![]()
پست الکترونيک آرشيو مطالب آرشيو مطالب
تیر 1388
خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 پيوندها
آفاق
احیا مسافر نور وبلاگ حرفه اي من پادكست من یک پزشک وب نوشت سروش قونیه جستجوی حافظ دکتر سروش دکتر قرضاوی امام بنا اسلام اون لاين پایگاه اطلاع رسانی اصلاح دعوت و تربیت اسلامی اسلام اخوان اون لاين روزنامك پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری مدرسه محبوبترین لینک های وب جامعه شناسي ايران مهمترین روزنامه های جهان روچنه البیان دایره المعارف سایت های اسلامی كێلهشین تازه های ادبی اطلاع رسانی کتابهای اسلامی خبر چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟ نوگرا لينك هاي زيباي اسلامي پرشين گرافيك نیشتمان کتابخانه مجازی فارسی سیبستان براسان دهوار شهروند امروز مطبوعات ايران مریوان گالری :: قالب ساز :: جستجو
طراح قالب
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: |
اسلام
اسلام دقیقا عملکرد مسلمانان نیست بلکه برنامه ای است ربانی که مسلمانان بایدخود را با آن تطبیق دهند تا شقایق هست..
آری تا شقایق هست ![]() ![]() ![]() ![]()
چون امید هست چون راه هست چون روز هست چون ماه هست خورشید می درخشد آخرت هست خداوند عادل بی همتا هست قلب هست نور هست راز هست خوبی هست اندیشه هست زندگی هست باید زندگی کرد سر را بالا گرفت و بندگی کرد سر پیش خالق فرود آورد و عزت را به استکبار نفروخت آری چشم هست چشمه می جوشد آتشفشان احساس خاموش نیست باغ هست بار هست یار هست همدل و همراز هست یاد هست نان هست شور هست شعر هست تحلیل هست خاک هست باد هست طوفان هست مرگ هست هماورد بی همتا است قانون حق هست شمع هست احساس هست شب هست نور قرمز هست کودکی هست بازیهای کودکی هست شاه بازی،سبیل آتشی هست مهر هست ناهید و زهره هست ظهر هست عصر هست ایمان هست کورسوی اخلاق هست اخلاص هست سوز پر شور هست خدا هست یک دنیا امید یک بام سبز لاهیجان سبز هست شمال هست دریای آبی هست هست ها هست کمبودها نیست نیست ها نیست
|+|
آه باران!
آه باران!
استاد شجریان مرد موسیقی ایران است.او همچون باران بر جان امیدواران می بارد. توصیه می کنم کاست آو باران او را گوش کنید. آه باران ریشه در اعماق اقیانوس دارد شاید
|+|
يادمان باشد..
يادمان باشد..
يادمان باشد در سال جديد فكرهامان همش جديد باشد نگاهمان همش تازه باشد يادمان باشد به خواب گلي كابوس نياريم دست نبريم به لانه گنجشكي پا ننهيم بر برگ گياهي نرنجانيم زخود هيچ كس رنگها را تغيير ندهيم به خلقت خالق دست نبريم طبيعت همانگونه كه هست زيباست بهار آنگونه كه هست هويداست يادمان باشد در سال جديد تازه شود روح،بشكفد ماه كاسه نور را ببريم زير باران برويم تا آن سر باغ ز سر چشمه ي اخلاص بنوشيم هر دم نفس هاي عميق بكشيم بگذاريم احساس هوايي بخورد به يك نماز پي امامت گل ره سپريم به عرش فرش زير پامان جمع بكنيم زيلوي دگر پهن بكنيم پچ پچ قطرات باران را گوش بكنيم باد را سلام بكنيم پير مغان را از خواب بيدار كنيم شيريني را بدهيم دست شيرين فرهاد آواره را به خانه بياريم صبح به صبح با طلوع سپيدي پنجره را رو به آفتاب وا بكنيم از حنجره ي آسمان سمفوني عشق بنوازيم زيبايي را كادو بكنيم بدهيم دست به دست به دوست برويم كنار آبشار بلند گوشمان را ببريم نزديك ببينيم آب چه مي گويد سنگ هم حرفي دارد برگ هم دردي دارد علت غرش ابر چيست پرندگان هنگام سحر چه مي گويند؟ آسوده رد نشويم حتي از كنار مادرمان به ادراك نوازش ،به نياز به اشك،به آه. يادمان باشد در سال جديد همديگر را دوست بداريم نگذاريم كه گونه اي خيس بشود به همديگر گل بدهيم به همديگر بگوييم سلام عليك به همديگر تعارف بكنيم ببخشيد..اول شما! همديگر را بشناسيم. يادمان باشد گاه گاهكي پا بر اوزان بگذاريم قالب شكني هم بكنيم هي قيافه ي آنكارد نگيريم لباسهامان همش اتو كشيده نباشد گاه گاهي غلت بزنيم در خاك كفشهامان خاكي باشد بدويم ،ورزش بكنيم گاهي قيافه اصلي را از بين هزاران چهره اصلي بكنيم در برخورد. يادمان باشد در سال جديد ضرباهنگ واژه ها را تندتر سازيم نبض كلام را در دست بگيريم به تاكيكاردي واژه بپردازيم قلب و كلمات را به هم پيوند بزنيم سر هر واژه سر و دست شكنيم زيباتر حرف بزنيم و البته زيبا حرف بزنيم هيچ از ما،هيچ از همه كس ذره اي در كهكشان اتم ها موجكي در كيهان انگاره اي در نقش جوشش رنگ در رنگرزي جوشش فكر در هزاره ي انديشه مي توانيم باشيم و البته مي توانيم پاشيم. يادمان باشد در سال جديد زنجير غلامان بشكنيم پا بگذاريم بر قانون اسارت مي توانيم اندكي جسارت بكنيم كمي خسارت هم بدهيم كمي دود بكنيم فضا را وهم آلود بكنيم مي توانيم جسارت ريشه باشيم در رويش به نور و ظلمت خيزش بكنيم از دل ظلمت نور صيد كنيم از دل نور ميوه پا به پاي گل سرخ برويم كفش سنگلاخ پا بكنيم به كوهنوردي عادت بكنيم. يادمان باشد كز يادمان نرود حسرت راه غم اين راه را چاره كنيم غم و اندوه را بيچاره كنيم اميد را همسفر و همراز كنيم برويم تا انتهاي سپيده آخر شب را بگيريم از دست فرشته بدهيم به عصر روز دگر روزهابه خانه باز گرديم شب ها در بزنيم آن طرف شهر اردو بزنيم اعلان جنگ كنيم به سياهي و البته نه با گلوله ي سربي و يا مشقي از جنس كلام،زبان،بيان سلاح دعوت ما كلام است و بيان و البته كه كم نخواهيم آورد مگر نه آن كه خدا اصل كلام خلق كرد بيان و خورشيد و ماه گرداند به حساب. يادمان باشد در سال جديد كمتر شعار بدهيم حرف مفت كمتر بزنيم كمي هم عمل بكنيم كمي اين تن بميري را حال بدهيم پا بر قانون سخن بگذاريم بگذاريم عمل هم هوايي بخورد و البته كه هواي سخن را هم داشته باشيم. من نمي گويم كه بهاري نيست دل به كاري نيست اين وزن عياري نيست. بلكه نبايد در جا بزنيم سوزيم ولي گرما ندهيم سازيم اما سازي نزنيم بازيم اما پر نزنيم يازيم اما بازيم. بهار88
|+|
دولت عدل
یکی از مهمترین پایه های اخلاقی اسلام عدل است که جایگاه بلندی را اشغال می کند.آنچه که ما از این کلام خداوند متعال می فهمیم: ﴿لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمْ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ﴾ (حديد: 25) و﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ(8)﴾ (مائدة). بر اساس این فهم اقتضای ایمان کامل به حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم پایبندی به قاعده عدل است که چارچوب بزرگی برای تنظیم امور جامعه است و برپایی