تبليغاتX
اسلام
اسلام
اسلام دقیقا عملکرد مسلمانان نیست بلکه برنامه ای است ربانی که مسلمانان بایدخود را با آن تطبیق دهند

علم در اسلام

دین اسلام هیچ گاه رودر روی علم نایستاده است و بلکه به گردآوردن و تلاش نسبت بدان تشویق نموده است . ما در تاریخ تمدن اسلامی هیچ گاه در مقابل گالیله نایستاده ایم تا بگوییم که نه زمین کروی نیست.مدنیت اسلامی در تاسیس و تداوم خود همواره بر تلاشهای صادقانه عالمان تجربی و دینی صحه گذاشته است و هیچ گاه آنها را تحقیر نکرده است. کاری به این ندارم که در دورانی که عرفان گرایی افراطی و تصوف بیمار بر گرده جان تمدن اسلامی سوار شد و شد آنچه نمی باید شد و بدین ترتیب سالهای سال کتابهای ابن سینا که در دانشگاههای اروپا تدریس می شد  به کناری نهاده شد. شکوفایی علم در اندلس اسلامی چنان گردیده بود که شانجه پادشاه لیون در سال 960 میلادی به منظور معالجه بیماری صعب العلاج خود به نزد پزشکان مسلمان قرطبه رفت. ذر همان زمان راهبی به نام جربرت به اسپانیا رفت تا در نزد مسلمانان علوم طبیعی و ریاضی بیاموزد.مردم فرانسه فکر می کردند وی مردی ساحر است...ببینید تفاوت ره از کجاست تا به کجا.

البته استاد ندوی در کتاب گران سنگ خود بنام حدود خسارات جهان با انحطاط مسلمین پرده از سر این مشکلات برداشته است که من قصد ندارم در این مجال کوتاه به ذکر آنها بپردازم.به همین بسنده می کنم که ما  وقتی جایگاه رفیع خود را در علوم از دست دادیم که دنیا در نظرمان بصورت افراطی کم ارزش شد و فلسفه هستی خود را به فراموشی سپردیم و امید واهی به آخرت در ما رشد بیمارگونه ای یافت. استاد محمد قطب در مفاهیم بنیادی اسلامی به ذکر و تشریح مفاهیمی پرداخته است که در فکر و ذهن مسلمانان دگرگونه برداشت شدند و عملا در صحنه زندگی دنیا و آخرت مسلمانان آن رفعت گذشته را از دست دادند.

در زمانی که غرب مدرنیته خود را با توجه بیمار گونه به عملکردهای انسان و دید اگزیستانسیالیستی او شکل می داد ما کورکورانه همه اختیار خود را به بالا سپرده انگاشتیم و توانایی ها و استعدادهایی را که خداوند به منظور خلافت و عمارت زمین در ما به ودیعه نهاده بود مهمل گذاشتیم و با کمال تاسف و تاثر شد آنچه نمی باید شد.

قصدم  به هیچ وجه تخطئه تلاشگران نیست.از تمدن اسلامی میراثی به جا مانده است که بسیار غنی است و در هر زمانی توان بازسازی خود را دارد.اینک در جهان اسلام تلاشهایی در حوزه معرفتی در کار است که شکوه اندیشه و علم پویای اسلامی را به آن جایگاه شایسته خود برگردانند و طرفه اینکه این پژوهندگان اکنون در جهان پراکنده شده اند و بقول یکی از نویسندگان اینک خورشید اسلام از غرب در حال طلوع کردن است.

ارسال در تاريخ دوشنبه سی ام آبان 1384 توسط عبدالغفور

برکه علم

همانطور که اشاره کردم اطلاعات زمانی با ارزش خواهند بود که به علم تبدیل شوند.اما براستی علم چیست؟

در زبان فارسی و عربی این واژه به همین صورت بکار می رود اما در انگلیسی واژهKNOWLEGE یاSCIENCEرا برای آن بکار می برند.

دکتر سروش در کتاب علم چیست؟فلسفه چیست؟ در ذکر معانی علم می گوید:معنای اصلی و نخستین علم دانستن در برابر ندانستن است و به همه دانستنیها صرف نظر از نوع آنها علم می گویند.مثل ؛اخلاق،ریاضیات،فقه،دستور زبان،مذهب،زیست شناسی و نجوم. علم در معنای دوم خود به دانستنی هایی اطلاق می شود که از طریق تجربه مستقیم حسی بدست آمده باشد،در اینجا علم در برابر جهل قرار نمی گیرد.اخلاق،متافیزیک(دانش احکام و عوارض هستی مطلق)،عرفان(تجارب درونی و شخصی)،منطق(ابزار هدایت فکر)،فقه،اصول و بلاغت و....همه بیرون از معنای دوم علم هستند.

همانگونه که ملاحظه می شود وقتی صحبت از علم می شود تنها چهار علم اساسی فیزیک،ریاضی و زست شناسی و شیمی مود توجه اند . ویژگی عمده این علوم تجربه پذیری(EXPERIMENTION)آنهاست.

بد نیست در اینجا به نکته ای اشاره کنم و آن این است که تجربیات علمی مشتمل بر حذف و تغییر عوامل است،از اینرو عوامل غیر مادی مانند روح،خدا ،شیطان و یا ملائکه یا جهان آخرت را از این طریق به اثبات نشست یا بصورت اصلی علمی مورد کنکاش قرار داد زیرا خدا یا روح را نمی توان حذف یا تغییر داد و اثرات آنرا مورد تجربه قرار داد.

در قران اما بحث از علم هیچ گاه بصورتی که بیان مفرد یا جمع واژه باشد بکار نرفته است و بلکه بصورت وجه مصدری در جای جای کلام الهی بکار رفته و بنظر می رسد بسیار با مفهوم حکمت که در پی خواهد آمد نزدیک باشد.

خداوند بیشتر با...لایعلمون  به ذکر موضوع پرداخته و از پروسه ای که ما را به حقیقت می رساند بحث کرده است.به نظر می آید بیان فرایند؛ دینامیک بودن روند رسیدن به کنه هر چیز باشد که بدینوسیله خداوند از ما می خواهد با استفاده از ابزارهای شناخت(سمع و بصر و فواد)ما ترکیب اطلاعات را انجام دهیم تا به یکی از مراتب سه گانه یقین یعنی علم الیقین،عین الیقین و حق الیقین برسیم.

علم نعمتی اولی است که بعد از ذکر رحمانیت و نتیجه آن بر بشر به او داده شده است(الرحمن .علم القران) و از نخستین الطاف الهی به آدم آموزش اسماء است. جالب است که منظور از این علم فربه سازی اطلاعاتی نیست و بلکه ایجاد خشیت است(انما یخشی الله من عباده العلماء)با این حساب بسیاری که حتی دارای اطلاعات فراوان اند در نزد خداوند عالم بشمار نمی روند.

ارتباط علم با اطلاعات آنست که ما باید اطلاعات را با همدیگر ترکیب کنیم و در اثر امتزاج آنها و پردازش داده ها چیزی را تولید کنیم که علم نام دارد.

ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و نهم آبان 1384 توسط عبدالغفور

قدرت  و اطلاعات

 

در حال حاضر گفته می شود 80 درصد اطلاعات در دست 20 درصد افراد است و این 20 درصد همانهایی هستند که بر افکار عمومی 80 درصد جامعه ها حکومت می کنند. در جهان امروز ما به هیچ وجه تقیسم اطلاعات و دسترسی ملل به اطلاعات یکسان نیست و یکی از ابعاد جهانی سازی در بعد ارتباطات مواصلاتی(COMUNICATION) این است که اقلیتی ازملل پیشرفته برای پیشبرد سیاست،فرهنگ،اقتصاد و سلطه ؛جریان آزاد اطلاع رسانی را محصور به استفاده شخصی نموده اند.میکروسافت این غول افسانه ای را ببینید که چگونه اطلاعات را شیفت می دهد یا اینکه آمریکا تنها 60 درصد ارتباطات رسانه ای را در اختیار دارد.کلیه اطلاعات از سرتاسر جهان به آنجا چون رودی رهسپار است تا پس از پردازش و تولید علم در جای مورد نیاز قدرت بکار رود.

این است که بدست آوردن اطلاعات کار هرکسی نیست و این رقابت سیاسی – اقتصادی را به مراتب دشوار می کند.نتیجه امر انحصاری بودن اقتصاد سرمایه داری و سلطه سیاسی بعنوان اهرم فراهمی گردش پول است.

این است که هر از چند گاه کنفرانس های بین المللی در جهت ساماندهی گردش اطلاعات صور ت می گیرد اما از آنجایی که بنما به همان منطق چیره جویانه و در خدمت استعمار است عملا هیچ سودی برای کشورهای جهان سوم و حتی در حال توسعه ندارد.

این ادبیات مونولوگ(MONOLOG) در مقابل ادبیات دیالوگ(DIALOG) خطری است که تولید علم وحکمت را در جهان تهدید می کند.بطور مثال انحصار گرایی میکروسافت باعث بوجود آمدن لینوکس شد که در واقع هم گامی در جهت امنیت شبکه به شمار می رود و هم باعث تقویت هرچه بیشتر انفورماتیک و نرم افزارهای مربوطه خواهد شد.

یک جانبه گرایی و تمامیت خواهی در عرصه اطلاعات با خویشاوندی و برابری جهانی و در نتیجه با حقوق اساسی بشر در تضاد است و باید که کشورها به سمت وسوی برادری در به اشتراک گذاشتن اطلاعات پیش روند.

در اداره اینترنت( Working Group on Internet Governance (WGIG) )طبق آنچه که در کنفرانس قبلی لحاظ شد این مصوبه ها از تصویب گذشته است:

1.مجلس جهانی اینترنت تاسیس می شود که اعضای  آن از حکومت ها تعیین می شوند.

2.تنها اقدامات تقویتگر هئیت ایکان( ICANN ) آمریکایی که در مورد اینترنت تخصص دارد معتبر است.

3.این اداره تحت نظارت ملل متحد نمی باشد.

بدین ترتیب ایکان اتاقی خواهد بود که همه مناقشات در مورد اینترنت در داخل آن خواهد چرخید و حکومت ها و موسسات ربوی و عمومی در آن مشارکت خواهند داشت.

لازمه گردش آزاد آن است که هر دولت از دول جهان به رسمیت شناخته شود و اطلاعات به زبان آن کشور هم نشر یابد و تنها ایکان تصمیم گیرنده نهایی نباشد.

                                                             تمام نشده...

ارسال در تاريخ شنبه بیست و هشتم آبان 1384 توسط عبدالغفور

                    

سرسام اطلاعاتی

 

تراکم اطلاعات و انباشت آن در جهان امروز نوعی دریای اطلاعاتی پدید آورده است که با تایپ تقریبا هر واژه ای در google دستکم چندین صفحه در شبکه عنکبوتی نمایان می شود و اتفاقا یکی از دلایل سرسام هم این است که کاربران لینک در لینک مطلب می یابند ،بگونه ای که آن سرش نا پیداست.اخیرا در جایی خواندم که روزانه بیست میلیون صفحه به وب افزوده می شود.این اطلاعات زمینه های مختلفی را در بر می گیرد.بسیاری از دوستان و برادران ما اسیر جاذبه های اطلاعات(INFORMATION)چنان قرار  می گیرند که وقتی به ساعت نگاه می کنند متوجه می شوند که چه زمان زیادی را از دست داده اند و چه هزینه گزافی از جهت از دست دادن منابع و فعالیت های دیگر پرداخته اند.

اطلاعات یا داده چیزی است که از محیط به وسیله سه فاکتور اساسی گوش،چشم و قلب(مرکز احساسات و ادراکات در مفهوم دینی) دریافت می شود.

سلسله مربوط به اطلاعات شامل منبع تولید اطلاعات،کانال ارتباطی و گیرنده می شود که اختلال در هر قسمت موجب نارسایی در دریافت اطلاعات می شود.

در منبع باید دانش لازم جهت تولید داده(DATA)موجود باشد.این اطلاعات شامل متن(TEXT)،صدا(VOICE) و تصویر(PICTURE) است.  در قسمت کانال ارتباطی ما محتاج تکنولوژی انتقال هستیم تا بتوانیم پیام مورد نظر را بفرستیم مثلا؛اینترنت،کامپیوتر،تلویزیون،کتاب،مجله و....

در گیرنده مخاطبان مورد نظر هستند که باید بدانیم اطلاعات را چگونه به خورد آنها بدهیم یعنی به نوعی هنر اطلاع رسانی و سطح بندی مخاطبان.

اما این اطلاعات زمانی مفید خواهند بود که تبدیل به دانش یا علم(KNOWLEGE) و در مرحله بعد به حکمت(WISDOM) تبدیل شوند.

                                                                         ادامه دارد

                                                          

ارسال در تاريخ جمعه بیست و هفتم آبان 1384 توسط عبدالغفور

خدای خوب من!

در خوابهای کودکی خود چیزی را گم کرده بودم،فکر کردم که تو شادی و لبخند کودکانه من هستی پس لبخند زدم و خوشدل بازیهای کودکانه کردم.

کمی که بزرگتر شدم ،فکر کردم که تو لذت تقسیم محبت هستی پس به عشق رو آوردم و همسری برگزیدم،دلی را سوزاندم و دلم را لرزاندم!

بزرگ که شدم گمان رجعت دوباره در من پدیدار گشت و فکر کردم که تو کودکی من هستی پس حریم مهرورزی را تا سرحد کودکی کشاندم وگونه های معصومانه دخترکم را بوسیدم!

من به تکامل خود ادامه می دادم ،تا اینکه در چهل سالگی به این نتیجه رسیدم که برای آنکه همیشه در عالم من  تجلی کنی باید به جای بزرگ شدن کوچک شوم و خود را در پیش پای تو قربان کرده،ذلیل سازم پس دست به نیایش برداشتم!

ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384 توسط عبدالغفور

عقاد مرد اما رسول الله می ماند

 

بار دیگر مردی بزرگ که اشک شوق و مهر به رسول خاتم در دل می نشاند و رحمت او را توصیف می نمود در جریان اقدامات خشونت گرایان دار فانی را وداع گفت. کمتر کسی است که فیلم محمد رسول الله(الرساله)را دیده باشد و به کارگردان آن آفرین نگفته باشد.عقاد البته کاری دیگر هم ارائه داده که مستوجب تقدیر است و آن هم فیلم عمر مختار است.البته شنیده ها حاکی است که پروژه فیلم صلاح الدین او ناتمام مانده است.

امثال عقاد اندکند وبسیار باید بگذرد تا زاده شوند. در جهانی که تسلط رسانه ای چنان است که افکار و بینش ها بوسیله رسانه ها تعیین می شود و این رسانه ها بر ایمان و زندگی مردم جهان چمبره زده اند کار دینی در قالب فیلم اقدامی بسیار حیاتی جلوه می کند.

اینک به یمن تجهیزات سینمایی و توانایی های انیمیشن سازی و تروکاژهای سینمایی-رایانه ای بسیار از امور ناممکن که زمانی رویا گونه بودنداینک به تحقق پیوسته و به جامه عمل رسیده اند. نگاهی به فیلم های علمی تخیلی که در این سالها توسط هالیوود ساخته شده است موید همین امر است.

اینکه هنرمندان مسلمان مفاهیم و تاریخ پر افتخار اسلامی را به تصویر بکشند و با زبان و ادبیات امروز با جهان سخن گویند امری است بسیار درخور تقدیر و گاهی بیشتر از دعوت به شکل های دیگر کار می کند.

چه خوب است که هنرمندان مسلمان با درک جایگاه مسلمانان و بهره گیری از صنعت رسانه ها و سینما طرحی در افکنند و از این طریق به تبلیغ و زیباسازی چهره دین بپردازند.

