلمان ما اینک در فلسطین و عراق و سایر کشورهای اسلامی تحت فشار است  و ایران و سوریه مورد تهدید قرار دارند و امت ما در سودان به دست دشمنش  خوار می شود.

امیدواریم همه آنچه در این میان رخ می دهد به اذن خداوند برطرف شود.

  همان گونه که روزی تصور نمی کردیم که حماس پیروز شود و مکلف به تشکیل دولت گردد،امری که دور از خیال بود.. واین پیروزی اخوان در مصر ،و این تظاهرات خشمناک در پاسخ به توهین رسول الله همه و همه نشانه آن است که تا زمانی که  ریشه ما  زنده و قلب ما سالم است و حقیقت اسلام در دل فرزندانش نمرده است  پیروزی های بیشتر انشاء الله در آینده خواهد بود.

راه

ناگزیر ما باید مطمئن باشیم که بر مدار حق و راه مستقیم هستیم:

 

 

﴿فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ (43) وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ (44)(زخرف)

 

محکم چنگ بزن بدان چیزی که به تو وحی شده است.چرا که تو قطعا بر راه راست قرار داری.

و قرآن مایه بیداری تو و قوم تو است،و از شما(درباره این برنامه الهی)پرسیده خواهد شد.

 

1.چنگ زدن به این دین.

2.تاکید برآن که دین وحی آسمان است.

3.بیان این که صراط مستقیم که خداوند از ما سوال می کند همان است که در سوره فاتحه آمده است.

4.مردم را به صورت عام به راه راست یادآوری کنیم.

5.خداوند در مورد آن از ما سوال خواهد کرد.

﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (30) (روم)

روی خود را خالصانه متوجه آئین کن. این رشتی است که خداوند مردمان را برآن سرشته است.نباید سرشت خدا را تغییر داد.این است دین و آئین محکم و استوار،و لیکن اکثر مردم نمی دانند.

، ﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا مَرَدَّ لَهُ مِنْ اللَّهِ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ(43) )روم)

روی خود را به سوی آئین استوار و ماندگار متوجه گردان،پیش از آن که روز عظیمی فرا رسد که هیچ کسی نمی تواند ان را از خدا جلوگیری کند. در آن روز تقسیم می گردند.

 

مستكبران و ضعفاء

﴿وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ نُؤْمِنَ بِهَذَا الْقُرْآنِ وَلا بِالَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلَوْ تَرَى إِذْ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ يَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ الْقَوْلَ يَقُولُ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لَوْلا أَنْتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ (31) قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا أَنَحْنُ صَدَدْنَاكُمْ عَنْ الْهُدَى بَعْدَ إِذْ جَاءَكُمْ بَلْ كُنتُمْ مُجْرِمِينَ (32) (سبأ)

 

کافران می گویند:ما هرگز به این قرآن و دیگر کتابهای پیش از آن  ایمان نخواهیم آورد. اگر برایت ممکن بود که ببینی در آن زمان که ستمگران در پیشگاه پروردگارشان نگاه داشته شده اند،همه با یکدیگر در گفتگویند و هریک گناه را به گردن دیگری می اندازند.مستضعفان و زیر دستان به مستکبران و بالادستان می گویند:اگر شما نبودید ما ایمان می آوردیم.

مستکبران هم به مستضعفان می گویند:آیا ما شما را از هدایتی باز داشته ایم که برایتان آمده بوده است؟! بلکه خود شما گناهکار بوده اید.

 

﴿وَمِنْ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا وَأَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ (165) إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنْ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَرَأَوْا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمْ الأَسْبَابُ (166) وَقَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّءُوا مِنَّا كَذَلِكَ يُرِيهِمْ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنْ النَّارِ (167) (بقره)

 

برخی از مردم هستند که غیر از خدا، خداگونه هایی رابر می گزینند و آنان را همچون خدا دوست می دارند،و کسانی که ایمان آورده اند خدا را سخت دوست می دارند(و بالاتر از هر چیز بدو عشق می ورزند).آنان که ستم می کنند اگر می شد عذابی را مشاهده نمایند که هنگام(رستاخیز)می بینند،(می فهمند که)قدرت و عظمت همه از آن خدا است و خدا دارای عذاب سختی است.

در آن هنگام که(رستاخیز فرا می رسد و پیروان سرگشته از رهبران گمراه کننده می خواهند که رستگارشان سازند و )رهبران از پیروان خود بیزاری می جویند(و نسبت به آنان اظهار ناشناسی و بیگانگی می کنند)و عذاب را مشاهده می نمایند،و روابط(و پیوندهای مودت و محبتی که در دنیا میانشان بود) گسیخته می گردد (و دستشان از همه جا کوتاه می شود).

و(در این موقع) پیروان می گویند:کاش بازگشتی (به دنیا) می داشتیم تا از آنان بیزاری جوییم. همانگونه که آنان(امروزه)از مابیزاری جستند(و نا آشنایمان نامیدند.آری)این چنین خداوند کردارهایشان را به گونه حسرت زا و اندوهباری نشان ایشان می دهد،و آنان هرگز از آتش (دوزخ) بیرون نخواهند آمد.

 

امروز چه چیزی ما را در برگرفته است؟!

 

انتخابات نشانگر دوستی مردم به برافراشته شدن پرچم اسلام است.

شعاری که برافراشته می شود و مردم می پرسند این است که (اسلام راه حل است).

 

در رسانه ها و جراید در مورد دیدگاه اسلامی نسبت به غیر مسلمانان،زن،چند صدایی،هنرهایی مانند موسیقی و مجسمه سازی و..بحث می شود. 

امت با وجود اینکه در آغاز بیداری خود است احساس ضعف می کند.

 هجوم بر رسول الله- صلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلم- در حقیقت هجمه بر همه دین  از وجه عقیدتی و شریعت اسلامی است.

 

پس راه حل برای ما و بشریت چیست؟

 

در گذشته ای نزدیک قطار پورت سعید دچار حریق شدو اندکی بعد هواپیمایی که از آمریکا پرواز کرده بود،و دیگری در بحرین غرق شد و بقیه حوادثی که در پی می آید..آنفلوانزای مرغی و زندگی در میان رشوه و تزویر و غل و غش و... همه و همه چیزهایی هستند که ما در میان آنها زندگی می کنیم.

 

آیا همه اینها غضبی از جانب خداوند به علت گناهانی است که در میان ما وجود دارد ؟!

 

رسول الله- صلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلم می فرماید:

 يا معشر المهاجرين خصال خمس، إن ابتليتم بهن ونزلن بكم- أعوذ بالله أن تدركوهن-: لم تظهر الفاحشة في قوم قط حتى يعلنوا بها إلا فشا فيهم الأوجاع التي لم تكن في أسلافهم، ولم ينقصوا المكيال والميزان إلا أُخذوا بالسنين وشدة المؤنة وجور السلطان، ولم يمنعوا زكاة أموالهم إلا منعوا القطر من السماء ولولا البهائم لم يُمطَرُوا، ولا نقضوا عهد الله وعهد رسوله إلا سلَّط عليهم عدوًّا مِن غيرهم فيأخذ بعض ما في أيديهم، وما لم تحكم أئمتهم بكتاب الله إلا جعل بأسهم بينهم شديدًا)" (رواه ابن ماجة والبزار والبيهقي از حديث ابن عمر ولفظ بيهقي، ودر مراجعه به شعب الإيمان بيهقي در شماره 10550 است .(

ترجمه: ای گروه مهاجرین،پنج چیز است که اگر به آنها دچار شدید به خدا پناه ببرید.هرگاه فحشا در قومی شایع شد نشانه آن است که در میانشان بیماریها و آفاتی ظهور می کند که در گذشتگان آنان نبوده است.هرگاه در اوزان و مقادیر کاستید،دچار  سختی معیشت و سالهای سخت  و ستم حاکم خواهید شد. اگر زکات اموال خود را ندهید قطرات باران از آسمان فرود نخواهد آمد هرچند چهارپایان به آب احتیاج داشته باشند. اگر عهد و پیمان میان خود وخدا و رسول  را بشکنید دشمنی غیر از خودتان بر شما مسلط خواهد شد که آنچه را که در دست شماست از شما می گیرد و اگر پیشوایان شما به کتاب خداوند حکم نکنند در میانشان دشمنی شدیدی خواهد افتاد.

 

درترغيب به شماره 21 از ابن عباس رضي الله عنهما حدیثی آمده است که:

رسول الله- صلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلم فرمودند-: "خمس بخمس" پنج چیز به پنج چیز. گفته شد یا رسول الله آن پنج چیز به پنج چیز کدامند؟!:فرمودند "ما نقض قوم العهد إلا سلط عليهم عدوهم، وما حكموا بغير ما أنزل الله إلا فشا فيهم الفقر، ولا ظهرت فيهم الفاحشة إلا فشا فيهم الموت، ولا طففوا المكيال إلا منعوا النبات وأخذوا بالسنين، ولا منعوا الزكاة إلا حبس عنهم القطر" ((سند:منذر گفته که طبراني آن را در الكبير آورده است وسند آن نزدیک به حسن است و شواهدی در این باره دارد)، در مجمع الزوائد 3/ 65  هم آمده و گفته شده که  طبراني آن را در  الكبير آورده است ودر روایت إسحاق بن عبد الله بن كيسان مروزي حاكم وجود دارد و بقیه رجال آن مورد اطمینان هستند).