آن یکی از مهمترین اهداف دولتی است که قصد دارد به رعایت شوون مردم جامعه بپردازد. عدل در فهم اسلامی صحیح آنچنان که ما ایمان داریم مطلق است زیرا به سادگی بسیار از یکی از مهمترین پایه هایی زاده می شود که اسلام آورده است و آن توحید است. به موجب توحید همه افراد بشر با هم مساویند و کسی بر دیگر ی برتری ندارد. همه انسانها به اعتبار اینکه از آدم هستند حق تکریم دارند و تقوای آنان به خداوند بر این کرامت آنان می افزاید: ﴿إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ﴾ (حجرات: آية 13) و هیچ کس حق ندارد که کرامت را منوط به تقوا کند. فهم و تطبیق توحید آن است که هیچ انسانی حق ندارد که برخی از آنها برخی دیگر را به عنوان ارباب بگیرد،چه به طور ضمنی و یا چه به صراحت،چه با اسم چه با فعل. توحید خداوند عدل و آزادی و مساوات است و خداوند خالق یگانه کسی است که هیچ کس همانند او نیست (ليس كمثله شيءٌ ولم يكن له كفوًا أحد)، و همه انسانها از لحاظ روحی که از آن سرشته شده اند مساویند ﴿ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمْ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلاً مَا تَشْكُرُونَ﴾ ((سجدة: 9) حقیقت امر در مورد آنچه به عدالت مربوط می شود عبارت از تطبیق عدل در همه ی امور سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و ...است. در اولین خطابه سیاسی حاکم بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و قطع شدن وحی ،در ابتدای تنظیم امور مردم چه از وجه اجتماعی و چه امور دولت چنین بوده است: "إن القوي فيكم ضعيف عندي حتى آخذ الحق منه، والضعيف فيكم قوي عندي حتى آخذ الحق له"،قوی شما در نزد من ضعیف است تا زمانی حق را از او بگیرم و ناتوان در نزد شما در نزد من قوی است تا حق را برایش بگیرم. این کلمات از اولین خطابه های سیاسی حاکم برای ملت مسلمان است. اما سخنان دومین حاکم و خلیفه راشده اسلام که بر تارک تمدن اسلامی می درخشد چنین است: "متى استعبدتم الناس وقد ولدتهم أمهاتهم أحرارًا؟!". از چه هنگام مردم را به بردگی گرفته اید در حالی که مادرانشان آنها را آزاد زاده اند. از این رو ما به عنوان انسان و مسلمان متدین به توحید ربوبیت و الوهیت خداوند دولت نمونه ،دولتی است که عدل را برپا کند،دولتی است که در آن قدرت متوازن باشد و عدل و مساوات در میان قوه مقننه،مجریه و قضاییه توزع شود و این همان فهم آیه کریمه زیر است ﴿لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمْ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ﴾ ((حديد: 25(. دولت عدالت دولتی است که با برنامه ها و دوره های مشخص به تناوب میان مردم می گردد،همه اینها چیزهایی است که با برهان و تجربه ثابت شده است که افراد در مناصب چقدر بمانند. دور کردن دستگاههای اجرایی از نیروهای متنوع انسانی خلاق که نشاط و نوآوری وزندگی ازه ای به سازمان می بخشد صحیح نیست.