هنر اسلامی زمانی رشد شایسته و بایسته خود را خواهد یافت که سرمایه گذاران مسلمان در این بخش سرمایه گذاری کنند چون صنعت سینما صنعت پرخرجی است. هالیوود که عمده آن با سرمایه های یهود اداره می شود در گسترش دادن مفاهیم یهودی-صهیونیستی توانسته است نقش موثری را ایفا کند و افکار عمومی را در جهت اهداف سلطه جویانه آنان بر جهان پیش ببرد.

اما در جهان اسلام امروز عقاد قربانی اقدامات تروریستی می شود تا عقده های فرو خورده کسانی که با دین و آئین ما مشکل دارند و یا هم درک درستی از فرایند حاکمیت اسلام بر جهان ندارند به تحقق بپیوندد.

آنها چه تصور و تصویری از حاکمیت دارند ؟آیا گمان می کنند که بدین ترتیب اسلام حاکم و عدالت اجرا خواهد شد..البته که چنین نخواهد شد و بلکه بیشتر چهره اسلام مشوش خواهد شد.

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384 توسط عبدالغفور

پدیده حرام خوری

 

هر چیزی که تبدیل به یک پدیده بشود دارای یک سری مشخصات و پارامترهای مخصوص به خود است و آنرا در نزد بقیه مثال زدنی می کند زیرا تا اشتهار یک امر به عموم نرسد پدیده به شمار نمی آید.بطور مثال از پدیده های موجود در هستی می توان پدیده بارندگی را نام برد که با یکسری فعل و انفعالات درونی و نامحسوس وبیرونی محسوس مشخص می شود و از دیگر سو با پدیده های همجوار و مرتبط یا بعبارتی دیگر همسو هماهنگ است.در بارندگی پدیده های باد،آب و خداوند ذات موجد پدیده ها دخیل اند که به هم به شکل طولی و عرضی چرخه آب را در قالب یک شبکه سازمان می دهند.

حرام خوردن هم تا زمانی که در بطن لایه های اجتماعی نرود و انگشت به دست نگردد مشهور نیست.در این شرایط قبح آن باید چنان بشکند که چرخه آن بصورت شبکه هایی هلالی و ارتباطی وب مانند به منصه ظهور برسد.

حرام در گام اول و آخر عامل اساسی ایجاد فساد در جامعه است و این تنها منحصر به فساد مفاهیم نمی شود بلکه روابط ملموس بشری و الهی را در بر می گیرد. آنگونه معانی را مسخ می کند که کسی فکر نمی کند که این کار حرام است و هر کس خود را مصلح می داند نه مفسد.همانگونه که خداوند از زبان منافقین عبارت (..انما نحن مصلحون) را بکار می برد تا نشان دهد که در بر گیرندگی فساد ناشی از نفاق چنان گشته که حتی برای خود مفسدان(الا انهم هم المفسدون ولکن لا یشعرون)امر مشتبه شده است و در عبارتی دیگر گمان می کنند که صاحبان نیکوترین کار و صنعت هستند(...الذین یحسبون انهم یحسنون صنعا).این امر بسیار خطرناک است و مانند خوره همانگونه که اشاره کردم علاوه بر بینش ها منش ها را هم در می نوردد و جامعه را در گردابی می اندازد که همه روابط بر مبنای حرام چرخ می خورد.در جامعه ای که حرام رواج داشته باشد نمی توان عدالت را برقرار کرد زیرا همانگونه که در پی خواهد آمد میان ظلم و کار حرام رابطه مستقیم  وجود دارد.

نتیجه منطقی این امر از دست رفتن امنیت و شکل گرفتن چیزی پوشالی به اسم امنیت و بقول یکی از اساتید رفتن امنیت به اغما می باشد. از دست رفتن امنیت در جنبه های مختلف صورت می گیرد. از وجه جامعه شناختی امنیت فردی-انسانی و اجتماعی ناکارآمد می شود و از سوی دیگر از وجه جغرافیایی امنیت ملی و جهانی دستخوش ترکتازی و غارت می شود. از وجه جنسیتی هم امنیت در دو جنس مرد و زن دچار آشوب می گردد.از نظر روحی روانی هم امنیت رخت بر می بندد و هر کس به این گمانه می افتد که تا مرتکب کار حرام نشود کارش به سرانجام نمی رسد و نوعی دوگانگی شخصیتی ریا گونه در افراد شکل می گیرد که در خطرناکترین وجه خود به شرک منتهی می شود.البته که ظلم هم پیامد بعدی بهم خوردن امنیت در شکل های مختلف است.از وجه ارتباطات و دنیای مجازی(اینترنت)هم امنیت به هم می خورد که اگر رد پای همه آنچه را که به عنوان ویروس و...در این شبکه وسیع به جان ایمان آدم می افتد بگیرید سر از باشگاه حرام کاران در خواهد آمد.

دیگر هیچ کس به کس و یا چیز دیگر مطمئن نیست.از دست رفتن اعتماد و اطمینان به یک کار یا کس آشوب بزرگ در می افکند  وتا سرحد مسخ شدن وبیماریهای روحی روانی و رونق بساط امور خرافی و رمالی و ...پیش می رود .با توجه به سرزنش های نفس لوامه و حتی گاهی به خاطر خدعه، فرد به ظاهر متدین گمان می کند که با صدقه دادن حرام ،مردم و خدا از او راضی خواهند شد...زهی خیال باطل و وهم بی مقدار،چرا که خداوند چون پاک است جز پاکی را نمی پذیرد.

با این تفاصیل می توان گفت امنیت به مفهوم ایمان دینی چه نزدیک است و به همین دلیل هم بوده است که ایمان در گام اول شروع به اصلاح حرام کاری در روابط(خدا/انسان،انسان/انسان و انسان/محیط )نموده است و با اصلاح در این جنبه ها فساد از بین می رود و سایه سار آرامش گسترده می شود.

اما حرام از کجا شروع می شود؟

حرام در ابتدا در رابطه فرد با خالق حلال ها رخ می دهد و فرد رابطه خود را با خدا به ظلم بزرگ(شرک) می آلاید و البته که این کار بسیار موذیانه به همدستی شیطان صورت می گیرد طوری که شخص نمی فهمد که چکار دارد می کند.وقتی رابطه با خدا دچار فروپاشی گردید نوبت به مردم می رسد زیرا رابطه با خدا و مردم تقویتگر هم و زمینه ساز رسیدن به آن دیگری است.دیگر معیار روابط مختلف که خدا بوده از بین می رود و افراد فقط و فقط بر اساس دنیا و محوریت دادن به فانی و حطام دنیا و رها ساختن باقی و جاودانه آخرت فرصت طلب و منفعت طلب خواهند شد ؛در این صورت زمینه استعدادهای درونی در جهت مثبت فرو خشکیده و و در جهت منفی سامان می یابد. دیگر متخصصان بزرگ نخواهیم داشت چونکه آنها هر چه علم داشته باشند این علم منوط به صرفه مادی می شود و هرچیزی هم که یک عامل کنترل کننده مادی داشته باشد از رشد شایسته و بایسته خود برخوردار نخواهد شد.فرایند دیگری هم که رخ می دهد آنست که هیبت و ابهت متخصصان از دل فرو می افتد زیرا که اگر در قلبی هیبت آن عزیز برود دیگر هیبتی قدرت جایگزینی ندارد.

حال که به این نکته رسیدیم باید بگویم که طبق آموزه دینی که ؛چون خداوند پاک است و جز پاکی را نمی پذیرد هر امر حرام و غیر حلالی از جمله مهلکات انسان است و همانگونه که  اشارت رفت عامل تباهی و فروپاشی جامعه انسانی و اسلامی است.

                                                         نوشته:عبدالغفور گردهانی

 

منابعی برای جزئیات بیشتر:

1.               قرآن کریم/سوره مائده و انعام

2.               نشریه نامه.شماره43.بحث ماه تحت عنوان امنیت انسانی.

3.               کتاب حلال و حرام در اسلام نوشته دکتر یوسف قرضاوی.

4.        امنیت در اغما.نوشته مرتضی مردیها.

ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384 توسط عبدالغفور

تقدیر ميان قرآن و تراژدی

دکتر عماد الدين خليل

ترجمه:عبدالغفور گردهانی

    بیشتر تاکیداتی که قران کریم مطرح می کند نشان دهنده آنست که خداوند هیچ گروه،جماعت و یا حتی فردی را قبل از آمدن ترساننده و نشان دادن راه  و دادن فرصت لازم به منظور انتخاب و اختیار به میل خود عذاب نمی کند.سوی دیگر مسئله  آنست که باید شهوات آنها را به محل های باطل چنان بکشانند که بموجب عدل الهی که سیاست کامل و فراگیر سراسر هستی است  مستحق عذاب گردند... این شکل قرآنی مساله در جوهر خود کاملا مغایر با چیزی است که غربیان از زمان یونان تا قرن بیست و یکم در رابطه میان خدا و بندگان مطرح نموده اند...
(تقدیر)، در نگره آنان اصابت ضربه ای ناگهانی به پشت انسان است که در حین غفلت به او وارد شده است و همچنین نمایشنامه درام سنگین و غمناکی است که از الاهی در حال ترسیم برنامه های خبیثانه برای اسارت و بند کشیدن مهارتهای انسانی تنظیم گردیده است (تا با خدا هماوردی نکند)...قران به منظور رفع حیرانی از انسان رابطه میان مردم  وتقدیرشان را به جایگاه انسانی،منطقی و عادلانه پیوند می زند.

لو أردنا أن نتخذ لهوا لاتخذناه من لدنا إن كنا فاعلين (17) بل نقذف بالحق على الباطل فيدمغه فإذا هو زاهق ولكم الويل مما تصفون (18) (الأنبياء).(به فرض محال)اگر می خواستیم سرگرمی انتخاب کنیم،چیزی مناسب خود انتخاب می کردیم(و لهو و لعب خدایانه ای بر می گزیدیم) بلکه (ما چنین نمی خواهیم و)حق را به جان باطل می اندازیم،و حق مغز سر باطل را از هم می پاشد و باطل هرچه زودتر محو و نابود می شود. وای بر شما(ای کافران)به سبب توصیفی که می کنید(از بی هدفی جهان،و از افترائی که بر خدا و فرستاده یزدان می بندید).
    بیشتر از این هم قران کریم با وضوح ما را تبیین می کند. الله سبحان در قلب هرکدام از ما حجت وبرهان قرار داده است و در فطرت هر انسان در لحظه شروع حیات دلالت امر را به او نموده است و پس از این او را به حمل مسوولیت فرا خوانده است تا موافق با این امتداد باطنی او باشد...تا او به اتخاذ راهی بپردازد که او را به سوی الله راهنمایی کند بگونه ای که با تکوین ذاتی و استعدادهای اساسی فطری او هماهنگ باشد... بدین ترتیب اسلام بر موضعگیری مفتوح انسانی تاکید می نماید و تقدیر تراژیک استوار بر فریب و حدوث ناگهانی را رد می کند... این تاکیدی است که در موافقت و هماهنگی با هشدارباش ها واشارات درونداد هر انسانی صادر می شود،همچون شاهد آزادی که در ابتدا از سوی خود اوست و از جهت دیگر از طریق رسولان بسویش می آید.

وإذ أخذ ربك من بني آدم من ظهورهم ذريتهم وأشهدهم على" أنفسهم ألست بربكم قالوا بلى" شهدنا أن تقولوا يوم القيامة إنا كنا عن هذا غافلين 172 أو تقولوا إنما أشرك آباؤنا من قبل وكنا ذرية من بعدهم أفتهلكنا بما فعل المبطلون 173 (الأعراف)

(ای پیغمبر! برای مردم بیان کن)هنگامی را که پروردگارت فرزندان آدم را از پشت آدمیزادگان(در طول اعصار و قرون)پدیدار کرد و(عقل و ادراک بدانان داد تا عجائب و غرائب هستی را دریابند و از روی قوانین و سنن منظم و شگفت انگیز هستی،خدای خود را بشناسند و بالاخره با خواندن دلائل شناخت یزدان در کتاب باز و گسترده جهان،انگار خداوند سبحان)ایشان را بر خود گواه گرفته است(و خطاب بدانان فرموده است)که:آیا من پروردگار شما نیستم؟آنان(هم به زبان حال پاسخ داده و)گفته اند:آری! گواهی می دهیم(توئی خالق باری. ما دلائل و براهین جهان را موجب اقرار  واعتراف شما مردمان کرده ایم)تا روز قیامت نگوئید ما از این(امر خداشناسیو یکتاپرستی)غافل و بی خبر بوده ایم.یا اینکه نگوئید:نیاکان ما پیش از ما شرک ورزیدند و ما هم فرزندان آنان بودیم(و چون چیزی در دست نداشتیم که با آن حق را از باطل بشناسیم،از ایشان پیروی کردیم.لذا خویشتن را بی گناه می دانیم.پروردگارا!)آیا به سبب کاری که باطل گرایان(یعنی نیاکان مشرک ما که بنیانگذاران بت پرستی بوده اند)کرده اند ما را(مجازات می کنی و در روز رستاخیز با عذاب خود)نابودمان می گردانی؟

  فأقم وجهك للدين حنيفا فطرت الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم ولكن أكثر الناس لا يعلمون 30 (الروم).

روی خود را خالصانه متوجه آئین(حقیقی خدا،اسلام)کن. این سرشتی است که خداوند مردمان را برآن سرشته است. نباید سرشت خدا را تغییر داد(و آن را از خداگرائی به کفرگرائی،و از دینداری به بی دینی،و از راستروی به کجرویی کشاند). این است دین و آئین محکم و استوار،ولیکن اکثر مردم(چنین چیزی را)نمی دانند.
آیات سپس پی در پی می آیدو بر منحصر به فرد بودن نفس انگشت می گذارد و برای ما ذات دارای اصول و معانی را طرح می نماید.

من اهتدى" فإنما يهتدي لنفسه ومن ضل فإنما يضل عليها ولا تزر وازرة وزر أخرى" وما كنا معذبين حتى" نبعث رسولا 15 (الإسراء)

هرکس(به راه حق)هدایت یابد،راهیابیش به سود خودش است،و هرکس( از راه حق)گمراه شود،گمراهیش به زیان خودش است.و هیچ کسی بار گناه دیگری را بر دوش نمی کشد(و به جرم دیگری کیفر داده نمی شود) و ما(هیچ شخص و قومی را)مجازات نخواهیم کرد،مگر اینکه پیغمبری(برای آنان مبعوث و)روان سازیم.
(
وأن ليس للإنسان إلا ما سعى"
39 وأن سعيه سوف يرى" 40 ثم يجزاه الجزاء الأوفى" 41 )(النجم).

و اینکه برای انسان پاداش و بهره ای نیست جز آنچه که خود کرده است و برای آن تلاش نموده است.و اینکه قطعا سعی و کوشش او دیده خواهد شد.سپس(در برابر کارش)سزا و جزای کافی داده می شود.
إنا هديناه السبيل إما شاكرا وإما كفورا (3) (الإنسان).

ما راه را بدو نموده ایم،چه سپاسگزار باشد یا بسیار ناسپاس.
من كان يريد حرث الآخرة نزد له في حرثه ومن كان يريد حرث الدنيا نؤته منها وما له في الآخرة من نصيب 20 (الشورى).

(گروهی برای آخرت کشت می کنند و گروهی برای دنیا).هرکس که کشت آخرت را بخواهد،به کشت او فزونی و برکت می دهیم،و هر کس که کشت دنیا را بخواهد،مقداری از دنیا بدو می دهیم ،و دیگر در آخرت کمترین بهره ای ندارد.
ووفيت كل نفس ما عملت وهو أعلم بما يفعلون 70 (الزمر).