 ترجمه:هیچ قومی عهد را نمی شکند مگر آن که دشمن آنان بر آنها مسلط می شود. به غیر از آنچه خداوند نازل نموده است حکم نمی کنند مگر آن که  خداوند در میانشان فقر بوجود می آورد. در میانشان فحشا ظاهر نمی شود مگر آن که در میانشان مرگ می آید. پیمانه را به عدالت نمی کنند مگر آن که گیاهان از آنها بازداشته می شود و خشکسالی می آید و زکات را نمی پردازند مگر این که باران نمی بارد.

با این وجود راه حل چیست؟

قانون خدا اجرا نمی شود.

فحشا  وجود دارد.

وچه کسی زکات می پردازد ؟!

وبسیاری از عهدها شکسته شده است؛که دشمنان امور ما را در دست گرفته اند و فرزندان امت ما را خوار و ذلیل کرده اند.

اما در پیمانه و ترازو و غش عمومیت وجود دارد که در آن هیچ حرجی نیست.

شعار امسال این است

﴿قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنْ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنْ الْمُشْرِكِينَ (108)  )يوسف(

 

بگو این راه من است که من با آگاهی و بینش به سوی خدا می خوانم و پیروان من هم،و خدا را منزه می دانم،و من از زمره مشرکان نمی باشم.

..

 ﴿أَفَمَنْ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ كَمَنْ بَاءَ بِسَخَطٍ مِنْ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ (162))آل عمران)

 

آیا کسی که (با طاعت و عبادت) در پی خشنودی خدا است،مانند کسی است که(با معصیت و نافرمانی)خشم خدا را نصیب خود می کند،و جایگاه او دوزخ خواهد بود؟! و دوزخ بدترین بازگشتگاه است.

 

، ﴿فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِي لِلَّهِ وَمَنْ اتَّبَعَنِي﴾) (آل عمران: 20)

 

پس اگر با تو به ستیز پرداختند،بگو:من و کسانی که از من پیروی نموده اند خویشتن را تسلیم خدا کرده ایم و رو بدو نموده ایم.

 

 

 

اینک پیش روی ما:

 

.1 راه رسول الله  قرار دارد که این دین استوار است..دین اسلام با همه جانبه گرایی اش.

2. قيام پیامبر- صلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلم- و پیروانش به امر دعوت به دین او.

3.دعوتگران به این دعوت بایستی نسبت به کاری که می کنند بصیرت داشته باشند،فهم میانه روی،روش آسان گیری به جای سخت گیری،بشارت به جای ایجاد تنفر،بصیرت آموزش کوچکترها قبل از بزرگترها.

4.تلاش جهت محقق ساختن اخلاص و کار مخلصانه فردی و جمعی برای خدا.

5.روی آوردن پس از آن به ذکر و شکر و تسبیح خدای متعال.

.6 دوری جستن از هر آن چه که مخالف اصول دین و معتقدات به آن است.

 ﴿وَمَا أَنَا مِنْ الْمُشْرِكِينَ﴾.

 و من از مشرکان نیستم.

از جمله کارهایی که لازم است به این مناسبت انجام دهیم عبارتند از:

1.معرفی حضرت محمد صلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلم وكمال بشري واخلاق شريف او.

2. شناساندن کمال و خاتمیت شریعتی که او مبعوث شده است و آن این دین محکم و استوار است.

3.بر امت واجب است که به یاری پیامبر صلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلمو دینش بپردازند.

4.لازم است که تولیدات دشمنان اسلام را رها کنیم،چرا که کفر یک ملت بیش نیست.

5.اهمیت فهم دین.

6.انجام دادن واجب تبليغ دعوت به دین او که از صفات پیروان پیامبر صلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلم است.

 

وسائل وابزارهای کار

1

.دیدار با خطیبان :

الف)خطبای ما:

- دیدار با خطبا  به منظور شرح این امر و تجهیز آنان وعرضه چهارچوب های تفصیلی کار برای آنان.

-دستیابی به ابزارهای هنری قدیم و جدید.

-احساس عزت در انتساب به اصول این دین استوار.

-اعلام محبت نسبت به رسول اکرم صلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلم در سلوک و عمل.

- ضرورت بازگشت به این دین.

- ضرورت پایبندی به حضرت رسول اکرم در همه امور زندگی.

-تاکید بر ارتباط قضیه فلسطین در مناسبت های مختلف.

تاکید بر پایبندی به اصول و محورها و خطوط اساسی دین.

 

ب) خطباء وهمکارانشان:

-ارتباط با آنان به منظور گفتگو در مورد مناسبت  و پایه های دینی.

-همکاری از جهت فنی با آنان.

 

2.نشست با متولیان مساجد :

- دیدار با مسئولین مساجد به منظور شرح طرح.

 - عرضه وسائلی که می توان آنها را در داخل و خارج مسجد به کار برد.

-آماده کردن مطالب و خطبه های مناسب خطیبان و استفاده از ابزارهای هنری لازم  برای مسئول مسجد جهت سیر در آن مسیر.

 

3.مساجد:

-اجرای برنامه های سخنرانی.

-فعال کردن بردها و مجلات.

-اجرای مسابقات و مجالس و جشن ها.

-خریداری کتابها و نوارهای مناسب برای امام مسجد .

-استفاده از تخته سیاه..

-توجه به نمازگزاران..

 

4.مکانهای عمومی:

-نصب لوح ها و مجلات و پوستر و شرشره ها.

-خرید کتابها و نوارها و تمبرهای مناسب.

-تغيير نوشته ها هر 3 روز یا هر هفته.

- توجيه صاحبان این اماکن به استفاده از برنامه های مفید  شبکه های تلویزیونی.

 

5.مؤسسات و محل های کار:

-ایراد مطلب بعد از نماز ظهر.

-برپایی جلساتی به مناسبت میلاد پیامبر اکرم(ص).

 - مسابقات وجشن ها.

- فروش نوارها و سی دی ها  و کتابهای مناسب  به وسیله نماینده مربوطه ،مراکز جوانان و سایر جمعیت ها و توزیع آن به سایر اعضاء.

-گفتگو با همکاران در مورد برنامه های ماه.

 

 

6.وسائل سفر:

_دادن نوار مناسب به رانندگان .

-هدیه و خرید کتابچه های مناسب  برای رانندگان.

-دادن و خرید نوارهای ویدیویی و سی دی های مناسب به رانندگان اتوبوس.

 

7.افراد:

هر فرد خود منبری متحرک  است که هرجا فرصت مناسب پیش آمد در مورد پیامبر اکرم (ص) به صورت فعال عمل کند.

 

8.مؤسسات محلی: (شامل جمعيت های خيريه- درمانگاهها- ملاقات با پزشکان- دفاتر کمک رسانان و حسابگران – سایت های اینترنتی- مدارس خصوصی) مکانهای دیگری برای بیان از رسول الله هستند.

 

 

شایسته است که هرکس پیش پای  خود و خانواده و همسایگان و دوستان  و رفقای مسجد و همکاران موضوعات زیر را قرار دهد:

.1پیامبرش را بشناسد.

2. از پیامبرش پیروی کند.

3. به پیامبرش افتخار کند.

4. از پیامبرش دفاع کند.

 

در پیش روی خود جدولی کاربردی به شکل زیر قرار دهد و وضع خود را بسنجد و تجربیات خود را در این مورد مد نظر داشته باشد. 

ماده کاربردی که می توان از آن استفاده کرد

1.آیا می دانی که محمدصلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلمدر حقیقت منت الله بر جهانیان است؟

﴿لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمْ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ (164) (آل عمران)

 

یقینا خداوند برمومنان(صدر اسلام)منت نهاد و تفضل کرد بدانگاه که در میانشان از جنس خودشان پیغمبری برانگیخت.(پیغمبری که)برآنان آیات(کتاب خواندنی قران و کتاب دیدنی جهان)او را می خواند،و ایشان را (از عقاید نادرست و اخلاق زشت)پاکیزه می داشت و بدیشان کتاب(قرآن و به تبع آن خواندن و نوشتن)و فرزانگی(یعنی اسرار سنت و احکام شریعت)می آموخت،و آنان پیش از آن در گمراهی آشکاری(غوطه ور) بودند.

 

2.آیا می دانی که پیامبر صلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلم رحمة للعالمين است؟

 

﴿وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ (107)(الأنبياء)

 

و ما تو را جز رحمتی برای جهانیان فرو نفرستاده ایم.

 

3. آیا می دانی که پیامبر صلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلم عامل امنیت همه امت است ؟

 

﴿وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ(33) (الأنفال).

خداوند تا تو در میان آنان هستی ایشان را عذاب نمی کند،و همچنین خداوند ایشان را عذاب نمی دهد در حالی که آنان طلب بخشش و آمرزش می نمایند.