هر انسانی روحیه خاصی دارد که به او وسیله خاصی می دهد،از تجارب گذشته استفاده می شود و در جهت رشد و تکمیل کردن چیزی به سیستم می افزاید. دولت عدل دولتی است که مال را از اغنیا می گیرد و به فقرا می دهد تا شکر خالق به جا آورده شود و تزکیه مخلوق عملی شود تا مال تنها میان ثروتمندان دست به دست نگردد تا اینکه همانند سرمایه داری ظالم ثروت ها متراکم گردد و حکومت کند و موسساتی را به به نفع خود بوجود آورد که به مقدرات مردم بازی کند که در این مورد استاد سیدقطب در کتاب تطبیق عمل اسلامی برای عدلت اجتماعی نظریات جالبی بیان می کند. دولت عدالت به همه مردم به چشم برابر نگاه می کند و بر اساس برادری دینی و برادری هموطنی کنار هم می نهد.این شامل ادای همه آنچه حقوق و واجبات بطور مساوی است،میان مردم هیچ فرقی بر اساس دین،مذهب،رنگ و یا فامیل نیست. ------------ * عضو مكتب ارشاد درجماعت اخوان المسلمين.|+|
بيانيه جماعت دعوت و اصلاح ايران
جماعت دعوت و اصلاح ایران طی بیانیه ای از جناب آقای میرحسین موسوی اعلام حمایت کرد.متن این بیانیه از قرار زیر است: بسم الله الرحمن الرحيم بيانيه جماعت دعوت و اصلاح ايران در حمايت از مهندس ميرحسين موسوي در آستانه برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، جماعت دعوت و اصلاح ایران، از بدو فعاليت غیررسمی انتخاباتی نامزدها، ضمن حفظ ارتباط با مجموعههای مؤثر در این عرصه، ديدگاهها و برنامههاي مختلف را رصد نموده و مطالبات و انتظارات خود را از رئیس آینده قوه مجریه، در قالب صدور بیانیه، انعقاد جلسات با نامزدها و یا نمایندگان آنان و گفتگو با نیروهای اجتماعی و سیاسی حامی کاندیداها طرح كرده است و اینک ضروری میداند موارد زیر را به عنوان جمعبندی و نتیجهی بررسيها به اطلاع اعضا، هواداران و ملت شریف ايران برساند: 1- هریک از نامزدها دغدغهها، خواستهها و اولویتهای طیفی از شهروندان را نمایندگی میکنند و از این حیث همگی مورد احترام هستند. بدیهی است انتظار منطقی از پیروز این رقابت، به عنوان رئیس جمهور ملت ایران، اهتمام جدی به اجراي برنامههاي اعلام شده در عين توجه به مطالبات قانوني همه شهروندان است. 2- در خصوص مطالبات شهروندان اهلسنت، که تلاش شده است عمدهترین و مهمترین عناوين آن در بیانیه مورخ31/01/1388 جماعت دعوت و اصلاح ايران درج گردد، از اهتمام ویژه آقایان مهدی کروبی و میرحسینموسوی تقدیر و تشکر مینماییم. 3- جماعت دعوت و اصلاح ايران، پس از بررسی و تحلیل برنامه کاندیداها، بهويژه جايگاه حقوق ملت، واقعنگري و توازن در برنامهها، سهم نگاه توسعهمحور در برنامه اقتصادي و در نهايت ميزان تحققپذيري در بستر فرهنگي، اجتماعي و سياسي امروز كشور، حمايت خود را از مهندس میرحسین موسوی اعلام میدارد. 4- استمرار رویه تبلیغاتی سالم و احتراز جدی از تخریب کاندیداها که نشانههای نگرانکنندهای از آن در چند روز اخیر بروز نموده است، ضرورت حیاتی مرحله کنونی است. بدیهی است با عنايت به تجربه دورههای گذشته، تخریب نتیجه معکوس دارد و بر همین اساس ضروری است نامزدهای محترم توصیههای لازم را به کارگزاران و فعالان ستادها ابلاغ نمایند. 5- از نهادهاي اجرايي و نظارتي انتظار ميرود كه زمينهي برگزاري انتخاباتي آزاد، رقابتي، سالم و عادلانه را فراهم سازند و با صيانت از آراي ملت از خدشهدار شدن وجه جمهوريت نظام جلوگيري به عمل آورند. جماعت دعوت و اصلاح ایران 12/3/1388 توضیح: به اطلاع خوانندگان این وبلاگ می رساند این جماعت اسلامی در ایران فعالیت می کند .