و به تمام و کمال سزا و جزای هر کاری را که انسان کرده است بدو داده می شود ،و خدا(از هر کس دیگری)بهتر می داند که آنها چه کارهائی می کرده اند.

خداوند بدانچه آنها می کنند آگاهتر است ..و این کلید تمام قضیه است .اغلب آیاتی که این موضوع را دنبال می کنندبر این مسئله تاکید دارند که: الله سبحان بر قلب انسان مهر ایمان یا کفر نمی زند مگر پس از آنکه نسبت به تکوین و کمیت و کیفیت قلب آگاهی ایجاد کند... این تکوین بر انسان امری اجباری نیست  بلکه نتیجه انتخاب آگاهانه متاثر از شرایط محیط  و وراثت ناشی از گذشت زمان بر محیط است...اصرار و تاکید قران مبنی بر جامعه اسلامی و ایمانی ملتزم و پایبند با عقیده درست ایمانی با خصوصیاتی چون امر به معروف و نهی از منکر وبرپایی حکم الله  به خاطر آن است که تلاش در جهت ایجاد محیط و جوی باشد که در آن امکان این باشد که در تعداد بیشتری از مردم و گروههای اجتماعی دوازه قلوب به حب و ایمان و خیر گشوده شود،و امکان تعامل فعال با شریعت خداوند وجود داشته باشد تا وجودشان و سیر حرکتشان به سوی چیزی باشد که خودشان می خواهند و آرزوی هر انسانی است.

ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و سوم آبان 1384 توسط عبدالغفور

اعمال عمر

 

ردیف

عمل

1

انجام فریضه حج در صورت توانایی

2

تهیه مسکن مناسب و ایجاد منبع درآمد پاک برای خانواده و فرزندان

3

حافظ کل قرآن ؛خودت یا یکی از فرزندان دختر یا پسرت

4

صدقه جاریه:ساخت مسجد،ایجاد مرکز سودمند،کاشت درخت،مهلت دادن به وام،کفالت یتیم،کمک ماهیانه به فلسطین،وقف در راه خدا،نشر علم مفید

5

ادای حقوق مردم،طلب بخشش از مردم

6

نوشتن وصیت شرعی و اطلاع همسر و فرزندان از آن،برخورد عادلانه با خانواده

 

 

چه زیباست که در هر لحظه نیت حرکت به وضعیت مطلوب را بکنیم و بیشتر با کتاب الله و سنت رسول الله و فرایض و نوافل ارتباط پیدا کنیم و تقوای الهی را در برخورد با مردم و همت بلند و زهد را در پیش گیریم و بر خلق خدا ستم روا نداریم و در هر جا مردم را بسوی دین خدا فرا خوانیم.

 

یا ایها الذین امنوا ارکعوا و اسجدوا و اعبدوا ربکم و افعلوا الخیر لعلکم تفلحون وجاهدوا فی الله حق جهاده هو اجتباکم و ما جعل علیکم فی الدین من حرج مله ابیکم ابراهیم هو سماکم المسلمین من قبل و فی هذا لیکون الرسول شهیدا علیکم و تکونوا شهداء علی الناس فاقیموا الصلاه و آتوا الزکاه و اعتصموا بالله هو مولاکم فنعم المولی و نعم النصیر(حج/78 و77)

 

ای کسانی که ایمان آورده اید!(برای آفریدگار خویش)رکوع(و کرنش برید،)و سجده کنید(و به خاک افتید،)و پروردگار خود را پرستش نمائید و کارهای نیک انجام دهید،تا اینکه رستگار شوید.

و در راه خدا جهاد و تلاش کنید آن گونه که شایسته جهاد و بایسته تلاش در راه او است(تا در میدان جهاد اصغر که نبرد با دشمنان دین است،و در پهنه جهاد اکبر که مبارزه با نفس اماره است ،پیروز گردید)،خدا شما را(از میان مردم برای یاری دین خود)برگزیده است(و به شما شخصیت و عظمت بخشیده است)و در دین کارهای دشوار و سنگین را بر دوش شما نگذاشته است(و بلکه تکالیف و وظایفی مقرر نموده است که با فطرت سالم هماهنگ و با توان انسانی سازگار است. این دین همان)آئین پدرتان ابراهیم است. خدا شما را قبلا(در کتابهای پیشین)و در این(واپسین کتاب)مسلمین نامیده است(و افتخار تسلیم در برابر فرمانهای الهی را به شما داده است و شما را الگو و اسوه حسنه ملتهای دیگر کرده است)تاپیغمبر (با شهادت عملی خود)گواه بر شما باشد(و در روز قیامت رفتار و کردارش مقیاس سنجش اعمال شما مسلمانان گردد)و شما هم(با شهادت عملی خود)گواه بر مردمان باشید(و رفتار و کردارتان بعنوان امت نمونه،محک سنجش اعمال سایرین،و الگوی بارز خداپرستان راستین گردد). پس(برای حصول این منظور)نماز را بخوانید و زکات مال بدر کنید و به خدا چنگ زنید که سرپرست و یاور شما او است،و چه سرور و یاور نیک و چه مددکار و کمک کننده خوبی است!

ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و دوم آبان 1384 توسط عبدالغفور

اعمال ماه

 

ردیف

عمل

1

ختم قران یک بار و تداوم این کار

2

مطالعه یک کتاب و خلاصه کردن آن

3

نوشتن یک مقاله وارسال آن به مجله یا نشریه ای

4

زیارت قبور دستکم یک بار و پند گرفتن از مردگان

5

یک روز کامل صرف تفریح برای خود و خانواده

6

خرج حقوق ماهیانه بطور دقیق برای خود و خانواده و تهیه نیازهای لازم و اولیه،پرهیز از اسراف و خرج زیادی

7

حفظ یک جزء از قرآن،یعنی در هفته یک چهارم جزء

 

 

اعمال سال

 

ردیف

                                عمل

1

گرفتن روزه ماه مبارک رمضان همراه با شب زنده داری و دادن صدقه و افطاری

2

انجام یک عمره و در صورت امکان در ماه مبارک رمضان زیرا برابر با ثواب حج همراه پیامبر است.

3

پرداخت زکات اموال بشرط رسیدن به حد نصاب و گذشتن یکسال بر آنها

4

پرداخت قرضهای مردم هر چه زودتر زیرا مرگ بی خبر می آید و خداوند همه گناهان را می بخشد جز قرض مردم اگر چه شهید هم شده باشی.

5

یادگیری یک زبان دیگر علاوه بر عربی.

ارسال در تاريخ شنبه بیست و یکم آبان 1384 توسط عبدالغفور

اعمال هفته

 

ردیف

                                                   عمل

1

ادای نماز صبح روز جمعه در مسجد،ذکر و تلاوت تا 15 دقیقه از طلوع آفتاب،نماز چاشت.

2

تلاوت سوره کهف هر صبح جمعه

3

بجا آوردن نماز جمعه در صف اول آن

4

شرکت در کلاس درس هفتگی

5

دادن چیزی بصورت صدقه و مداومت بر آن

6

غسل روز جمعه،گرفتن ناخنها،انجام نظافت عمومی،استفاده از بوی خوش

7

مواظبت بر کلاس تربیتی هفتگی خود

8

خلوت به مدت یک ساعت و برنامه ریزی برنامه های هفته بعد

9

عیادت از یک بیمار،ملاقات برادر یا خواهر دینی خود

10

برنامه تفریح و پیک نیک یا اردوی هفتگی به همراه خانواده یا دوستان

11

تمرینات ورزشی به مدت 1تا 2 ساعت از ورزش مورد علاقه

12

تجدید توبه و عزم بر هفته ای بهتر

13

صله رحم و سر زدن به یکی از خویشان

14

آمادگی برای ملاقات با خدا و یقین به برپایی قیامت در روز جمعه

15

درود و سلام فراوان بر رسول خدا(ص)در شب و روز جمعه

16

یک روز روزه؛دوشنبه یا پنج شنبه

17

یک ساعت درس با خانواده:تلاوت،حدیث،داستان،خاطره،اخلاق و آداب،هر مفید سودمند

18

یادداشت هر نکته ، درس ، اطلاعات جدید،پند یا اندرز،دانش و ....وباخبر ساختن خانواده خود از آنها

ارسال در تاريخ جمعه بیستم آبان 1384 توسط عبدالغفور

برنامه ای برای مومنان

 برادر و خواهر ایمانی من!

اینک که در بهترین فضای روحی و ایمانی پس از رمضان هستیم  باید که آن را قدر بدانیم و برنامه ریزی دقیق و درستی برای روزها و هفته ها و ماهها و سال و حتی عمر خود طرح ریزی کنیم  تا رمضان سال آینده ما که به حق آغاز سال معنوی دیگری برای ماست پربارتر از پیش در مسیر سلوک و طریق بندگی باشد.

در مجموعه مقالات استاد عبدالحمید البلالی که دعوتگری راستین است به مقاله ای جامع و کامل برخوردم که این نیاز را جواب می دهد.این مقاله را یکی از دوستانم لطف نموده و ترجمه کرده است و من برای استفاده دوستان ایمانی خودآنرا در شکل جدول تدوین نمودم و از حواشی آن پرهیز نمودم باشد که راهگشای عزیزان ایمانی من در هر جای دنیا باشد،همان کسانی که هر روز پس از نماز مغرب برایشان دست به دعا برمی داریم .

 

اعمال روزانه

 

ردیف

          عمل

           دلیل شرعی

1

 دو رکعت نماز تهجد در هر شب

تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون خوفا و طمعا و مما رزقناهم ینفقون(سجده/16)

2

طلب مغفرت در سحرگاهان

سید الاستغفار(الهم انت ربی لااله الا انت خلقتنی و انا عبدک وانا علی عهدک و وعدک مااستطعت اعوذ بک من شر ما صنعت و ابولک بنعمتک علی و ابوء بذنبی فاغفرلی فانه لایغفر الذنوب الا انت)

3

رسیدن به تکبیر تحریمه و صف اول نماز در مسجد و بخصوص نماز صبح

پیامبر(ص):فجر بهتر است از دنیا و آنچه که در دنیاست.

اگر مردم به آن خیر و برکت و پاداشی که در اذان و صف اول موجود است پی می بردند به قید قرعه هم که شده بود آنرا از دست نمی دادند.

4

تلاوت روزانه یک جزء قران

اوزد علیه ورتل القران ترتیلا(مزمل/5و6)

5

خواندن دو رکعت نماز چاشت

در صحیح مسلم و بخاری آمده است که ابوهریره فرمود :دوستم مرا به سه چیز توصیه نمود که ؛روزه سه روز در ماه،دو رکعت چاشت و خواندن وتر قبل از خواب می باشند.

6

 پایبندی بر اذکار صبح و شام

(فاصبر علی ما یقولون و سبح بحمد ربک قبل طلوع الشمس و قبل غروبها و من اناء اللیل فسبح و اطراف النهار لعلک ترضی)(طه/13)

7

محاسبه نفس به مدت پنج دقیقه قبل از خواب

ان الله یحب التوابین(بقره/222)

8

تفکر در مورد مخلوقات خداوند(کائنات،آسمان،کوهها و درختان و..)

ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار(ال عمران/191)

9

 وضو در طول روز

وضو سلاح مومن است

10

مطالعه در مورد تخصص خود  حتی یک صفحه

اقرا و ربک الاکرم(علق/3)

11

فعالیت ورزشی به مدت ده دقیقه

 

12

خوابیدن زود هنگام درشب

این کار سنت پیامبر (ص) است.

13

تجدید نیت کار برای خداوند در هر شب

و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین حنفاء(بینه/5)

14

پیروی از کسانی که دارای اخلاق و عمل نمونه اند

اولئک الذین هدی الله فبهداهم اقتده(انعام/90)

15

انجام دادن کار اولویت اول

حضرت عمر بن خطاب می فرمایند:خداوند کار شب را در روز نمی پذیرد و کار روز را در شب نمی پذیرد و خداوند نفل را تا مادامی که فرض را انجام نداده ای نمی پذیرد.

16

پنج هدف واضح قابل اجرا برای خود بنویس ودر انجام آنها فورا دست بکار شو

فلا اقتحم العقبه(بلد/11)

17

خوشبین باش وآرزوی تغییر نفس را به چیز بهتر داشته باش

و لاتهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنین(ال عمران/139)

18

صبر پیشه و تلاشگر وجمع کننده پاداش و خسته کننده نفس باش

یا ایها الذین امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوالله لعلکم تفلحون(ال عمران/200)

19

نیم ساعت با خانواده بنشین وبرای آنان داستانی کوتاه،سیرتی از پیامبر یا آیه ای از قران و یا حدیثی از پیامبر تعریف کن

یا ایها الذین امنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس و الحجاره(تحریم/6)

20

هیچ نماز فرضی را بدون عذر شرعی در خانه نخوان

ان الصلاه کانت علی المومنین کتابا موقوتا(نساء/103)

21

در ادای حقوق دیگران پایبند باش بویژه والدین ،همسر،فرزندان،همسایگان،فامیل،برادران و دوستان.

 و ات ذالقربی حقه/ وبالوالدین احسانا/و...

22

روزه های نفلی:ایام بیض ماه،دوشنبه و پنج شنبه،محرم و شعبان و شوال و 9 روز اول ذیحجه

اصوم لی و انا اجزی بی..

23

چشمان را محافظت،زبان را کنترل و در خورد و نوش حلال و به کسی ازار نرسان

ان السمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسئولا(اسراء/32)

24

در تمام اوقات بیاد خدا باش

الذین یذکرون الله قیاما و علی جنوبهم(ال عمران/191)

25

کارهای روزانه را فهرست بندی کن و در تحقق آنها تلاش کن و هر کاری امروز انجام نشد آنرا در روز بعد ادامه ده

یا ایها الذین آمنوا اتقوالله و لتنظر نفس ما قدمت لغد(حشر/18)

26

روزانه بیشتر از 6 ساعت نخواب،یک ساعت استراحت ظهر و 5 ساعت شب

 

27

مرگ را همیشه پیش رو داشته باش

پیامبر(ص) به ابن عمر فرمود:در دنیا بگونه ای زندگی کن که که گویی مردی غریب یا رهگذر هستی

28

از پرخوری بپرهیز

پیامبر(ص):ما قومی هستیم که تا زمانی که گرسنه نشویم غذا نمی خوریم و هر گاه غذا بخوریم پرخوری نکنیم.

29

ویژگی های دهگانه یک مسلمان پایبند را داشته باش:نیرومندی جسم،اخلاق خوب،ژرف نگری ،تلاشگری،درستی عقیده،اهل عبادت،پویندگی،حریص بر وقت،منظم در کارها،سودمند برای دیگران.