 

4. آیا می دانی که اطاعت پیامبر صلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلم  موجب جلب محبت خداوند متعال می شود؟

 

﴿قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمْ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ(31) (آل عمران).

 

بگو:اگر خدا را دوست می دارید،از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشلید،و خداوند آمرزنده مهربان است.

 

5. آیا می دانی که اطاعت پیامبر صلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلم   مغفرت خداوند را محقق می سازد ؟

 

﴿قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمْ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ(31) (آل عمران)

 

بگو:اگر خدا را دوست می دارید،از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشلید،و خداوند آمرزنده مهربان است.

 

6. آیا می دانی که اسلام از تو خواسته است که محبت  او را از عزیزترین کسان خود بیشتر در دل داشته باشی ؟!

خداوند می فرماید: ﴿قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنْ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ (24) (توبة)

بگو:اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و قوم و قبیله شما و اموالی که فرا چنگش آورده اید،و بازرگانی و تجارتی که از بی بازاری و بی رونقی آن می ترسید،و منازلی که مورد علاقه شما است،اینها در نظرتان از خدا و پیغمبرش و جهاد در راه او محبوبتر باشد،در انتظار باشید که خداوند کار خود را می کند(و عذاب خویش را فرو می فرستد). خداوند کسان نافرمانبردار را(به راه سعادت)هدایت نمی نماید.

 

7.آیا می دانی که خداوند او را از میان ما برگزیده است ؟

 

8.و به او آن قدر مشکلات تحمیل کردند تا دچار تنگنا شود ؟

 

9.در حالی که او نسبت به هدایت ما بسیار حریص بود ؟

 

10.واینکه او نسبت به مومنین دارای عطوفت و مهربانی بود ؟

خداوند می فرماید:

 

﴿لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ (128) )توبة)

بی گمان پیغمبری (محمد نام)،از خود شما(انسانها)به سویتان آمده است،هرگونه درد و رنج و بلا و مصیبتی که به شما برسد،بر او سخت و گران می آید. به شما عشق می ورزد و اصرار به هدایت شما دارد،و نسبت به مومنان دارای محبت و لطف فراوان و بسیار مهربان است.

 

11.آیا می دانی که او ما را به حیات حقیقی رهنمون شده است؟

 

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ﴾) (انفال: 24)

 

ای مومنان! فرمان خدا را بپذیرید ،و دستور پیغمبر او را قبول کنید هنگامی که شما را به چیزی دعوت کند که به شما زندگی بخشد.

 

12.آیا می دانی که او برای ما هدایت و دین حق را آورده است ؟

 

13.و اینکه کار مهم او و ما باید اظهار همان حق در برابر همه ادیان دنیا ؟

 

خداوند می فرماید: ﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ )33 ( توبة).

 

خداست که پیغمبر خود(محمد) را همراه با هدایت و دین راستین(به میان مردم)روانه کرده است تا این آئین(کامل و شامل) را بر همه آئینها پیروز گرداند(و به منصه ظهورش رساند)هرچند که مشرکان نپسندند.

 

14.آیا می دانی که پیامبرصلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلم راخداوند یاری کرد ؟

 

﴿إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (40)(توبة)

 

اگر پیغمبر را یاری نکنید(خدا او را یاری می کند،همانگونه که قبلا)خدا او را یاری کرد،بدانگاه که کافران او را (از مکه)بیرون کردند،در حالی که (دو نفر بیشتر نبودند و)او دومین نفر بود(و تنها یک نفر به همراه داشت که رفیق دلسوزش ابوبکر بود). هنگامی که آن دو در غار(ثور جای گزیدند و در آن سه روز ماندگار) شدند(ابوبکر ترسید که از سوی قریشیان به جان پیغمبر گزندی رسد،)در این هنگام پیغمبر خطاب به رفیقش گفت:غم مخور که خدا با ماست(و ما را حفظ می نماید وکمک می کند و از دست قریشیان می رهاند و به عزت و شوکت می رساند.در این وقت بود که)خداوند آرامش خود رابهره ی او ساخت(وابوبکر از این پرتو الطاف،آرام گرفت)و پیغمبر را با سپاهیانی(از فرشتگان در همان زمان و همچنین بعدها در جنگ بدر و حنین)یاری دادکه شما آنها را نمی دیدید،و سرانجام سخن کافران را فرو کشید(و شوکت و آئین آنان را از هم گسیخت)و سخن الهی را پیوسته بالا برده است(و نور توحید بر ظلمت کفر چیره شده است و مکتب آسمانی،مکتب های زمینی  را از میان برده است)و خدا با عزت است(و هر کاری را می تواند بکند و)حکیم است(و کارها را به جا و از روی حکمت انجام می دهد).

 

15.آیا می دانی که او خیر برای همه امت است ؟

﴿قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾ ((توبة: 61)

 

بگو:)او در نهایت لطف و محبت به سخنان خوب و بد شما گوش فرا می دهد،ولی به سخن خوب عمل می کند و سخن بد را نادیده می گیرد و بدان عمل نمی کند،و این)سراپا گوش بودن او به نفع شما است.او به خدا ایمان دارد(و همه ی فرموده های او را تصدیق می کند)و به مومنان ایمان دارد(و هرچه بگویند باور می کند،چون معتقد به اخلاص ایشان است) و او برای کسانی که از شما ایمان آورده اند رحمت است(زیرا ایشان را به راستای خداشناسی آورده است و راه بهشت را بدانان نموده است). کسانی که فرستاده خدا را می آزارند،عذاب دردناکی دارند.

 

16.آیا می دانی که هر کس با او دشمنی کند سرانجامش به سوی آتش است ؟

﴿أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ يُحَادِدْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ (63) (توبة)

آیا ندانسته اند که هر کس با خدا و پیغمبرش دشمنی و مخالفت کند،سزای او آتش دوزخ است و جاودانه در آن می ماند؟! این(گرفتار آمدن به دوزخ)رسوایی و خواری بزرگی است.

 

17.آیا می دانی که هر کس که با کینه ورزد خداوند او را به سمت عذاب شدیدی می راند ؟

 

﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَمَنْ يُشَاقِقْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (13) (انفال).

 

این بدان خاطر است که کافران با خدا و پیغمبرش به ستیز برخاستند و هر که با خدا و پیغمبرش بستیزد،چه که خدا دارای عقاب شدید است.

 

18.آیا هیچ می دانی که خداوند ما را به عدم خیانت نسبت به اودر حیاتش و بعد از فوتش فرا خوانده است ؟

 

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ﴾ )انفال(

 

ای مومنان! به خدا و پیغمبر خیانت نکنید و در امانات خود  نیز آگاهانه خیانت روا مدارید،در حالی که می دانید.

 

19.آیا می دانی که اهل کتاب او را همانند فرزندانشان می شناسند ؟

 

﴿الَّذِينَ آتَيْنَاهُمْ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ (146) (بقرة).

 

آنان که بدیشان کتاب(آسمانی)داده ایم،او را(که محمد نام و پیغمبر خاتم است،خوب)می شناسند،بدانگونه که پسران خود را می شناسند،و برخی از آنان  بی گمانحق را(از جمله پیغمبری محمد و قبلگی کعبه را) پنهان می دارند،در حالی که می دانند.

 

 

20.آیا می دانی که خداوند از پیامبرش و کسانی که پیش از این نسبت به او محبت ورزیده اند راضی است ؟

 

﴿قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ (144) (بقرة)

 

ما رو گرداندن تو را گاهگاهی به سوی آسمان می بینیم(و پیام آرزوی قلبی تو را جهت نزول وحی در مورد تغییر قبله دریافت می داریم)پس تو را به سوی قبله ای متوجه می سازیم که از آن خشنود خواهی شد،و لذا رو به سوی مسجد الحرام کن و(ای مومنان!)در هرکجا که بودید روهای خویشتن را (به هنگام نماز)به جانب آن کنید.کسانی که به ایشان کتاب داده شده است(یعنی یهودیان ومسیحیان)نیک می دانند که چنین گرایشی(به جانب مسجدالحرام )حق است و به فرمان پروردگارتان می باشد0ولی با وجود این از فتنه انگیزی دست برنمی دارند)و خدا از آنچه می کنند بی خبر نیست.

 

21.آیا می دانی که خداوند او را به سوی ما فرستاده است تا آیات خداوند را بر ما تلاوت کند ؟

 

22.و ما را تزکیه کند؟

 

23.وکتاب را به ما بیاموزد ؟

 

24.وحکمت را؟

 

25. وچیزی را به ما بیاموزد که نمی دانستیم ؟

 

﴿كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمْ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ (151) (بقرة)

 

و همچنین پیغمبری را از خودتان در میانتان برانگیختم که آیات ما را برشما فرو می خواند و شما را پاکیزه می دارد و به شما کتاب و حکمت را می آموزد و به شما چیزی یاد می دهد که نمی توانستید آن را بیاموزید.