اطلاعات بیشتر در سایت این جماعت و در اساس نامه و مرام نامه این جماعت از سایت رسمی آن قابل دریافت است. http://www.islahweb.org/html/index.php *آرم تامل برانگیز جماعت دعوت و اصلاح ایران از قرار زیر است: آرم جماعت دعوت واصلاح ایران، از عناصر هشتگانه زیر تشکیل شده است. 1- کتاب، اشاره دارد به قرآن مجید به عنوان آخرینیام آسمانی برای راهنمایی بشر. 2- پرچم، مزین به آیه ی شریفه (إن أرید إلا الإصلاح)، تأکیدی است بر مشی اصلاحگرایانه ی جماعت. 3- (الله اکبر ولله الحمد)، شعار جهانی بیداری اسلامی معاصر است. 4- هلال، سمبل اسلام وجهانی بودن آن است. 5- شاخه ی زیتون، نماد صلح است. 6- شاخه ی گندم، سمبل توجه به توسعه، با نگاه به نیازهای عینی ومادی بشر است. 7- قلم، اشاره دارد به ابزار اصلی کار جماعت، به منظور تحقق تغییرات فرهنگی و اجتماعی مطلوب. 8- دست، نمادی است از توجه به اقدام عملی و رهاشدن از چنبره ی نگاه تئوریک محض.
|+|
دو جنس ارزشمند حراجی شیطان
دو جنس ارزشمند حراجی شیطان شیطان می خواست که خود را با عصر جدید تطبیق بدهد، تصمیم گرفت وسوسههای قدیمی و در انبار ماندهاش را به حراج بگذارد. در روزنامهای آگهی داد و تمام روز، مشتری ها را در دفتر کارش پذیرفت. حراج جالبی بود. سنگهایی برای لغزش در تقوا، آینههایی که آدم را مهم جلوه میداد، عینکهایی که دیگران را بیاهمیت نشان میداد. روی دیوار اشیایی آویخته بود که توجه همه را جلب میکرد: خنجرهایی با تیغههای خمیده که آدم میتوانست آنها را در پشت دیگری فرو کند، و ضبط صوتهایی که فقط غیبت و دروغ را ضبط می کرد. شیطان رو به خریدارها فریاد می زد: نگران قیمت نباشید! الان بردارید و هر وقت داشتید، پولش را بدهید. یکی از مشتریها در گوشهای دو شیء بسیار فرسوده دید که هیچکس به آنها توجه نمیکرد. اما خیلی گران بودند. تعجب کرد و خواست دلیل آن اختلاف فاحش را بفهمد. شیطان خندید و پاسخ داد: فرسودگیشان به خاطر این است که خیلی از آن ها استفاده کردهام. اگر زیاد جلب توجه می کردند، مردم میفهمیدند چه طور در مقابل آن مراقب باشند. با این حال قیمت شان کاملاً مناسب است. یکی شان شک است و آن یکی عقدة حقارت. تمام وسوسههای دیگر فقط حرف میزنند، این دو وسوسه عمل می کنند. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ این نوشته از دیگران است. |+|
قربانیان خشونت های کور
قربانیان خشونت های کور
او که از مسجد آمده و بعد از انفجار در کمک به مجروحین حضور داشته است از دستها و پاهایی می گوید که قطع شده اند،خونهایی که بر در و دیوار مسجد پاشیده شده است و مجروحانی که در بدترین حال بستری اند و خانواده هایی که مات و مبهوت در احساساتی بینابین خشم،نفرت،درماندگی و ..بسر می برند.کسانی که از مردم عادی و شرکت کننده در مراسم مذهبی بوده اند و قربانی این حادثه مرگبار قرار گرفتند،آنها چه گناهی داشته اند؟ آیا به جرم گرایش مذهبی باید کشته شوند؟آیا باید تاوان کدام کار انجام نداده را پس دهند؟ دل هر مسلمان متعادل دینداری می لرزد.چگونه می توان ناراحت نبود و عمیقا متاسف نبود،البته نه فقط از این حادثه که به نگرشی که به خود اجازه می دهد مردمی را بکشد تا به منافعی دست یابد.حال این منافع چه دنیوی باشد که به وضوح محکوم است و چه منافع به اصطلاح خودشان اخروی که به بهشت می روند!! در حالی که دین جز در سه حال کشتن را روا نمی داند: 1.زنای محصنه 2.قتل نفس 3.مرتد از دین و مفارق از جماعت