 

30

در شخصیت خود نشانه های داعی الی الله را پدید آور:سعه صدر،تلاوت،نماز و اخلاق سربازگونه

 

 

ادامه دارد

ارسال در تاريخ پنجشنبه نوزدهم آبان 1384 توسط عبدالغفور

داستان دو برادر

 

در روستای نورآباد  دو برادر زندگی می کردند که هر یک از دیگری بهتر بود. آنها از دار دنیا مادر پیری داشتند که با آنها زندگی می کرد. این زن سالها پیش شوهرش را از دست داده بود.این دو برادر یک روز با خود تصمیم گرفتند که کاری بزرگ انجام دهند و آن این بود که تا وقتی مادرشان زنده است ازدواج نکنند و کمر خدمت به مادر را ببندند، مبادا که ازدواج مانع خدمت به مادر شود.آنها در این مدت علاوه بر کار کشاورزی و باغبانی تمام کارهای مادر پیر  خود را تقبل نمودند.آنها به نوبت مادرشان را کول می گرفتند و به این سو وآنسو می بردند.آنها برای مادرشان لقمه می گرفتند.سرش را بر زانوی خود می گذاشتند و بر چشمانش بوسه می زدند.وقتی مادرشان دارفانی را  وداع گفت دو برادر سنشان به 45 تا 50 سال رسیده بود.آندو به حق مصداق این آیات رحمانی(و قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا)و(بالوالدین احسانا) بودند.این دو مرد که بهترین سالهای عمر خود را در خدمت مادرشان بسر برده بودند با توجه به این که دیگر سن بالایی داشتند دیگر ازدواج نکردند و تمام وقت خود را صرف خدمت به مردم،کار و عبادت خداوند کردند.آنها در مراسم مختلف دینی شرکت می کردند و در حد توان خود چه بصورت مالی و چه جانی به نیازمندان کمک می کردند.آن دو سرزنده و سرحال همچنان به کار باغبانی خود مشغول بودند و با مهارت تمام شاخ و برگهای اضافی درختان باغ را هرس می کردند و آب را به پای درختان می رساندند. بدین ترتیب روحیه کار و سرسبزی در عمق جانشان فرومی رفت و بر جوانی و طراوتشان می افزود .در یک صبح دل انگیز بهاری که شکوفه های گیلاس باز شده بود ودرختان سرزنده تر از همیشه دست آب و باد را گرفته بودند و رقص کنان آواز می خواندند ،در زیر همان درختان  باغ این دو برادر به خواب عمیقی فرو رفتند و دیگر هرگز از خواب برنخاستند.وقتی مردم متوجه غیبت آن دو خادم صادق خود شدند سراسیمه، این سو  و آن سو به جستجوی این برادران  شتافتند. آنها پس از جستجوی بسیار آن دو را در پای درختان باغ مرده یافتند و تصمیم گرفتند که آندو را در زیر همان دو درخت سیب دفن کنند.در جیب هر کدام از دو برادر  کاغذی یافتند که به موجب آن سرسبزی و طراوت باغ و محصولات آن را وقف فقیران کرده بودند. بدین ترتیب آنها با بدرقه دعای مادر در این دنیا سبز بودند و با سبزی زیستند و به خواست خدا در دنیای دیگر در زیر درختان سیب و گیلاس از خواب ابدی بیدار خواهند شد.

ارسال در تاريخ چهارشنبه هجدهم آبان 1384 توسط عبدالغفور

تغییرات سیستم های بدن پس از رمضان

 

مباحث علمی در مورد بعد از  افطار  واقعا کم است  ولی می توان بطور خلاصه گفت که:
تغييرات بیولوژیکی خفیفی که در طی رمضان رخ می دهد  مسلما به زمانی احتیاج دارد تا به حالت پیش از رمضان برگردد.این مدت زمان  متغییر است اما می توان مدت 3 هفته را برایش در نظر گرفت.
اما تغيراتی که در خون و ادرار رخ می دهد تغییراتی فیزیولوژیک است  که حالت بیماری نیست و معمولا در طی هفته اول یا کمی پس از رمضان به حالت قبلی بر می گردد.
این تغییرات در هر حال اثرات سلبی خود را در چیزی کمتر از یک ساعت نشان می دهند.
در آنچه که به سیستم گوارش مربوط می شود،لازم است که انسان بدان اهمیت بیشتری بدهد زیرا درگوارش با توجه به کارش در این مدت تغییراتی خاص پیدا می کند و از اینرو لازم است که در ابتدا با پایان رمضان با خوراک مختصری شروع شود و با غذاهای متفرقه در طی ایام اولی ادامه یابد تا هفته دوم که بتواند به کار عادیش بازگردد.

دکتر فرید هاکو

ترجمه:عبدالغفور گردهانی

ارسال در تاريخ سه شنبه هفدهم آبان 1384 توسط عبدالغفور

                    اهل ورع باش.. عابدترین مردم باش

آیا دوست داری که در روز قیامت با خداوند همنشین باشی؟ بلى تو این را دوست داری، مقام بزرگی است، اما چطور می توانیم به این مقام و مکانت ودست یابیم...آیا برای ما آسان است که که تا این قله بالا رویم؟!

صحابی جليل أبو هريرة رضي الله عنه برای تو این مشعل را روشن کرده و برای بینندگان آن را بالا نگه داشته است .او می فرماید: همنشینان فردای خداوند اهل ورع و زهدند.

ورعی که قلب را از چرک پاک می کند و نفس را از آلودگی می زداید.. ورعی که در مورد آن نبی صلى الله عليه وسلم می فرماید: (كن ورعا تكن أعبد الناس) ...  و همچنین می فرماید: (فضل العلم أحب إليّ من فضل العبادة، وخير دينكم الورع)فضیلت علم در نزد من از فضیلت عبادت بالاتر است،بهترین نفر از نظر دینی با ورع ترین است .

حضرت عائشه می فرماید: شما از با فضیلت ترین عبادت غافل هستید.... ورع.

ازحسن بصری سوال شد: در مورد ورع چه می گویی؟ گفت: ورع در رأس همه امور است.

عيسى عليه السلام فرمود: "اگر شما نماز خواندید بطوری که در راه رفتن خود مانند کمان شدید  ، وروزه گرفتید تا مانند میخ هایی شدید ، واز چشمانتان مانند رودها اشک سرازیر شد،در نزد خداوند به مقام ورع صادقانه دست می یابید ".

اصلا ورع چیست؟

گفته اند: ورع خوردن حلال صرف ، وترك هر چیزی است که در آن شبهه باشد.

فضيل می فرماید: "هر کس که بداند در شکمش چه می رود خداوند نامش را صديق می نویسد".

سهل تستری می گوید: "هر کس که حلال بخورد چه بخواهد و چه نخواهد اطاعت خداوند را خواهد کرد و هر کس حرام بخورد بخواهی نخواهی  نافرمانی خداوند را خواهد کرد ".

يونس بن عبيد می فرماید: "ورع.. خارج  شدن از هر شبهه ای و  محاسبه نفس  در هر لحظه ای است ".

صحابه گفته اند: ما هفتاد بخش از حلال را به خاطر ترس از اینکه به حرام بیفتیم ترک می کردیم.

ورع ظاهر وباطنی دارد: ظاهر آن این است که جز بسوی خدا حرکت نکنی ، وباطن آن این است که در قلبت غیر از خدا داخل نشود.

راه رسیدن به ورع چیست ؟

سفيان الثوری می فرماید: "از ورع چیزی آسانتر ندیدم! آنچه را که در نفست پریشانی بوجود می آورد رها کن " .. سفيان این مفهوم را از چراغ نبوت گرفته است ،که در حدیث نیکی و گناه فرموده است: (والإثم ما حاك في صدرك وكرهت أن يطلع عليه الناس)گناه آن است که در سینه ات پریشانی بوجود آورد و ناپسند داشته باشی که مردم بر آن کار آگاهی داشته باشند.

رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ورع را در یک كلمه که  ترمذي از أَبِو هُرَيْرَةَ  آورده است جمع کرده است (مِنْ حُسْنِ إِسلامِ الْمَرْءِ تَرْكُهُ مَا لا يَعْنِيهِ) .. پس ورع ترك  نمودن چیزی است که تو را به شک می اندازد..  این رها کردن بصورت عموم مشتمل بر كلام ونظر وشنیدن وگرفتن و..  می شود.این جمله در این معنی کافی و شافی است.

پیامبر(ص)این مفهوم را در تعبیری واضح از طریق ضرب المثل بیان داشته است تا در ذهن جایگزین شود.. مسلم در صحيح خود از نُّعْمَانِ بْنِ بَشِيرٍ که او از رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ  شنیده است آورده است (إِنَّ الْحلالَ بَيِّنٌ وَإِنَّ الْحَرَامَ بَيِّنٌ وَبَيْنَهُمَا مُشْتَبِهَاتٌ لا يَعْلَمُهُنَّ كَثِيرٌ مِنْ النَّاسِ فَمَنْ اتَّقَى الشُّبُهَاتِ اسْتَبْرَأَ لِدِينِهِ وَعِرْضِهِ وَمَنْ وَقَعَ فِي الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِي الْحَرَامِ كَالرَّاعِي يَرْعَى حَوْلَ الْحِمَى يُوشِكُ أَنْ يَرْتَعَ فِيهِ أَلا وَإِنَّ لِكُلِّ مَلِكٍ حِمًى ألا وَإِنَّ حِمَى اللَّهِ مَحَارِمُهُ ألا وَإِنَّ فِي الْجَسَدِ مُضْغَةً إِذَا صَلَحَتْ صَلَحَ الْجَسَدُ كُلُّهُ وَإِذَا فَسَدَتْ فَسَدَ الْجَسَدُ كُلُّهُ ألا وَهِيَ الْقَلْبُ).

حلال و حرام مشخص است و در میان این دو اموری هستند  مشتبه که بسیاری از مردم آنها را نمی شناسند. هر کس که از شبهات دوری کند دین و آبرویش را حفظ کرده است و هر کس که در شبهات بیفتد در حرام می افتد،مانند چوپانی که گوسفندان را در مزرعه ای می چراند که نسبت به مرتع آن شک دارد.آگاه باشید که برای هرسرزمینی مرزی وجود دارد؛حدو مرزهای خداوند محارم او هستند. بدانید که در بدن  تکه گوشتی است که اگر آن درست شد همه بدن درست می شود و اگر آن فاسد شد همه بدن  دچار فساد می شود.آگاه باشید که آن چیز قلب می باشد.

پیامبر(ص)بیان می دارد که شاهان اماکنی دارند که که آنها از مردم محافظت می کنند و مانع وارد شدن مردم به آنجا می شوند و هرکس به آنجا وارد شود او را در معرض عقوبت قرار می دهند و هرکس که خود را در مقابل نزدیک شدن به این اماکن حفظ نماید از حمایت حکام برخورد می شود. خداوند عز وجل هم حدودی دارد و این حدود معاصی ومحرمات هستند و هرکس مرتکب محرمات شود مستحق عقوبت است، و هر کس که محتاط باشد به محرمات نزدیک نمی شود ،مسلمان حتی به چیزی که او را به معصیت نزدیک کند تعلق ندارد و در شبهات وارد نمی شود.

از اینرو ميمون بن مهران همانگونه که امام أحمد در كتاب ورع آورده است می گوید: (حلال بر فرد کامل نمی شود مگر آنکه میان او و حرام مانعی از جنس حلال وجود داشته باشد.).. واز رو بود که صحابه که خداوند از همگی آنان راضی باد بخش هایی زیاد از حلال را ترک می کردند از ترس اینکه به حرام بیفتند.

بخاری ومسلم از أبو هريره آورده اند: حسن بن علی (رض) دانه ی خرمایی از اموال صدقه را برداشت و در دهانش گذاشت که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: (آن را تف کن و بیرون بینداز،آیا نمی دانی  که ما اموال صدقه را نمی خوریم).

امام بخاری آورده است که: (پیامبر صلى الله عليه وسلم در راه خرمایی را دید که افتاده بود. فرمود اگر نمی ترسیدم که از اموال صدقه باشی تو را می خوردم).

بخاری از  أنس نقل می کند که گفت:شما کارهایی انجام می دهید که در چشم شما از مو بی ارزش تر است در حالی که ما در زمان  پیامبر صلى الله عليه وسلم آنها را از جمله هلاک کننده ها می شمردیم.. انس این را در خطاب به نسل تابیعین می گفت ،سوگند به خدا که اگر او نسل ما را می دید چه می گفت؟!

همچنین  بخاری می فرماید: عائشة رضي الله عنها می گوید: ابوبکر(رض) غلامی داشت که مالیات را جمع می کرد ، از این خراج ابوبکر نیز تغذیه می کرد .روزی این غلام چیزی آورد و ابوبکر آن را خورد.غلام به او گفت:آیا می دانی که این چه بود؟ ابوبکر گفت :چه بود؟ گفت:من در زمان جاهلیت برای فردی به نیکویی کف بینی می کردم بجز آنکه من خدعه می کردم .امروز او را دیدم و این را او به من داد.ابوبکر دستش را در گلو کرد و هر چه را که در شکمش بود استفراغ نمود...در بعضی از روایات آمده است که وقتی رسول الله صلى الله عليه وسلم  باخبر شد فرمود: (أو ما علمتم أن الصديق لا يدخل جوفه إلا طيبا)آیا نمی دانید که در شکم صدیق جز چیز پاک نمی رود .. امام أحمد هم در باب زهد از ابن سيرين آورده است که گفت: هیچ کس غیر از ابوبکر پرهیز در مورد غذا را به اندازه او نمی دانست،بنگرید ورع صديق رضی الله عنه را!

امام أحمد در مورد زهد آورده است: "بر عمر مشک و عنبری از بحرین آوردند. عمر گفت: سوگند به خدا دلم می خواست زنی را می یافتم که آن  را به نیکویی وزن می کرد ومن آن را در میان مسلمانان تقسیم می کردم. زنی به نام عاتكه بنت زيد بن عمرو بن نفيل گفت: من خوب تقسیم می کنم بیا تا آن را بر تو تقسیم کنم. عمر گفت:نه!زن گفت:چرا؟! عمر گفت: می ترسم که که تو این کار را انجام دهی و بعد دستت را به گردنت بمالی  و عنبر به تو بخورد و بیشتر از بقیه سهم ببری ".. این برای کسی که به او اقتدا می کند یک ضرب المثل است.

به توجه خداوند به این زن در ورع توجه کن که به مراتب از زنی که در بالا اشاره شد بالاتر است .

زنی از  امام أحمد سوال کرد:ما مشغول نخ ریسی بر زمین هستیم که چراغهایی از جمله نگهبانان بر ما می گذرند آیا جایز است که ما در مقابل نور آنان به کار ریسندگی ادامه دهیم. امام پرسید:خداوند تو را در عافیت بدارد،کیستی؟ گفت:من دختر بشر حافی هستم. امام احمد گریست و گفت:از خانه شما ورع صادقانه خارج می شود. او دختر کسی بود که می گوید:در مدت سی سال می خواستم که گوسفندی  داشته باشم اما پولش برایم جور نشد.

حماد بن زيد می گوید: همرا پدرم بودم  و از دیوار کاهی کندم ،به من گفت:چه کندی؟  گفتم :این یک تکه کاه بیش نیست ! گفت:اگر هر کدام از مردم فقط یک کاه از دیوار بکنند آیا کاهی در دیوار باقی می ماند؟! او به فرزندش  کوچک نبودن کاه رامی آموخت  تا در آینده بزرگتر از آن را کوچک نشمارد.

اما امام ابن مبارك  از سرزمین مرو در خراسان  مسافر شام بود تا قلمی را که از مردی در آنجا به عاریه گرفته بود به او باز گرداند،وقتی به مرو بازگشت دید که قلم همراه اوست  بار دیگر به شام برگشت تا قلم را به او مسترد دارد.

آیا ما در تلاش هستیم که مسیر ورع را برویم تا به مردان اهل ورع  ملحق شویم و امت خود را به مجد و بزرگی اولیه باز گردانیم...راه روشن است،سالکان راه کجایند؟!

http://www.ikhwanpress.com/discipline.htm

ارسال در تاريخ دوشنبه شانزدهم آبان 1384 توسط عبدالغفور

ربانی باشیم نه رمضانی

 

رمضان فصل خیر و برکت تمام شده است،لذت عبادت و تلاوت و تهجد آن شبهای عزیز و گرانبها از ما گرفته شده است اما باید بدانیم  دستورات شرع و عبادات دیگر تا زمانی که نعمت حیات جاری باشد وجود دارند.بسیاری از علما گفته اند کونوا ربانیا لا رمضانیا یعنی ربانی باشید رمضانی نباشید.