.. ﴿لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمْ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ (164) (آل عمران)

 

 یقینا خداوند برمومنان(صدر اسلام)منت نهاد و تفضل کرد بدانگاه که در میانشان از جنس خودشان پیغمبری برانگیخت.(پیغمبری که)برآنان آیات(کتاب خواندنی قران و کتاب دیدنی جهان)او را می خواند،و ایشان را (از عقاید نادرست و اخلاق زشت)پاکیزه می داشت و بدیشان کتاب(قرآن و به تبع آن خواندن و نوشتن)و فرزانگی(یعنی اسرار سنت و احکام شریعت)می آموخت،و آنان پیش از آن در گمراهی آشکاری(غوطه ور) بودند.

 

26.آیا هیچ می دانی که اطاعت از رسول خدا پس از اطاعت خداوند شخص را همراه بهترین بندگان می گرداند ؟

﴿وَمَنْ يُطِعْ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُوْلَئِكَ رَفِيقًا (69)(نساء)

 

و کسی که از خدا و پیغمبر اطاعت کند او همنشین کسانی خواهد بود که خداوند بدیشان نعمت داده است ،از پیغمبران و راستروان و شهیدان و شایستگان و آنان چه اندازه دوستان خوبی هستند.

 

27.آیا می دانی که امت مطلوب آن است که در هر شرایطی چه خوف و چه امن به رسول الله صلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلم..رجوع کند

﴿وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الأَمْنِ أَوْ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُوْلِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاتَّبَعْتُمْ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلاً (83) (نساء)؟

 

و هنگامی که کاری که موجب نترسیدن  یا ترسیدن است می رسد آن را پخش و پراکنده می کنند،اگر این گونه افراد سخن گفتن در این باره را به پیغمبر و فرماندهان خود وا گذارند تنها کسانی از این خبر ایشان اطلاع پیدا می کنند که اهل حل و عقد اند و آنچه بایست از آن درک و فهم می نمایند اگر فضل و رحمت خدا شما را در بر نمی گرفت جز اندکی از شما همه از اهریمن پیروی می کردید.

 

28 آیا می دانی که اطاعت از رسول خدا(ص)ما را وارد بهشت می کند؟"كل أمتي يدخلون الجنة إلا من أبى، قيل من يأبى يا رسول الله؟ قال: "من أطاعني دخل الجنة ومن عصاني فقد أبى".

رسول خدا فرمودند:همه امت من وارد بهشت می شوند مگر کسی که سر باز زند.گفته شد:چه کسی سر باز می زند ای رسول خدا؟ فرمودند:هرکس که از من اطاعت کند وارد بهشت می شود و هر کس که از من نافرمانی کند سر باز زده است.

 

29.آیا می دانی که اطاعت از رسول خدا به منزله اطاعت از خداوند است؟ ﴿مَنْ يُطِعِ الرَّسُوْلَ فَقَدْ أَطَاعَ اللهَ (نساء: 80).

 

30.آیا می دانی که اطاعت نکردن از رسول خدا ایمان را نابود می کند ؟

 

﴿فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا (65) (نساء)

 

اما ،نه! به پروردگارت سوگند که انان مومن به شمار نمی آیند تا تو را در اختلافات و درگیری های خود به داوری نطلبند و سپس ملالی در دل خود از داوری تو نداشته و کاملا تسلیم باشند.

 

31.آیا می دانی که هر کس که به او راضی شد شیرینی ایمان را می چشد ؟

 

"ذاق حلاوة الإيمان مَن رضي بالله ربًّا وبالإسلام دينًا وبمحمد- صلى الله عليه وسلم- نبيًّا ورسولاً"،

 

کسی حلاوت ایمان را می چشد که راضی باشد به اینکه خداوند پروردگار او،اسلام دینش و محمد صلى الله عليه وسلم نبی و رسولش باشد.

 

و این کمترین چیزی است که واجب است ما از رسول الله(ص) بدانیم.

 

ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 توسط عبدالغفور

 

دعا بکنیم که خداوند به ما قلبی بدهد که با آن شفاف و بی پیرایه

با او راز و نیاز بکنیم..قلبی چون قلب کودکان که صاف اند و هیچ اخم و گردی بر قلب مهربانشان ننشسته است.

..و سلام بکنیم بر محمد امین(ص)

..و سلام بکنیم بر بندگان صالح

..ودرود بفرستیم به شهیدان تاریخ اسلام

..و جستجو بکنیم اشک را و آه را.

ارسال در تاريخ شنبه بیست و ششم فروردین 1385 توسط عبدالغفور

 

                                              ایستادن در کودکی

 

 

مرد ایستاد .دیگر از این همه نشستن خسته شده بود . چه شب ها که بی هدف به این سو وآن سو چشم دوخته بود . با نگاهش در ها را با در گاهها دوخته بود و قلبش را با افسانه ها گره زده بود .

من دیگر چه باید می کردم ؟ خوابم بیشتر از 309 سال شده است .

چقدر از این زمزمه ها کرده بود و در هامون دنبال آب گشته بود ، اما براستی در این سالهای خشک دیگر از کجا باید آب جست ؟ کدام دلداده ای سودای او داشت و دیگر بازیچه کدام شیدا می شد ... نه؟ باید بر خاست وگفت که افسانه ی هامون مرده است و شیدای دلدادگی خود را وا داده است . نقاب ها باید مرزها را بدرند و سیمین یکبار دیگر رسالـه العشق محمود شبستری را بازخوانی کند .

 من سر کلاس به استاد گفتم : استاد ! شباهنگام چه کسی گونه مرا می خراشد و به اشکم فرمان می راند ؟

 استاد لبخندی زد .

 من از لبخندش فهمیدم که پاسخی ندارد .

 سوز نهان زمستان کام زهراگین مرا تا ته می سوزاند و زمهریر با برف می رقصد . این موسیقی از کدام راز حرف می زند واین تیشه چرا این همه  بیستون را کنده است .. به خدا که دیگر از دست و دامن ودام وشب کاری ساخته نیست . با خیال شمع رویت چه شب ها صبح شده است و چه آلا له ها پرپر گردیده است .

باید بلند شد ، اما ایستادن راحت نیست . کدام ماه رو در شام تار مرا نگه می دارد ... بال وپر خاکستر شده است و شور شیرین تلخ شده است ...

آه دست از تو ودامن زمن...

 بریز در دامن که بسیار مشتاق آن بهار و شیدایی دوباره ام .

 شاید بتوان این کار را کرد اما چه کسی هزینه آن را می پردازد .

 مادرم گفت : کودکی سینه خیز رفتن است و همه اش خفتن !

چطور می توان از سینه وسر جدا شد وبه پا چسبید .

مرد ایستاد ... هواسازها بوی باران و خاک را در اتاق پخش می کردند و نم نم باران می بارید ..

یادم باشد که پس از ایستادن باید خیلی کودکی بکنم تا بتوانم سر پا باشم . نمی دانم شاید کودکی هر کس باید به اندازه تاریخش باشد .  

     

ارسال در تاريخ جمعه بیست و پنجم فروردین 1385 توسط عبدالغفور

وصایای نبوی

 

از پیامبر(ص) توصیه های جامع بسیاری به دست ما رسیده است که عمل کردن به آنها در زندگی روزمره ما فواید بسیاری به همراه دارد.

اینک در اینجا به ذکر پاره ای از این وصایای گرانقدر می پردازیم.

الف)هفت توصیه پیامبر(ص)به ابوذر رضی الله عنه

1. دوستی با مساکین و نزدیکی با آنان.

2.نگاه کردن به پایین تر از خود و عدم نگاه به مافوق خود.

3.صله رحم و لو به تو سر نزنند.

4. از احد الناسی چیزی نخواه.

5. حق را بگو اگرچه تلخ باشد.

6.در مورد خداوند از سرزنش هیچ ملامت گری نهراس.

 7.بسیار ذکر لا حول ولا قوة إلا بالله را تکرار کن زیرا از گنج های زیر عرش است.

ب) زیارت قبور و پند گرفتن از احوال آنان

باز هم ابوذر رضی الله عنه می فرماید که رسول خدا(ص) به من سفارش کرد که :به زیارت قبور برو زیرا ترا به یاد آخرت می اندازد،و مرده را غسل بده زیرا پند آشکاری برای جسدی است که از بین می رود.

ج) هفت توصیه دیگر

پیامبر(ص) فرمودند:پروردگارم به من 7 توصیه کرده است که آنها را به شما می گویم:

1. اخلاص در نهان و آشکار.

2. عدل در حالت خشنودی و خشم.

3. قصد در دارایی و نداری.

4. بخشودن کسی که به تو ستم کرده است.

5. دادن به کسی که تو را محروم کرده است.

6. پیوند با کسی که با تو قطع رابطه کرده است.

7. واینکه سکوتم اندیشه،سخن گفتنم ذکر و نگاهم عبرت آموزانه باشد.

 ه)5 سفارش مفید

أبو هريرة رضي الله عنه  می گوید:پیامبر(ص) فرمودند که چه کسی حاضر است که این کلمات را از من یاد بگیرد و به آنها عمل کند و به دیگران بیاموزد تا آنها هم بدانها عمل کنند؟

گفتم:من یا رسول الله(ص).