هیچگاه پیامبر خدا(ص) نگفته است که به خاطر عقیده و مرام کسی را بکشند که هر کس در انتخاب آیین خود آزاد هستند . آنگونه که در تعریف خشونت آمده است:خشونت اعمال روش های غیرمسالمت آمیز و غیر قانونی برای تغییر ساختارهای فرهنگی،سیاسی و اجتماعی در جامعه است. خواه این رفتارها از سوی دولت ها باشد و یا گروهها و احزاب و اشخاص. همه و همه بیش از آنکه اصلاح آورد فساد می آورد.مثلا ما مجاز نیستیم که در قبال قتل یک نفر بیش از یک نفر را بکشیم و آنهم پس از آنکه در دادگاهی عادلانه و توسط دولت اسلامی جرم ثابت شد و او از آن دفاع کرد می توان حد را جاری کرد. تفاوت فیزیولوژیک،خانوادگی و شخصی موجب فرهنگ های گوناگون می شود که هیچ گریزی از آنها نیست.هیچگاه به زور نمی توان نگرش ها را عوض کرد،از طرف دیگر هر مجموعه ای در محدویت هایی بسر می برد که همه حقایق در دست او نیست و نیاز به تعامل است تا نگرش ها و رفتارها بسوی کامل تر شدن پیش برود. میتوان با گفتگو،باورمندی به نقد،باور به تغییر،التزام به قرارداد اجتماعی و تاکید بر اموزه های اخلاقی مثل آخرت اندیشی،حکمت تدریجی،صبر،ایثار،فرو خوردن خشم،گذشت،دوری از غیبت،پرهیز از سوء ظن،پیوندهای عاطفی،رواج نوع دوستی،رعایت حقوق مساوی شهروندان زمینه های خشونت را از بین برد. این گونه حوادث نشانگر چند چیز است: 1. جامعه ما نا متعادل و ناموزون است که هر کس به خود اجازه می دهد هر چه بگوید و هر کاری بکند و لو آن کار موجب خشم و ناراحتی خداوند و مردم شود و هر کس را که با این نگرش مخالف باشد بی احترامی کرده و حتا بکشد. 2. مسجد هم دیگر خانه ای امن نیست،جایی که سجده گاه مومنان و کانون آرامش باشد.خانه هایی نا امن در صورتی امن می شود که خداوند عبادت شود و متاسفانه مردم هراس دارند که به مسجد بروند و این فوق العاده دردناک است. 3. درگیری های فرقه ای،قومی و مذهبی را دامن می زند که موجب نا امنی اجتماعی می شود.دیگر کسی میل به فعالیت اجتماعی نمی کند. 4. گرایش های خشن را گسترده تر می سازد،محال است که خشونت و انتقام آرامش و خنک شدن دل به همراه داشته باشد در حالی که خداوند متعال توصیه به عفو و گذشت دارد. 5. این کارها خشونت و سنگدلی را گسترش می دهد: ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ(بقره/74) 6. فتنه گرانی که خوراک و حیات آنها در نا امن کردن اوضاع است دست به کار خواهند شد و مردم از هر قومیت و مذهبی باید خویشتن دار و هوشیار باشند.
در هر حال و با هر منطقی چه دینی و چه انسانی اقداماتی از این دست محکوم است و مرتکبین آن به قهر خداوند در دنیا و آخرت دچار خواهند شد.چنانچه خداوند متعال می فرماید: و من یقتل مومنا متعمدا فجزاءه جهنم.. وظیفه مومنان هم حفظ آرامش و صبر است،زیرا خشونت امری محکوم به شکست است و اقداماتی انجام داد که روز به روز زمینه های خشونت را در جامعه از بین برد که به برخی از آنها اشاره شد. باشد که هموطنان ما این گونه مظلومانه و بی گناه کشته نشوند.