درست است که روزه رمضان تمام شد اما روزه شش روز شوال و دوشنبه و پنج شنبه و ایام بیض ماه و عاشورا را از ما نگرفته اند که در مورد هر کدام در احادیث اشارت رفته است.

برای ربانی شدن و اتصال با رب می توان:

1.ایمان را باید همیشه تازه کنیم.

2.روی خود را صادقانه بسوی خداوند بگردانیم.

3.دایما به خود رسیدن به مدارج بندگی را یادآوری کنیم.

4.به اسوه های تاریخ اسلامی تاسی بجوییم.هر لحظه از عمر را در بندگی غنیمت بشماریم.

5. در شب ها قیام کنیم و در هنگام سحر زاری و استغفار.

6.به حد توان به نشر دعوت الی الله بپردازیم.

7.تلاوت و اذکار صبح و شام از یادمان نرود.

ارسال در تاريخ یکشنبه پانزدهم آبان 1384 توسط عبدالغفور

عیدانه

 عید کی است؟

 

عيد شرعی ما عيد فطرماه شوال است، بعد ازبه پایان رسیدن  فريضه روزه که یکی از ارکان دین اسلام  وحقی از حقوق رب العالمين است. وصدق الله العظيم: ﴿وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾ (البقرة:185).

از این رو عید از شعائر است که باید آنها را بشناسیم و بر آنها محافظت نماییم. ﴿ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ﴾ (الحج:30)..

عيد الإسلام...                                                           امام حسن بنا

 

 --------------------------------------------------------------------

 

عید آمد:

حق سبحانه می فرماید: ﴿وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾ (البقرة: 185)، شادمانی در آن واجب است .برای روزه دار دو شادی است ،یکی هنگام افطار و دیگری هنگام ملاقات با پروردگارش،شادی مسلمانان به خاطر روزه، قيام وقرآن وذكر وتسبيح، واعتكاف وشب قدر.              

                                                                         استادمحمد مأمون هضيبی

 

--------------------------------------------------------------------------

    عيد مخصوص کسی است که لباس نوی بپوشد!!

 

عيد برای کسی است که در پایان رمضان لباس جدیدی از ایمان بر تن کند وهر کس که لباس جدیدی بر تن نکند عیدی ندارد.

هرکس به میل خود لباس ایمانش را می دوزد و می داند که برای این پارچه از چه نخ هایی استفاده کند و با توجه به توان خود و دوست داشتن خویش آن را می دوزد،پس با توجه به هر ذوقی لباسی  و عیدی است.

                                                                                     عائشه جمعه

 

---------------------------------------------------------------------

*پیامهایی برای sms

برای عید چه آماده کرده ای

ماه در گذشته را چگونه گذرانده ای

خداوند به تو عمر طولانی بدهد

وزندگیت را عید مبارکی قرار دهد

 

-----------------------------------

ای که عید بهره تو باد  

ای که عید در شانس تو باد

من اولین نفری هستم که به تو می گویم

"عيدت مبارك"

------------------------------------------

عطر و رنگ گلها به تو هدیه باد

مقدم عيد و روزهای آن گوارای تو باد

 ----------------------------------------------

"تقبل الله منا ومنكم" یا "كل سنة وأنتم طيبون"

                                                                    زينب مغربي

 

---------------------------------------------------------------------

بازی و سرگرمی و آواز خوانی و خوردن در اعیاد:

أنس می فرماید: قدم النبي صلى الله عليه وسلم المدينة، ولهم يومان يلعبون فيهما، فقال: "قد أبدلكما الله تعالى بهما خيرًا منهما، يوم الفطر والأضحى". رواه النسائي وابن حبان بسند صحيح، وقالت عائشة إنَّ الحبشة كانوا يلعبون عند رسول الله- صلى الله عليه وسلم- في يوم عيد، فاطلعت من فوقِ عاتقه، فطأطأ لي منكبيه، فجعلت أنظر إليهم من فوق عاتقه، حتى شبعت، ثم انصرفت، رواه أحمد والشيخان، ورووا أيضًا عنها: قالت: دخل علينا أبو بكر في يوم عيد، وعندنا جاريتان، تذكران يوم بُعاث يوم قتل فيه صناديد الأوس والخزرج، فقال أبو بكر: عباد الله، أمزمور الشيطان، قالها ثلاثًا، فقال رسول الله- صلى الله عليه وسلم-: "يا أبا بكر، إنَّ لكل قوم عيدًا، وإنَّ اليوم عيدنا".

                                                                                          استاد شيخ سيد سابق

 

شادی روح

به تجربه دریافته ام که هیچ چیزی در این هستی به اندازه شادمانی روحی که در اثر عزا یا رضایت یا اعتماد یا آرزو یا شاد کردن دیگران به انسان دست می دهد نیست.این یک لذت آسمانی عجیب است که در زمین مانند آن وجود ندارد.یک عنصر خالص آسمانی که در طبیعت و ذات خود به هیچ چیز دیگری احتیاج ندارد.

                                                                                                                                             سید قطب

*مزاح و شادی جزو شخصیت دینامیک و فعال یک مسلمان است و در هماهنگی با شادمانی روح و رضایت باطنی ناشی از اینکه به فضل خداوند توانستم که روزه رمضان را بگیرم و کمتر گناه بکنم و رضایت خداوندگار را جلب کنم به انسان دست می دهد. یاس و بدبینی و ناراحتی در شخصیت مسلمان و جود ندارد و به عبارتی قرانی (لایاس من الروح الله الا القوم الکافرون)و دوستان خدا خوف و حزن ندارند(الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لاهم یحزنون). رهنمود رسول هم به ما آنست که (روحوا ساعه فساعه)لحظه به لحظه خود را شاد کنید . تفال هم از سنت های نیکوی محمدی است.سیرت هم داستانهایی از شادمانی و بخصوص در روز عید را ذکر کرده است که در بالا به آنها اشاره رفت.

 

 

به چند نفر احمق گفتند که شما در رمضان چگونه روزه گرفتید؟

گفتند:سه نفر از ما باهم جمع شدیم و یک روز را روزه گرفتیم!

 

 اولی به دومی گفت:چرا یک روز مرا دعوت نمی کنی؟

گفت زیرا تو پر اشتهایی و لقمه را نخورده لقمه بعدی را در دهان می گذاری.

اولی گفت:آیا تو از من می خواهی که وقتی که یک لقمه می خورم 2 رکعت نماز بخوانم و لقمه بعدی را بخورم.

 

 

امام ابن تیمیه شنید که مردی این آیه را (فخر علیهم السقف من فوقهم) را اشتباها چنین می خواند که((فخر علیهم السقف من تحتهم). به او گفت:سبحان الله نه قران بلدی و نه عقل درست حسابی داری!

 

 

ابو عبدالله حاکم می گوید،روزی در مسجدی که محدث ابو عباس وراق بود حاضر شدم.او بلند شد تا اذان عصر را بگوید. هنگامی که در جایگاه موذن ایستاد با صدای بلند در حالی که مردم نشسته بودند داد کشید : (اخبرنا الربیع بن سلیمان ، اخبرنا الشافعی )یعنی ربیع پسر سلیمان به ما خبر داده است ، شافعی به ما خبر داده است .پس او خندید و مردم

هم خندیدند . سپس بیادش آوردند و او اذان گفت .

 

 

فقیهی به نزد ثروتمند بخیلی رفت و از او خواست که کفنی برای یک میت غریب به او بدهد . گفت : فعلا چیزی ندارم ،اما اگر در وقتی دیگر بر گردد و وضعم بهتر شود به او می دهم . فقیه گفت : ای مرد از خدا بترس آیا به او فرصت می دهی تا اینکه چیزی برایت فراهم شود .

 

 

یکی ازفقهادر خانه ای سکونت داشت که مرتبا سقف آن می لرزید و صدا می داد . هنگامی که صاحبخانه آمد از او خواست که آنرا تعمیر کند وبه او گفت : سقف خانه را درست کن چون تکان می خورد . صاحبخانه گفت : نترس او تسبیح خداوند تعالی را بجا می آورد ! فقیه گفت : درست است اما می ترسم که از شدت خشوع سجده کند !

 

 

مردی به غلامش گفت : با چه مبلغی برایم کار می کنی ؟

غلام گفت : به اینکه به من غذا بدهی !

مرد گفت : بسیار خوب ، کم است .

غلام گفت : آیا دوشنبه وپنج شنبه را روزه بگیرم ؟!

 

 

زنی یک دینار یافت و همسرش را باخبر ساخت . شوهرش به او گفت : آنرا به من ده تا برای تو در هفته دو درهم بزاید . زن دینار را به او داد و گذاشت تا درهم بزاید . هنگامی هفته چهارم رسید زن از او دو درهم طلب کرد . مرد گفت : در هنگام نفاس مرد . زن گفت دینار چگونه مرد ؟ همسرش گفت : چگونه است که در هنگام ولادت اش صدقه می دهی و مرگش را در هنگام نفاس منکر می شوی ؟!

 

 

مهدی خلیفه عباسی برای صید خارج شد . از خیمه یک عرب بیابانی گذرکرد و از او غذا طلب کرد . عرب به او نان جویی داد ومهدی آن را خورد.

سپس باقی مانده شیرش را هم نوشید. مهدی به اعرابی گفت : آیا می دانی من که هستم ؟ گفت نه ؟ مهدی گفت من خادم مخصوص امیر المومنین هستم . عرب گفت : باریکلا ،چه جایگاهی دارد . پس از آنکه نوشیدنی دیگر عرب را نوشید گفت :ای اعرابی آیا فهمیدی من که هستم . عرب گفت گمان کردم تو خدمه مخصوص امیر المومنین هستی . مهدی گفت نه من سرباز امیرالمومنین هستم . عرب گفت : کشور تو در امنیت باشد وبه مرادت برسی . پیمانه سوم را نوشید و گفت ای اعرابی آیا دانستی که من که هستم . اعرابی گفت : گمان کردم که تو از سپاهیان امیرالمومنین هستی . گفت نه من خود امیرالمومنین هستم . اعرابی به تندی پیمانه را از دست او کشید وگفت : آنرا به من ده . سوگند به خدا که اگر پیمانه چهارم را بنوشی ادعای نبوت می کنی . مهدی آنقدر خندید که غش کرد . در این هنگام لشکریان خلیفه با اسبان و خدم وحشم رسیدند و قلب اعرابی از ترس فرو ریخت . مهدی گفت باکی نیست، نترس . سپس امر کرد به او لباس ومال فراوانی بدهند .

 

 

فقیری بر در خانه یک نحوی (عالم علم نحو ) ایستاد ودر زد . نحوی گفت : چه کسی پشت در است . فقیر گفت : سائل . نحوی گفت :منصرف شو . فقیر گفت : اسم من احمد است (یعنی غیر منصرف ) نحوی به پسرش گفت : به اوکسره بده !

 

 

 

یک اعرابی دیده شد که در روز رمضان میوه می خورد . به او گفته شد : این چیست ؟ اعرابی فورا" گفت : در کتاب خدا خواندم که (و کلو ا من ثمره اذا اثمر ) و انسان نمی داند که عمرش تا چه هنگام است . ترسیدم که قبل از وقت افطار بمیرم در حالی که نافرمانی خداوند را کرده باشم !!

 

 

سلیمان بن عبدالملک صدای رعد را شنید و وحشت کرد . عمر بن عبدالعزیز به او گفت : ای امیرالمومنین این صدای رحمت اوست ،اگر صدای عذاب او را بشنوی چه می کنی ؟

 

 

هنگام بازگشت کشاورز به خانه اش از سر مزرعه وقت نماز جمعه در رسید . با توجه به شلوغی مسجد او سبزیجات را جلویش گذاشت ودر بیرون مسجد مشغول نماز شد . در همین هنگام  کارگرش  به اسم ماعز به سبزی او نزدیک شد . پس شرم کرد که از نماز خارج شود . تحت اصرار ماعز که می خواست سبزی را بخورد با خشم گفت :دورشو . کسی که در نزدیکی او نماز می خواند گفت : نمازت باطل شد . سومی گفت :نماز تو هم باطل شد . چهارمی هم گفت : نماز همگی باطل است .

 

 

جعفر ابن ابی عثمان گفت که ما در نزد یحیی بن معین بودیم که مردی با شتاب نزد او آمد و گفت : ای ابو زکریا چیزی به من بگو تا با آن به یاد تو باشم . یحیی گفت : بیاد آور که از من سئوال کردی که چیزی به تو بگویم ومن نگفتم !

 

 

از امام شعبی نقل شده است که مردی به او گفت : اگر لباسم را در آوردم و وارد نهر شدم تا خود را بشویم آیا رویم به طرف قبله باشد یا خیر؟ شعبی گفت : توجه ات به لباسی باشد که در آورده ای تا دزد آنرا نبرد !

 

 

اعرابی پشت سر امام ایستاد . امام خواند (الم نهلک الاولین )- آیا اقوام اولی را هلاک نکردیم . عرب که در صف اول ایستاده بود آمد و در صف قبلی ایستاد . امام ادامه داد (ثم نتبعهم الاخرین )-سپس به دنبالش بعدی ها را هلاک کردیم .عرب عقب عقب رفت تا اینکه امام خواند (کذالک نفعل بالمجرمین )-با مجرم ها هم همین کار را می کنیم . اسم عرب مجرم بود . نماز را رها کرد و ترسان ترسان در حال فرار می گفت : کسی غیر از من را بجوئید . بعضی از مردم او را دیدند وبه او گفتند : تو را چه شده است ای مجرم ؟ گفت : امام اولی ها و آخری ها را هلاک نمود ومی خواهد که همه را یک دفعه هلاک کند !

 

 

سائلی بر مردی سخت پافشاری می کرد تا به او چیزی بدهد. مرد به سائل گفت : سوگند به خدا که چیزی در نزدم نیست که به تو بدهم ، اگر چیزی داشتم تو مستحق تر از هر کسی بودی . سائل گفت : کجا شدند ( الذین کانوا یوثرون علی انفسهم و لو کانوا بهم خصاصـه )- مردانی که با توجه به آنکه خود احتیاج داشتند دیگران را بر خود ترجیح دادند . مردگفت:  آنها همراه کسانی رفتند که (لا یسالون الناس الحافا" ) از مردم به زور چیزی نمی خواستند .

 

 

 شیخ صفی الدین هندی محمد بن عبد الرحیم فقیه شافعی متوفی به سال 715 هجری مردی شوخ طبع بود . حکایت می کند که روزی در بازار یک کتاب خطی دیدم که خط آن از خط کتاب خودم خیلی بدتر بود. با پول زیادی آنرا خریدم تا به این وسیله به مردم بگویم که بدتر از خط من هم وجود دارد . وقتی آنرا به خانه آوردم فهمیدم که این از کتابهای خطی بسیار قدیمی است .

 

 

یکی از صالحان در روز عید فطر به عده ای از جوانان بر خورد کرد که داشتند بازی می کردند گفت : ای جوانان ! اگر روزه تان به درگاه خداوند مقبول باشد این کار شما عمل شاکران است و اگر پذیرفته نشده باشد این عمل شما کار محزونان است !! 

 

ارسال در تاريخ شنبه چهاردهم آبان 1384 توسط عبدالغفور

هفته چهارم رمضان

 

حوادث

روز

 

جنگ طائف

در22 رمضان سال 8 هـ برابر با 12 يناير 630م جنگ  طائف رخ داد.

 

حفر کانال سوئز
22 رمضان 1275هـ برابر با 25 آوریل 1859م حفر کانال سوئز در مصر آغاز شد.