پیامبر(ص)دست مرا گرفت  و پنج چیز را برشمرد.

 1. از حرام ها بپرهیز تا عابدترین باشی.

2.به آنچه خدایت داده راضی باش تا ثروتمندترین باشی.

 3. به همسایه ات نیکی کن تا مومن باشی.

4.برای مردم دوست بدارآنچه را که برای خود دوست می داری تا مسلمان باشی.

5. بسیار نخند زیرا خنده زیاد قلب را می میراند.

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385 توسط عبدالغفور

پرتگاه آتش

 

همه ما بر لبه پرتگاهی از آتش قرار داریم ،مگر آنکه لطف خداوند متعال شامل حالمان شود و ما را از سقوط در آتش نجات دهد.

شاید باور این مساله بر ما اندکی دشوار باشد،زیرا انجام دادن اعمال گاهی چنان اطمینانی به ما می بخشد که پیش خود فکر می کنیم ما از ناجیان هستیم.

قواعد نجات را می دانیم و فکر می کنیم با بکار بستن آن قواعد ره به سوی نجات خواهیم برد. من به هیچ وجه در اینجا قصد ندارم که بگویم مومنان اعتماد خود را نسبت به خداوند مبنی بر رحمت او از دست دهند و به ورطه نومیدی فرو افتند که این خود زمینه ای برای افتادن است.اما می خواهم به این توجه بدهم که نیکان و مخلصان باید بسیار بلرزند از اینکه اعمال بسیارشان به ظلمی اندک آلوده شود و همه آن اعمال را به تباهی کشد.

آنان که گناهان آشکار انجام می دهند و با بی شرمی و پرده دری تمام با برنامه هایشان گناه را در مقیاس وسیع تکثیر می نمایند و عامدانه و عاشقانه به سوی گناه رهسپارند حسابشان خود معلوم است ،هرچند هیچ کس نباید از توبه و بازگشت به سوی خداوند هراسان باشد زیرا وقتی با دلی امیدوار بسوی خداوند بازگردیم خداوند این را برخود حقی می داند که ما را ببخشد.

شب و روز مشغول انجام دادن کارها و تکالیفی هستیم که خداوند بر دوش ما نهاده است،نماز خود را به جماعت می خوانیم،روزه رمضان را می گیریم،اگر خدا قسمت کند به حج هم می رویم،با سخاوتمندی به یاری نیازمندان می شتابیم و حتی اگر شرایط جور شود با دشمنان دین خدا جهاد می کنیم و..اما با تمام این اوصاف به جهنم می رویم!

شاید برای شما جالب باشد که چرا چنین می شود؟

حقیقت امر را برای ما رسول خدا(ص)در حدیثی چنین بیان می دارد که قاریان و جهادگران وسخاوتمندان هنگامی که برای دنیا و مطامع آن مبادرت به انجام اعمال می نمایند خداوند از آنها نمی پذیرد و با سر در میان شعله های آتش فرو می افتند.

اگر قانون خدا را رعایت کنیم اما در اجرای قانون بی دقتی به خرج دهیم هر آن امکان سقوط وجود دارد،درست مانند تصادفاتی که به علت یک لحظه بی دقتی کشتارهای فجیع به همراه دارد. اگر حواسمان را کاملا جمع کنیم و کارها را دقیقا منطبق با شریعت هم انجام دهیم باز هم امکان فرو افتادن و سقوط وجود دارد زیرا توجه به عمل مانع از این نمی شود که ما نیت و اخلاص داشته باشیم.

اگر نیت خدایی نباشد هرچند ظاهر عمل خوب باشد و به اصطلاح امروزی مو لای درزش نرود باز هم امکان آن وجود دارد که عمل مقبول نباشد.

پس همه باید از اینکه در امتحان الهی در روز قیامت مردود شوند باید بسیار بترسند و مومنان و دعوتگران و مربیان بیشتر،زیرا آنها در جایگاهی هستند که هم شیطان برای گمراهی آنان برنامه ریزی بیشتری می کند تا به وسیله گمراه ساختن آنها تعداد زیادی از افراد مرتبط با آنان را به ورطه هلاکت بیندازد و هم اینکه وقتی این گروه اعمال خود و بی توجهی مردم عادی را می بینند به صرافت می افتند که آنها بر مردم فضیلت دارند و پس از خودبینی به ورطه تفاخر و کبر فرو می افتند که این کبر خود را پس از مدتی در اخلاقشان هم نشان می دهد،به گونه ای که سخن حق را از افراد فرودست به نسبت علم و قوم و حرفه نمی پذیرند و اخلاقی خشن پیدا می کنند.

اما در قاموس الهی در صحنه خوفناک آتش دیگر مردودی و بازگشتی به دار دنیا وجود ندارد،می مانیم و می سوزیم و باید که بسازیم،اما در واقع هیچ ساختنی وجود ندارد ،عذاب از هر سو هجوم می آورد و ما چون اسیرانی بسته با ریسمانها و بندها هزاران بار تا سرحد مرگ می رویم و بازمی گردیم.دوست داریم که بمیریم و از این وضع بد خلاص شویم ،همانگونه که در دنیا با وارد شدن اندکی فشار یا آرزوی مرگ می کردیم و یا عملا دست به انتحار می زدیم اما در جهان آخرت قانون خداوند «بی مرگی» است تا چشش عذاب مستدام باشد.

نمی خواهم کسی از مومنان را بترسانم، به گونه ای که امیدش را از خداوند از دست بدهد،اما مومنان باید بدانند که ما در سرزمین اخلاص بر  روی مویی از آتش راه می رویم و باید شبان و روزها و بلکه دمادم خود را به چهار میخ محاسبه بکشیم و عمل های خود را با عیار خدایی بسنجیم که مبادا آنچه که گفتم برای ما رخ دهد.

عادت انسانی است که پس از مدتی از حرکت دچار بی توجهی و فراموشی می گردد و اندک اندک زمینه برای زمین خوردن او فراهم می شود،ما محتاج آنیم که همیشه و در هرحالی جا پای خود را محکم کنیم.

کوهنوردان نیک منظورم را می فهمند،زیرا امکان سقوط گاهی زمانی فراهم می شود که فکر کنیم زمین زیر پایمان محکم است .آنها به مسیری که همیشه رفته اند مغرور می شوند اما این را نمی دانند که آنچه را که دیروز طی می کرده اند ممکن است دستکم امروز تحت تاثیر فرسایش قرار گرفته باشد و آنها بلغزند.

بارها و بارها در امتحان رانندگی رد شده ایم در حالی که تعداد سوالات محدود و تکالیف رانش مشخص است اما بسیار به دلم نشست وقتی که افسر گفت:عزیران من!رانندگی بازی با زندگی است و هر آن شما ممکن است ماشین را یا به دره بیندازید و یاجان خود و خانواده تان را در زیرا چرخهای کامیون له کنید.بسیار کم به این فکر می افتیم که جان عزیزان ما چه ارزشی دارد و ناغافل و  مغرور تسلط خود را از دست می دهیم و می افتیم.

البته افتادن قسمتی از کار است و ما در حالی که از ارتفاع بالا می رویم  هم به افتادن فکر می کنیم و هم بالا می رویم.

 

 

برای توجه بیشتر نگاه کنید به:

1. قرآن کریم.سوره های واقعه،ق،الرحمان،مریم،حجر.

2.ترجمه فارسی ریاض الصاحین.امام نووی دمشقی.باب اخلاص.

3.نیت و اخلاص.استاد دکتر قرضاوی.

4.راههای نفوذ شیطان.استاد عبدالحمید البلالی.

5.اتفاقات پس از مرگ.تالیف استاد احمد عاشور.

ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385 توسط عبدالغفور

آرامش

 

 

برخی آدمها خیلی آرامند.آنها در صلحی دائمی بسر می برند که میان خود با خود،خود با خداوند و خود با مردم و بالعکس تعادلی شگرف برقرار کرده است.

راه که می روند زمین در زیر پایشان چونان مخمل نرم وسیال گامهایشان را درست سرجایش می گذارد.باد که در اطرافشان می وزد فرح بخش است و بوی باران سرزمین های دور را به آنها منتقل می کند.شب که می آید همچون پاسبانی شبگرد که مامور امنیت است(واللیل اذا عسعس) و بر پرچین شب دست می کشد آنها را به آرامش خواب و راز و نیاز رهنمون است. صبحگاهان در هنگامی که انوار سپیده فرش می شود و خط سیاه و سپید از هم فاصله می گیرد،در زمانی که فرشتگان شام و صبح از هم جدا می شوند برای او آرزوی دهش بیشتر می نمایند.جو آسمان زیبایی خیره کننده ای می یابد و همراه با سراسر هستی واژه واژه تسبیح را به تکرا می نشینند و وجودشان در آرامشی شگرف فرو می رود.

صبح را با زیبایی دل انگیز آیات رحمان شروع می کنند که برنامه روزشان را ترسیم می کند و دلی شاد از اینکه در طول روز خدا یارشان است و برنامه ای دارند و هدفی که جزئی از مسیر طولانی را برای آنها طرح کرده است،پس بر خود می بالند.