نگاه:رویکردها و راهکارهای جماعت دعوت و اصلاح ایران از سایتwww.islahweb.org |+|
درنگ های نویسنده
۱.برایند شتابدار تحولات منطقه ای و جهانی و سرعت گرفتن خبر از مخاطب چنان است که اگر خواننده ی امروز نتواند خود را در کنار خبر ببیند هرگز قادر نخواهد بود که بینش و منش روزآمدی داشته باشد. بر این مبنا به نظر می رسد که نویسندگان در کنشی مداوم با خبرهای روز باشند.
۲.راز و رمز ماندگاری آنست که بتوان با منابع غنی دسترسی داشت. از بین آن همه کتاب که همه روز در دنیا چاپ می شود بسیاری از کتابها مطالبی دارند که به نحوی تکراری است. ما برای رشد و توسعه نیروی انسانی فرصت نداریم که همه ی کتابها را بخوانیم پس بهتر است در پی خوانش کتابهایی باشیم که مادر باشند و در عین حال با توجه به مطالعه آن کتابها به طبقه بندی اطلاعات و به روز کردن بر اساس فایل های کتاب مادر نماییم. ۳.نویسندگان برای آنکه قادر باشند اندیشه های جدیدی ارایه کنند لازم است علاوه بر دسترسی به منابع فکری و انسانی به زندگی در بطن زندگی بپردازند. علت ناپخته بودن بسیاری از نوشته های ما آنست که نظری صرف اند و جنبه عملگرایی در آنها کمتر دیده می شود. |+|
خواهرم بخوان..به نام پروردگارت كه تو را خلق كرد!
خواهرم بخوان..به نام پروردگارت كه تو را خلق كرد!
آتش عشق خدا به دل خواهري افتاده بود.آتشي كه نمي سوزاند و بلكه مي پخت.با زباني حرف مي زد كه اشك از چشمانش آن را همراهي مي كرد!..نه!نه! به هيچكس نمي گم.بايد بگم؟..عشق را بايد پنهان كرد تا كسي نفهمه!آخه ممكنه ريا توش باشه! قران مي خواند،داشت دنبال گوهرهاي گرانبها مي گشت.دلش از رنگهاي لباس زده شده بود و دنبال رنگ خدا مي گشت.آخه تو به من بگو آن همه نقش و نگار اگه منو به نگار نرسونه حتما به شيطان مي رسونه! چشمانش برق مي زد،اميد به زندگي و تغيير وجود پاكش را پر كرده بود..من ميتونم قران ياد بگيرم و به بقيه ياد بدم.اون وقت برام صدقه جاريه مي شه! صداي تند تند نفس هايش مي آمد..من مي تونم به بچه ها و شوهرم كمك كنم تا نماز بخونن!يك ريز مي گفت و مي گفت.او داشت سرور خانه ي خود مي شد.انسانيت و شوق به دعوت از وجودش مي باريد.چونان باران اريب تابستان نبود كه رعد و برقي بزند و جرعه اي اينجا و جرعه اي در جاي ديگر ببارد كه در مجموع ممكن نبود به كار آيد.زمستاني مي باريد،نرم و لطيف.اثر كلامش كه از دلي نقي مي آمد بر صافي دلها نازل مي شد.پرشكوه و استوار به در مي كوبيد و خداوند با او هميشه در ارتباط بود.آه كه هستي به خاطر او زيبا شده بود.سبحان الله و الحمد لله! فروردين 88 |+|
بهار نو
این بهار نو بعد برگ ریز را که به قول مولانا برهان رستاخیز طبیعت و برهان قیامت کبری است انشا الله بتوانیم با رستاخیز جان و روح خود در سال جدید،سال 1388 پیوند بزنیم.
نوروز پیروز
|+|
|
| Powered By BLOGFA - This Template Designd By Reza Aminzadeh |