 

وفات امام ابن ماجه:

در 22 رمضان 273هـ برابر با 20 فوریه 886م امام حافظ أبی عبد الله محمد بن يزيد بن ماجه قزوينی، صاحب سنن ابن ماجه،یکی از کتابهای شش گانه حدیث دار فانی را وداع گفت.بقیه کتابهای حدیث شامل صحيح بخاری ومسلم، وسنن نسائي وترمذي، وأبي داود است.

 

تولد عبد الرحمن ناصر هشتمین  امیر اندلس:
در 22 رمضان 277هـ برابر با 7 يناير 891م: عبد الرحمن ناصر هشتمین نفر از امرای اندلس از سلسله  اموی از مادر زاده شد.او اولین کسی بود که لقب أمير المؤمنين گرفت و به القاب خلافت هم نامیده شد.عصر او 50 سال ادامه یافت و در زمانی بود که تمدن اندلس در شکوفایی بود.

22

رمضان

انهدام مجسمه لات:

در 23 رمضان 9هـ برابر با 631م مجسمه بت لات از بین رفت.

 

پیروزی مسلمانان بر ساسانیان:

در 23 رمضان 31هـ برابر با 652م در زمان خلافت حضرت عثمان بن عفان- رضي الله عنه- سپاه اسلام بر لشکر ساسانی پیروز شد.این اتفاق پس از کشته شدن فرمانده ساسانیان به نام یزدگرد بن شهریار آخرین پادشاه مملکت فارس رخ داد و بدین ترتیب بساط سلطنت فارس برچیده شد.

 

ولادت "أحمد بن طولون" مؤسس دولت طولونی:

در 23 رمضان 220هـ موافق با 20 سپتامبر 835م: "أحمد بن طولون" مؤسس دولت طولونی در بغداد متولد شد.او آموزشهای نظامی و دینی را در همانجا دید و پس از بود که توجه همه به علم و شجاعت او جلب شد.درسال 254هـ برابربا 868م والی مصر گردید وموفق گردید که دولتی قوی که شامل مصر وشام وحجازبود تاسیس کند.مسجد بزرگ قاهره نشانگر پیشرفت و بزرگی دولت اوست.

 

انتشار شماره اول نشریه "الأخبار:

در 23 رمضان 1371هـ برابر با 15 يونيو 1952م: اولین شماره نشریه الاخبار بدست علی و مصطفی امین منتشر شد.این نشریه تاکنون تحت عنوان "أخبار اليوم" منتشر می شود.

23

رمضان

 

بنای مسجد عمرو بن عاص درفسطاط:
در بیست و چهار رمضان سال 20هـ برابر با 5 سپتامبر 641م بنای مسجد عمرو بن عاص رضي الله عنه درفسطاط به پایان رسید.

تسلیم شدن ژاپن:
در24 رمضان 1364 هـ برابر با 2 سپتامبر 1945م: وزير خارجه ژاپن پیمان تسلیم کشورش را در جنگ جهانی دوم تقدیم ژنرال آمریکایی ماک آرچر در میسوری نمود .تسلیم شدن ژاپن پس از بمباران شیمیایی هیروشیما و ناکازاکی که کشتار وحشتناکی به دنبال داشت رخ داد.

سلاح نفت در جنگ دهم رمضان:
در 24 رمضان 1393هـ برابر با 21 اکتبر 1973م: کشورهای كويت وقطر وبحرين ودبی تصمیم گرفتند که صادرات نفت به ایالات متحده آمریکا وهلند را متوقف کنند.این اتفاق در هم پیمانی بامصر و سوریه در جنگ پیروزمند بر علیه اشغالگران یهودی در جنگ ده رمضان و ششم اکتبر رخ داد.

وفات شکارچی تانکها:
در24 رمضان 1422هـ مطابق با 9 دسامبر 2001م: شکارچی معروف تانکها مشهور در جنگ أكتبر 1973م "محمد عبد العاطي"درگذشت .. که به اسم شکارچی تانکها معروف است. واسم او در کتابهای تاریخ جنگها ثبت شده است.

24

رمضان

نابودی بتها:
در25 رمضان 8 هـ برابر با 15 ژانویه 630م رسول الله صلى الله عليه وسلم خالد بن وليد را مامور نابودی بتها و از جمله عزی نمود. همچنانکه عمرو بن عاص نابودگر سواع، و سعد بن زيد الأشهلی نابود کننده منات بود و هر کدام با موفقیت وظیفه خود را انجام دادند.

جنگ (ملاز جرد):
در بیست و پنجم رمضان سال463هـ برابر با 1070م، مجاهد (ألب آرسلان) فرمانده سپاه اسلام وسلطان دولت سلجوقی، پیروز یگانه لشکر تاريخ اسلامی، بر دولت بيزانس، پیروز شد و با صلیبیان پیمان بست. در این جنگ امپراتور دولت بیزانس بنام رومانوس چهارم اسیر گشت .این جنگ درنزدیکی مرزهای غربی آسیای صغیر رخ داد.

کشته شدن خليفه عباسی الراشد بالله:
در25 رمضان سال 532هـ برابر با 5 ژوئن 1138م، خليفه عباسی الراشد بالله در اصفهان؛ هنگامی که گروهی از اهالی خراسان را کشت به قتل رسید.

جنگ عين جالوت:
در روز جمعه 25 رمضان 658هـ برابربا 1260م مسلمانان بر مغولان پیروز  شدند؛ این پیروزی پس از آن رخ داد که ممالیک مغولها راشکست دادند ودر جنگ عین جالوت به فرماندهی سلطان پیروز سيف الدين قطز آنها را به عقب راندند. این جنگ در منطقه ای واقع در بیسان و نابلس در فلسطین اتفاق افتاد. فرمانده مغولان در این جنگ "كيتوبوقا"، بود.بدین ترتیب خداوند تمدن اسلامی را از نابودی مغولان نجات داد.

تولد عالم برجسته فخر الدين رازی:
در25 رمضان عام 544هـ برابر با 25 ژانویه 1150م، عالم بزرگوار فخر الدين رازی متولد شد. او فقيه واصولی بزرگ "محمد بن عمر بن حسين بن علي"، معروف بـه "فخر الدين رازی"، صاحب تفسير قرآن كريم "مفاتيح الغيب"،است که از تفاسیر مشهور است و مولفات او بالغ بر صد جلد است.

ولادت رهبر مصری محمد فريد:
در 25 من رمضان 1284 هـ برابر با 20 ژانویه 1868 م : رهبر یکی از حرکتهای ملی در مصر بنام محمد فريد متولد شد.

25

رمضان

 

بازگشت از غزوه تبوك:
26 رمضان 9 هـ برابربا 5 ژانویه631 م
پیامبر صلى الله عليه وسلم از غزوه تبوك بازگشت .در این جنگ اصحابی چون کعب بن مالک با عذر آوردن از شرکت در جنگ خودداری کرده بودند.، پیامبر بلافاصله به مسجد رفت .

وفات ابن خلدون پرچمدار جامعه شناسی:
26 رمضان 808هـ برابر با 16 مارس 1401م
وفاة دانشمند کامل و پیشتاز علم جامعه شناسی "عبد الرحمن بن خلدون" درگذشت.او در بسیاری در علوم و فنون مانند تاریخ و سیره و مباحث تربیتی و... صاحب تالیف است.

26

رمضان

 وفات خليفه اموی منصور در اندلس:
در27 رمضان عام 392هـ برابر با 1002م، چهارمین خلیفه اموی ،منصور در اندلس درسن 56 سالگی در اندلس وفات نمود. اسم کامل او حاجب منصور محمد بن عبد الله بن أبي عامر معافری است و زمان حکمرانی او 25 سال (367 – 392هـ)ادامه یافت.

فتح قلعه محصور فولك توسط مسلمانان در سلوفاكيا:
27 رمضان 1093 هـ برابر با 29 من سپتامبر 1682م
فرمانده عثمانی "أوزون إبراهيم پاشا" بر قلعة فولك در سلوفاكيا علاوه بر 28 قلعه دیگر درمنطقه مستولی شد. این فرمانده مسلمان توانست بر کل سلوفاكيا چیره شود.

پیروزی مسلمين بر سپاه آلمانی:
27 رمضان 1107 هـ برابربا 20 آوریل 1696م
سلطان عثمانی دومین حمله شاهانه را بر اروپا صورت داد و در جنگ شرسه با سپاه آلمان مواجه شد و در حالی که شش ماه بطول کشید با پیروزی عثمانیان به پایان رسید.

27

رمضان

 

ازدواج رسول صلى الله عليه وسلم با بانو زينب بنت خزيمة:

در 28 رمضان وگفته شده در5 رمضان 4هـ برابر با 626م رسول الله صلى الله عليه وسلم با ام المؤمنين بانو زينب بنت خزيمة بن الحارث مشهور به (أم المساكين) ازدواج نمود.

 

دخول ثقيف در اسلام:

در بیست و هشتم رمضان 9هـ برابر با 1 ژانویه 631م گروهی از قبیله ثقيف به نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمدند و دخول خود را به اسلام اعلام کردند.

 

پیروزی مسلمانان در جنگ شذونه:
در 28 رمضان 92هـ برابر با 18 جولای 711م : جنگ شذونة میان مسلمانان به فرماندهی طارق بن زياد وگوتیک ها به رهبری لذريق رخ داد، براین پیروزی مسلمانان هم پیمان شدند.بدین وسیله اسلام وارد اسپانیا شد و دولت اسلامی در آنجا هشت قرن ادامه یافت.

 

حکومت محمد علي جناح در پاكستان:
در 28 رمضان 1369 هـ = 15 اگست 1947م : محمد علي جناح حکومت پاكستان را پس از جدایی از هندوستان برعهده گرفت.

28

رمضان

 

فرض زكات ونمازعيد وامر به جهاد:

در 29 رمضان 2هـ برابر با 24 مارس 624م زكات فطر و زكات اموال فرض شد ونماز عيد تشریع گردید. در همین ماه به جهاد امر داده شد.

 

بنای شهرقيروان:

در 29 رمضان 48هـ برابر با 9 نوامبر 668م عقبة بن نافع دستور داد که شهر قيروان بنا شود تا بعنوان قلعه ای محکم برای مسلمانان در مقابل حملات رومیان و صلیبی ها عمل کند.

 

جنگ خازندار (مرج الصفر):

در بیست ونه رمضان سال699هـ برابر با 17 يونيو 1300م،جنگ خازندار معروف به (مرج الصفر) درجنوب شرق دمشق رخ داد  ودر آن فرمانده أحمد ناصر بن قلاوون توانست که لشکر مغول را شکست بدهد.

 

پرواز به فضا توسط یک جوان عرب:

در 29 رمضان 1405هـ برابر با 17 يونيو 1985م: امير "سلطان بن سلمان" با سفینه فضایی دیسکاوری به فضا پرواز کرد و این سفر او یک هفته به طول انجامید. سلطان متولد 1375هـ برابر با1956م درسعودی است و درنیروی هوایی کار می کرد و در سال 1996م بازنشسته شد و به امور خیریه و اجتماعی رو آورد.

29

رمضان

 

وفات عمرو بن العاص
در 30 رمضان 43هـ برابر با 664 عمرو بن العاص رضي الله عنه در حالی که 100سال داشت درگذشت.

وفات امام بخاری:
در30 رمضان 256هـ برابر با 31 اگست 869م امام "محمد بن إسماعيل بن إبراهيم بن المغيرة"، معروف به امام بخاری، أمير المؤمنين در حديث، وصاحب کتاب "صحيح البخاري"، صحیح ترین كتاب بعد ازكتاب الله، و"التاريخ الكبير"، و"الأدب المفرد" دار فانی را وداع گفت.

ولادت امام ابن حزم:
در30 رمضان 384هـ برابر با 7 من نوامبر 994م
امام بزرگ"محمد بن علي بن أحمد بن سعيد"، معروف بابن حزم متولد شد.او یکی از بزرگان فرهنگی قرن پنجم هجری است که در فقه و تاریخ وتطبیق ادیان تالیفات گرانبهایی دارد.مشهورترین آنها عبارتند از  : "المحلى"، "الفصل في الملل والأهواء والنحل".

30

رمضان

 

 

 

ارسال در تاريخ جمعه سیزدهم آبان 1384 توسط عبدالغفور

اشکهای شوق در چشم حلقه زده استُ قلبمان از شادی عید پرپر می زند.اتیناکم و جئناکم...آمدیم با کلمات مهر ...با انس...با حب...خدا می داند که این چه حالی است...اتیناکم نحیینا..خدایا ما را به درگاه خود بپذیر...ای عزیز جان ما..نمی دانم چه بگویم..نسیم شادی بر دل می وزد...نشید احب یهدونا... عیدتان مبارک باد...بازگشتتان به فطرت خداجو مبارک باد..گونه های کودکان را ببوسید ..دف بزنید..مع الاحباب تروینا...عیدتان مبارک باد...چه حالی است..گلهای شوق بر چهره ها سبز می شود...با دستهای من و تو ...شیطان ناامید شده است... برادر دینی من...خواهر دینی من...از صمیم قلب باتمامی مکنونات قلبی به تو تبریک می گویم...تلاقینا علی الله ...فما اسمی تلاقینا...ما بخاطر خدا ملاقات کردیم....خدایا ما را بپذیر... 

ارسال در تاريخ چهارشنبه یازدهم آبان 1384 توسط عبدالغفور

آداب روز عید

 1.شستن،خوشبویی زدن و آراستن خود،پوشیدن لباس نیکو در این روز

2.افطار قبل از رفتن به نماز عید

3.گفتن تکبیرات عید از شب قبل تا زمان نماز

4.تبریک عید به مسلمانان با گفتن:تقبل الله منا و منکم

5.رفتن از یک مسیر و برگشت از مسیر دیگر

6.خارج شدن زنان و کودکان برای مراسم عید و مشارکت در شادی آنان

7.دادن صدقه به فقرا و نیازمندان

8.دیدار و صله رحم به منظوربرقراری رابطه انسانی و اجتماعی

9.برخورد با خانواده و نزدیکان و دوستان با لبخند

10.مصافحه در عید از مظاهر برادری و حب در راه خدا می باشد و موجب بخشش گناهان است

11.بازی و شادی و سرگرمی بدون معصیت الله تبارک و تعالی،زیرا عید روز شادمانی مسلمانان است.

12.دادن هدیه در روز عید،زیرا هدیه باعث گشادگی سینه و بالارفتن منزلت هدیه دهنده در نزد هدیه گیرنده می شود.

13.خوردن و نوشیدن بدون اسراف و تبذیر،زیرا روز عید زمان استفاده از نعمت های الهی است که به انسان داده است.

ارسال در تاريخ چهارشنبه یازدهم آبان 1384 توسط عبدالغفور

                           خط پایان

استغفار ختم  کلام

فقِه این معنى را خليفة فقيه راشد عمر بن عبد العزيز- رضي الله عنه- در نامه ای که به شهرها به مناسبت ختم ماه رمضان نوشت روشن کرد که رمضان را با  استغفار وصدقه به پایان برید. عمر در مکتوب خود می نگارد: همان چیزی را بگویید که پدرتان آدم گفت ﴿رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنْ الْخَاسِرِينَ﴾(الأعراف: 23)، و نوح عليه السلام فرمود: ﴿وَإِلاَّ تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنْ الْخَاسِرِينَ﴾ (هود: 47)

 

و إبراهيم عليه السلام فرمود ﴿وَالَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ﴾)الشعراء: 82)

 

و موسى عليه السلام فرمود ﴿رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ﴾ (القصص: 16)

 

و ذو النون عليه السلام:فرمود ﴿ لا إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنْ الظَّالِمِينَ﴾(الأنبياء: 87).