در کنار همسران که قرار می گیرند دو روح به همدیگر اتصال می یابند و عشق از فواره هستی فرو می ریزد،لبها نجوا می کنند،گوشها مترنم می شوند،پوست،پا و...با زوجیت طبیعت همراز می شوند.

در دل طبیعت که می نشینند با رود،کوه،دشت،دریا و درختان مرتبط می شوند،انگاری روح جهان را می فهمند و با طبیعت به زبان کیهانی سخن می گویند،طبیعت در دست آنان می چرخد.

...و خداوند از آن بالا به فرشتگان فرمان می دهد که دوستی و رضایت او را در سرتاسر هستی جار بزنند،و هم از این رو سنگ،چوب،خاک،آدمهاو..همه و همه مشتاق او می شوند و دوستدارش.

بهشت شب و روز خود را برایشان می آراید و انتظار می کشد که این بندگان خوب خداوند به آنجا برسند و اوست با همه میوه ها و حوری ها وکوشک ها وبریانی ها و لذت چشم و گوش و قلب و... .

اینان نه که در شهر رویاها بلکه برزمین راه می روند و تنها کسی وجودشان را محسوس می یابد که چون آنان پاک و متقی باشد.

به من بگویید که آیا کسی قادر است این ارواح متعالی را ذلیل سازد و به دنی دنیا دلخوش دارد.

 

حاشا و کلا!

 

راهش این است که سرسپرده دوست باشی و دل از علایق کنده باشی تا در آن عظمت اهورایی برانگیخته شوی و پیامبر صلح و آزادی شوی.

 

اگر دل از علایق کنده باشی

                به منزل بار خود افکنده باشی

چنان گرم از بساط خاک بگذر

                      که شمع مردم آینده باشی

ارسال در تاريخ شنبه نوزدهم فروردین 1385 توسط عبدالغفور

یک شدن

 

آخه ما از جنس همیم

من یه سنگ

تو یه شیشه

مولکولای من متراکم

جنس تو خاکی تر

من یه سنگ سیاهم،سپیدم

من یه الماسم

برنده و تیزم

..وتو شفاف

..و تو چون مهتاب

همه ما آینه رخسار جمالیم

پرسه زن کوی کمالیم

من به زیبایی دست به دست

تو به روشنایی مست مست

ره سپار کوی الست

بر ماپیدا و نهان ،همه هست

من در تو پیدا

آسمان همان طور که هست

دریا آبی

با تو هرچیز همانطور که هست

و با من..

دست به دست شدن

عیار شدن

برش کوه نور

همه ی ما بیش و کمیم

در خود کم وبا دگران گمیم

من یک ،تو یک

همه هستی یک

همه اشیا یک

یک بزرگ است

عددی است غیر قابل به شماره

خدا  یک بشود بسیار است

ما اگر یک بشویم بی مقداریم

اعداد هرچه بزرگتر،به یک نزدیکتر

من و تو باید یک بشویم

از خود جدا و در هم بشویم

خاک شویم

انسان بشویم.

ارسال در تاريخ جمعه هجدهم فروردین 1385 توسط عبدالغفور

در خطاب به خاتم رسولان

غزل واره پايان ديوان نبوت

خرد آن پايه ندارد كه برو پاى گذارى
                                   بختيارى تو و بر مركب اقبال سوارى
چون توان در تو رسيدن؟ به دويدن؟ به پريدن؟
                               نور پايى كه چنين با دگران فاصله دارى
ليله القدر وصال تو چه فرخنده شبى بود
                   تا چه ديدى كه چنين مستى و پرشور و شرارى
شعله در خرمن تاريكى تاريخ فكندى
                           چشم بيدار زمان بودى و خسبيده به غارى
از اشارات تو روشن شده چشمان بشارت
                               طرفه فانوسى و آويخته بر طرفه منارى
نه دل من طرب آلود نگاه و نفس توست
                              از نگاه و نفست حق به طرف آمده، آرى
به شفاخانه قانون تو افتاد نجاتم
                           كيميايى است سعادت ز فتوحات تو جارى
اى غزلواره پايانى ديوان نبوت
                                        حجت بالغه شاعرى حضرت بارى
دولتى! اختر اقبال بلندى كه بخندى
                                    رحمتى! سينه آبستن ابرى كه ببارى
شاه شمشاد قدان خسرو شيرين دهنانى
                                   كوثر خلد نشان سدره ى معراج تبارى
مژده يى اختر سعدى جرسى نعره ى رعدى
                                   آفتابى، سحرى، خنده صبح شب تارى
يوسفستان جمالى هنرستان خيالى
                                    شكرستان وصالى ز شكر شور برآرى
روح عشقى، هنرى خمر خرابات طهورى
                                     نفحات شب قدرى نفس سبز بهارى
همه اقطار گرفتى، همه آفاق گشودى
                                  به جهادى و مدادى و كتابى و شعارى
توسن تجربه، اى فاتح آفاق تجرد
                               در شب واقعه راندى ز مدارى به مدارى
ز سوادى به خيالى، ز خيالى به هلالى
                                   پاى پر آبله جبريل و تو چالاك سوارى
بال در بال ملائك به تماشاى رسولان
                            طائر گلشن قدسى تو و خود عين مطارى
به تجمل بگذشتى به جلالت بنشستى
                              بر چنان خوان كريمى و چنان خيل كبارى
ميهمان حرم ستر و عفاف ملكوتى
                                        در تماشاگه رازى و تماشاگر يارى
با ظلومان و جهولان و منوعان و جزوعان
                                 مهربان باش چو بر حمل امانت بگمارى
تو بر اركان شريعت نزدى سقف معيشت
                           سير چشمى تو، رسالت ز تجارت نشمارى
به خدايى كه تو را شاهد سوگند قلم كرد
                                 كه حريفان قلم را به فقيهان نسپارى...

                                            

181800.jpg
سروده اى از دكترعبدالكريم سروش

                             

                                                              

                                                                     اسفند ۸۴

http://www.sharghnewspaper.com/sal2/html/text1.htm

ارسال در تاريخ پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 توسط عبدالغفور

سفر باید..

 

یکی از مهمترین اهداف سیر و سفر آنگونه که از آیات قرانی بر می آید آنست که با سر زدن به خرابه ها و آثار باستانی در مورد سرگذشت اقوامی که صاحب آن تمدن بوده اند و به واسطه طغیان بر پروردگار مستوجب خشم و عذاب الهی گشتند بیندیشیم تا خود را معرض خشم خداوند حفظ کنیم.

سوره حجر قسمتی از این تصویر باشکوه را وامی نماید.

مستی و جهالت قوم لوط(هم جنس بازان فعلی یا hemosexval) موجب سرگردانی آنها شده بود(حجر/72) به گونه ای که به جای رو آوردن به پاکی ،ره به پلیدی سپرده بودند.

از این رو صبحگاهان به هنگام برآمدن آفتاب صدای مهیب زلزله و صاعقه برخاست(حجر/73)و زمین در زیر پایشان زیر و رو شد(حجر/74).

خداوند این مجازات آنها را نشانه هایی برای افراد هوشمند می داند که چشم دل بازکنند و بدانند که همه فسادپیشگان چنین سرنوشتی دارند(حجر/75).

خداوند به مردم مکه توصیه می کند که در بازمانده هایی از آن حادثه که در سر راه مسافرتشان قرار داردتوجه کنند و از اینکه در معرض خشم الهی قرار گیرند بازدارند(حجر/76و77).

متاسفانه به علت غرق بودن مردم در مادیات ،عمده انسانها تنها نشانه های مادی را درک می کنند،در صورتی که حقیقت امر آنست که هستی سرشار از نشانه هایی است که به ما کمک می کند در مسیر هدایت و پاداش نیکو در دنیا و آخرت حرکت کنیم،زیرا این کار اقتضای حکمت بالغه الهی است.

البته که خیلی خوب است که ما به فکر دنیای خود باشیم و در بنای محکم سازه ها با شناژ مناسب گام برداریم و آگاهی هایی عمومی را چنان وسعت بخشیم که مردم با گوش به زنگی بتوانند از مهلکه بگریزند؛اما وجه دیگر آن است که به مردم باید بگوییم که اندکی به خود رجوع کنند و بررسی کنند که چرا ساختمان رابطه آنان با خداوند این همه سست شده است.

این سازه هم احتیاج به مرمت و بازسازی دارد تا بتواند ما را محافظت کنند.

در چند سال اخیر زلزله ها و سایر حوادث طبیعی چنان باعث وحشت عمومی شده است که از حد یک مساله شخصی بالاتر رفته و به پدیده ای بین المللی تبدیل شده است و همه کشورها و ملل عملا درگیر شده اند.

بنابراین همه مسئولیت دارند از وجوه مختلف به پیش گیری از این حوادث بپردازند.

کار عالمان دین و دعوتگران آنست که سه نتیجه و یا علت پیدایش این حوادث را برای مردم تبیین و توجیه کنند.

1.عذاب برای تکذیب کنندگان امر و فرمان الهی

2.عبرت آموزی برای بازماندگان

3.مواسات و کمک برای سایر انسانها.

شایسته است که زمینه های بحث الاهیاتی در زمینه این مسائل در همه جوامع و به خصوص مردم مسلمان در تمامی سطوح شروع شود تا این امر موجب توبه و بازگشت مردم به سوی خالق بی همتا شود.

کسی نمی تواند  جلوی سنت الهی را بگیرد،اما با بازگشت به سوی خداوند می توان خود را در سنتی دیگر از قوانین خدا در هستی انداخت. ما ناچاریم که بسیاری از نشانه ها را جدی بگیریم ،چه بسا بی توجهی به برخی از آنها ممکن است سرمایه جان ما را بر باد دهد.

 

نگاه کنید به:

1.سرنوشت تکذیب کنندگان در قرآن.

2.حجه الله البالغه.

3.سنت های الهی.دکتر عبدالکریم زیدان.

4.رمان کیمیاگر.پائولو کویلو.

5.آموزش راهنمایی و رانندگی.

ارسال در تاريخ سه شنبه پانزدهم فروردین 1385 توسط عبدالغفور

نحوست

 

برخی را گمان بر این است که سیزده فروردین و یا برخی دیگر از روزهای سال نحس و بدیمن است و اگر چنانچه در این روز دست به کاری بزنند و یا فی المثل در خانه بمانند ،یا آن کار محکوم به شکست است و یا اینکه خانه بر سر ساکنانش خراب می شود. حتی در برخی جاها برای شماره گذاری از سیزده استفاده نمی کنند و بلکه می نویسند:12+1.

پس راه حل را در این می بینند که جهت جلوگیری از حادثه ناگوار و یا جان به در بردن از خانه خارج شوند و سیزده را بدر باشند.

عده ای هم با عنوان کردن اینکه امروز روز طبیعت است،پس حتما باید در دل طبیعت بگذرد.

البته اینجانب هیچ مشکلی در این نمی بینم که هرگاه انسان خواست تفرج کند،این کار را نکند.بلکه سخن بر سر این است که؛

1.آیا در سیزده فروردین طبیعت بهاری تر است؟

2.آیا بنای امور زندگی بر خرافه، ما را از داشتن یک زندگی توام با مسرت و برنامه ریزی محروم نمی کند؟

به نظر نمی رسد که طبیعت بهاری یک روز قبل و بعد از سیزدهم فروردین با هم تفاوت چندانی داشته باشد ،بلکه با توجه به انباشت مردم در دامان طبیعت آلودگی زیست محیطی بیشتر هم می شود.

از سوی دیگر مگر نه این است که چون این کار یک رسم فرهنگی از دیرگاه است بدان عمل می شود.

البته دلیل تاریخی هم می شود اقامه کرد که بنده در اینجا قصد ندارم به آن فاز وارد شوم.

خیلی از فرهنگ های ملل ایام خاصی را نحس می دانند و تلاش دارند که آن ایام را جوری برگزار کنند که خسارت وارده به آنها کمتر باشد.

در یک بینش دینی خداوند هیچ روزی را منحوس نمی داند ؛مگر روزی که در آن روز به واسطه  تکذیب بندگان خداوند از آسمان عذابی را نازل فرموده باشد.

خداوند پس از ذکر تکذیب حضرت هود(ع) بوسیله قوم عاد، بیان می دارد که خداوند عذاب خود را در شکل تندبادی پر سر و صدا و هراس انگیز و بسیار سرد در هفت روز و شب پی در پی بر سر آن قوم نازل کرد ،به گونه ای که آن انسانهای گناهکار را همچون ساقه درخت خرما از جا بر می کند و به گوشه ای می انداخت.(قمر/18-21)و(حاقه/6-8).

فرزانگانی که درخت خرما را دیده و یا در مورد آن دانش دارند می دانند که ریشه درخت آن چنان در زمین محکم می رود که بادها و طوفانها نتوانند آنرا از جا برکنند،در حالی که تندباد عاد چنان بود که این مردم را ولو همچون آن درختان در جاهای محکم و استوار بسر می برده اند می کنده و هر یک را به گوشه ای می انداخته است که توصیف شدت عذاب است.

خداوند روزی را که این حادثه رخ داد به عنوان روز نحس یاد می کند(انا ارسلنا علیهم ریح صرصرا فی یوم نحس مستمر)(قمر/19).

استاد راغب اصفهانی در مفردات الفاظ قرآن در مورد واژه نحس می نویسد:

«قوله تعالى: }يرسل عليكما شواظ من نار ونحاس{ [الرحمن/35] ؛نحاس آتش بدون دود است و  از نظر رنگ، مس زرد به نحاس  تشبیه شده است.

-     ونحس: ضد سعادت است، خداوند می فرماید: }في يوم نحس مستمر{ [القمر/19]، }فأرسلنا عليهم ريحا صرصرا في أيام نحسات{ [فصلت/16].

-        گفته شده: امور شوم .

-         وگفته شده: بسیار زیاد سرد .

-        اصل نحس آن است که افق را به گونه ای قرمز کند که مانند آتش بی دود شود.

-        یا: از وجه شوم بودن  ، آتش بدون دود می شود.»

با توجه به این معانی روزهای نحس از نظر خداوند روزهای عذاب است و عذاب نحس هم در مورد عاد به آن خاطر روی داد که آنان در روی زمین به ناحق بزرگی فروختند و خود را بالاتر از آن دیدند که حقیقت را بپذیرند و ایمان بیاورند و گفتند که چه کسی از ما قدرت بیشتری دارد؟

فاما عاد فاستکبروا فی الارض بغیر الحق و قالوا من اشد منا قوه، اولم یروا ان الله الذی خلقهم اشد منهم قوه و کانوا بایاتنا یجحدون(فصلت/15).

پس :

فارسلنا ریح صرصرا فی ایام نحسات لنذیقهم عذاب الخزی فی الحیوه الدنیا و لعذاب الاخره اخزی و هم لاینصرون(فصلت/16).

 

عذاب به منکران و مکذبان می رسد و مومنان به لطف خداوند در امنیت خواهند ماند و اصلا  یکی از وجوه ایمان آن است که ما همیشه تفال داشته باشیم و به امور از زاویه خوش بینی بنگریم زیرا هرچه که از دوست رسد نکوست.

در بینش دینی حتی بلاها وسیله ای برای رشد و تزکیه مومنان به شمار می روند.

بنابراین بهتر نیست با اخلاق مومنانه با روزهای خداوند مواجه شویم و امور زندگی خود را بر خرافات بنا نکنیم.چه بسا بسیاری از کسان که در این روز و روزهای دیگر امور زندگی خود را بر روی اوهام و خیالات استوار می سازند بسیار شکننده تر از کسانی باشند که برای هر روز خود برنامه ای متناسب با آن روز طرح می کنند و با توکل به خدای پاک حرکت می کنند.

خداوند هرگز کاروانی را که با اتکا و امید خوبی بسوی او در حرکت است اذیت نمی کند.

 

مراجع:

1. قران کریم.

2.تفسیر نور استاد خرمدل.

3.مفردات راغب اصفهانی.

ارسال در تاريخ یکشنبه سیزدهم فروردین 1385 توسط عبدالغفور

نه؟!...به هیچ وجه

 

نه،به هیچ وجه منظورم این نیست که برای اهداف ،در زندگی برنامه ریزی نکنیم.همه ما هنگامی که به چیزی احساس نیاز کردیم موظف به آنیم که با در نظر گرفتن شرایط موجود برنامه ریزی کنیم تا به چیز مورد نظر خود دست یابیم.

اما در اینجا می خواهم به چیزی توجه کنیم که اگر با تمام وجود چیزی را خواستیم،آنگاه خداوند همه زمینه های لازم برای رسیدن به آن هدف را در اختیارمان می گذارد.چیزی که کویلو در کتاب کیمیاگر آنرا به این صورت توصیف می کند که« کاینات همه چیز را برای ما فراهم می کند.»

 اگر کاینات همه چیز را فراهم می کند به خاطر آن است که خالق کاینات خداوند است و چون خداوند به او امر کند،هرگز سرپیچی نمی کند.

اصلا برای خداوند فرق نمی کند که ما چه بخواهیم،زیرا در این زمینه به ما اختیار داده است،پس از انتخاب است که خداوند شرایط لازم برای رسیدن به آن هدف را برای ما مهیا می کند.

پس اگر ما انتخاب کردیم و گمان بردیم که آن انتخاب درسترین انتخاب است در حد توان خود باید برنامه ریزی کنیم و برای این کار از استادان فن و مشاوران شفیق بهره مند شویم.پس از این ،کارها خودش ردیف می شود.

چه خوب است که انتخاب های ما آن چیزی باشد که خداوند راضی شده و دوست دارد که ما آن چیز را انتخاب کنیم،در آن صورت چون همیشه خداوند برای بندگان خود خیر می خواهد می توانیم تصور کنیم که دستیابی ما به آن هدف دیگر حتمی است،خواه در این دنیا باشد و یا در آخرت برای  مصلحت بهتر به آن دست می یابیم.