 

حسن بصری رحمه الله علیه فرمود: أكثروا من الاستغفار فإنكم لا تدرون متى تنزل الرحمة، زیاد به استغفار بپردازید چرا که شما نمی دانید که رحمت خداوند کی نازل می شود. لقمان هم فرزندش را توصیه می کرد که "يا بني عود لسانك الاستغفار فإن لله ساعات لا يرد فيهن سائلاً.فرزندم دهانت را با استغفار عادت ده زیرا که در ساعاتی خداوند دعای سائل را رد نمی کند.

 

پس این دو خصلت را که خدایمان را از ما راضی می کند زیاد تکرار کنیم که (نشهد أن لا إله هو إلا هو الغفور الرحيم وأن نستغفره ونتوب إليه.(

 

قبل از خط پایان وقفه ای برای محاسبه

چه کسی از ماست که در لحظات وداع دچار درد نشود؟چه کسی از ما وجود دارد که در این لحظات رفتن رمضان احساساتش مجروح نگردد؟با اشک شوق به استقبال رمضان رفتیم  و اینک با اشکهای حزن تو را وداع می گوییم..پشیمان از کوتاهی هایی که در حق تو کردیم.

 

ای برادران مسابقه دهنده: در حالی با رمضان خداحافظی می کنیم که دفاتر حساب و کتاب ما معلوم نیست چگونه بوده است  و باید آنها را بررسی کنیم.

1.چگونه از مهمانش استقبال کردیم؟

2.آیا همسایه را غذا دادیم ؟ آیا به دیدار دوستی بخاطر خدا رفتیم ؟ آیا از بیماری عیادت کردیم ؟

3.آیا روزه ،روزه داری را افطار کردیم ؟

4.آیا به یاری مظلومی شتافتیم و او را در برابر تاریکی هایی که او را احاطه کرده است یاری دادیم ؟

5.آیا بر سر یتیمی دست مهربانی و کمک کشیدیم و پناهش دادیم؟ خدا می داند که در امت ما چه تعداد یتیم داریم.

6.آیا با گمراهی برخورد کردیم تا در جهت هدایت و توجیه او به مسیر ربانی و رشد کار کنیم ؟

7.آیا بر زخم مجروحی مرهم نهادیم و او را کمک کردیم تا شادمانی وارد قلبش شود ؟

8. آیا خاطر محرومی را شاد نمودیم ؟

9.آیا رابطه میان دونفر را بهتر کردیم ؟

10.آیا به یاد برادران مجاهد خود در اینجا و آنجا افتادیم و از دسترنج خود چیزی به آنها کمک نمودیم تا فشار دشمنان بر آنها کمتر شود ؟

11.آیا به پدر و مادر خود نیکی نمودیم و به حد توان صله رحم را برقرار نمودیم ،قدر استاد خود را دانستیم و آبروی برادران و خواهران خود را حفظ نمودیم ؟

اشک فراق

چه زیباست که همراه با ابن رجب در فراق رمضان اشک بریزیم:

                                       

رمضان ترفق

                                     دموع المحبين تدفق

                                  قلوبهم من ألم الفراق تشقق

               عسى وقفة للوداع تطفئ من نار الشوق ما أحرق

                عسى ساعة توبة وإقلاع ترفو من الصيام كل ما تخرق

                                   عسى منقطع عن ركب المقبولين يلحق

                                                       عسى أسير الأوزار يطلق

                                                      عسى من استوجب النار يعتق

                                             عسى رحمة المولى لها العاصي يوفق

                                                                                        رمضان ترفق

                                                                                             رمضان ترفق

                                                                                                  رمضان ترفق

بقلم: دکتر عمرو الشيخ

  عبدالغفور گردهانی

ارسال در تاريخ چهارشنبه یازدهم آبان 1384 توسط عبدالغفور

 

روزه تان مقبول ،عملتان مستدام

رمضان با تمام خیر و برکات خود در حال به پایان رسیدن است،ماه توشه و تقوی  ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِيْنَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِيْنَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُوْنَ﴾ )البقرة: 183)، ماه مناجات وذكر ودعاء، ماه محاسبه نفس وتهذيب آن و تمرین آن بر مكارم اخلاق، ماه آزادی و عمل نیکوی صالح همراه و همگام با جامعه و شعبه های مختلف آن. 

هرکدام از ما با بذل تلاش و توان خود از این ماه مبارک توشه ای بر گرفته است و هرکدام از ما امیدوار است که خداوند روزه اش را پذیرفته باشد .عکس العمل اصحاب و سلف صالح را در پایان ماه رمضان بیاد آوریم که  امام على رضی الله عنه می فرمود: "مَن المقبول فنهنئه، ومَن المحروم فنعزيه"هرکس که روزه اش پذیرفته شده باشدبر او تهنیت باد و هر کس که از پذیرفتن روزه محروم شده باشد او را تسلیت باد. ابن رجب می فرماید: "من عمل طاعة من الطاعات فعلامةُ قبولها أن يصلها بطاعة أخرى، وعلامة ردِّها أن يتلوها بمعصية"هر کس که از جمله طاعات عبادتی انجام داده باشد نشانه قبول آن این است که به طاعتی دیگر وصل می شود و علامت رد آن این است که با معصیت دنبال می شود. ابن القيم رحمه الله علیه می فرماید: "وأرباب البصائر أشد ما يكونون استغفارًا عُقيب الطاعات". صاحبان بینایی و فراست بدنبال انجام دادن عبادات به شدت استغفار می کنند.

 

با پایان ماه رمضان این به ذهن متبادر می شود که پس از رمضان چه خواهد شد...همه ما نیاز داریم که حال ما در طول سال بر منوال ماه رمضان ادامه پیدا کند و برای این کار باید که:

همت عالی واراده قوی نه تنهامی تواند ما را به سیر بر همین منوال بدون توقف یا تردید پیش ببرد بلکه ما را ترقی داده و به   حرکت درمدارج السالكين می کشاند(نگاه کنید به:تهذیب مدارج السالکین امام ابن قیم جوزی رحمه الله علیه).

 

*هدفهایی را که در طول سال می خواهیم به آنها برسیم مشخص کنیم که شامل رشد دادن جنبه های قدرت و درمان جوانب است. ماه رمضان هر سال را فرصتی برای مراجعه به خود  ، محکم سازی پایه ها و خلاص شدن از رذایل و ارتقاء در حسنات قرار دهیم.دعوتگر باید و ناگزیربرای خود هدفی واضح تعیین کند و برای رسیدن به آن برنامه ریزی و تلاش کند زیرا خداوند فرموده است :﴿وَابْتَغِ فِيْمَا آتَاكَ اللهُ الدَّارَ الآخِرَةَ وَلاَ تَنْسَ نَصِيْبَكَ مِنَ الدُّنْيَا﴾ (القصص: 77).اهداف ما مشخص و تشریع شده است و حرکت ما بسوی بهشت است،همچنانکه حضرت عمر بن عبدالعزیز می فرماید" إن لي نفسًا تواقةً، ما تاقت إلى شيءٍ حتى بلغته".نفسی دارم که مشتاق است و وقتی که آرزومند چیزی شد تا بدست آوردنش تلاش می کند.

 

*ادامه دادن اوراد واعمال فاضلی که ما در طول ماه رمضان بر انجام دادن انها بسیار حریص بودیم؛از جمله:

- خشوع در نماز "ليس للمرء من صلاته إلا ماعقل منها"از نماز بنده بهره ای را می برد که در آن اندیش کرده باشد. خشوع عبارت از ایستادن قلب در برابر خداوند با خضوع و خواری است واولین چیزی است که از قلوب و زمین عروج می کند.ابن جوزی می فرماید: "إما أن تصليَ صلاةً تليق بمعبودك، وإما أن تتخذ معبودًا يليق بصلاتك".چه بسا نمازی که تو را به معبودت می رساند و چه بسا اینکه معبودی برمی گزینی که تو را به نمازت می رساند.

 

*نیکی به والدین و خویشاوندان و ارتباطات اجتماعی و انسانی با همه محیط اطراف از جمله خانواده و نزدیکان و همسایگان و همکاران. 

* حضور در مسجد و تلاش جهت درنگ در آن ،زیرا مسجد اثر بزرگی در تربیت نفس و ازدیاد ایمان دارد. سعيد بن مسيب سی سال به گونه ای در مسجد بود که هر بار که موذن اذان می گفت او در مسجد خدا بود.

 

* مداومت بر ذكر ودعاء ومناجات در اوقات مستحب و بخصوص در وقت سحر در سکوت و سکون شب ،در ان دم که همه خوابند. مقصود از ذکر آن است که در هر حال و در هر وقت مشغول طاعت باشی  زیرا ذکر موجب محبت دایمی الله به بنده می شود. "أنا مع عبدي ما ذكرني وتحركت بي شفتاه".خداوند می فرماید تا زمانی که بنده به یاد من است و لبانش بخاطر ذکر من می جنبد  من همراه او هستم.

 

* بجا آوردن قیام اللیل و نماز شب که شرف مومن است. سفیان ثوری می فرماید: "إذا جاء الليل فرحت وإذا جاء النهار حزنت".وقتی که شب می آید شادمان می شوم و هنگامی که روز می آید ناراحت می شوم.

 

* حرص بر روزه های نفلی تا ما بر عهد رمضان پابرجا بمانیم.

 

-            ودر آخر از خداوند توفيق در طاعت وعبادت و روزی نیکو را خواستاریم .

از خداوند می خواهیم که ما را از جمله کسانی بگرداند که حب و کرم و فضل خود را به عنوان نعمت به آنها داده است. .اللهم آمين

  بقلم: دکتر محيی حامد

ترجمه:عبدالغفور گردهانی

ارسال در تاريخ سه شنبه دهم آبان 1384 توسط عبدالغفور

نصائح عملی برای ادامه دادن بعد از رمضان

برای این که در سایر ماههای بعد از رمضان از گناه و شیطان دور باشیم در اینجا برای از نصایح ککاربردی سودمند را می آوریم تا به اذن خدا مسیر طاعات ادامه یابد.

.1 در این شبهای آخر رمضان که انشاءالله هر دعایی مستجاب می شود از خداوند بخواهیم که خداوند ما را پس از این هم در طاعت ثابت قدم نگه دارد. 

2 .بکوشیم که به حد توان و طاقت طاعاتی را که دررمضان انجام می دادیم و به آنها عادت داشتیم در بعد از رمضان ادامه دهیم. زیرا رسول خدا می فرمود بهترین اعمال آنهایی هستند که دوام داشته باشند ولو کم باشند. "أحب الأعمال إلى الله أدومها وإن قلت".

 

3.دوست صالحی را انتخاب کنیم تا ما را در انجام دادن طاعت ها کمک کند،مثلا کسی که ما را برای نماز صبح بیدار کند،یانماز را بصورت جماعت در مسجد مشخصی ادانماییم ،یا بر انجام روزه نفلی با هم توافق کنیم و...

 

.4 روزه شش روز از ماه شوال را از یاد نبریم ، رسول صلى الله عليه وسلم  می فرماید: "من صام رمضان ثم أتبعه ستًا من شوال فكأنما صام الدهر كله"، هر کس که روزه رمضان را بگیرد و سپس شش روز شوال را هم روزه بگیرد گویی تمام سال را روزه گرفته است.این را شروعی برای روزه های نفل دیگر در روزهای دوشنبه و پنج شنبه قرار دهیم.

 

.5  الله در پنهان و آشکار مراقب توست و بدان که خداوند برتو در در هر مکان و زمانی چه در خیابان و دانشگاه و خانه  آگاه است پس خداوند را به عنوان کمترین ناظر بر خود نبینیم.

 

.6 خودت را با انجام دادن عمل مفیدی همراه با دوستت مشغول کن مثل تمیز کردن خیابانی که در آن زندگی می کنیم یا به فقرا و مساکین محله خود کمک کنیم زیرا شیطان به یک نفر نزدیک و از دو نفر دور است.

 

در پایان به خودم می گویم که:رمضان خداحافظ،ای مهر قلب،ای دریای ثواب و پاداش؛مشتاقانه تا سال بعد منتظرت می مانم  وبا تو پیمان می بندم که در غیاب تو مواظب و مراقب این نفسم باشم.خداحافظ ای ماه چهارده بقیه ماهها. خداحافظ..

عبدالرحمان منصور

عبدالغفور گردهانی

ارسال در تاريخ دوشنبه نهم آبان 1384 توسط عبدالغفور

رمضان در کلام دعوتگران

1.پیامبر(ص):

"أتاكم رمضان شهر بركة، يغشاكم الله فيه، فينزل الرحمة ويحط الخطايا ويستجيب الدعاء، فأروا الله من أنفسكم خيراً، فإن الشقي من حرم فيه رحمة الله عز وجل" صدق رسول الله صلى الله عليه وسلم.

رمضان ماه برکت بر شما می آید،با آن رحمت خدا شما را دربر می گیرد،رحمت خداوند نازل می شود،خطاها محو می شود ودعا مستجاب می شود.از خداوند برای خود خیر را بخواهید زیرا بدبخت کسی است که از رحمت خداوند محروم شده باشد.

2. امام شهيد حسن بنا رحمه الله:

رمضان ماه آزادی است.اساس حریت استغناست و برای بدست آوردن استغنا باید سختی را تحمل کنیم،اما این مشقت شیرین و لذیذ است زیرا نتیجه آن آزادی است و آزادی از زندگی شیرین تر است.

3. استاد مصطفى مشهور:

روزه در یک ماه کامل اعضا و جوارح را تربیت و تزکیه می کند.این منحصر به شهوت شکم و فرج نیست بلکه روزه درست آنست که همه جوارح از آنچه خداوند بر آنها حرام کرده است روزه باشند.روزه شخص مسلمان را حلیم بار می آورد و دعوتگران چه بسیار به کنترل نفس و وسعت صدر و کنترل خشم نیاز دارند تا به نتایج مناسب در دعوت دست یابند. که خداوند می فرماید: ولو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك (آل عمران).
اگر چنانچه سخت دل بودی از دور و بر تو پراکنده می شدند.

4. شيخ دانشگاه  الأزهر جاد الحق على جاد الحق:

روزه در اسلام راهی برای پاکسازی و استقامت نیکو وبازداشتن نفس از اقدام به خواسته هایی چون غرائز خودخواهی و زیاده روی در بدست آوردن امیال است.
این روزه زکات نفس و ورزش آن و فراخوان به نیکی است،برای فردعامل پیشگیری و برای جامعه صیانت ،برای قلب صفا،برای قریحه رهبری  وبرای بصیرت عامل تاثیر بخش است.

5. دكتر مصطفى سباعی رحمه الله:

رمضان ماه اعلان مردانگی کسی است که برگردن غرایز لجام می زند؛رمضان ماه اراده بالاست که به اختیار می گیری و به اختیار رها می کنی.روزه تربیت کننده هوشیارانه امت اسلامی است.

6. دكتر محمد عبدالله دراز رحمه الله:

هدف روزه تنها الم و درد بدن نیست چرا که درد به طریق دیگری هم رخ می دهد زیرا خداوند هنگامی که روزه را فرض کرد كتب عليكم الصيام هدف از آن را درد کشیدن و یا به سلامتی دست یافتن یا میانه رویی در غذا قرا نداد بلکه فرمود لعلكم تتقون ،پس باید که روزه را تجربه اخلاقی و روحی برای نیل به صفت تقوا قرار دهیم.