ارسال در تاريخ جمعه یازدهم فروردین 1385 توسط عبدالغفور

از دلها وارد می شود..

 

هنگامی که رسول اکرم(ص) با یارانش در جریان فتح مکه وارد این شهر شد ابوسفیان و همسرش هند از پنجره خانه خود این ورود پرشکوه را تماشا می کردند.

صدایی آمد:..ای مردم هرکس به خانه ابوسفیان برود در امان است.

این صدا که از سوی یکی از یاران محمد(ص) به نقل از او بر می خاست فضا را شکافت و بر قلب ابوسفیان نشست.

ابوسفیان نیک دریافت که با آن همه دشمنی که او و مکیان بر علیه این پیامبر انجام داده بودند اینک رسول خدا حرمت  بزرگ و اشرف مکیان را پاس می دارد.همان حرمتی که ابوسفیان آنرا با ثروت و احتشام به دست آورده بود.

ابوسفیان مردی اندیشمند بود و درک کرد که اسلام چه می کند...

هند گفت:..ببین ..چگونه وارد می شود؟

ابوسفیان در جواب گفت: هند! او از در و پنجره ها وارد نمی شود بلکه از راه قلوب وارد می شود و این ورود او را جاودانه می کند.

ما در روش زندگی خود اشتباه کردیم،خدایانی را پرستیدیم که از خود ما کمتر بودند!

اینک 1400 سال از آن ایام گذشته است،دیگر محمد(ص)در میان ما نیست،اما در دلهای ما مانده است..آخر مگر می شود که کسی یا چیزی وارد قلب بشود و بعد بیرون برود،مگر آنکه چیز با ارزشتری نزول اجلال کند...و براستی گرامی تر و با ارج تر از محمد(ص)کیست که آن را وارد قلب کنیم..حقا که مادر نزاده است.

اینک او در قلبی است که فرودگاه رحمان است و تنها چیزهایی برآن می نشیند که خدایی باشند...ومحمد(ص) چون پیامبر خداست بر آن می نشیند.

محمد هرگز از دلها نمی رود زیرا محبت ما نسبت به او از جنس ماده نیست،روحی است که نسل اندر نسل از همان صدر در سینه ها ی مسلمانان چرخیده است و به ما رسیده است.

راهی هم برای بیرون کردن او از دلهاوجود دارد که خود به ما نشان داده است و آن این است که برخی از ما گردن برخی دیگر را بزند و حرمت خونها را پاس ندارد...کاری که بسیاری بوفور آن را انجام می دهند..هرچند بدان صبغه دینی داده شود،این فریب آن را از ماهیت ننگین خود خارج نمی کند...کاری جاهلانه که رنگ جامعه پیش از اسلام را دارد .

روز وفات آن صدر صدور،روزی است که ما باید مهر خود را نسبت به او تجدید کنیم..یا ایها الذین امنوا امنوا..

باید بدانیم که به صرف کنگره و همایش و فضا سازی ظاهری نمی توان محبت او را وارد دلها نمود مادامی که بر راه او گام نمی گذاریم وبر طریق او عمل نمی کنیم،پس با اخلاق او ،او را وارد دلها کنیم که این ورود پایدار است.

ارسال در تاريخ پنجشنبه دهم فروردین 1385 توسط عبدالغفور

سالی که نکوست..!!

 

از قدیم گفته اند ،سالی که نکوست از بهارش پیداست.گمان نمی کنم که این قاعده صد در صد صدق کند،چرا که ما ممکن است بهار پر گل و سبزه ای داشته باشیم اما پس از آن یک خزان زودرس بسیاری از رشته ها را پنبه کند. خوش یمنی و تفال تنها به طبیعت فیزیکی ربط ندارد ،بلکه به این هم وابسته است که پس از بهار اوضاع و احوال چگونه باشد و در چه اهوالی! بیفتیم.

ما برای همه زندگان آرزوی خوشبختی و نو شدن پی در پی می کنیم،اما آرزوها همیشه به تحقق نمی پیوندند و چه بسا ممکن است به کانالی دیگر بیفتند.

حقیقت امر آن است که همه امور ریز و درشت هستی در دست توانای قادر مطلق،پروردگار اوضاع و احوال است و هرگونه که بخواهد امور را می چرخاند،حالها را دگرگون می کند،روزها را نوروز می سازد،قلب ها را متقلب می کند،فکرها  و اندیشه ها را تغییر می دهد و به طور خلاصه آنچه می کند که می خواهد.

اگر بهاری پرباران داشته باشیم،البته که می توانیم امیدوار باشیم که بساط گل و بستان،فرش خواهد شد و عروس طبیعت خود را برای ما خواهد آراست و با هزار غمزه و ناز عشوه گری خواهد کرد،اما خش ها و خشونت های طبیعت ما روی ماه آن عروس را خواهد خراشید و بهار آزار خواهیم شد و دیری نمی پاید که آنچه شایسته و بایسته دلبستگی است به محاق خواهد افتاد.

چگونه از بهار نارنج کام می گیریم در حالی که،لطافت طبع نداریم و گوش مناسب برای شنیدن آواز بهار نپرداخته ایم.باید که لیاقت بهار را داشته باشیم تا ما در کنار بهار و او در کنار ما بیاساید.

چقدر دوست دارم که که در این ایام گل صدبرگ،که چشم هزار به دهان گل خیره مانده است و جوی و کوی جویای صدنام و یاد است ،از فرش به عرش صعود کنم و مهربانی و لطف حضرت دوست را نظاره کنم و در ژرفنای حسنای او بیندیشم تا آنچه را که مناسب با این بهار و رحمت است در خود ساری و جاری کنم.

الرحمان..الرحیم..القدوس..السلام..المومن..الخالق..الباری..المصور..الحکیم..و در یک کلام همه جمال را.

 

رحمان و رحیم است که زمستان سرد را از ما ستانده است و بهار زیبای پرطراوت را با هزار نعمت محسوس و نامحسوس ارزانی داشته است.

قدوس است که در این کار پرنقش و نگار،نگاره هایی زده دلنواز با هر آنچه در تصور است و نیست از هنر،بی سر سوزن کوتاهی که فکر می کنی دیگر بهتر از این نمی شود.

سلام است که آرامش و سلامتی به واسطه انعام بهاری به زمینیان می رسد که هم محیط بهداشتی است وم روح و روان را تندرست گردانیده است.

مومن است که اعتماد و یقین و اطمینان را در طبعت پخش کرده است.

خالق است که این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود زده است و باری است که از هیچ ،بود کرده است.

مصور است که هزار گل به هزار رنگ،هزار پرنده به هزار آوا،..و هزار هزار به صورت آورده است و صورتگری نموده است.

حکیم است که در میان فصول ،بهاری قرار داده است که در آن هوا معتدل،آب فراوان و زمین با آسمان در صلح است و هرچیز دقیقا بر اساس همان چیدمان خداخواسته است.

..و دیگر همه چه بسیارند اسمای جمال که اخلاق بهاری خداوند را در آینه آنانان ادراک کنیم و خلق خود را با اخلاق خدایی او رنگ کنیم..که..صبغه الله و من احسن من صبغه الله...رنگ..و چه رنگی نیکوتر از رنگ خدا.

پس شود که ؛

1.در این بهار دل انگیز دل افروز مهربانی ها را به علاوه و کدورت ها را منها کنیم که تفریقی مبارک و میمون است.

2.کاردرست باشیم و هم،عمل خود را تا سرحد اتقان و استواری بالا بکشیم.

3.به همدیگر سلام کنیم و کوی و برزن را پر از ندای الرحمان کنیم که سلامتی در رفتار و سخن موج بزند.

4.به ابداع رو آوریم و در این سال جدید،فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم؛نه یک طرح و بلکه طرح هایی که مبتکرانه جنبه های مختلف زندگی مان را در برگیرد.

5.محیط خود را تا جایی که مقدور است زیبا سازیم و نقش هایی بدیع در روح و جان بیفکنیم و به هنرمندان ارج بگذاریم که کارشان تصویر سازی است  و تصورات آدمی را پروبال می دهد تا بر دوست به پرواز آید.

6.هر کاری را درست در زمان و مکانش انجام دهیم تا حال غمدیده مان به شود و آن سر شوریده به سامان آید.

 

مجال اندک است و حوصله ها کم و الا می توان سر رشته را گرفت و از همه صفات جمال بهاریه در آورد و هم در جان خود پیاده کرد.

پس آن مثل پارسی را این گونه اصلاح می کنم که؛

سالی  نکوست که،با آن نیکویی که خداست و به نسب بندگان خوب است آغاز شود تا بهاری پدیدار گردد که الحمد و المنه به تاراج خزان نرود و بلکه بهار پشت بهار و گل در پی گل و مهر در پی مهر و نفس اندر نفس ریه ها را از اکسیژن حیات بخش  پر کنیم و هرگز مبادکه سردی و برف ما را اسیر خود کند.

ارسال در تاريخ سه شنبه هشتم فروردین 1385 توسط عبدالغفور