7. استادعمر تلمسانی:ای جوانان روزه سپر و پیشگیری و حمایت ازشماست.از هر چیزی که موجب خشم الهی شود برای تو سپر است و تو را در میادین جهاد آماده می کند.
رمضان دانشگاه علم و تربیت،عبادت و معامله است،تو از کدام هایی؟
مسیرتان صعب العبور و دریایتان طوفانی است و روزه برای شمامحافظ وساز وبرگ است و شما را قویِ امینِ هوشیار و بیدار،کوشا،مصمم ویک فدایی بار می آورد که از خداوند خشیت دارد.شمایید صاحبان
روح وريحان وجنة نعيم.

8. استاد محمد عبده رحمه الله:

روزه  ،روزه دار را صاحب ملکه مراقبه و حیا از خداوند می کند. مراقبه بزرگترین توشه نفوس است که موجب سعادت در آخرت و استقامت در دنیا می شود.شخص مراقب اگر هم دچار معصیت بعلت طولانی شدن غفلت گردید سریعا دست به توبه می زند.
إن الذين اتقوا إذا مسهم طائف من الشيطان تذكروا فإذا هم مبصرون 201 (الأعراف).

9. حاجیه زينب غزالی رحمها الله:
ای مسلمانان !ماه قران بر ما سایه خود را پهن کرده است..آیا ما از اهل آن هستیم.حال که در آن هستیم بجویید که امروز عزت و سرفرازی از ان کیست؟اگر آن را در دیگران یافتید از خود بپرسید که چرا عزت دوباره در دست ما نباشد.
آیا وقت آن نشده که زنان و مردان ما در ماه قران از خواب غفلت بیدار شوندوببینند که ما چرا در جهان با همدیگر اینهمه اختلاف داریم؟آیا مادران می دانند که آنها در این وضع مسوول هستند؟زیرا آنان سازندگان زنان و مردان هستند.بنای بدون پایه هرگز سایه ندارد.
برماست که از ماه رمضان جهاد و توصیه به صبر را برگیریم و دقیقا بررسی کنیم که چگونه می توان امت را در این دنیا به برنامه قرانی بازگرداند تا آزادی و آزادگی را بدست آورد.

10. استاد محمد مهدی عاکف:

رمضان ماه رحمت هاست،ماهی است که در آن احساسات پیشرفته انسانی در دوست داشتن وجود دارد.این مفاهیم همانهایی هستند که جامعه ما؛خواه اسلامی،عربی و جهانی امروز شدیدا به آنها محتاج است.رمضان روح و نفس را تربیت می کند تا بتواند بارهایی را بردارد که قادر به نجات دادن این انسان است.هرکس که در تربیت نفسش پیروز شد در همه زندگی اش موفق می شودزیرا او را خداوند دوست دارد و خداوند هم جز حق و عدل و رحمت و حب چیزی دیگر را نمی پسندد.  

 

11.استاد دکتر محمد حبیب:

رمضان در واقع برای ما ماه بذل وجود وكرم ومروت وشهامت ومردانگی وسربازی و از دیگر سو برای ما غذا وجهاد وقهرمانی واقدام وشجاعت است، وهمچنین ماه تقویت روح وتقوى وورع وهمه معانی نیکی است که امت مسلمان به آنها نیاز دارد تا جایگاه شایسته خود را در میان امم بدست آورد.

 

12.دکتر محمود عزت:

در این ماه بزرگ انسان نعمت اسلام را که خداوند به او بخشیده است احساس می کند که خود نمی توانست آن را بدست آورد ﴿وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمْ الإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمْ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ﴾ (الحجرات: 7).این همه شادمانی در این ماه به خاطر قران است که در آن نازل شده است پس باید که اوقات رمضان را در تلاوت و قیام وتدبر و تامل در آیات این کلام پاک بگذرانیم ﴿قَدْ جَاءَكُمْ مِنْ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ (15) يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنْ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنْ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ﴾ (آیه 15و 16 مائده).

 

13.محمد عبدالله خطیب:

در حدیث آمده است که "إذا جاء رمضان تفتحت أبواب الجنة وغلقت أبواب الجحيم وسلسلت الشياطين، ونادى منادٍ من قبل الحق تبارك وتعالى يا باغي الخير أقبل ويا باغي الشر أقصر"..هنگامی که رمضان می آید دروازه های بهشت باز می شود و درهای جهنم بسته شده و شیاطین به زنجیر کشیده می شوند و ندا دهنده ز جانب خداوند ندا می دهد که ای خواهان خیر پیش آ،و ای خواهان شر کم کن! دروازه ها باز و راهها مناسب می شود،پس به خانه های خدا،توبه صادقانه و تلاش در جهت رضایت الله رو آوریم .

 

14.دکتر محمود غزلان:

الله سبحان رمضان را بازاری قرار داده است که در آن ثواب هر انسانی زیاد می شود. دلیل این کاردو چیز است : امر اول آن است که الله سبحانه وتعالى می داند که انسان ضعیف خلق شده است ﴿وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا﴾ (النساء: 28)، چگونه نمی داند در حالی که خود او را آفریده است ﴿أَلا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ﴾ (الملك: 14)، چون خداوند به ضعف انسان آگاه است برای او موسم های را در نظر گرفته است که اجر و ثوابش زیاد شود.چیزی که از  تشریع روزه ما باید بدان آگاه باشیم آنست که همه ما در مقابل خداوند متعال ضعیف و ندار هستیم ﴿أَنْتُمْ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ﴾ (فاطر: 15)از این رو باید به خداوند چنگ زنیم ودر کنف او ماوا بگیریم ودر جوار او بیارامیم. از او کمک بخواهیم زیرا کسی که از کمک خداوند بهره مند شد هرگز پشیمان و اندوهگین نخواهد شد و از هیچ چیز در جهان نخواهد ترسید.

دلیل دوم بر این لطف خداوند رحمت و فضل عمومی و کرم فراوان اوست پس شایسته است که در برابر این لطف پروردگار کریم و رب رحیم  او را دوست داشته باشیم ﴿وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ﴾ (البقرة: 165) منظور از این حب عاطفه سلبی گذرا که در برخی اوقات انسان احساس می کند نیست بلکه عاطفه ای مثبت است که انسان را به طاعت و دوری از گناه می کشاند ﴿قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمْ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ﴾ (آل عمران: 13).

امر دیگر آنست که ما بزودی با رمضان خداحافظی خواهیم کرد و این نشانه آنست که یک سال از عمر ما گذشته است و این یعنی این که قطار عمر خیلی سریع می گذرد و ما در حال حرکت بسوی ملاقات با خداوند هستیم ﴿يَا أَيُّهَا الإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلاقِيهِ﴾ (انشقاق: 6) این موسم ها و گذر ایام به یاد ما می آورد که به ملاقات پروردگار خواهیم رفت ﴿أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لا تُرْجَعُونَ﴾ (المؤمنون: 115).

ارسال در تاريخ یکشنبه هشتم آبان 1384 توسط عبدالغفور

حیات ایمانی در میان ضعف و قوت،توجه و عدم توجه و بالایی و پایین بودن بسر می برد. همچنانکه رسول اکرم خبر داده است ایمان کم وزیاد می شود،طاعات آن را زیاد و گناهان از آن می کاهند.

 پس مؤمن باید همیشه مواظب اعمال ایمانی خود باشد.او نمی داند که کی مرگ به سراغش می آید ،پس باید که همیشه در حال جبران مافات باشد.این مهم محتاج جهاد با نفس است تا رهبری بر نفس را بدست آورد.

به پیروی از سطح ایمانی عمل هم در حالت بلندی و سستی است اما مومن زرنگ آن است که فتور او را از طاعت الله عزوجل و ادای فرایض خارج نکند و او را به معصیت نکشاند. اصحاب و سلف صالح به این امر کاملا آگاه بودندو از این رو از اوقات توانایی خود در تقویت خویش بسیار استفاده می کردند و عمل بسیار انجام می دادند.در اوقاتی که نفس با آنان همراهی نمی نمود با نرمی و رهبری حکیمانه کاری می کردند که از مسیر بندگی منحرف نشود تا وقتی که به حالت اول خود بر می گشتند.

محورهای اساسي برنامه های ايماني برای مداومت شرکت در نماز جماعت:

اول:اینکه بدانی یا بیاد داشته باشی که نماز جماعت و حضور در مساجد چه فضیلتی دارد:

اقامه نماز جماعت اساسا سنت مؤكده است، اما برپایی آن در جامعه اسلامی از فرایض کفایه است و در حق افراد از سنت های موکد است.

دوم: طلب توفیق و کمک از خداوند:

بعد از آنکه شناختی و بیاد آوردی  از الله سبحانه وتعالى بخواه که تو را طاعت نصیب سازد و بر ذکر  او و شکرش و حسن اطاعتش یاری کند. بدون کمک الله عز وجل وتوفيق او ما نه تنهانمی توانیم که یک گام برداریم بلکه قادر به انجام هیچ کاری نخواهیم بود. خداوند سبحان می فرماید: "ادعوني أستجب لكم".بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.

سوم: دوستی نمازگزار انتخاب کن:

این عامل از مهمترین عوامل موثر و کمک کننده در شرکت مداوم در نماز جماعت است.در صورت امکان  تو و برادرت و یا دوستت با هم عهد ببندید که در نماز جماعت شرکت کنید.با هر کس که میان تو و او رابطه ای هست بخواه که موقع نماز تو را باخبر سازد. دست همدیگر را بگیرید و موقع نماز به مسجد بروید.

چهارم: از وسائل هشدار دهنده و آگاه کننده استفاده کن:

از جمله  میتوان زنگهای اخبار،ساعت های موذن،برنامه های کامپیوتری که در وقت نماز اذان می دهند(دانلود از: http://www.islamicfinder.org/athanDownload.php)،استفاده از جدول ساعت نماز در جایی که قابل دیدن باشد استفاده نمود.

پنجم: آمادگی برای نماز پیش از وقت آن:

مدت زمان کوتاه قبل از نماز به هیچ کار دیگری اختصاص ندهیم. طوری نباشد که متصل به وقت نماز شروع به انجام کارهاهایمان بکنیم.ربع ساعت یا 5 دقیقه قبل از نماز از هر کاری دست بکشیم ،وضو گرفته و به مسجد برویم و تحیه المسجد  و نوافل پیش از نماز را بجا آوریم تا برای نماز آمادگی بیشتری داشته باشیم.

ششم: پر کردن بانک ایمان:

میتوان در بانک ایمان طاعاتی مثل ذكر، دعاء، قيام، وروزه، وتلاوت قرآن، وامر به معروف ونهي از منكر، صله رحم، صدقه، پوشاندن چشم از نامحرم ، عمره وحج.. گذاشت. همه این کارها ایمان را زیاد می کنند،به همان نسبت زیدی ایمان موجب دوری از گناهان می شود.

هفتم: مطالعه زندگی صالحان:

هنگامی که ما داستان زندگی صالحان را مورد مطالعه قرار دهیم و از حریص بودن آنان بر عبادت باخبر شویم ارواح ما بسوی حالی چون حال آنان پرواز می کند و نفس ما به بودن مانند آنان میل می کند.توجه به طاعت و دوری از معصیت در ما نیرومند تر می شود.

فتحي عبد الستار

عبدالغفور گردهانی


 

ارسال در تاريخ شنبه هفتم آبان 1384 توسط عبدالغفور

فلسطین...معیار شهادت و خمود

 

تاریخ فلسطین از سپیده دم خود پرفراز و نشیب بوده است. درباره تقدس این سرزمین متون زیادی از کتابهای مقدس و از جمله قران آمده است.در قران مجید اشارات واضحی به سرزمین مقدس و برکت آن وارد شده است که از آن جمله می توان به آیات زیر اشاره کرد.

(اسرا/1 )و (مائده/21) و (انبیا/71و81)و (بقره/144).

در این آیات خداوند برکت سرزمین مقدس را به ما نشان می دهد.علاوه بر آبادانی مادی این سرزمین محل سکونت و بستر دعوت انبیای الهی هم بوده است که از لابلای آیات فوق الذکر می توان به موارد زیر اشاره نمود.ایلیا یا سرزمین مقدس همان بیت المقدس بوده که حضرت موسی قوم خود را به جهاد با حاکم ظالم آن فرا خواند اما آنها به موسی گفتند که حاکم آنجا ظالم است ،تو و خدایت بروید و با آن حاکم ظالم بجنگید.

حضرت ابراهیم (ع) هم پس از آنکه نمرودیان او را در آتش انداختند بدلیل ناامنی از سرزمین کلدانیان در عراق به شام رفت که فلسطین جزیی از آن بود. حضرت سلیمان هم با توجه به اقوال مورخان در شام زندگی کرده است.مسلمانان هم ده ماه بسوی بیت المقدس نماز می خواندند.

از خلال مجموعه ای از احادیث که در مورد بیت المقدس آمده است این نکات قابل استخراج است.

1.بجا آوردن نماز در مسجدالاقصی بعد از مسجدالحرام و مسجد نبوی در مرتبه سوم پاداش(500برابر)قرار دارد(رواه شیخان).

2.مسجد الاقصی  پس از مسجد الحرام دومین مسجد ساخته بر روی زمین است(بخاری،مسلم و نسایی).

3.فرشتگان بالهای خود را بر سرزمین شام پهن می کنند(ترمذی و احمد).

4.محلی که پیامبر خدا به آسمانها عروج کرد از همین سرزمین بوده است(مسلم).

5.این سرزمین یک پناهگاه امن است(احمد و ترمذی).

 مفسرین و علمایی چون قرطبی ،ابن جوزی ،ابن تیمیه و.. در مورد این سرزمین سخن گفته اند. در تفسیر آیه 41 /سوره ق گفته شده است که اسرافیل از روی صخره ای در بیت المقدس مردم را برای حساب فرا می خواند و در مسند امام احمد آمده است که پیامبر(ص)از ان به عنوان سرزمین حشر و نشر یاد کرده است.

از جمله اصحابی هم که بیت المقدس را زیارت کرده اند می توان از عمر بن خطاب ،ابو عبیده جراح،ام المومنین صفیه بنت حی،معاذ بن جبل،عبدالله بن عمر،خالد بن ولید و ابوذر غفاری و ... را نام برد.

در طول تاریخ و فادارترین به سرزمین فلسطین مسلمانان بوده  و خیانت پیشه ترین قوم نسبت به این دیار مقدس یهود بوده که به علت بد طینتی انباشته از گناه و نافرمانی و میثاق شکنی های پی درپی که تفصیل آن در سوره بقره آمده است مستوجب لعن و نفرین الهی تا روز قیامت گردیده اند(مائده/64). یهودیان عهدهای میان خود و خدا را شکسته اند  پس چه تضمینی به معاهدات امضا شده توسط آنها وجود دارد(بقره/100).صهیونیسم یهودی غده ای است سرطانی که دوای آن عملیات جهادی و ریشه کنی است تا پیکره انسانیت سلامت و آرامش یابد.

استاد دکتر طارق سویدان در زمینه تاریخ فلسطین کتابی وزین تالیف نموده که بصورت مصور است و در آن با مراجعه به 100 منبع عربی و انگلیسی اثری بدیع پدید آورده که به حق منبعی منحصر به فرد است.صاحب این قلم نظر به حظ وافری که در مراجعه به این کتاب نصیبم گشت درخور دیدم که به قدر رفع تشنگی جرعه هایی از آن را ترجمه کرده و در طبق اخلاص بگذارم.

                                   سالشمار رخدادهای فلسطین

 1250ق.م

بنی اسرائیل وارد سرزمین کنعان شدند.

  165ق.م

هیکل دوم بار دیگر ساخته شد که اعلانی برای برپایی دولت  مستقل یهودی در زمان قدیم به شمار می رود.

    63ق.م

روم قدس را اشغال و فلسطین را ضمیمه خود کرد.

132   م

قدس تخریب و یهودیان کشته شدند.